
مزدافر مومنی کیست و ایا می توان به حرفهایش اعتماد نمود
بارها از اقای مزدافرمومنی از طریق شبکه های اجتماعی
و اینجا درحواست مناظره در کافه مناظره شده است که پاسخگو نبوده اند
نگاهی به آموزه های مزدافر مومنی
ایا مزدافرمومنی صادقانه و علمی صحبت می کند….
رویه مزدافرها چگونه است…
#دکترمازیارمیر
با توجه به سوالات گسترده ایی که در مورد این شخص از ما پرسده شده است باید بگویم اول ما به دنبال تضادها و تعیین اعتبار علمی و عملی سخنان
این فرد بوده ایم هیچ نقطه نظر شخصی وجود نداشته و ندارد و ایشان از نظر من با ادب و مرد خوبی به نظر می رسد اما شاید در مورد اعتبار علمی
سخنان ایشان و نظرات و ایده ها و مزدافرها…
شخصیتهایی که این روزها با کم و کاستیهای عمیق و غیرقابل چشمپوشی علمی ظهورمی کنند و صد البته ما قصد توهین و تخریب نداشته و نداریم و
صرفا بر اساس سخنان و فیلمها و …. برداشت های شخصی مازیارمیر را مطالعه می فرمائید و هیچ نقطه نظر شخصی وجود نداشته و ندارد و انتخاب و
قضاوت نهایی را به خوانندگان و بینندگان عزیز محول می نمائیم.
لطفا مقاله اکهارت تله زیر ذرهبین عقلانیت مطالعه فرمائید.

مزدافرمومنی
کم و کاستیهای عمیق و غیرقابل چشمپوشی
مزدافر، شخصیتی که در فضای مجازی بهعنوان یک “متفکر”، “فیلسوف” یا حتی “رهبر معنوی” شناخته میشود،البته با کپی بی عیب و نقصی از سخنان
اکهارت تُله …. البته به شخصه اساسا معتقدم که تله را نمیتوان صرفاً یک مدرس و معلم معنوی ساده یا حتی یک نظریهپرداز بزرگ دانست. او بیشتر
فقط و فقط نقش واسطه فرهنگی است و نه چیزی بیشتر …..
متاسفانه بسیار از عزیزان ادعا میکند که او دارای دانشی فرازمینی و جامع در حوزههای مختلف است….. ایشان تقریبا در مورد همه چیز نظر می دهند. از
جمله سلامت، روانشناسی، متافیزیک، علم و فلسفه است. با این حال، بررسی دقیق این مدل از اظهارات نشان میدهدکه ادعاهای ایشان نهتنها فاقد
هیچ گونه پشتوانه علمی هستند، بلکه میتوانند اثرات بسیار وحشتناک و منفی و خطرناکی بر زندگی افراد و در نهایت حتی به آسیب شدید و مرگ
منتهی شود و …… درادامه، بهصورت تفصیلی به انتقاد از کم و کاستیهای سخنان و اندیشه های مزدافرمومنی خواهیم پرداخت . مازیارمیر
دخالت در امور پزشکی به چه معنا است؟
باید بدانید که چنانچه فردی بدون داشتن مجوز اشتغال به امور پزشکی و دارویی و بدون داشتن مدرک دانشگاهی در این رشته اقدام به انجام امور پزشکی
و درمانی نماید،
در این صورت این فرد مرتکب عمل مجرمانه دخالت کردن در امور پزشکی شده است. نکتهای که باید به آن توجه داشته باشید این است که اگر فرد در انجام
امور پزشکی کاملاً متخصص و باتجربه باشد و مرتکب هیچ قصور و بیاحتیاطی در این زمینه هم نشود، اما باز هم اگر پروانه نظام پزشکی را نداشته باشد،
عمل او دخالت کردن در امور پزشکی محسوب میشود و پیگرد قانونی دارد. برای مثال امروزه در مراکز زیبایی بسیاری اقداماتی مانند بوتاکس، خالبرداری و
سایر موارد اینچنینی انجام میشود بدون اینکه کسی که این کارها را انجام میدهد مجوز پزشکی داشته باشد.با این توضیحات مزدافرمومنی در این
عرصه گناهکار به نظر می رسد…..
ما در چند فصل سعی در آنالیز سخنان ایشان داشته و قضاوت را هم در نهایت به شما واگذار می کنیم.
زنگ خطر برای من وقتی به صدا درآمد که ایشان با یک پیج فیک اینستاگرامی کاملا فیک و برنامه ریزی شده دست به یک کار گسترده و هزینه بر تبلیغاتی
زدند و با کمپین بسیار هوشمند و هزینه بر میلیاردی در اینستاگرام مانند عباسمنش و ماهان تیموری و فروش ثروت به مردم فقیر خود به نان و نوایی
رسیدند….
پیجهای هم عرض و فن پیج های متعدد با یک سری کاربر ثابت و متغییر و مردمی که به سهولت دانسته یا ندانسته فریب می خورند…..
در ادامه ما در چند فصل آتی سعی در آنالیز علمی و عملی سخنان ایشان داشته و قضاوت را کاملا به شما واگذار می کنیم.
فصل نخست
فقدان تحصیلات و تخصص علمی
مزدافر هیچ مدرک علمی یا تحصیلات رسمی در حوزههایی که درباره آنها صحبت میکند نداشته و ندارد. این موضوع یکی از بزرگترین نقاط ضعف اوست و
بهطور مستقیم اعتبار اظهاراتش را زیر سؤال میبرد.
– یک مثال:
درباره موضوعاتی مانند فیزیک کوانتوم، بیوشیمی، یا پزشکی، مزدافر بدون هیچ گونه پشتوانه علمی صحبت میکند. این امر نهتنها
نشاندهنده بیتجربگی اوست، بلکه میتواند باعث گمراهی عموم شود و با رفرنس های معیوب و گاها در کلاس جهانی مخدوش و مردود حرفهایش را
رنگ و بوی علمی می پوشاند.
– اثرات منفی:
وقتی یک فرد بدون تخصص در حوزههای علمی پیچیده اظهارنظر میکند، خطر انتشار اطلاعات نادرست و گمراهکننده بسیار بالا است. این رویکرد نهتنها از
دیدگاه علمی قابل انتقاد است، بلکه میتواند بهعنوان یک نوع “کلاهبرداری فکری” تلقی شود.
نقد دکترمازیارمیر:
مزدافر بهجای تلاش برای یادگیری و ارتقای دانش خود، از تبلیغات و لحن قاطع استفاده میکند تا اعتبار خود را افزایش دهد. این رویکرد نهتنها غیرحرفهای
است، بلکه از اخلاق علمی هم کاملاً دور است ضمن اینکه در عالم علم هیچ قطعیتی اساسا وجود ندارد….

فصل دوم
استفاده از اصطلاحات به ظاهر علمی
مزدافرمومنی غالباً از اصطلاحات علمی و تخصصی استفاده میکند که برای بسیاری از مخاطبان غیرقابل درک هستند. این سوءاستفاده از اصطلاحات علمی نهتنها باعث سردرگمی مخاطبان میشود، بلکه میتواند بهعنوان یک ابزار برای تأیید ادعاهای نادرست به کار رود.
– یک مثال بسیار ساده:
ادعای او مبنی بر اینکه “جوش شیرین میتواند pH بدن را تنظیم کند” یک نمونه از سوءاستفاده از اصطلاحات علمی است. pH بدن توسط سیستمهای پیشرفته تنظیمکننده طبیعی (مانند کلیهها و ریهها و ….. ) کنترل میشود و مصرف جوش شیرین هیچ تأثیر اساس چه مستقیم و حتی غیر مستقیم بر آن ندارد با جوش شیرین به جنگ تولید دارو علم پزشکی و کم مانده به جنگ کل هستی برود……
– اثرات منفی:
این نوع اطلاعات میتواند باعث شود که افراد بهجای مراجعه به پزشکان متخصص، به روشهای نادرست و غیرعلمی روی بیاورند.
نقد مازیار میر
مزدافر با استفاده از اصطلاحات علمی بهصورت نادرست، بهراحتی اعتماد عمومی را به خود جلب میکند. این رویکرد نهتنها نامناسباست، بلکه میتواند
بهعنوان یک نوع تقلب فکری مطرح شود.

فصل سوم
تجاریسازی معنویت
مزدافر اغلب از ادعاهایش برای تجاریسازی استفاده میکند. او دورههای آموزشی، کتابها و محصولات مختلفی را به فروش
میرساند که ادعا میکند میتوانند به افراد کمک کنند تا به “آگاهی معنوی” یا “سلامت کامل” دست یابند. این دورهها و محصولات
غالباً قیمت بسیار بالایی دارند و بدون هیچ ضمانت علمی به فروش میرسند و بیشتر به نظر می رسد که فقط یک کاسبی سیاه
است و….
– مثال:
دورههای آموزشی او درباره “شفای انرژی” یا “تنظیم چاکرها” بدون هیچ پشتوانه تجربی یا علمی هستند، اما بهعنوان راهحلهای جادویی به مخاطبان فروخته میشوند.
– اثرات منفی:
این نوع تجاریسازی باعث شده است که بسیاری از افراد پول خود را صرف خرید محصولاتی کنند که هیچ ارزش واقعی ندارند.
نقد دکترمیر
مزدافر با تجاریسازی معنویت، بهراحتی از ناآگاهی مردم سوءاستفاده میکند. این رویکرد نهتنها از دیدگاه اخلاقی قابل انتقاد است، بلکه میتواند
بهعنوان یک نوع کلاهبرداری مالی تلقی شود و همچنین مداخله در امور پزشکی و ….

فصل چهارم
استفاده از ترس و احساسات
مزدافر اغلب از ترس و احساسات مخاطبان برای جلب توجه استفاده میکند. او ادعا میکند که جهان در حال فروپاشی است،
بیماریها بهسرعت در حال گسترش هستند و تنها راه نجات، پیروی از نظریات اوست. این رویکرد باعث میشود که افراد بهراحتی
تحت تأثیر قرار بگیرند و به دنبال راهحلهای او بروند.
– مثال:
ادعای او مبنی بر اینکه “بدون استفاده از روشهای او، انسانها نمیتوانند به سلامت واقعی دست یابند” یک نمونه از ترسزدگی است.
– اثرات منفی:
این نوع اطلاعات میتواند باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در افراد شود و آنها را از روشهای علمی و معتبر دور کند.
نقد دکترمیر
استفاده از ترس و احساسات برای جلب توجه، یکی از بیاخلاقترین روشهای تبلیغات است. این رویکرد نهتنها نامناسب است، بلکه میتواند به سلامت
روان افراد آسیب های جدی و جبران ناپذیری وارد کند.
فصل پنجم
فقدان شفافیت و منابع
مزدافر اغلب از منابع علمی استفاده نمیکند و اظهارات او بدون هیچ ارجاعی به مطالعات یا تحقیقات معتبر ارائه میشود.منبع
انفرادی افرادی است که در عالم علم هیچ جایی نداشته اساسا منبع معتبری هم نیستند. این امر باعث شده است که ادعاهای او
قابل بررسی و ارزیابی نباشند.
– یک مثال:
به نظر شما ادعای مزدافر درباره تأثیر فستینگ بر طول عمر بدون ارجاع به هیچ مطالعه علمی یا تحقیق معتبر است ایا به سخن و حرف است
– اثرات منفی:
فقدان شفافیت باعث شده است که اظهارات او بهسادگی قابل رد یا تأیید نباشند و بهعنوان اطلاعات نادرست شناخته شوند.
نقد دکترمیر
عدم ارائه منابع معتبر و شفافیت در اظهارات، یکی از بزرگترین نقاط ضعف مزدافر است. این رویکرد نهتنها نامناسب است، بلکه میتواند بهعنوان یک نوع
تقلب فکری مطرح شود.
فصل ششم
عدم پذیرش هرگونه انتقادی
مزدافر هرگز انتقادات علمی یا منطقی را بهصورت علنی پذیرفته یا به آنها پاسخ نداده است. این موضوع نشاندهنده عدم احترام او
به علم و منطق است.گویی او وحی منزل را بیان می کند و علائمی دال بر خود شیفتگی مزمن را نشان می دهد.
– یک مثال ساده:
وقتی از او خواسته میشود که شواهد علمی برای ادعاهایش ارائه دهد، او بهجای پاسخ دادن، به استفاده از توهین یا نادیده گرفتن انتقادات میپردازد.
– اثرات منفی:
این رویکرد باعث شده است که اعتبار او در میان افرادی که به دنبال اطلاعات معتبر هستند، کاملاً زیر سؤال برود.
نقد دکتر میر
عدم پذیرش انتقاد نشاندهنده این است که مزدافر بهجای تلاش برای ارتقای دانش خود، به دفاع از ادعاهای نادرست خود میپردازد. این رویکرد نهتنها
غیرحرفهای است، بلکه از اخلاق علمی کاملاً دور است.
جمع بندی نهایی
مزدافر بهعنوان یک شخصیت محبوب در فضای مجازی، با ادعاهای بزرگ و جذاب و گاها دروغین و محیر العقول و زود بازده
و…..خود توانسته است بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، بررسی دقیق اظهارات او نشان میدهد که
ادعاهای او نهتنها فاقد هیچ پشتوانه علمی و عملی نیستند، بلکه میتوانند اثرات بسیار منفی و خطرناکی بر زندگی افراد و جامعه داشته
باشند. فکر می کنم که مزدافر فقط بهعنوان یک شخصیت مطرح در حوزه معنویت و سلامت، بیشتر بهعنوان یک “شومن” یا
“تبلیغکننده تجاری” شناخته میشود تا یک متفکر یا فیلسوف واقعی. پیشنهاد میشود که افراد قبل از پذیرش ادعاهای او، به منابع علمی و معتبر مراجعه کنند….
