مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

 

مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس
مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

 

پادکست مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس ؛ بشنوید :

 

 

یکی از مهمترین مهارتهای هزاره سوم برای هر فردی مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس است.

 

هشت کلید برای کنترل خشم و استرس

۱) فهرستی از عواملی که خشم تان را بر می انگیزد تهیه کنید. وقتی بدانید از چه چیزی عصبانی می شوید، خود را بهتر برای مقابله با آن آماده

می کنید و همیشه دیگران را ببخشید تا بهتر بتوانید عصبانیت خود را کنترل کنید.

۲) وقتی ریشه خشم خود را شناسایی کردید، می توانید خود را تغییر دهید. بنابراین مهم است که بپذیرید خشمگین می شوید و باید راه چاره ای پیدا کنیدپس یاد بگیریدبهتر ببینید و بیشتر گوش کنید. برقرار نکردن ارتباط صحیح با دیگران از نداشتن مهارت ناشی می شود.

۳) از دیگران کمک بگیرید. خانواده تان باید بدانند شما قصد تغییر وضعیت دارید.فرصت ها زودگذر هستند. به خود بگویید تا کی می خواهید از دست دیگران عصبانی باشید و از آن ها برنجید.

۴) تکنیک های کنترل خشم را یاد بگیرید؛ مکث، تنفس عمیق، اطمینان از حل مسالمت آمیز مشکل و دست برداشتن از افکار منفی اولین قدم هاست.

۵) با کسی که باعث عصبانیت شما شده احساس همدلی کنید به او حق بدهید گاهی اشتباه کند.

۶) حس بذله گویی را فراموش نکنید. گاهی به خودتان بخندید و ببینید با خنده چقدر راحت می توانید بر عصبانیت خود فایق آیید.

۷) آرامش را تجربه کنید. افراد عصبانی کسانی هستند که با کوچک ترین محرک عصبانی می شوند، یاد بگیرید خونسردی خود را حفظ کنید.

۸) اعتمادسازی کنید. اگر به دیگران بیشتر اعتماد کنید کمتر عصبانی می شوید. این فکر را که دیگران می خواهند شما را عصبانی کنند دور بیندازید.

 

مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس
مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

 

لطفا فیلم: لطفا خودتان را تقویت کنید در آپارات https://www.aparat.com/v/d1AjPمشاهده فرمایید.

۱- اندیشیدن به مانترا

«مان» به معنی فکر و «ترا» به معنی آزاد شدن است؛ در حقیقت مانترا مجموعه ای از کلمات و آواهایی است که با لحن خاص و به دفعات تکرار

می شوند و به آن دلیل که مانترا تاثیر مثبتی بر جسم و روح می گذارد، در مراقبه کاربرددارد. مانترا به تعادل ذهنی کمک می کند و از این طریق

باعث می شود عصبانیت ما سریع تر فروکش کند یا دیرتر ظاهر شود. به یک جمله یا یک شعار فکر کنید که بتواند شما را در چنین موقعیتی آرام

کند. در مواقع خشم با جملاتی نظیر «آن ارزش ندارد»، «من کاملا آرام هستم»، مانترا را در خود ایجاد کنید و خود را از خشم برهانید.

 

۲- اهمیت ندادن به خشم

مسلم است که خشم خود را به سادگی نمی توانید مهار کنید اما یاد بگیرید که با مهم جلوه دادن خشم، فریاد زدن و حتی کوبیدن در نمی توانید

بر خشمتان غلبه کنید؛ پس به ای این کارها، بکوشید تا خشمتان را مانند یک ابر تصور کنید؛ یعنی احساس کنید که خشم الان اینجاست ولی

همزمان و به سرعت در حال حرکت و گذر است.

 

۳- گفتگو با دوستان

وقتی به قدری عصبانی هستید که نمی دانید چگونه باید از این حالت بیرون بیایید، بهتر است با یکی از دوستان صمیمی تان تماس بگیرید و از ته

دل درباره خشم خود صحبت کنید تا حالتان بهتر شود.

 

۴- فرونشاندن خشم

در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، لازم است خشمتان را تخلیه کنید. در این مواقع حرکت، بهترین وسیله برای رهایی سریع از عصبانیت

است؛ زیرا با حرکت، هورمون استرس کاهش می یابد و هورمون اندروفین یا همان هورمون شادی آزاد می شود. یکی دیگر از راهکارهای مفید

برای زدودن خشم، پیاده روی یا دویدن در اطراف منزل است.

