
طلسمِ فریب؛ وقتی رمالی با نقاب دین وارد میدان میشود
از فال و دعانویسی تا «موکلبازی»؛ چگونه بازار خرافه با سوءاستفاده از ایمان مردم، عقل جامعه را هدف گرفته است
در سالهای اخیر، شکل تازهای از یک فریب قدیمی دوباره در جامعه پررنگ شده است. رمالی، فالگیری، دعانویسی و آنچه این روزها با نامهایی مانند
«موکلبازی» یا «احضار موکل» تبلیغ میشود؛ پدیدهای که نهتنها پایه علمی ندارد، بلکه اغلب با سوءاستفاده از باورهای دینی و مذهبی مردم گسترش
پیدا کرده است.
روزگاری فال قهوه و کارتهای تاروت ابزار این بازار بودند؛ امروز اما برخی مدعیان با استفاده از واژههایی مانند «دعای قرآنی»، «علوم غریبه»، «گشودن
بخت»، «بستن زبان دشمن» یا حتی «ارتباط با موکلان و نیروهای غیبی» تلاش میکنند به ادعاهای خود رنگی مذهبی بدهند. اما واقعیت تغییر نکرده
است:
به نظر می رسد این بازار بر پایه فریب، القای روانی و سوءاستفاده از امید و نگرانی مردم شکل گرفته است.
در علوم رفتاری، پدیدههایی مانند اثر بارنوم (بیان جملات کلی که برای بسیاری از افراد قابل انطباق است) و سوگیری تأییدی توضیح میدهند
که چرا برخی افراد تصور میکنند پیشگوییها یا دعاهای این افراد «اثر کرده است». در واقع، ذهن انسان تمایل دارد مواردی را که با انتظارش همخوانی دارد
به یاد بسپارد و موارد نقضکننده را نادیده بگیرد.
شاید خطر اصلی زمانی شکل میگیرد که این ادعاها لباس دین و تقدس به خود میگیرند. استفاده ابزاری از نام خدا، آیات قرآن یا اصطلاحاتی مانند
«موکل»، «دعای خاص» و «نسخه معنوی» برای گرفتن پول یا نفوذ در زندگی مردم، نهتنها یک سوءاستفاده مالی است، بلکه تحریف آشکار باورهای
دینی نیز محسوب میشود. دین در سنتهای اصیل خود همواره انسان را به تعقل، اخلاق و مسئولیتپذیری دعوت کرده است؛ نه به سپردن سرنوشت
به کاغذهای طلسم یا وعدههای رازآلود.
تجربه جهانی نشان میدهد که افزایش سواد علمی و تقویت تفکر انتقادی بهترین راه مقابله با این چرخه فریب است. رسانهها، دانشگاهها و
نهادهای اجتماعی در بسیاری از کشورها با روشنگری مداوم توانستهاند بازار خرافه را کوچکتر کنند
حقیقت ساده اما مهم است: هیچ دعانویس، رمال یا مدعی «موکل» نمیتواند جای علم، عقل و تخصص را بگیرد. مشکلات واقعی زندگی راهحلهای
واقعی میخواهند؛ از دانش و مشاوره حرفهای گرفته تا تصمیمگیری آگاهانه.
اگر جامعهای سالم و آیندهای روشن میخواهیم، باید مرز روشنی بکشیم:
ایمان جای خود را دارد، علم جای خود را؛ و بازار خرافه و موکلبازی جایی در میان این دو ندارد.
نوشته: دکتر سید مازیار میر
محقق و پژوهشگر