مراقب باشید و هرگز اعتماد نکنید و فریب هم نخورید….



بسیاری از پزشکان با مدارک معتبر جهانی از پس درمان ساده بیماریها و تشخیص درست عاجزند . و گاهی با مطاعات بسیار و بدون مدارک دانشگاهی می توان به علم درست و پایدار دست یافت. با توسعه فضای مجازی و دسترسی آسان انسانها به منابع علمی ، بگذارید درست و غلط را خود مردم تشخیص دهند . نه اینکه با کلکسیون و قابهای مدارک و افتخار صرفا کاغذی ، افراد را زیر سوال ببرید . شما که دارای مدرک معتبر هستید سمینار بگذارید . فرصت دارید . مدرک دارید . مردم هر دو سمینار را شرکت میکنند و خودشان تشخیص میدهند کدام را دنبال کنند. این گوی و این میدان . در کنج خانه و مطب نشسته اید فقط انتقاد می کنید .
سلام
عرض ادب و احترام
این ادعا که “مطالعات غیرآکادمیک میتواند جایگزین آموزش ساختاریافته پزشکی شود” از نظر اپistemologically نادرست و از منظر عملی خطرناک است. پزشکی مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Medicine) تنها در چارچوب روششناسی علمی، بازبینی همتا و اعتبارسنجی سیستماتیک قابل تحقق است.
سه خطای معرفتشناختی اصلی این گزاره:
۱) مغالطه توسل به دموکراسی: حقیقت علمی با رایگیری تعیین نمیشود
۲) مغالطه false equivalence: برابری قائل شدن بین اطلاعات اعتبارسنجی شده و محتوای غیراستاندارد
۳) غفلت از مفهوم Dunning-Kruger: بیاطلاعی از محدودیتهای دانش شخصی
پیامدهای عملی این نگرش شامل افزایش تشخیصهای نادرست، تأخیر در درمان و ترویج شبهعلم است. شبکههای اجتماعی فاقد مکانیزمهای ضروری برای فیلتر کردن اطلاعات نادرست پزشکی هستند….
انشاالله همیشه موفق باشید
دقیقا👏
و البته پر واضح است که این نقدهایی که در این صفحه وجود دارد برای بالا بردن ویو و دیده شدن صفحه است . شما از نام استاد و انتقاد غلط بر ایشان سو استفاده میکنید تا نام ایشان در صفحه شما اعتبار صفحه را بالا ببرد .
سلام و درود بی پایان
بزرگترین بدبختی ما در این کشور این است که ما همه بدون مطالعه حرف می زنیم
لطفا این سایت زیر و رو کن و ببین با بیش از 4000 مقاله چیزی برای فروش پیدا کردی یا دیدن به ماهم بگو …
من در این سایت کوروش کمپانی را نقد و سپس به دادگاه رفتم ان روز هم مانند شما به من تاختند و مرا به دادگاه احضار نمودند و ….
. **تبلیغ روانشناسی زرد و فریب مردم**:
مزدافر مومنی با ترویج کتابها و مطالب روانشناسی زرد، به عمد مردم را گمراه میکند. این محتوای سطحی و غیرآکادمیک، تنها باعث ایجاد امیدهای واهی و تقویت جهل در جامعه میشود. چنین افرادی با استفاده از ضعفهای روانی مردم، به دنبال منافع شخصی هستند.
**شخصیتهای غیرآکادمیک و خطرناک**:
افرادی مانند مومنی، بدون هیچ پایه علمی معتبر، خود را به عنوان مرجع روانشناسی معرفی میکنند. این اقدام نه تنها حرفهای نیست، بلکه تهدیدی برای سلامت روان جامعه محسوب میشود. آنها با ارائه راهحلهای سریع و ساده، مردم را از پیگیری روشهای علمی و درمانهای واقعی دور میکنند.
اما برویم سراغ خدای ثانی شما مزدافر مومنی با سوءاستفاده از نام اساتید و ترویج روانشناسی زرد، به طور سازمانیافته مردم را ….. میدهند. ایشان با ارائه مطالب غیرآکادمیک و سطحی، نه تنها مشکلی را حل نمیکنند، بلکه بر مشکلات روانی جامعه دامن میزنند. این اقدامات غیراخلاقی و خطرناک باید هرچه سریعتر متوقف شود. من خود یکی از افرادی هستم که از این حرفهای پوچ و مزخرف به شدت اسیب دیده ام
همیشه سلامت باشید فکت علمی بیار کل این سایت پاک می کنم اسمم را هم عوض می کنم که بسیاری از مطالبی که من نقد کرده ام اشتباه است البته که برخی از حرفهای ایشان با کپی خارجی مو نمی زند و صحیح است همین….
من خودم دو بار به متخصص مغز و اعصاب برای مشکل سردرد و بعدش فراموشی بعد از سردرد مراجعه کردم و از هیچکدام نتیجه نگرفتم همینطوری نا امیدانه که داشتم در خیابان می رفتم چشمم به یک طبیب سنتی افتاد داخل شدم ولی با ترس چون از به آقایانی مثلا علمی مثل شما خیلی اعتقاد داشتم مساله را با ایشان مطرح کردم گفت خونت غلیظ شده بیا حجامت کنم من با ترسی داشتم قبول کردم اولین باری که حجامت شدم و از مغازش بیرون اومدم به انداز ه ای سرحال بودم که می خواستم وسط خیابون آواز بخونم مدارکی با یه دبه پنیر حیوانی بدست میاد نمیشه خیلی به اون مدرک اعتماد کرد اون مدرکها به فکر تامین هزینه ی همون دبه پنیرند
سلام
درود بر شما
با خون دادن هم می توانستید به همین حس برسید….
چند بار دیگه حجامت کنی دچار کم خونی می شوید باید بدنبال حل مشکلتان باشید
درود و هزاران بدرود
با همین کامنت جنابعالی نشان دادید که چکاره اید.. کدام کامنت؟!
همینکه فرمودید حجامت کنید تا دچار کم خونی بشوید. این دقیقا سیاست کثیف بهداشت جهانی و زیردستانش در اقصی نقاط جهان میباشد که با طب سنتی میجنگن. و با هرچیزی که از ریشه باعث بهبودی و سلامت افراد میشود برخورد میکنن.
بسیاری از خوراکیهای مضر و بالا برنده فشار خون رو سالم نشان میدن، مثل نمک تصفیه شده. و بالعکس نمک دریا رو که طبیعی و ضد فشار خونه مضر نشون میدن.
آقای پروفسور؛ حجامت رو کسی هرروز انجام نمیده که اینقدر زود از کوره در میرید و برای طب سنتی گارد میگیرید. و همینطور حجامت خون کثیف رو خارج میکنه ولی خون دادن طبیعی ترکیبی از خون تمیز و کثیفه…
فواید حجامت رو خودتونم میدونید ولی منافعتون ایجاب نمیکنه که به زبان بیارید. پس با همون مدارک کاغذی خوش باشید و با جان مردم کاسبی کنید تا داروهایتان به فروش برسه.
هرچه بیماری بیشتر ….. تجارت پرسود دارو هم بیشتر.
سلام،درود بر شما
از اینکه دیدگاهتان را نوشتید و مرا پروفسور ناامیدی ممنونم من یک دانشجوی ترم اولین و همیشه خواهم ماند. گفتوگو دربارهٔ طب سنتی وقتی بر پایهٔ استدلال باشد، قطعاً ارزشمند است. اما وقتی صحبت از سلامت مردم به میان میآید، باید شفاف و بیپروا حرف زد.
۱. دربارهٔ حجامت: بیایید صادق باشیم.
اینکه به کسی توصیه کنیم «حجامت کن انگار وحی منزل است »، از نظر پزشکی مصداق بارز دخالت غیرمسئولانه در سلامت یک فرد است. خونریزیِ مکرر و کنترل نشده، بدن را دچار فقر آهن، ضعف سیستم ایمنی و افت فشار میکند. اینکه برخی پس از حجامت احساس بهبود میکنند، پدیدهای شناخته شده به نام “اثر دارونما” (Placebo Effect) است—یعنی باور ذهنیِ مثبت، که گاهی علائم را موقتاً کاهش میدهد، اما ریشهٔ بیماری را درمان نمیکند.
اگر کاهش فشار خون یا “تصفیهٔ خون” هدف است، اهدای خون روشی علمی، ایمن و انسان دوستانه است که همان اثر را دارد، بدون خطر انتقال بیماری یا عفونت. مصرف منظم و کنترل شدهٔ آسپرین نیز میتواند جریان خون را بهبود بخشد. پس چرا باید روشی را تبلیغ کرد که مستندات علمیِ کافی برای اثربخشی اش وجود ندارد و ممکن است به بیمار هم آسیب بزند؟
۲. طب سنتی در ترازوی نقد:
من با استفادهٔ خردمندانه از گیاهان دارویی، اصلاح تغذیه و تجربه های نسلهای گذشته کاملاً موافقم. اما مرز باریکی میان “طب سنتیِ مستند” و “خرافاتِ بسته بندیشده” وجود دارد. تجویز موادی مانند “شاش شتر” یا تکیه بر نسخه هایی که ریشه در جهل و نادانی دارند، نه تنها علمی نیست، که ضربهٔ مهلکی به باور عمومی به پزشکی وارد می کند.
اگر قرار باشد با نسخه های هزار سال پیش سراغ درمان کرونا یا ایدز برویم، نتیجه چیزی جز فاجعه نخواهد بود.چع بسیار اطلاع سنتی که بر اساس همین باور جان دادند خون کثیف وخونتمیز در چرخه خونی اساسا وجود ندارد
۳. دربارهٔ ادبیات گفتگو:
برخی منتقدان، هر نقدی به باورهایشان را توهین تلقی میکنند. اما باید تفاوت را فهمید: توهین، ناسزاگفتن به شخص است؛ نقد، زیر سؤال بردن یک عقیده یا روش است. من عقیده ندارم که حجامت یک شبهد رمانیِ معجزه آسا است، چون علمِ روز آن را تأیید نمیکند. اگر این حقیقت برای کسی تلخ است، شاید بهتر باشد بهجای برچسبزدن، به مستندات علمی مراجعه کند.
در پایان:
بهبودی یک فرد با یک روش سنتی، قابل احترام است. اما ملاک طبابت، تجربهٔ فردی نیست؛ ملاک، سلامت جمعی و شواهد علمیِ تکرارشونده است. اگر تجربه ای با اصول علمی همخوانی ندارد، نمیتوان آن را به عنوان یک راهکار عمومی تجویز کرد. مسئولیت ما در قبال سلامت مردم، سختگیری علمی است، نه تأیید هر باوری که در میان مردم رایج است. و دنبال کردن چرایی مقدس
آقای دکتر میر بسیاری مقالات در سامانه ISI در مورد حجامت وجود داره که تایید کردن حجامت باعث درمان کم خونی می شه نه باعث کم خونی. چون مغز استخوان های پهن رو تحریک و باعث افزایش تولید گلبولها قرمز می شه. مشکل جامعه پزشکی اینه که نمی تونن باور کنن بسیاری از آموزش های کتب رفرنسی که در دانشگاههای معروف پزشکی منتشر و تدریس میشه برای حفظ و کنترل بیماری ها استوار شدن (بخصوص بیماری های اتوایمنیون) و نه درمان قطعی. و به شدت به جنگ طب سنتی و اسلامی میرن و هیچ تلاشی برای تقریب و کالیبراسیون طب سنتی و مدرن انجام نمی دن. بارها جبهه گرفتن پزشکان بخصوص پزشکانی که دارای مسئولیت در وزارت بهداشت هستن بودم. مثال دیگش تل گیری که چند بار گزارش5خراسان را دیدم که رفتن منزل تل گیر که گفتن شیاده و این کار باعث انتقال بیماری می شه و هیچ پایه علمی نداره و … در صورتیکه همین کار تل گیری را در کشورهای اروپایی به عنوان درمان های خانگی به خانواده ها آموزش میدن با یک وسیله ای مثل آنس که نوکش یک لامپ ال ای دی داره و باهاش ذرات چرک و عفونی شده رو از لایه های گلو در اطراف لوزه ها خارج می کنن که باعث درمان تب و گلو درد و لوزه های بزرگ شده می شه. نه اینکه برن لوزه را عمل کنن یا شش ماه آنتس بیوتیک های قوی و مضر رو تجویز کنن که هیچ نتیجه ای هم نداره . این لوزه و تب و …. تو 7 تا بچه های خودمون و فامیل بود که هر کس این کارو کرده خوب شده.