 

۵- مراقبه و تعمق

اگر دائما عصبانی می شوید، باید مراقبه کردن را تمرین کنید. روزانه ۱۰ دقیقه تمرین لازم است تا بتوانید ذهن تان را هنگام عصبانیت شدید در

عرض چند ثانیه آرام کنید؛ برای این منظور جای راحتی را انتخاب کنید، چشم ها را ببندید و سپس آگاهانه بر روی تنفس خود متمرکز شوید و

چگونگی ورود و خروج هوا را در بدنتان احساس کرده و بعد تمرکز کنید و حتی الامکان بکوشید تا از افکار خود خارج نشوید. این تمرین به شما

کمک می کند تا در زمان عصبانیت به سرعت خود را آرام کنید!

 

۶- استفاده از وسیله ای برای تحریک

اجازه بدهید با مثالی موضوع را روشن کنیم؛ مثلا نیش پشه را می توان از طریق خارش در مدت کوتاهی دفع کرد؛ پس برای اینکه خشم تان را

بپوشانید، لازم است از یک محرک شدیدتر استفاده کنید؛ برای نمونه می توانید آب نبات زنجبیلی بمکید یا یک فلفل قرمز را چندین بار گاز بزنید؛

پس، از این به بعد برای کنترل خشم در کیف دستی یا در کشوی میزتان چندین آب نبات زنجبیلی یا خوراکی هایی از این قبیل قرار دهید.

 

 

۷- لبخند زدن

در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، سعی کنید یک بار لبخند بزنید؛ زیرا تنها وقتی که حال خوبی داریم، لبخند نمی زنیم؛ بلکه در زمانی که

می خواهیم حال بهتری داشته باشیم نیز لبخند به لبانمان می نشیند؛ علاوه بر آن خنده استرس را کم می کند، فشار خون را کاهش می دهد و

نیروهای دفاعی بدن را قوی تر می کند. فراموش نکنیددر هر صورت، لبخند ارزشمند است.

 

۸- مقایسه ممنوع

گاهی اوقات علت عصبانیت افراد مقایسه خودشان با دیگران است؛ مثلا شخص می گوید که درآمد همکارم بیشتر از من است یا اتومبیل

همسایه ام بهتر از اتومبیل من است و یا مواردی از این دست. خود را با دیگران مقایسه نکنید و تنها موقعیت خاص خود را در نظر بگیرید. اگر از

موقعیت فعلی تان ناراضی هستید یا فکر می کنید موقعیت دیگران بهتر از وضعیت فعلی شماست، آستین تان را بالا بزنید و کمی اوضاع را تغییر

دهید. در هر حال در هنگام مقایسه کردن خود با دیگران هرگز عصبانی نشوید و بیشتر به فکر خود باشید.

 

۹- نفس عمیق

قدیمی ترین راه کنترل خشم و بهترین حالت آن است که از روش های ۴-۶-۸ استفاده کنید؛ یعنی نفس عمیق بکشید و تا ۴ بشمارید و در نهایت

نفس خود را بیرون بدهید و تا ۸ بشمارید. این تمرین را حداقل ۴ بار تکرار کنید. در کنار نفس عمیق، شمردن تا ۱۰ هم توصیه می شود. گرچه با

انجام این کار خشم کاملا از بین نمی رود و مسئله برطرف نمی شود اما این روش می تواند شما را از هرگونه واکنش سریع و تصمیمات

غیرمنطقی بازدارد.

 

همه چیز پیرامون اضطراب و استرس و دلهره

انواع اضطراب و علایم آن چیست؟

اضطراب” از جمله اختلالات روحی روانی است که به دلیل شیوع و گسترش آن در اشکال مختلف میان همه سنین، با عنوان “بیماری قرن”

شناخته شده است.

دلهره و اضطراب آن چیزی است که هر روزه در روابط کاری، اجتماعی، تحصیلی و حتی در زندگی خانوادگی در ارتباط با موضوعات متفاوت تجربه

می‌کنیم، به عقیده روانشناسان لازمه زندگی و باعث تلاش و تکاپو در امور روزمره انسان است.

بر همین اساس روانشناسان می‌گویند وجود استرس نشانه وجود فهم و شعور است و هر موجودی که “فکر” داشته باشد با استرس و اضطراب

نیز آشنا است زیرا وجود اضطراب زیانی برای انسان ندارد بلکه این ترس از آینده و خطرهای قریب‌الوقوع است که مشکلاتی را به همراه دارد.

اما در این میان نبود شناخت از شرایط و فقدان اعتماد به نفس کافی برای افراد در مدیریت، مشکلات و مسایل مختلف در اغلب موارد منجر به بروز

اضطراب به شکل و شمایلی می‌شود که خواب و آرامش را از انسان ربوده و همچون آفتی سلامت روانی و حتی جسمی را تهدید می‌کند.

در چارچوب تعاریف روانپزشکی: اضطراب حالتها و فشارهای روحی و روانی است که انسان را دچار سردرگمی می‌کند و به نوعی احساس

نگرانی او را بالا می‌برد.

به گفته آنان فرد مضطرب بی‌دلیل و بی‌اراده اسیر تخیلاتی است که از ترس و تشویش ذهنی او نشأت گرفته است.

بیماریهایی از جمله استرس، وسواس، اضطراب و انواع دیگر، فشارهای ناشی از عدم سلامت روح در انسان و بزرگنمایی مشکلات در ذهن فرد

است.

“اضطراب” مادر و پایه پیدایش دیگر بیماریهای روحی روانی و یکی از شایعترین بیماریهایی است که آثار فراوانی بر فرد و زندگی روزمره او بر جا می‌گذارد.

ضعیف شدن قدرت تطابق فرد با محیط از جمله آثار اضطراب است و تحمل فرد را در برابر استرسهای وارده به شدت کاهش می‌دهد.

از جمله آثار عمومی اضطراب می‌توان به بی‌قراری، نگرانی، بدخوابی و مشکلات جسمی مانند اختلال در عملکرد دستگاه گوارش و دستگاه

تنفسی اشاره کرد.

تفکرات و تخیلات متعدد بر سلامت روح و آرامش فرد تاثیر می‌گذارند و موجب بی‌خوابی، بی‌اشتهایی و فقدان تمایل به انجام امور روزمره در وی می‌شود.

همه این موارد در نهایت بر سلامت جسمی و نحوه عملکرد ارگانهای زیستی فرد اثر منفی دارد.

تقریباً همه بیماریهای روحی زمینه بروز بیماریهای جسمی از جمله بیماریهای قلبی، عروقی را فراهم می‌کنند، طبق آمارها علت بیش از ‪

۷۰درصد بیماریهای قلبی عروقی در ایران استرس و اضطراب شناخته شده است.

شناسایی و درمان هرچه سریعتر بیماریهایی از جمله استرس، اضطراب و افسردگی موجب جلوگیری از پیشروی بیکاری و تنهایی در فرد و بروز

عواقب جبران ناپذیر می‌شود.

آگاهی از مهارتهایی که با نام “مهارتهای زندگی” مشهورند در جهت چگونگی مقابله با اضطراب و استرس وارده از جانب محیط بر فرد، بسیار کار

ساز می‌باشد لذا آموختن آنها برای هر فرد و در هر سن لازم است.

“اضطراب” را دارای تعاریف متفاوتی دانست و  نخستین تعریفی که از این واژه در محدوده اختلالات روانشناسی قرار گرفت “احساس نگرانی در

مورد یک خطر قریب‌الوقوع” بود.

این خطر برای فرد به دو صورت شناخته شده در قالب دلهره و تشویش و به صورت نگرانی در مورد یک خطر ناشناخته که آن را اضطراب می‌نامند

وجود دارد.

در زمینه اضطرابهای بیمارگونه دو نوع اضطراب به نامهای “اضطراب نرمال” و “اضطراب پاتولوژیک” قابل اشاره است.

اگر اضطراب یک محدوده نرمال داشته باشد به شکل دلهره است و در دو حالت جسمانی و ذهنی امکان بروز می‌یابد، در حالت جسمانی دلهره و

اضطراب همراه با علایمی مانند تعریق و تپش قلب و سردی در انتهای اندامها نمایان می‌شود.

اگر فرد در اضطراب تنها با حالات ذهنی دلهره مواجه باشد یعنی فقط یک نگرانی فکری در مورد یک مساله ناشناخته داشته باشد، دیگر این حالت

اضطراب نامیده نمی‌شود بلکه تنها یک احساس نگرانی و دلهره است.

اضطراب اگر از نظر شدت و مدت زمان با واقعه‌ای که شخص منتظر آن است هماهنگی و همخوانی داشته باشد “اضطراب معمولی” تلقی

می‌شود.

این نوع از اضطراب برانگیزاننده است و فرد را برای رویارویی با شرایط آماده می‌کند.