سلام عرض ادب
به شدت معتقدم که پرسش شما دقیقاً در نقطهی تنش میان «اپیستمولوژی پزشکی مدرن مبتنی بر شواهد» و «پزشکی تجربی–سنتی مبتنی بر مشاهده بالینی تاریخی» قرار دارد. اولاً درباره حجامت و کمخونی در پایگاههایی مانند PubMed و Scopus مطالعاتی وجود دارد که نشان میدهد wet cupping ممکن است از طریق فعالسازی پاسخ التهابی خفیف، افزایش اریتروپوئیتین (EPO) و تحریک هماتوپوئز جبرانی، در برخی مدلها موجب افزایش رتیکولوسیت شود؛ اما این یافتهها عمدتاً کوچکنمونه، غیرچندمرکزی و فاقد کارآزمایی تصادفیسازیشده با توان آماری بالا هستند. در مقابل، هماتولوژی کلاسیک هشدار میدهد که هرگونه خونگیری در فرد دارای فقر آهن اثباتشده میتواند آنمی را تشدید کند؛ بنابراین تعمیم گزاره….درمان کمخونی/بدون تفکیک نوع آنمی (فقر آهن، مگالوبلاستیک، آنمی بیماری مزمن…) از نظر علمی تعمیم نارواست. ثانیاً ادعای اینکه پزشکی مدرن صرفاً «مدیریت بیماری» را دنبال میکند، بخشی از واقعیت و بخشی سادهسازی است؛ در بیماریهای مزمن و خودایمنی واقعاً cure قطعی نداریم و درمانها disease‑modifying هستند (مانند بیولوژیکها در RA)، ااما این ناشی از پیچیدگی ایمونولوژی است نه اراده سیاسی برای کنترل. ددر مورد «تلگیری/خارجسازی debris لوزه»: در ENT مدرن مفهومی به نامtonsillolith removal وجود دارد و ابزارهای irrigator یا suction خانگی هم در برخی کشورها فروخته میشود؛ اما تفاوت کلیدی دراستانداردسازی استریلیتی، ارزیابی ریسک خونریزی، و افتراق آبسه پریتونسیلار است. آنچه رسانهها نقد میکنند، فقدان پروتکل ایمنی و نظارت بالینی است، نه اصل تخلیه دبریها. نکته دیگر اما اینجاست: نزاع میان این دو گفتمان بیشتر «سیستمی» است تا «علمی»؛ زیرا پذیرش یک مداخله مستلزم عبور از فیلتر RCT، متاآنالیز و گایدلاینهای Cochrane است، و بسیاری از مداخلات سنتی هنوز وارد این چرخه تولید شواهد نشدهاند. راهحل نه نفی سنت است نه انکار علم، بلکه طراحی کارآزماییهای تطبیقی (Comparative Effectiveness Research) با بیومارکرهای عینی، کورسازی مناسب و پیگیری طولی است تا ادعا از سطح تجربه فردی به سطح سیاستگذاری سلامت ارتقا یابد. بدون این مسیر، هر دو سوی منازعه در قلمرو باور باقی میمانند، نه در قلمرو علم…..
درود بر شما دکتر میر نظرات شما کاملا منطقی است منتها طب سنتی هم تا حدودی بعنوان یک تغذیه کار راه انداز هست اما نه قطعی دکتر من در مورد خام گیاه خواری و آب درمانی کاملا دیدم کسایی درمان شده بیماری لامپ علاج شون هیچی قطعیت نداره پس بهتره محتاطانه عمل کرد
سلاممممم
سخنان شما سرشار از خرد، تعادل و واقعبینی است. درست میفرمایید؛ در جهان طب و سلامت، هیچ راهحل مطلق و قطعی وجود ندارد و همین حقیقت، ارزش رویکرد محتاطانه و علمی شما را چند برابر میکند. خامگیاهخواری، آبدرمانی و بسیاری از شیوههای طبیعی، میتوانند بخشی از مسیر بهبود باشند، آن هم زمانی که با آگاهی، نظارت و عقلانیت همراه شوند.
تجربههای موفقی که اشاره کردید، وجود دارند و قابل انکار نیستند؛ اما همانطور که فرمودید، این موفقیتها دلیل بر «قطعیت» نیستند، بلکه نشانهای هستند از اینکه بدن انسان ظرفیتهای شگفتانگیزی برای بازسازی و ترمیم دارد.
زیبایی نگاه شما در همین نکته است که با وجود مشاهده نتایج مثبت، همچنان به اصل محتاطانهٔ طلایی وفادار هستید:
نه انکار کامل، نه پذیرش مطلق.
این همان رویکردی است که در سراسر جهان امروز بهعنوان بهترین مدل تصمیمگیری در سلامت پذیرفته شده است؛ یعنی ترکیب طب علمی با روشهای مکمل مفید، آن هم با سنجش، نظارت و تعادل.
بهراستی چنین نگرشی هم بالغ است، هم سازنده، و هم محترمانه نسبت به تجربه دیگران.
سلام آقای دکتر ، بسیار عالی و درست میفرمایید ایشون یک کلاهبردار واقعی و به تمام معنی است که از عدم دانش و درک مردم سواستفاده می کند برای کلاسها و کارگاههای چندصد میلیونی خودشان
در راه روشن گری خود پیوسته موفق باشید
سلام و درود بر شما
از معرفی خودت و خانواده آت صمیمانه متشکرم
عجالتا فقط بیشتر مراقب خودت باش
موفق باشی
خاموش باش…..راه خودت رو برو چیکار داری؟؟؟فضولی؟؟بتوچه
سلام و عرض ادب و احترام
انشاالله همیشه سلامت و پیروز و موفق باشید
پر واضحه که شما در حال مفت بری از این فرد هستید..انقدر هم وقت اضافه دارید که یه کامنت نیم خطی رو در ۲ صفحه جواب میدید!!!..
فاقد اهمیت👎
سلام
عرض ادب و احترام
قطع به یقین کتاب خاویر کلمنت برای شما مناسب است.
قطعا در این سایت مزدافر مومنی ها تا محمدعلی طاهری و یا محمدعلی اکبری و بابک آذر ….
به تفضیل مورد واکاوی قرار می گیرد تا مردم بفهمند با کی و چی طرف هستند
برای شما و کلیه افرادی هم که با ایمیل جعلی پیام می فرستند دارم
اگر دین ندارید آزاده باشید
من الله توفیق
بقول احمدی نژاد آب بریز اونجایی که میسوزه
سلام یحی جان
حداقل با ایمیل صحیح پیام ارسال می فرمودید….
اما در نهایت از معرفی پدر و مادر و تربیت خانوادگی…
دقیقتان برگرفته از شیپوه آموزشی و پیروان مزدافرها…
بینهایت سپاسگذارم
شمامغزتون شستشو داده شده جناب نه ما
سلام و درود
حق با شما است
اما بد نیست بدانید که این مقاله صرفا برداشت شخصی من نبوده و نیست
این مقاله برداشتهایی از این موضوعات است که مزدافرمومنی از رفرنس های روانشناسی زرد کپی نموده است
بد نیست با اسم خودتان و ایمیل درست واقعی پیام ارسال فرمائید
بزرگترین دست آورد مزدفرها تربیت هوادارانی است که….
درود و هزاران هزار بدرود
آقای دکتر به بعضی ها پیشنهاد بده بگو برن داستان جلال آل احمد کرم شب تاب و بوزینگان را بخوانند اینا لذت میبرند خودتو اذیت نکن
سلام و درود بی پایان
واقعا پیروان مزدافر هم مانند خودش هستند فقط توهین و فحاشی و ناسزا گویی … نرود میخ آهنی بر سنگ ممنونم که هستید
این تحلیل یک طرفه حتی ارزش دیدگاه گذاشتن هم نداشت افرادی مثل شما که یک واژه دکتر پشت اسمشون میزارن دچار توهم دانایی هستید و فکر می کنید می تونید هر کسی که ازش
خوشتون اومد تایید کنید و اگر به هر دلیلی نیومد رد کنید. محتوای بی پایه و
اساس و یکطرفه و استفاده از واژه مزدافرها و جمع بستن بسیار غیر علمی و غیر منطقی و ایجاد یک گروه بندی بی پابه و اساس نشان از نادانی نویسنده دارد.
سلام
عرض ادب و احترام ممنونم از بودنتان و متاسفم اری بسیار متاسفم که باعث رنجش شما شدم
… و اما بعد # تحلیل انتقادی: «مزدافرها»، شبه علم و روانشناسی زرد در ایران
هستهٔ انتقادی:
آنچه شما «جرئت نقدنکردن» مینامید، ریشه در یک *نظام سکوت ساختاریافته* دارد – سیستمی که به سه شکل عمل میکند:
اول
اقتصاد ترس در فضای دانش
«مزدافرها» (واژهای که خود نیاز به واکاوی بیشتری دارد) نه صرفاً افراد، که نماد یک صنعت شبه علمی و مالیخولیایی هستند که:
– در خلأ نقد سیستماتیک .
– با «دانشمندان و محققان و پژوهشگران و …..»های صوری، هالهای از اقتدار کاذب میسازند مانند مزدا فر و سخنانش فارغ از یک نام مشخص
– از آسیبپذیری عاطفی جامعه پسا-تحریم و پسا-کرونا تغذیه میکنند
دوم
مکانیزمهای سکوت:
– *سکوت نخبگانی*: دانشگاهیان رسمی یا میترسند یا انگیزهٔ ورود به جنگ با «سلبریتیهای دانش» را ندارند و یا دیگر انگیزه ایی ندارند….
– **سکوت رسانهای: رسانهها اغلب دنبال هیجان هستند، نه تفکیک علم از شبه علم و …
– **سکوت مردمی*: مخاطب خسته، بیشتر به «راهحل تند و سریع و اسان » تمایل دارد تا تحلیل عمیق
دوم
روانشناسی زرد به مثابه اُپیوم تودهها:
روانشناسی زرد ایرانی امروز:
– *سیاست بدن* را جایگزین *سیاست اجتماعی* کرده است
– *مسئولیت فردی مطلق* را بهجای تحلیل ساختاری مینشاند
– اضطراب سیستمیک را به «کمبود عزت نفس شخصی» تقلیل میدهد
خشم پنهان شما مشروع است:
این خشم، *خشم اپیستمیک* است – خشم علیه:
– سوءاستفاده از اعتماد عمومی
– تبدیل رنج واقعی به کالای مصرفی
– ایجاد «توهم خودیاری» در نظامی که خود مشکلات ساختاری تولید میکند
شبکه علمی و انتقادی مورد نیاز:
الف) نقد روششناختی:
۱. افشای اقتصاد سیاسی شبه علم: چه کسی از فروش «راهحلهای سریع» سود میبرد؟
۲. تبارشناسی دانشمندان و …. صوری: چگونه عناوین پر سرو صدا به کالای نمایشی تبدیل شده است؟
ب) مقاومت گفتمانی:
۱. ساختن واژگان انتقادی جدیدبهجای پذیرش اصطلاحات خودشان
۲. تبدیل «مزدافرها» از برچسب تحقیر به *مفهوم تحلیلی*
ج) عمل جمعی:
۱. ایجاد *شبکههای افشای شبه علم* بدون شخصیسازی
۲. تولید محتوای **علم-مردمی** به زبان ساده اما عمیق
پارادوکس مرکزی:
جامعهای که از بالا *به علم رسمی بیاعتماد* شده (به دلیل عملکرد نهادهای رسمی)، به شبه علم بازاری *اعتماد عاطفی* نشان میدهد.
نتیجهگیری مازیارمیر:
نقد «مزدافر» نباید به شخصکشی تقلیل درجه پیدا کند بلکه یاید:
– *نقد نظام دانشی* باشد که اجازهٔ رشد چنین پدیدهای را داده است
– نقد سرمایه داری عاطفی* باشد که رنج را به بازار تبدیل میکند
– *پروژهٔ بازسازی اعتماد عمومی* به خرد جمعی باشد
این نبرد، نبرد **حافظه در برابر فراموشی سیستماتیک* است – فراموشی اینکه علم واقعی همیشه متواضع، پیچیده و نیازمند تفکر انتقادی است، نه قطعیتهای نمایشی.
نقد شما نه یک اعتراض شخصی یا یک موضوع شخصی شده تنزل درجه یافته است اما هدف ما این بود که خواننده را به یک **فراخوان بیداری اپیستمیک** هدایت کنیم – و این دقیقاً همان جرئتی است که فضای عمومی جامعه ایرانی داخل و خارج از کشور و بهشدت هرچه تمامتر به ان نیازمند است. درود هزاران هزار بدرود
درود بر شما
اینکه میبینم جرئت انتقاد کردن دارید عالیه چون استاد نماها واقعا زیاد شدن و از درد و ناتوانی مردم سواستفاده میکنن
من قاضی نیستم و قضاوت نمیکنم اما اونچه مشاهده کردم رو مینویسم
یک سالی هست که مطالب اقای مومنی رو دنبال میکنم ایشون جز کمک در مسیر زندگی و شناخت ، چیزی برای من نداشتن
اول اینکه :بارها در سمینار خودشون گفتن که این مطالب از من نیست و رفرنس دادن
دوم:هیچ پکیجی برای فروش از ایشون وجود نداره که کسی خرید کنه تنها چند کتاب هست که ترجمه کردن
سوم:مطالبی که ایشون گفتن قابل اجرا هستند میشه استفاده کرد اگر عملی نبودن ردشون کرد
چهارم:بارها گفتن که من استاد نیستم هر چی میگم از من نیست من محقق هستم
(باز هم میگم قضاوت با شما)
پنجم:من ندیدم و نشنیدم ایشون بگن به دکتر مراجعه نکنید چون دکتر ها کلاهبردارند و دارو ها سمی هستن
بلکه عمده حرف ایشون اینه با زندگی سالم تغذیه سالم طرز تفکر و ذهنی سالم میشه بیماری ها رو کاهش داد.
دوباره از شما تشکر میکنم بابت نقدتون
درخواست دارم از بقیه افرادی که در فضای مجازی از مردم سو استفاده میکنن، بابت دوره هاشون مبلغ زیادی دریافت میکنند به قول شما روانشناسی زرد ، آموزش غلط و امید واهی به مردم میدن هم انتقاد کنید
نه فقط مزدافر مومنی.