غیر از این حالت را “اضطراب پاتولوژیک” می‌نامند و مرز میان این دو نوع اضطراب را می‌توان با اعتمادبه‌نفس از یکدیگر مشخص کرد.

شدیدترین نوع اضطراب “اختلالات پانیک” است که با نام “اختلال هراس” هم شناخته می‌شود.

در این چارچوب فرد حمله‌ها و دردهایی را دارد که کوتاه و به شکل حاد و بدون پیش زمینه است و عموما ‪ ۲۰تا ‪ ۳۰دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد و

شدت آن به اندازه‌ای است که احساس مرگ به فرد دست می‌دهد و پس از مدتی فروکش می‌کند.

در فواصل بین حمله‌ها فرد نگران حمله‌های بعدی است و این مرحله است که با اختلال هراس شناخته می‌شود لذا فرد به مطب پزشکان

عمومی و متخصصان قلب مراجعه می‌کند و کمتر کسی به این نکته توجه می‌کند که این وضعیت یک اختلال اضطرابی است و نیازمند مراجعه به

روانپزشک هستند.

از جمله اختلالات اضطرابی شایع ترسهای بیمارگونه یا “فوبیا” است، این اختلال نیز دارای دسته بندیهای متفاوتی از جمله فوبیای

اختصاصی(ترس از تاریکی، بلندی و…) و “فوبیای اجتماعی” یا ترس از نحوه قضاوت جامعه از فرد و ترس حضور یا صحبت کردن در جمع است.

: اختلالات اضطرابی منحصر به سن خاصی نیست و امکان بروز اضطراب بیمارگونه از سنین کودکی تا سالمندی کاملا محتمل است اما نوع این

اختلالات و دلایل بروز آنها کاملا متفاوت خواهد بود.

مهمترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی “اضطراب جدایی” است که ناشی از اختلافات شدید والدین و ترس از جدایی آنان و بی‌پناه ماندن کودک می‌باشد.

در این سن بروز انواع اختلالات اضطرابی اعم از اختلالات فراگیر، وسواس، اجتماعی و فوبیا محتمل است لذا حد و مرز مشخصی برای آن

نمی‌توان قایل شد.

شیوع اختلالات اضطرابی در دوران سالمندی بیش از بالغین نیست اما در مقایسه با شیوع اختلالات اضطرابی، فوبیا و ترسهای بیمارگونه بیشتر

در این سنین دیده می‌شود.

اختلالات اضطرابی بیمارگونه همانند سایر اختلالات روانپزشکی که بر کیفیت زندگی تاثیر می گذارند بر روند زندگی و نحوه ارتباط فرد با دنیای

خارج نیز به شدت اثر گذارند.

لذت نبردن از زندگی و وضعیت موجود، گریزان شدن از ایجاد ارتباط با دیگر افراد جامعه به دلیل ترس از وقوع یک خطر قریب‌الوقوع و عدم اطمینان

نسبت به محیط و سرخوردگی به دلیل از دست دادن تواناییهای قبل(که به دلیل درگیری و دلهره شدید ایجاد می‌شود) از جمله آثار بیماری

استرس و اضطراب است.

نکته مهم و نگران‌کننده در مواجه افراد با انواع اختلالات اضطرابی “خوددرمانی” توسط داروهای مختلف و آرام‌بخش است، استفاده از

“بنزودیازپینها” که بدون نسخه در اختیار افراد گذاشته می‌شود از جمله اقدامات شایع برای درمان اختلالات اضطرابی و استرسی است.

 

مصرف این داروها بدون نظر پزشک و به صورت خودسرانه مشکلات متعددی را برای فرد ایجاد می‌کند.

مصرف مواد مخدر برای رسیدن به آرامش از جمله دیگر راههای درمان خودسرانه این اختلالات است که در درازمدت منجر به تشدید وخامت اختلال

و ایجاد مانع و مشکل بر سر راه درمان بیماری توسط پزشک می‌شود.

روانپزشک در مواجهه با این بیماران برای درمان، با دو معضل اختلال اضطراب و وابستگی به مواد مخدر روبرو است که هر یک راه درمانی خاص

خود را می‌طلبد ضمن اینکه مواد مخدر موجب ایجاد مقاومت بدن بیمار در برابر داروهای آرام‌بخش می‌شود.