سپاس🙏
سلام درود و سپاس فراوان از پیام محترمانه و متین شما. گفتگوی سازنده و بدون حاشیه، ارزشمندترین اتفاق در فضای فرهنگی است.اولین نفری هستیه توهین و فحاشی نفرمودید ….
با احترام کامل به دیدگاه شما و تجربه شخصیتان از مطالب آقای مومنی، نکاتی را که فرمودید تایید و مواردی را نیز به عنوان تکمیل بحث خدمتتان عرض میکنم:
اول.در خصوص نکات مثبتی که اشاره کردید:
· رفرنس دادن و عدم ادعای مالکیت مطلب، عملی ستودنی و لازم است.
· پرهیز از فروش پکیجهای گرانقیمت، نقطه مثبت مهمی در فضای کنونی است.
· تاکید بر سبک زندگی سالم و پیشگیری، بیشک اصل علمی و مفیدی است.همه وهمه را قبول دارم اما….
دوم.درباره محور اصلی نقد:
نقد اصلی من(و بسیاری دیگر) نه بر تکجملات، بلکه بر «کلیتِ روایت و بستهِ پیام» است. این کلیت میتواند اثراتی داشته باشد که گاهی فراتر از حسن نیت گوینده میرود.من باب مثال
· انتخاب گزینشی منابع: ارجاع به منابع، زمانی به معنای علمی بودن کل بسته نیست. اگر منابع، عمدتاً از یک جناح فکری خاص (مثلاً تنها از مکتب روانشناسی مثبتنگر افراطی یا منابع خودیاری بدون پشتوانه تجربی قوی) انتخاب شوند، «توهم علمیت» ایجاد میکنند. شنونده فکر میکند با علم مواجه است، در حالی که با یک جریان فکری منتخب مواجه است.از جودیسنزاتا اشو و حلت و هلاکو و آزمندیان تا انوشه و ….صدها نفر را به همین دلیل مورد نقد تندی قرار داده ام.
· تبدیل پیچیدگی به سادگی: بزرگترین خطر در روانشناسی زرد (صرف نظر از قصد گوینده)، ارائه «راهحلهای سریع» برای «مسائل عمیق و ریشهدار» است. اینکه «با تفکر مثبت و تغذیه سالم همه مشکلات حل میشود»، اگرچه بسیار خوب و امیدبخش است، اما میتواند برای فردی که با اختلالات اضطرابی جدی، افسردگی بالینی یا trauma دستوپنجه نرم میکند،بییار «مسموم» باشد و احساس گناه و ناتوانی در او ایجاد کند («چرا با این همه توصیه ساده، من خوب نمیشوم؟ حتما من مقصرم»).حتماااا و …
· ایجاد دوقطبی کاذب: حتی اگر مستقیم نگویند «به پزشک مراجعه نکنید»، وقتی مداوم از «سمی بودن داروها» یا «کلاهبرداری سیستم طب رایج» سخن میگویند، در ذهن مخاطب چه اتفاقی می افتد و یک «یا این/یا آن» خطرناک ایجاد میکنند: یا طب سنتی/مثبتاندیشی/تغذیه سالم، یا پزشکی مرسوم که مملو از سم و کلاهبرداری است. این نگاه، بیماران را در موقعیتی مخاطرهآمیز قرار میدهد.
سوم.تاکید بر درخواست اصلی شما:
شما به درستی و به حق فرمودید:«از بقیه افرادی که در فضای مجازی سوءاستفاده میکنند… هم انتقاد کنید.»
این قلب حرف شما و من است.من علیه «پدیده روانشناسی زردِ بازاری و پکیجمحور» موضع دارم، نه لزوماً علیه یک شخص خاص. اگر نامی خاص برده میشود، به عنوان «نمونهای از این جریان گستردهتر» است. متاسفانه این جریان آنقدر گسترده است که پرداختن به همه نامها در یک مقاله ممکن نیست. اما وعده میدهم که همانگونه که در گذشته به نقد صدها نفر و حتی کوروش کمپانی وفنگشویی و ماهان تیموری تا ….. بسیاری پرداختهام، در آینده نیز با استناد به شواهد، این مسیر را ادامه دهم. تمرکز بر «روش و محتوا» است، نه شخص و شخصیت….
جمعبندی و پیشنهاد:
بسیار خوشحالم که گفتگویی منطقی شکل گرفت.شما با استدلال دفاع کردید، من با استدلال نقد خود را شرح دادم. این همان چیزی است که فضای فرهنگی به آن نیاز دارد تبلور تفکر انتقادی است.
من به عنوان کسی که حدود چند سال مطالب آقای مومنی را دنبال کردهام، تجربه بسیار متفاوتی دارم…..
سپاس مجدد از شما که فضایی برای تفاهم و گفتگوی عمیقتر ایجاد کردید. چشمانداز شما برای نقد گستردهتر، کاملاً به جا و منطقی است و در مسیر فعالیتهای انتقادی اینجانب قرار دارد.
ممنونم که هستید
درود و احترام من دوره های جناب مزدافر مومنی رو شرکت کردم و بسیار راضی و خشنودم . هم از لحاظ روانی و روحی و هم جسمی برایم بسیار مفید و موثر بوده . خدای وهاب بهشون عمری باعزت و تندرستی ماندگار بده و قدرت بده این مسیر رو بهتر بدون موانع ادامه بده . بی نظیره این فرد .
سلام و درود بر شما
انشاالله همیشه سلامت و پیروز و موفق باشید
آموزه های ایشان برای شما مفید بوده است امیدوارم در آینده مانند صدها نفری که از ایشان ضرر های هنگفت دیده اند متضرر نشوید.و یا شاهد پرور شدن عزیزان مان نشویم
درود و هزاران هزار بدرود
ممنون از دقت نظر شما. من از روز اولی که مطالب ایشان را شنیدم، تمام رفرنس ها را جستجو کردم، غالبا اشتباه بود. افرادی که معمولاً به آنها استناد می کند فاقد مدارک علمی میباشند و حتی برخی در کشور خود به دلیل دخالت در امور پزشکی و یک مورد قتل غیر عمد، محکوم شده اند. در مواردی که فرد مورد استناد ایشان دارای مدرک صحیح میباشد، مطلب نقل شده اشتباه است، مثلاً مزدافر مومنی با استناد به کتاب چرا ما میخوابیم ، نوشته ی دکتر متیو واکر ، میگوید که برای بدن در صورت مراقبه کمتر از دو ساعت خواب کافی است، در حالی که دکتر واکر هفت تا نه ساعت خواب را لازم، کمتر از شش ساعت را خطر ناک و سالم ماندن با چهار تا پنج ساعت را غیر ممکن میداند. دکتر واکر میگوید ، اگر کمتر از هفت ساعت می خوابید ، بدن و مغزتان در حال پرداخت بدهی زیستی است، حتی اگر خودتان احساسش نکنید.
در ادامه با تحقیق بیشتر متوجه شدم اسم واقعی ایشان مسلم مومنی است و از شاگردان طاهری بوده که به دلیل جمع کردن پول برای طاهری در زمان زندان ، از طرف عرفان حلقه اخراج شده. این مطلب را از خود آکادمی عرفان حلقه در کانادا سوال کردم و جواب دادند. شما نیز میتوانید ایمیل بزنید.
این شخص سلامت بسیاری را به خطر انداخته اما متأسفانه هیچ برخوردی با او نشده و از سوی برخی نهاد ها مورد حمایت میباشد که احتمالا بخاطر تراکنش بالای مالی است چون آخرین کنفرانس ایشان به قیمت نفری دوازده ملیون تومان ثبت نام شد.
…..
بعید میدونم شما پزشک باشید و نقد بی پایه و اساس میکنید 👌
سلام و درود بی پایان
ممنونم از ابراز نظراتتان زیبایتان
بر چه اساس بی پایه و اساس…
به راستی کجای این مطلب برایتان سخت و غیر قابل فهم بود که برچسب بی اساسی می زنید کدام سخن مزدا فر بر اساس ادله اثبات پذیر و علمی است که ما آنرا مردود اعلام کردیم….
کاش میفرمودید تا بیشتر راهنمایی کنم
درود و هزاران بدرود
وقتی ذات خراب باشد دکتر که سهله پرفسور هم باشد هیچ درمانی ندارد مثل من و خودت که تو مزادفر ها گفتی که ای کاش میتونستیم ی مو گندیده اون باشیم که نمیتونیم باشیم هم خودمو میگم هم تو رو دکتر
سلام
عرض ادب و احترام
…و اما بعد سلام هزینه ندارد ولی ادب و فرهنگ و شخصیت و …. را هویدا می کنند .
کاش ایمیل واقعی داشتید که پاسخی در شأن شما و کامل وافی برایتان بنویسم که آنهم نداشتید…
کلا حق با شمااست و هرکس بنابه به ذات خود سخن می گوید.
درود و هزار هزار بدرود
سلام. جالبه که به هرکسی که بر خلاف شما صحبت و نقدتون میکنه افتراء میبندید و میگید ایمیلش جعلیه.. (فرار رو به جلو)
سلام و درود بر شما
…و اما بعد فرار رو به جلو نوعی فرار اخوی من اینجام همیشه هم هستم .
هستم تا دست شیادان از طب سنتی نماها تا کوروش کمپانی تا امثال کلاهبرداری های ……را رو کنم …..
من الله توفیق
استدلالها همه غلط. حتی نمیتوانید درست نقد کنید. بی سوادیتان اشکار است
سلام و درود بر شما دانشمند فرهیخته و گرانقدر
کدام قسمت را خوانده آید که درک ننمودید
عجالتا یکبار دیگر مطالعه فرمایید
تمام مطالب از منابع علمی و معتبر دانشگاهی استخراج شده و بنده از خود حرفی نزده ام
البته از فردی که انقدر بی ادب و ترسو است که نه سلام و درودی شنیده و نه ایمیل واقعی خود را منتشر می کند بیش از این هم انتظاری نبوده و نیست
درود و هزاران هزار بدرود
من معتقدم مغز انسان توسط رسانه محدود شده غذا ها آب و … همه افزودنی هایی دارند ک غده پینه آل رو میبندن تا انسان ها مطیع باشن حداقل برای نود درصد همینه و علم پزشکی ما بدردنخوره چون انسان قادره تمام مریضی هارو بدون نیاز ب قرص و دارو درمان کنه اما الان ک ذهن شرطی شده باید حتما دارو مصرف کنه تا خوب شه بهرحال خیلی مفصله بحث چهارخط نیست درجهانی ک انسان قادر کمتر از یک درصد طیف نوری رو مشاهده کنه علم پزشکی عملا هیچ کمکی نمیکنه بجز کمک ب بازاریابی دارویی ک موقت کار رو راه میندازه
سلام…واما بعد با احترام باید بگویم غده پینهآل عمدتاً کارخانه ملاتونین و تنظیمکننده ریتم شبانهروزی است؛ کلسیفیکاسیون وابسته به سن شایع و بیعلامت است و هیچ شواهد علی قابلاتکا درباره «مطیعسازی جمعی» از طریق افزودنیها ندارد؛ ادعاهای فلوراید نیز در سطح دوزهای مجاز تأیید نشدهاند….
افزودنیهای خوراکی و آب تحت حدود مجاز روزانه و ارزیابی ریسک چندلایهاند؛ اگر «مطیعسازی» هدفی جمعی بود باید اثرات جمعیتنگرِ شناختی پایدار میدیدیم، حال آنکه روندهای جهانی سواد، IQ تحصیلی و کیفیت آموزش طی دههها صعودی بوده است.
رسانه میتواند توجه و سوگیریها را هدایت کند، اما «محدود کردن مغز» به معنای نوروبیولوژیک مطرح نیست؛ نوراپلاستیسیته با آموزش، ورزش و خواب باکیفیت تقویت میشود و مصرف رسانه ذاتاً مدارهای شناختی را «نمیبندد».
ادعای «درمان همه بیماریها بدون دارو» با اپیدمیولوژی و کارآزماییهای تصادفیسازیشده نقض میشود: سپسیس و مننژیت با آنتیبیوتیک نجات مییابند، آبله با واکسیناسیون ریشهکن شد، و HIV با درمانهای ضدویروسی از بیماری کشنده به مزمن تبدیل شد.
پلاسبو، هیپنوتیزم و مداخلات روانشناختی در درد و اضطراب مؤثرند اما اثر اندازه و دامنه محدود دارند؛ در دیابت نوع ۱ بدون انسولین، یا لوسمی حاد بدون شیمیدرمانی، تکیه صرف بر ذهن معادل پذیرش مرگ است نه پزشکی هوشمند.
مشاهده کمتر از یک درصد طیف نوری واقعیت زیستی چشم است، اما علم ابزار میسازد: MRI، CT، فراصوت، اسپکتروسکوپی و الکترودیاگنوستیک دقیقاً شکاف ادراکی ما را پر میکنند؛ پزشکی مدرن بر اندازهگیری فراتر از حواس بنا شده است.
اگر پزشکی «بیفایده» بود، امید به زندگی طی یک قرن دو برابر نمیشد، مرگومیر مادران ۹۰–۹۹ درصد نمیریخت، و مرگ قلبی–عروقی با کنترل فشارخون، ترک سیگار و استاتینها اینگونه کاهش نمییافت.
صنعت دارو مسئلههای واقعی دارد: مارکتینگ تهاجمی، اورگرینینگ پتنت، بایاس انتشار؛ اما سامانه شواهد شامل RCT، متاآنالیز و فارماکوویجیلنس داروهای ناکارا/خطرناک را حذف میکند (مثلاً روفکوکسیب) و کیفیت را بهبود میدهد.فکر کنم که ترکیب سبکزندگی سالم، سلامت روان، تغذیه پاک و پزشکی مبتنی بر شواهد، رهاییبخشتر از اسطورههای کیهانی درباره «بستن» غده پینهآل و این مزخرفات باشد . موفق باشید.
نه شما نه امثال شما شبه متفکرین نمیتونید با استفاده از ترساندن مردم و خراب کردن آقای مزدافر محترم را خراب کنید و از نردبان اون بالا برین
سلام و درود بی پایان
تا زمانی که تمرکز روی مواضع خود دارید
باشما نمی توان بحث علمی کرد کل مطالب نه به ایشان که ایشان در سطح بینالمللی هرگز مطرح نبوده و نیست بلکه بر اساس رفرنس هایی که ارایه نموده بودند تحلیل شد و ارائه شد.
درود هزاران هزار بدرود
وقت همگی بخیر
من نظرات رو خوندیم…
و چیزی که برام خیلی عجیبه توهین و الفاظ زشت بود….
چرا با یک نقد ساده آنقدر باید بهم بریزیم؟
میتونیم مطالعه کنیم …
در هر زمینه ای که اختلاف نظر داریم قطعا منابع علمی وجود دارد که بتونه به شفاف تر کردن ما کمک کنه….
سلام و درود
دوست عزیز و گرامی صدها پیام …کلا فحاشی …. و …. را پاک کردیم
همین بس که دوستداران ایشان و پیروان این مکتب اهل منطق و علم نیستند و فقط به شدت حمایت می کنند شاید هم منافعی در این بین وجود دارد
شاید ما اشتباه کرده ایم و لی سوال اینجا است ایا مزدافر اشتباه نکرده و ایا او خدای ثانی است پاسخ را به خودتان وامی نهم
سلام.. بزرگترین اشتباهتان که قطعا سهوی هم نبوده زیر سوال بردن حجامت اون عزیزی بوده که به دکترهای زیادی مراجعه و جوابی نگرفته ولی پیش یه طبیب سنتی جواب گرفت که شما به ایشان گفتید انقدر حجامت کنید تا کم خونی بگیرید. توهین تحت هر شرایطی محکومه. ولی برام جالبه که شما حتی کسانی رو هم که توهین نکردن و یا فقط یکمی براتون گارد گرفتن متهم به فرستادن پیغام با ایمیل جعلی کردید. کاری به اینگه آقای مومنی چه احوالاتی دارن ندارم چون شناخت زیادی از ایشون ندارم… ولی شما همونطور که ادعا میکنید که همه چی میبایستی علمی و اثبات شده باشه… به خودتان یکمی زحمت بدید و درباره فواید درمانی حجامت هم تحقیق کنید. هرچند بعید میدونم که اطلاع نداشته باشید……..
مزدافر مومنی دست مافیای پزشکی رو می کنه و به همین دلیل شما عصبانی هستید .
به سلامت
سلام و عرض ادب
کسی که نه پزشک است نه اصلا از پزشکی سر رشته ای دارد چگونه دست مافیای پزشکی را رومی کند خودتان فکر کنید…
این حرفها برای جذب فالور بیتخصص است… همین
حرف من هم فقط این است مراقب باشید اعتماد نکنید همین
چیزی به نام پژوهش اطلاعات در جهان وجود دارد .. شما لازم نیست حتما پزشک باشید تا اطلاعات پزشکی داشته باشید جناب متخصص :))
سلام مجدد. بله، «پژوهش اطلاعات» وجود دارد، اما قانون یک چیز دیگر هم دارد: چیزی به نام «مداخله غیرمجاز در امور پزشکی» که برای افراد غیرپزشک، وقتی وارد حیطه توصیه و نسخهنویسی برای مردم میشوند، جرممحسوب میشود.اری فرق است بین «دانستن چند اطلاعات پزشکی» با «نقش پزشک بازی کردن برای مردم»
اولی آزاد است، دومی همزمان هم*غیراخلاقی* است، هم در بسیاری موارد کاملا غیرقانونی است.
من مسئله را شخصی نکردهام؛ موضوع فقط یک چیز است: هرکس در حوزهای که **صلاحیت و پروانه ندارد، برای جان و سلامت مردم نسخه میدهد، باید آماده پاسخگویی حقوقی و علمی باشد؛ حتی اگر پشت سرش، دهها پیام احساسیو یامانند توهین مستقیم شما باعث آزار باشد …. شاید وضعیت امروز ما هم مال شما به اصطلاح متخصصان است.
موفق باشید.
«خردمندی بر دانش نیز حد میگذارد..» . بله ، حرف بعدی و بعد تر شما هم صحیح است . مانا باشید 🖐️
داشتم فکر میکردم دلیل این همه اصرار به خراب کردن آدمی مثل جناب مزدافر چی میتونه باشه ؟ حتما فکر میکنین با پایین کشوندن آدما خودتون میتونین بالا برین اما غافل از این که فاصله ایشون با شما خیلی زیاده شاید اگه کمی مطالعه در مورد موضوعات مورد بحث ایشون داشتین هیچ وقت به خودتون اجازه نوشتن همچین مزخرفاتی نمی دادین . چه میشود کرد همیشه هستن از این افراد حسود و بی سواد
سلام عرض ادب و احترام . سرکارخانم مینو گرامی
از اینکه وقت گذاشتید و نوشتهی من را خواندید بینهایت متشکرم؛
اما پاسخی که مرقوم فرمودهاید، بیش از آنکه نقد علمی باشد، یک دفاع احساسی و شخصمحور است. اجازه بدهید چند نکته را روشن کنم:نخست . مسئله «خراب کردن یک آدم» نیست، مسئله «دفاع از حقیقت علمی» است من علیه بابک آذر و انوشه و ارمنیان و خاندان ماهان تیموری برادر و خواهر عباس منش داماد و …و همه نوشتم از کاویانی و محمدعلی طاهری تا محمدعلی اکبری و حتی شیری هم به نقد شبه علم نوشتم و صدها کلاهبردار مانند کوروش کمپانی و ….
شما پرسیدهاید: داشتم فکر میکردم دلیل این همه اصرار به خراب کردن آدمی مثل جناب م ز…چی میتونه باشه؟»من *هیچ علاقهای* به «خراب کردن» اشخاص ندارم؛ اما در حوزه علم، هر کسی که ادعای علمی میکند، موظف است: نخست منبع بدهد. دوم روش تحقیق خود را توضیح دهد.سوم حاضر به نقد باشد.چهارم .پاسخ مستدل بدهد نه شعار و احساس…..نقد من متوجه «شخص» نیست؛ متوجه ادعاها و محتوای شبهعلمی است که میتواند مردم را گمراه کند و تصمیمهای نادرست به آنها تحمیل کند….این بخدا قسم که نامش «خراب کردن آدم» نیست؛ این نامش مسئولیت علمی و اخلاقی و حتی اجتماعی است.دوم. فاصله علمی را با «عدد و سند» میسنجند، نه با احساس طرفداران شما فرموده آید «غافل از این که فاصله ایشون با شما خیلی زیاده…»عزیزدل فاصله علمی با این چیزها سنجیده میشود:
– مقالات منتشرشده در مجلات معتبر – دادههای قابلبررسی و تکرارپذیر
– ارجاع به منابع علمی شناختهشده – حضور در فضای نقد تخصصی وداوری همتا (Peer Review) و نه با: – تعداد طرفدار – شدت احساسات – لحن تند دفاعیههای احساسی
اگر کسی واقعاً دانش معتبر دارد، خیلی ساده است:
ادعاهایش را میآورد، منبع و داده ارائه میکند، و اجازه میدهد اهل تخصص آن را بررسی کنند. …اگر این فرایند را دور بزند و فقط با جملات قشنگ و کلی و نامستندبرای عموم حرف بزند، دقیقاً در قلمرو شبهعلم حرکت میکند، نه علم…..سوم. «مطالعه نکردن» را نمیشود با یک جمله تعیین کرد، باید با استدلال نشان داد شما فرمودهاید:«شاید اگه کمی مطالعه در مورد موضوعات مورد بحث ایشون داشتین هیچ وقت به خودتون اجازه نوشتن همچین مزخرفاتی نمی دادین.»اگر واقعاً معتقدید من «مطالعه کافی» نداشتهام، راه علمیاش این است که: *یک ادعای مشخص از من* را نقل و سپس *با یک منبع علمی معتبر* نشان دهید که آن ادعا غلط است. من کلا از این فضا می روم همینجا از شما و آن فرد معذرت خواهی می کردم و خوشحال هم میشوم. اما اینکه بدون ذکر حتی *یک جمله مشخص از مقالات بنده و بدون آوردن حتی یک منبع علمی، کل متن را «مزخرفات» بنامید، نشاندهندهی سطح نقدشما است، نه سطح کار من…..چهارم.. برچسب «حسود و بیسواد»هرگز جای استدلال را نمیگیرد
در پایان نوشتهای «چه میشود کرد همیشه هستن از این افراد حسود و بی سواد»اری این دقیقاً همان مکانیزم دفاعی کلاسیک است که در هر جریان شبهعلمی میبینیم: بهجای پاسخ به سؤال و نقد، – منتقد را «حسود» مینامند، و «بیسواد» صدا میزنند، توهین میکنید و تلاش میکنند با توهین، صورتمسئله را پاک کنند.
اگر من «بیسواد» هستم، بسیار خب؛ شما باسواد بفرمایید دقیقاً کدام بخش مقالهام از نظر علمی غلط است، کدام منبع معتبر جهانی با آن در تعارض است و استدلال شما برای رد آن چیست.
در علم، برچسبها ارزشی ندارند؛ تنها چیزی که ارزش دارد استدلال و سند است….پنجم. اگر واقعاً به ایشان ایمان دارید، از او بخواهید وارد گفتوگوی علمی شود اگر شما واقعاً معتقدید ایشان در سطحی هستند که «فاصلهشان با من خیلی زیاد» البته که در شبه علم هست،راه اثباتش بسیار ساده و شفاف است:ایشان میتوانند به جای هواداران احساساتی، شخصاً یا به شکل مکتوب به نقدهای من سوالات من و ده بار پیاموایمیل و …. پاسخ دهند.
– بند به بند، استدلال به استدلال، منبع به منبع.کاملا علمی است
من نه از گفتوگوی علمی فرار میکنم،نه از نقدو نه از اصلاح.
این ویژگی کسی است که به علم باور دارد.کسی که به شبهعلم تکیه میکند، معمولاً پشت «طرفداران احساسی» خود پنهان میشود.
جمعبندی نهایی… نقد علمی، توهین نیست؛ اما توهین جای نقد علمی را نمیگیرد من مقالهام را با: استدلالو تفکیک مفاهیمو ارجاع و با نیت روشنگری برای عموم نوشتهام. البته که شما مختارید: یا به سبک هواداری احساسی،با توهین و برچسب پاسخ دهید،یا اگر واقعاً ادعایی علمی برای دفاع از ایشان دارید، آن را به زبان *منطق، سند و استدلال*مطرح کنید. من در هر دو صورت، همچنان به کار اصلیام ادامه خواهم داد: روشن کردن تفاوت علم و شبهعلمو هشدار نسبت به کسانی که از ناآگاهی مردم برای ترویج ادعاهای غیرمستند و شبهعلمی استفاده میکنند.با احترام
«خردمندی بر دانش نیز حد میگذارد..» . بله ، حرف بعدی و بعد تر شما هم صحیح است . مانا باشید 🖐️
سلام عرض ادب .
۹۵ درصد حرف های این استاد بزرگوار رو انسان های عادی نمیتونن بفهمن و درک بکنن . ایشون فقط اطلاعاتی که به آگاهی رو در اختیار اونهای که به بیداری معنوی از طریق خداوند بالا مرتبه رسیدن میزاره .
اینهم بگم وقتی کسی به بیداری معنوی نرسیده نمیتونه بگه حرفای اون درسته یا غلط .
ای کاش جای قضاوت پاهامون از تو کفش همدر بیاریم بخاطر این دنیا که ی گیمی بیش نیست .
سلام و عرض ادب
لعنت بر این جهلِ مقدس؛ دانش فقط و فقط زمانی ارزشمند است که قابل فهم، قابل بررسی و قابل نقد باشد. علم برای بیداری جمعی است، نه برای تبدیل شدن به رمز و رازی که فقط عدهای مدعی درکش باشند. اگر سخنی درست است، باید بتوان آن را با استدلال و شواهد علمی توضیح داد، نه با ادعای «فقط بیدارشدگان میفهمند». علم با پرسش و نقد زنده است، نه با تقدیس و سکوت….
مخالفی باهاش مشکلی نیست خیلی ها هم با شما مخالف اند
آخی دکتر میر حسود! واسه خودت آتیش گرفتی
سلام و درود
«آتیش نیست عزیزم، نور حقیقته…
نور کارش سوزوندن نیست، روشن کردنه؛
فقط اونی که به تاریکی عادت کرده اولش یه کم چشمهاش اذیت میشه!
نگران نباش، چند دقیقه بمونی عادت میکنی… بعدش میبینی اصلاً آتیشی در کار نبوده، فقط چراغ روشن شده!
من به شما مطالعه کتاب خاویر کرمنت را پیشنهاد میکنم
سلام و درود
بله ممنونم که معرفی فرمودید
فقط قبل از اینکه کتاب معرفی کنی.خواهر خوب برو ببین ما هم خلاصه این کتاب را در این سایت معرفی کردیم هم نقد و بررسی کردیم .
امامن کتاب زیبای دیگری را به شما معرفی می کنم که بدردت می خورد و ان این است .
چگونه با آدمهای احمق سر کنیم ـ ماکسیمیلیان دورکهامر و سارا کوپر .
https://www.mazyarmir.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d9%82-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%d9%86/
که خلاصه ان در سایت موحود است حتما بخوان حتما…
موفق باشید
https://www.mazyarmir.com/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%B9%D9%88%D8%B1%DB%8Cassholism/
من با پیشنهاد جوش شیرین چندین بیماری از جمله سرطان هم خوب کردم واقعا با پشتکار خوب میشه بدن قلیایی بشه و به جنگ اسید که خوراک سرطان هست بره خداوند اقای مومنی مهربان رو برای ما حفظ کنه اطلاعاتش بخصوص در مورد ذهن عالیه
سلام
دوست عزیز،خیلی خوشحالم که حال بهتری پیدا کردهاید، اما از نظر علمی لازم است چند نکته مهم را روشن کنیم. بدن انسان بهطور طبیعی pH خون را در بازه بسیار دقیق حدود 7.35 تا 7.45
نگه میدارد و این تعادل توسط ریهها و کلیهها تنظیم میشود. با خوردن موادی مثل جوششیرین عملاً نمیتوان «بدن را قلیایی» کرد؛ اگر هم این تعادل بهطور واقعی تغییر کند، به آن آلکالوز میگویند که خودش یک وضعیت بشیارخطرناک پزشکی است…
در مورد سرطان هم شواهد علمی معتبر (مطالعات دانشگاهی و مقالات منتشر شده در مجلاتی مثل Nature و Cancer Research نشان میدهد که هیچ درمان اثباتشدهای وجود ندارد که با قلیایی کردن بدن یا مصرف جوششیرین سرطان را درمان کند.حتی مصرف زیاد جوششیرین میتواند باعث مشکلاتی مثل اختلال الکترولیت، آسیب جبران ناپذیر به کلیه و مشکلات حاد قلبی شود…
گاهی بهبود یک فرد ممکن است به دلایل دیگری مثل تلقسن و یا حتی تشخیص اشتباه اولیه، درمان پزشکی همزمان، یا سیر طبیعی بیماری و مقاومت بدن اتفاق بیفتد. به همین دلیل در پزشکی برای اینکه بگوییم یک روش واقعاً درمان است، باید آزمایشهای بالینی کنترلشده و تکرارپذیر که در طول زمان انجام شده باشد و….وجود داشته باشد.
احترام به تجربههای شخصی بسیار مهم است، اما وقتی صحبت از بیماریهای جدی مثل سرطان میشود، بهتر است به پزشکی مبتنی بر شواهدتکیه کنیم تا اطلاعات نادرست ناخواسته باعث به خطر افتادن سلامت دیگران نشود….
زمان صدق گفته های مرا که کلام علم و دانش است راذثابت خواهد کرد.
درود و هزاران هزار بدرود
دوکتور مازیارجان
خداروشکر اول صحبتهای ایشان را شنیدم بعد این مقاله را خواندم
تا الکی خودمو درگیر این همه توهم و دروغ و افترا ک زمان باارزشتون رو گذاشتید براش نکردم
سلام شاینا جان، البته بعید میدونم اسمت همین باشه….
اول از همه خدا رو شکر که قبل از خوندن مقاله من، حرفهای ایشون رو شنیدی؛ والا ممکن بود به جای «توهم و دروغ و افترا»،
بهش بگی «پژوهش، منبع، رفرنس و روش علمی» و اینطوری کلاً بازی خراب بشه! 😄
واقعا منم خیلی خوشحالم وقت باارزشات رو صرف چیزی نمیکنی که:
– نیاز به فکر کردن داره
– نیاز به بررسی منبع داره
– و ممکنه یهذره جهل مقدس رو به چالش بکشه!
قول میدم از این به بعد
مقالاتم رو در دو نسخه منتشر کنم:
1. نسخه معمولی: پر از علم، تحقیق، نمودار و سند
2. نسخه مخصوص: بدون توهم، بدون فکر، بدون دردسر؛
فقط جملات آماده برای لایک و کامنت احساسی! 😉
در هر صورت،
«لعنت بر این جهل مقدس»
که کاری کرده نقد علمی بشه توهم،
و توهمِ تقدیسشده بشه حقیقت مطلق.
موفق باشی شاینا جان،
همیشه اینقدر مطمئن بمون… حتی بدون خوندن. 😄
سلام، و درود خدمت شما دکتر مازیار میر عزیز،امیدوارم هرجا که هستید شاد و خرم باشید،درخصوص آقای موئمنی صحبتی ندارم، همه چی عیان است و نیازی به بیان ندارد…
و اینکه خیلی خوشحال میشم که انسان هایی مثل شما افراد مختلف رو مورد نقد و بررسی قرار می دهند،
با تشکر از مهر بی پروای شما…
سلام و عرض ادب؛ از کلمات لبریز از مهر و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزارم و آرزو میکنم جانتان همواره آرام باشد.
دیدگاه دقیق و نکتهسنج شما، نشان از هوش اجتماعی و درک والایتان از حقایقِ پنهان در پشتِ پردههای نمایش دارد.
در روزگاری که نقابها جای اصالت را گرفتهاند، سکوت در برابر ناراستی، خود نوعی همدستی با تظاهر است.
همانطور که بهدرستی اشاره کردید، آفتابِ حقیقت هیچگاه برای همیشه پشت ابر نمیماند و عیارِ واقعی آدمها در ترازوی زمان مشخص میشود.
خوشحالم که در این مسیرِ شفافیت، همراهانی تیزبین چون شما دارم که ارزشِ تخصصِ واقعی را از غبارِ شعار تشخیص میدهند.
رسالت من و امثال من، بیدار کردن چشمهایی است که تشنهی صداقت در این آشفتهبازارِ بیزنس و برندینگ هستند.
بمانید برای آگاهی و برای ساختن دنیایی که در آن «بودن» بر «نمودن» برتری داشته باشد؛ ایامتان به کام و مسیرتان پرنور.
درود و هزاران هزار بدرود
کمترین بندگان خدا مازیارمیر
سلام
عرض ادب و احترام
درود بی پایان بر شما
سلام درود خدا نمیدونم این مطلب چقدر میتونه درست باشه اما سعی بر این دارم اظهار نظر صادقانه ای داشته باشم نه برای اثیات حرفام بلکه از نظر اخلاقی.
11 ماه طول کشید تا تمام دوره های ایشون رو با وقفه های کوتاه و بین کارهای روزمره تموم کنم در تلگرام
زمانی که شروع کردم تازه چند سالی میگذشت از زمانی که ذهنم پر بود از مطالب روانشناسی زرد از اساتید خارجی و داخلی و خیلی مطالب مفید و علمی از کتاب های دکتر یالون تا جو دیسپنزا و معنا درمانی دکتر فرانکل اگر درست یادم باشه و دوره های مختلف و کتاب های مختلف حتی یادمه کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید و اگزیستانسیالیسم و کوین ترودو و و و گفتن این افراد در یک سطح و پله و یا جایگاه مهم نیست فقط خواستم بگم کجا بودم و با چه سطحی از آگاهی که البته قطعا ناقص و کم جون بوده تلاشم برای فهمیدنشون اما بعد از راه های زیاد برای ثبات در افکار و احساساتم با مزدافر شروع کردم به اسرار یک شخص ایده عال کرا و نکته بین که البته یک دهم من هم نبود و من بسیار بدبینی دارم نسبت به همه چیز اما بگذریم برسیم به اصل مطلب من بعد اون 11 ماه شیرین که در بحرانی ترین روزگار شغلی عاطفی و مالی و روانی بودم یعنی بعد برشکستگی و تغییر شغل و چالش های بچه داری به عنوان یک پدر این دوره کمکم کرد تا تمام مطالب غییر کاربردی و البته مفید رو دور بریزم و سبک بال به ادامه زندگیم بپردازم 11 ماه زمانی که در این روزای قعطی اینترنت ارزو میکنم کاش بتونم مجدد به تلگرام وصل بشم تا دوباره از سر عشق گوش کنم.
تاثیر شنیدن یک جمله مثل برش دادن یک لیموی زرد ترش که روی یک لواشکی انار و کمی نمک و گلپر با رب انار و آلوچه در ذهن من انسان و خواننده تولید میکنه یک بزاغ و تصویر ذهنیه که ناخواسته شکل میگیره ولی در دنیای مجازی تاثیر فیزکی میزاره که کاملا علمی میشه توجیحش کرد. اما همین فکت میتونه گوش کردن و استفاده کردن این مطالب رو تایید کنه که تاثیر این مطالب میتونه تاثیر بیرونی و فیزکی بزاره. منم مثل شما شخصیتی دارم که تا چیزی از نظر علمی ثابت نشه رو نمیتونم بپذیرم اما روشن بینی در زندگی به من گفت شاید اون چیزی که امروز رکش برای من قابل فهم نباشه یا علمی نباشه یروزی اثبات بشه. کم نبوده ایده ها و ادعا ها و نظریه هایی که یه زمانی برای سالیان سال رد میشده و امروز… نمیخوام پشت کسی یا چیزی دربیام لطفا شما هم پا فشاری نکن اما روشن بین باش هرچند اگر جناب مزدافر از روش نگاه و ترس ها و نا آگاهی من و جهل مقدس و باور های خرافی و کم سوادی من بهره مالی هم برده باشه که قطعا نبرده نبرده” به نظرم کمترین ارزش رو دربرابر سالیان سال آرامشی که نمییییییییییییتونستم داشته باشم رو داره. موفق باشید منم رو افکارم پا فشاری ندارم و شاید یروزی از نظراتم عقب بایستم مثل دوره ها و مطالب و استادان قبلی اما این تنها شخص و دوره ای بود که تمام دانش من و آگاهی فیک و دست دوم من رو ازم گرفت و جاش هیچیزی نذاشت یک سرزمین خال و تهی از ادعا و منیت و بجاش پر از شور زندگی که اقرار میکنم گاهی به این سادگی و متوهامانه نیست یروزایی که فشار رومه میبینم شخصیت درمان نشده من دوباره عود میکنه اما وقتی 35 سال زندگی پر فراز نشیب خودمو میبینم واقعا با قبل مزدافر و بعد اون متفاوت هستم و معجزاتی هم در زندگیم دیدم که از راه منطق و علم هم قابل دست یابی بوده اما این شخص و حرفاش پازل هایی رو جور کرده در شخصیتم که قبل اون با 100 ها هزار ساعت مطالعه و پادکست های غییر مفید نتونست برای من فراهم کنه. اونی که فحاشی میکنه مثل من حوصله نداره وگرنه اونم بلده یا تنبله یا وقتشو نداره و یا فکر میکنه شما هم یک ادم سازمانیافته هستی مثل همون فکتی که شما داری نسبت به روانشناسی زرد یه عده ادمم هستن که گارد دارن نسبت به منتقدین روانشناسی زرد پس” هر کسی از ظن خود شد یار من”
غلط املایی اگر داشتم ببخشید من کلا زبان فارسیم خوب نیست
در انتها اگر کسی با خوندن یک نقد بهم میرزه و با خوندن دلایل و تجربه یک نفر دیگه دوباره ایمان میاره عیبی نداره این حالت عادیه اما راه درستش اینکه خودتون تست کنید اما به شرط داشتن حداقل سلامت عقلی نه اینکه به تحرک و بی عمل بشینید تا من یا امثال من بهتون قوت قلب بدن یا یک نفر دیگه دلسردتون کنه
هر کدومش رو یک طرفه بپذیرید بدون تحقیق و زمان صرف کردن مصداق حماقت و بی عملی و تنبلی و بی هویتی هستش.
شما هم از همون عقل و شعوری برخوردارید که باقی ادما برخودار هستن فقط یکم پشت کار و صبوری و موندن در مسیر میخواد تا ببینید مزدافر بهتون کمکی میکنه یا نه اینم یه روانشناسی زرد برای خالی کردن جیبتونه و دکتر عزیز فکت هاش درسته پس پاتونو بزارید تو دریا تا خیس بشه نترسید خطراتی که دکتر میگن وجود داره اما نه اونجوری که بزرگممایی میکنن به شرط داشتن حداقل قدرت های اولیه درکی و عقلی.
یک دوره اموزشی هر نفر 12 میلیون برای 300 نفر میشه چقدر؟ 3.600.000.000 سه میلیاردو ششصد میلیون تومان آدرس محل برگذاری کجاست؟ زعفرانیه سالن …. 3 روز اجاره این مکان و پذیرایی مختصر میدونید چقدر میشه؟؟؟
من این مطالب رو از مطالب خود دوستان در اوردم و یادمه اخرین دورشون ادرسش این حدود بود که برای حدود 6.7 ماه قبل بود فک کنم برج 10 سال 1404 پس نمیفهمم…
در انتها ایشون چندین ویدئو جدید درمورد منابع دادن بیرون لطفا برید در کانال های معتبر مشاهده کنید اگر ذره ای شک دارید منابع رو درست برسی کنید
اما اصل پیام من تجربه زیسته خودمه که میتونه غلط و غییر علمی هم باشه و مضر پس مسئولیت درک اشتباه به عهده خواننده هستش جناب دکتر امیدوارم مطلب طولانی بنده به شما این روشن بینی رو بده که با یک چوب همه را نزنید و جا برای احتمال خطا هم بزارید
موفق باشید
سلام و درود بی پایان ….
خداروشکر حالت خوبه و شاد و راحت هستی البته فعلا….
….واما بعد لطفا کمی هوشیار باشیم! آموزههای «مزدافر» نه یک مسیر معنوی، بلکه سرابی فیک و کاملاً غیرعلمی است.
این واژههای افسونگر، مثل بوی لواشکی هستند که فقط بزاق را تحریک کرده اما روح را تشنهتر رها میکنند.
وقتی علم و درمان واقعی فدای توهم شود، با یک «تهدید بیولوژیک» روبرو هستیم که جانها را نشانه گرفته است.
این وعدههای پوچ، هزاران انسان سادهدل را به سمت «مرگ قطعی» و دوری از مراقبتهای پزشکی سوق میدهد.
آنچه سبکبالی مینامید، در حقیقت رها شدن در خلائی است که به قیمت نابودیِ عزیزانمان تمام میشود.
به یاد آوریم که اعتماد به شبهعلم، حتی نوابغی چون استیو جابز را هم به کام مرگ فرستاد.
نباید اجازه دهیم سادگی و استیصال مردم، طعمهای برای تجارتی خونین و غیرانسانی شود.
آگاهی تنها پادتن است؛ هر صوتی که آرامش میدهد شفا نیست
آری گاهی سکوتِ مرگ است در لباس کلمات. 🖤⚠️
مازیارمیر
سلام وقت بخیر.
انتقاد اگه با هدف خیر خواهانه باشه مفیده ولی به نظر میرسه در این پست اصرار به تخریب اقای موئمنی بیشتر از اگاه سازیه.
همه ی این مطالب رو میشه به خیلی از سخنران های معروف کشور وارد کرد
مثلا اقای حسن عباسی اقای رائفی پور و….
ضمن اینکه اغلب اشکالات وارد شده ادعای نویسندست و اول باید درستیش ثابت بشه ..
مثلا ماجرای جوش شیرین بحثی نیست که با چند تا جمله ی شما مخاطب قانع بشه که کدوم حرف درسته .مطالب شما یا اقای موئمنی
در مورد منبع دادن تا جایی که بنده کلیپهای ایشون رو دیدم همیشه منبع رو اعلام میکنه.ضمن اینکه یک دوره کلیپ با عنوان منابع درخواستی منتشر کرده
علوم تجربی در حوزه های مختلف همیشه در حال تغییر هستش.در پزشکی که موارد زیادی داریم که خلاف یک ادعا رو ثابت کردن.
و مطلب مهمتر اینکه در پزشکی مدرن خیانتهای مهم زیادی به بشریت شده که بخشی عامدانه بوده.اینکه کسی پرده. از این خیانتها برداره مسلما از نگاه پزشکها فرد بیسوادیه چون اموزشهایی که خودشون دیدن رو اصل قرار میدن .و بعیده یه پزشک بتونه متوجه این خیانتها بشه.یک پزشک همون مطالبی رو که در دانشگاه یاد گرفته رو اساس مطالعاتش قرار میده و راهی برای نگاهی متفاوت به موضوعات نداره.چنین نقدهایی به پزشکی رو باید هم از غیر پزشک شنید
کسب درامد از طریق اگاهی دادن نه جرمه و نه خود شما که منتقد این مطلب هستید از این کار اجتناب میکنید.ایا همین نقد شما برای شما سود دهی نداره؟
سلام درود بر شما اقای مردا فر مومنی ادم خوبی است و من به برخی حرفهایش نقد دارم و نه حرفهااای خوبشان آنچه هست برخی گفته ها آموزش ها و مطالب ایشان است……در جنگ اخیر و با گفتن مذاکره کنیم همه مرا خائن و وطن فروش نامیدند اما تاریخ ثابت میکنه باید مذاکره کنیم یا به جبر یا با شرافت … عباسمنش آزمندیان و تیموری و کاویانی و اکبری و طاهری و را هم با شدت و حدت هرچه تمامترهمه را نقد علمی کرده و می کنم و این باقی عمرم به این مهم مشغولم ….
اما نکته مهم ایا به به و چه چه و احسنت گفتن به این افراد بهتر نیست پول و مشتری نمی اورد چرا بخدا قسم که می اورد شما دشمن بنده هستید باشید و خصمانه سخن می گوید باشه …. سودی برای من دارد خیر …. اما به خدای یکتا سوگند اگر ذره ای حس کنم ایشان درست می گوید و می نویسد …. من کلا این پست را پاک می کنم…. البته که اینطور نیست.اگر بخواهم خیلی صریح جواب بدهم، چند نکته اساسی هست که معمولاً در چنین دفاعهایی نادیده گرفته میشود.
نخست اینکه فرق «نقد» با «مصونیت از نقد»…داستان از جایی شروع میشود که بعضی افراد وقتی مورد نقد قرار میگیرند، سریع بحث را به سمت «تخریب» میبرند. اما واقعیت ساده است: اگر کسی ادعاهای علمی درباره سلامت، پزشکی، تاریخ یا اقتصاد مطرح میکند، باید انتظار نقد سخت و دقیق هم داشته باشد. این اسمش تخریب نیست؛ اسمش **مسئولیت در برابر ادعاهای عمومی** است.
دوم.. مغالطهی «بقیه هم همینطورند»..اینکه بگوییم «حسن عباسی یا رائفیپور هم چنین حرفهایی زدهاند» اصلاً دفاع محسوب نمیشود.در منطق به این میگویند *whataboutism*. …اگر ده نفر دیگر هم حرف غیرعلمی بزنند، ادعای غلط تبدیل به ادعای درست نمیشود.دوم.. بار اثبات روی دوش مدعی است، نه منتقد… وقتی کسی ادعای علمی میکند—مثلاً درباره درمان، تغذیه، تاریخ یا هر چیز دیگر—این وظیفهی اوست که با شواهد معتبر علمی آن را ثابت کند. منتقد لازم نیست اول ثابت کند که ادعا غلط است؛ مدعی باید اول ثابت کند که ادعایش درست است.در علم، «منبع گفتن» با «منبع معتبر داشتن» فرق دارد.
منبع معتبر عزیزان من یعنی: – مقالهی علمی داوریشده (peer‑reviewed) – دادهی قابل بررسی – امکان تکرارپذیری نتایج.صرف گفتن نام یک کتاب یا یک سایت، هرگز منبع علمی محسوب نمیشود…چهارم. مثال جوش شیرین دقیقاً نشان میدهد مشکل کجاهستش در پزشکی مدرن هزاران مقاله درباره متابولیسم، سرطان، اسید–باز بدن و درمانها وجود دارد. اگر کسی ادعا کند با یک ماده ساده میتوان بیماریهای پیچیده را درمان کرد، باید شواهد بالینی قوی ارائه دهد.نه یک ویدیو و نه چند روایت و نه تجربه شخصی و…بلکه کارآزمایی بالینی کنترلشده..تا وقتی چنین شواهدی وجود ندارد، آن ادعا صرفاً .ادعای اثباتنشده است..پنجم. تغییر علم به معنای بیاعتبار بودن علم نیست.بله، علم تغییر میکند. .اما این تغییر تصادفی یا سلیقهای نیست. بر اساس دادههای جدید اصلاح میشود.فکر می کنم که اتفاقاً همین ویژگی نشان میدهد که قطعا علم قابل اعتماد است:
– خطاهایش را اصلاح میکند – نظریههای ضعیف حذف میشوند – شواهد قوی باقی میمانند در مقابل، بسیاری از مدعیان شبهعلم هیچوقت ادعای خود را اصلاح نمیکنند حتی وقتی شواهد خلاف آن وجود دارد. ششم . ادعای «خیانت بزرگ پزشکی» بدون سند، خودش یک ادعای بزرگ است.اگر کسی بگوید پزشکی مدرن عمداً به بشریت خیانت کرده، این ادعا نیاز به شواهد فوقالعاده قوی دارد..چنین ادعایی باید بتواند توضیح دهد:- چرا میلیونها پزشک در صدها کشور باید در این «خیانت» شریک باشند؟ – چرا دادههای علمی مستقل در کشورهای مختلف همین نتایج را تأیید میکنند؟ – چرا طول عمر انسان طی یک قرن گذشته تقریباً دو برابر شده؟ امانقد پزشکی کاملاً مشروع است.
امانقد علمی با تئوری توطئه فرق دارد. هفتم..مسئله درآمد نیست؛ مسئله مسئولیت است کسب درآمد از آموزش یا محتوا ذاتاً مشکلی ندارد.
اما وقتی درآمد از طریق ادعاهای اثباتنشده درباره سلامت، موفقیت یا علم به دست بیاید، موضوع فرق میکند.چون اینجا پای چیزهای مهمی وسط است: – سلامت مردم – تصمیمهای مالی- اعتماد عمومی به علم
و اگر کسی از این حوزهها پول در میآورد، باید چند برابر بیشتر پاسخگو باشد.در نهایت مسئله اصلاً شخص خاصی نیست.
مسئله این است که: ادعای علمی بدون شواهد معتبر = ارزش علمی ندارد . «بقیه هم همینطورند» = دفاع منطقی نیست – «علم تغییر میکند» = مجوز انتشار شبهعلم نیست – «پزشکان متوجه نمیشوند» = جایگزین داده و تحقیق نمیشود
درود..
.مزدافر مومنی با سخنان انگیزشی و شبه علم مردم را فریب می دهد
خوشحالم که افرادی شجاع و فرهیخته به افشا گری علیه این دزدان ناموس می پردازند….
بدرود
سلام
درود بر شما
متشکرم
سلام دکتر
من کاری ندارم که مزدافر حرفاش الکیه یا نه ولی برای من بسیار بسیار جالب هستش که شما خودت نمیتونی پاسخ کامنت ها رو بدی.
واقعا میسپری به هوش مصنوعی؟؟!!!😂😂
البته مشکلی نیست ولی بد نیست که یکم با توجه به دانش خودت جواب بدی…
از کجا معلومه که تو جواب هارو با هوش مصنوعی میدی؟
۱. جواب کامنت ها بسیار بسیار طولانیه
۲. دیگه همه میدونن متن کپی شده از هوش مصنوعی دارای تعداد زیادی *** هستش
و…
البته من قضاوت نمیکنم ممکنه اشتباه کرده باشم.
ولی از رویکردت خوشم اومد ببین فوقالعادهست… بازدید کننده های زیادی داره این سایت یعنی تقریبا ۷۰ درصد از کسانی که کلمه مزدافر مومنی رو سرچ میکنن این خیلی متفکرانه هستش و پول زیادی به همراه داره…
با تشکر
سلام و درود ***
کلا همه چیز هوش مصنوعی است ***
*** و منم یک هوش مصنوعی هستم که به جنگ خرافه دروغ و ریاکاری و شبه علم می روم ….
من الله توفیق ***
بتو چه که مزدافر مدرک داره یا ندارد
تو تا حالا چند نفر رو درمان کردی فک نکنم مریض های تو سالم برگشتن خونه کارت درست نیست اون بنده خدا مزدافر مومنی هرچی هم باشه من یکی حرفاشو باور دارم
سلام
عرض ادب و احترام
انشاالله همیشه موفق باشید
جالبه
میتونم با توسعه دهنده صحبتی داشته باشم؟؟؟
از طریق ایمیل پاسخگو نیستم
سلام و درود بی پایان
بفرمایید در خدمتم شماره من داخل سایت هست صفحه اول
البته اگر مانند پیروان مزدا فر مومنی فحاشی وناسزا نمی فرمایید
من الله توفیق
هوش مصنوعی هیچ چیز از بعد انرژیانرژیایی انسان نمیداند.
چون مصنوعی است آلن تورینگ اولین بنیان گذار هوش مصنوعی میگوید که اگر باماشینی (کامپیوتر) صحبت کردی و متوجه نشدی که انسان است یا ماشین آنوقت میتوان گفت که آن ماشین هوش دارد.
هوش مصنوعی پیشرفت کرده ولی نه به اندازه ای که متوجه نشیم داریم با اون صحبت میکنیم یا یک انسان.
کافیست یک بار با هوش مصنوعی در رابطه با بعد انرژی انسان صحبت کنی درک نمیکند و حتی ممکن است انکار کند. ولی به قول شما علم نیز بعد انرژی انسان را قبول ندارد چرا چون چیزی را درک میکند که میتواند ببیند بعد انرژیایی انسان چیزی نیست که قابل تماشا کردن باشد.
علم شما دروغ نیست ولی تمام حقیقت هم نیست…
هوش مصنوعی نمیتواند تولید محتوا کند که اگر تولید محتوا کند نتیجه همین میشود که در این صفحه یا در همین وبسایت میبینیم:
۱. از لحاظ منفی: مردم را با اطلاعات غلط پر میکند نقد های بیجا و متاسفانه بیخود و الکی و بی اساس
۲. از لحاظ مثبت: درآمد برای مدیر وبسایت چرا؟ چون بازدید کنندگان زیادی را میگیرد. حدود ¾ سرچ کنندگان مزدافر مومنی این خیلی هوشمندانهست… ولی نه با خراب کردن نام دیگری و ذهنیت مردم…
سلام 🙂
بیایید خیلی ساده و رفیقانه بگیم:
قضاوت با علم فرق دارد؛ بهتر است هر نظری را به اسم «علم» مطرح نکنیم.
ضمن اینکه تعریف و تمجید از چهرههایی مثل مزدا فر مومنی، آزمندیان، انوشه ، قورچی ، تیموری ، هلاکویی ،عرفان حلقوی طاهری ، رائفیپور یا عباسمنش معمولاً کلیک و توجه بیشتری میآورد و طبیعتاً مخالفت کمتری هم ایجاد میکند.
از طرف دیگر، علم معمولاً با چیزهایی کار میکند که قابل اندازهگیری باشند؛ این هم نقطه قوتش است هم محدودیتش. اما هر حس عمیق انسانی را هم نمیشود صرفاً «انرژی ماورایی» نامید فقط چون هنوز توضیح دقیقی برایش نداریم.
هوش مصنوعی هم قرار نیست پیامبر باشد؛ در اصل یک ابزار آماری است ومن چیزی غیر از این نگفته ام…. شاید من هم اشتباه کنم…..
گاهی میتواند محتوای خیلی خوب تولید کند و گاهی هم اشتباه. همه چیز به دادهها، هدف استفاده و آدمی که پشت آن است بستگی دارد.
در نهایت، مشکل اصلی خودِ هوش مصنوعی نیست؛
مشکل وقتی شروع میشود که آدمها برای گرفتن کلیک بیشتر، حقیقت را فدای توجه میکنند….من بیشتر اینجا حرفهایی که از برخی افراد که البته لایق پدر و مادر خودشان هست را می شنوم مخصوصا وقتی می گویم بیشتر و بیشتر جوش شیرین بخورید یا کاهوی نشسته بیشتر بخورید ….. من الله توفیق
جناب مومنی بارها در ویدیوهایش به صورت کتبی و شفاهی تاکید کرده که اطلاعات من کاملا نظریات شخصی من بوده و هیچ اصراری بر پذیرش آنها نیست، ایشان فرد بسیار فرهیخته ای هستند و شما اصلا در جایگاهی نیستی که در مورد ایشون قضاوت کنی…
سلام و عرض ادب و احترام
انشاالله همیشه موفق باشید
صرفا برای بالابردن سئو سایتت از نام پر اوازه استاد عزیزمون استفاده کردی علمی که از طریق تحقیق نباشه و فقط اکادمیک باشه به هیچ دردی نمی خوره مسلما برای شخص شاخصی مثل ایشون اگر دنبال عوام فریبی بودند بسیار بسیار ساده تر بود که مثل هزازان هزار دکتر بی سواد چهار تا کتابو از بر می کرد و مدرک می گرفت ولی ایشون هیچ ادعایی ندارند و من و امثال من که همه دوره هاشو نو بارها و بارها دیدیم و در زندگی بکار بردیم و با گوشت و پوست و استخوان درکش کردیم می فهمیم چی میگه تا کسایی که فقط اسمشونو شنیدند قابل بخشش نیستید
سلام و درود
… واما بعد خواهر محترم بارها از ایشان دعوت شد تشریف بیاورد دانشگاه برای مناظره که نپذیرفتند .نقد علمی یعنی بررسی کارکرد و قابلیت آزمون، نه تعداد طرفدار، نه میزان کاریزما، نه شدت تجربهی شخصی. اینکه عدهای با یک آموزه حال بهتری پیدا میکنند محترم است، اما احساس اثرگذاری، معادل اعتبار علمی نیست؛ وگرنه طالعبینی هم باید جزو علوم دقیق حساب میشد. مفاهیمی مثل ارتعاش، جذب، انرژی کیهانی و نسخههای بازاری اکهارت تله، وقتی وارد قلمرو علم میشوند باید.قابل اندازهگیری،تکرارپذیر و ابطالپذیر باشند، نه صرفاً الهامبخش. فرق دانش با معنویت این است که دانش، حتی اگر به ضررش باشد، باید زیر تیغ شواهد دوام بیاورد. هیچکس با مدرک گرفتن دانشمند نمیشود، همانطور که با تجربهی شخصی هم نظریه علمی ساخته نمیشود. اگر آموزهای واقعاً جهانشمول و علمی باشد، باید مستقل از شخصیت گوینده، در آزمایش و پژوهش هم بایستد؛ نه فقط در فضای انگیزشی و روایتهای احساسی… موفق باشید
خواهش میکنم مقاله اکهارت تله زیر ذرهبین عقلانیت را که باز تاب گسترده ایی در مجامع علمی داشت را بخوانید ضرری ندارد…
درود
یه مثال هست که میگه طرف از هر در تو(داخله)
کاملا در مورد شما صدق میکنه
پیشنهاد من به شما اینه که به کسب و کار خودتون بچسبید و حوزه خودتون رو مورد نقد قرار بدید.
مثلاً به همون افراد بی خاصیتی که قراره تو انتخابات شرکت کنند مشاوره بدید.
واقعا الان شما لنگ اینید که ببینید کی طرفدار داره که یه مطلبی واسش بزنید و به خیالتون سئو سایتتون بترکه
بی خیال بابا
اگه اهل روشنگری هستید این پرفسورایی که نامزد انتخابات میشن رو با اعتماد به نفسی که داری بگو بیخیال مال و جان مردم بشن
سلام و درود
البته که وقتی کلاهبردار و شارلاتان هارا نقد می کنیم یا دلیل منطق می اوریم به این علت این مسئله غلط است یا نون برخی را اجر می کنیم
این حرفها هم بسیار پیش می آید …. زمان همه چیز را ثابت می کند مثل کوروش کمپانی که به دادگاه مرا کشاندند و بعد معلوم شد او که بود و با ملت چه کرد….
سئوی سایتی که اساسا سئو نیست هم به کارما نمیاد
از مزدافرمومنی بارها درخواست شده بیاد توضیح بده درمورد دروغ ها و شبه علم های که داره به خورد عوام میده که تشریف نیاوردند.
انشاالله همیشه موفق و عاقل باشید
سلام
مقاله را خواندم و راستش قبل از آن اصلاً مزدافرمومنی را نمیشناختم. کنجکاو شدم و کمی جستوجو کردم؛ چند سخنرانی دیدم و سری هم به اینستاگرامش زدم. حتی پیج او را هم دیدم که از نظر ویترین و چیدمان محتوا واقعاً حرفهای طراحی شده بود.ماشالله چقدر پول خرج کرده مزدافرمومنی
دکترمیر به عنوان یکی از دانشجویانتان از تلاشهای علمی و آموزشی شما تشکر می کنم. کمتر استادی را دیدهام که تا این اندازه برای انتقال دانش و تجربههای واقعی خارج از فضای رسمی کلاس تلاش کند. هنوز درگیر مطالبتان پیرامون عرفان حلقه هستم….
کلاسهای شما صرفاً درس تئوری نیست؛ ترکیب مباحث علمی با تجربههای واقعی از مدیریت و رسانه باعث میشود مطالب کاملاً کاربردی شود و حتی مشاورههای کوتاه بعد از کلاس هم برای دانشجویانتان که رایگان بود واقعا مفید بود.
در مقایسه با کلاسهای شبهعلمی و گرانقیمت مردافرمومنی که این روزها در بازار آموزش هم زیاد دیده میشود، این نوع آموزش واقعاً قابل تقدیر است.
فقط یک نکته دوستانه؛ دکترمیر عزیز، با این حجم از محتوا واقعاً حیف است که سئوی سایت شما اینقدر ضعیف باشد. اگر اجازه بدهید خوشحال میشوم در این زمینه کمک بکنم.
سلام و درود خیلی مممنونم
متاسفم براتون که ادم های اگاهی مثل استاد مزادفر رو که کم پیدا میشن درصد کسایی که انقدر آگاه هستن رو زیر سوال میبرید که مردم آگاه نشن؟؟؟؟ اره چون اگاهی باعث میشه از قبیل کسایی که از مردم سواستفاده میکنن به خطر بیفتن👍🏻
سلام و درود بی پایان
حق با شماست….
اما شاید، احتمال سادهتری هم وجود دارد: شاید ما در برداشت یا قضاوت خود دچار خطا شده باشیم. فضای حرفهای، بهویژه در شبکههایی مانند شبکه های اجتماعی، زمانی ارزشمند میشود که همه ما آماده باشیم یک بار دیگر با آرامش به دادهها، استدلالها و شواهد نگاه کنیم.
در نهایت شاید بهترین رویکرد همان چیزی باشد که آدام گرانت به آن اشاره میکند: «افراد هوشمند کسانی نیستند که همیشه درست فکر میکنند، بلکه کسانی هستند که حاضرند دوباره فکر کنند.»
اگر هدف همه ما افزایش آگاهی است، بازاندیشی و گفتوگوی محترمانه بهترین مسیر خواهد بود…. انشاالله همیشه سلامت و پیروز و موفق باشید و ممنونم که بدور از فحاشی و توهین که شیوه پیروان مزدافرمومنی ها است پیام ارسال فرمودید…
درود بر آقای میر که تک تک کامنت جواب دادن و این مقاله شما من کامل نخوندم شما اگر کتاب زمین زمان انسان آقای مومنی رو بخونید در این کتاب رفرنس ها و منابع و آزمایش ها و کلی اطلاعات دیگر را می نویسه آخر میگن این کتاب فقط برای گسترش آگاهی و دیدم حتی خودشان میگن که پزشک یا متخصص تغذیه نیستند به آقای عباس منش در یکی از کامنت این ایراد گرفتن از هر شخص اشتباهت به نظرم در کار خودتان متمرکز شوید و آنقدر از دیگران ایراد نگیرید جناب مومنی واقعا فردی تحصیل کرده و سمینار های آن در اپارات همینطور دزدی دارن در کاربر های آپارات پخش میکمنن جدا از ایراد های که میگویید واقعا یک دروه آقای مومنی به طور مثال گذر از ذهن انجام بدید ببنید چقدر نگاه به دنیا عوض میشه سخن کوتاه کنم والسلام
سلام و درود ممنونم که بعنوان علاقمند به مزدافر فحش نمی دهید این یک گام بلند است…
بیشتر سخنان مزدافر مومنی مردود دروغ و کاملا غیر علمی است و فکر کنم خودش هم این را کاملا میداند…
بزودی نقدی بلند و بالا علیه مطلبی که فرمایش کردید می نویسم اما باید گفت که این آموزه بر این فرض استوار است که ذهنِ تحلیلی و منطقی، منشأ تمامی رنجها و محدودیتهای نسل بشر است. که در عالم هستی این موضوع مردود اعلام و اثبات شده است.
فکر میکنم که مزدافر مومنی با تکیه بر مفاهیم عرفانیِ التقاطی، مخاطب را تهییج و تشویق میکند تا با «عبور از ذهن» و رسیدن به «مشاهدهگری»، به نوعی شعورِ کیهانی متصل شود.همان اراجیف عرفان حلقه با لباسی نو و مدرن….
اری او مدعی است که میتوان با تغییر ارتعاش و رها کردن ساختارهای فکری، به قلمرویی از آگاهی رسید که برتر از دانشِ آکادمیک است. نقد بنیادین این رویکرد آنجاست که ذهنِ منطقی را نه به عنوان «ابزار حل مسئله»، بلکه به عنوان «مانعِ حقیقت» تقلیل میدهد.
دوست عزیز این تفکر، عملاً ترویج نوعی «ضدیت با عقل و شعور » است که با تضعیف قوه نقادی، فرد را نسبت به ادعاهای اثباتنشده در حوزههای سلامت و زیستشناسی، بیدفاع میسازد.
موضوع «گذر از ذهن» در واقع پوششی جذاب برای فرار از تحلیلهای سختگیرانه دقیق و علمی است؛ چرا که با القای حسِ برتری معنوی، اجازه نمیدهد فرد، ریشه و سندِ علمیِ توصیههای عجیب تغذیهای را به چالش بکشد، این روش، مرز میان «مدیتیشنِ سالم» و «توهمِ نابخردانه آگاهی» را مخدوش کرده و از دلِ آرامشِ روانی، نسخههای غیرعلمی بیرون میکشد که در درازمدت نه تنها رشدی برای فرد به همراه ندارد، بلکه تفکر منطقی او را در مسیر تصمیمگیریهای حیاتی سرکوب میکند.
بازهم علاقهمند به گفتگو با شما و اثبات ادله های علمیدر کلاس جهانی هستم. درود و هزاران بدرود
درود دوباره برشما جناب میر من در تجربه خودم اگر بگم من وقتی که در خویشتن حقیقی خودم در خالی های درون خودم که در سیمنار گذر ذهن هست واقعا ذهن من از این فضای ملتهب جنگ و گرانی خبر های قحطی اینا من را آرام میکنه تمام بدن من احساس واقعا راحتی دست میدهد که واقعا تمرین به شدت ساده و کارآمد هست اگر این تجربه من نمیکردم قطعا خودم این ترفند نقض مورد تأیید نمیکردم ولی وقتی یک چیزی نتیجه می دهد یعنی موضوع در ارتباط آن هست درست هست و این به خود انسان برمیگردد مثال اگر شما یک دوره مثلن آموزشی تهیه کنید اگر به تمرین ها و کارهای مورد نیاز را انجام ندهید پولتان هدر میرود و این موضوع طبیعی است برای این هم صدق میکنن من واقعا از آقای مومنی بابت این آگاهی که بهم داد در هرجا میتوانم وارد خالی های دورنم شوم سپاس گزارم ، درود برشما .