اگر اضطراب در حد اختلالات اضطرابی بارز باشد و شخص زمینه آن را از سالها قبل داشته و این روندی است که به صورت طولانی مدت و همراه با

تغییرات سیستم اعصاب مرکزی ایجاد شده، درمان دارویی ضرورت دارد.

در این موارد به دلیل قابل تحمل بودن وضعیت، بدون درمان دارویی و تنها با تغییراتی که در نگرش فرد و تعدیل و تنظیم این نگرشها از سوی

روانپزشک ایجاد می‌شود، می‌توان فیزیولوژی بدن را برای مقابله با هورمونهای استرسزا آماده کنیم.

با درمانهای دارویی آسیب بیولوژیکی ترمیم و با درمان روانشناختی توصیه به ورزش و رژیم غذایی خاص که منجر به مقاومت بدن می‌شود، از

عوامل ایجاد و تشدیدکننده اختلال جلوگیری می‌شود.

موسیقی به دلیل هارمونی که دارد به نظم‌بخشی تواناییهای انسان کمک می‌کند  این هماهنگی را می‌توان به خوبی در طبیعت مشاهده کرد

بنابراین نزدیک شدن به طبیعت هم احساس خوشایندی را بر سیستم مرکزی اعصاب القا می‌کند.

 

بر اساس طب سوزنی چین و طب سنتی ژاپنی ها “جین شین دو” باعث از بین رفتن استرس می شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ اگر شما احساس افسردگی، اضطراب، ناراحتی می کنید می توانید به کمک یک روش

باستانی به طرز معجزه آسایی آن را فورا تسکین دهید.

 

بر اساس طب سوزنی چین و طب سنتی ژاپنی ها “جین شین دو” باعث از بین رفتن استرس می شود این روش در اواسط دهه پنجاه به دست

یک زن آسیایی آمریکایی در آمریکا معرفی شد.

 

اضطراب؟

استرس و اضطراب کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می شوند:. به طور مثال، به هنگام

سخنرانی در برابر جمع، به هنگام امتحان، به هنگام مشکلات مادی، تاُخیر سر یک قرار، … هنگامی که در شرایطی چون شرایط فوق، در سخنان

خود از این دو کلمه استفاده می کنیم، توجه چندانی به تفاوت موجود میان آن دو نداریم.

 

ولی هنگام سخن گفتن از مشکلات روحی شایع در کودکان و نوجوانان، باید دقیق تر بود و تفاوت میان استرس و اضطراب را به خوبی درک کرد. در

روان شناسی، اضطراب مرحله ی پیشرفته تر استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می آید که برای فرد یا

اطرافیانش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کار های روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند. برای درک بهتر

ابتدا استرس (تنیدگی)، و سپس اضطراب را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

تنیدگی (استرس)

استرس یا تنیدگی یا فشار عصبی، در روان شناسی به معنی نیرو و فشار است. هر محرکی که در بدن باعث ایجاد واکنش شود، عامل تنیدگی

یا استرس زا نامیده می شود. به عبارتی دیگر، هر عاملی که موجب تنش روح و جسم و از دست رفتن تعادل فرد شود، عامل تنیدگی است.

تنیدگی واکنش یا واکنش هایی است که در فرد، در اثر حضور عاملی دیگر (عامل تنیدگی) به وجود می آید تا تعادل از دست رفته را باز گرداند، و

باعث بسیج شدن قوای فرد برای مقابله با آن عامل و آماده باش موجود زنده می شود.

 

مراحل تنیدگی

تنیدگی معمولاً دارای سه مرحله است:

 

۱- واکنش اخطار:

مغز پس از دریافت خبر ناخوشایند (عامل تنیدگی)، آن را ثبت می کند و هیپوتالاموس به تفسیر آن، و سپس به فرستادن اخطار الکتروشیمیایی

به غدد هیپوفیز موجود در مرکز جمجه می پردازد.

این غدد شروع به ترشح هورمونی برای تحریک غدد فوق کلیوی می کنند. به این ترتیب، هورمون آدرنالین از غدد فوق کلیوی آزاد شده و در جریان

خون می ریزد و پیام را به سایر غدد در سراسر بدن منتقل می کند.

در نتیجه، طحال برای عمل بسیج شده و باعث ورود گلبول های قرمز اضافی در جریان خون می شود. بنابراین، اکسِیژن و غذای اضافی وارد

سلول ها می شوند، قدرت لخته ی خون بالا می رود، کبد مواد قندی و ویتامین ها را رها می سازد، ضربان قلب بیشتر می شود و تنفس تغییر

می کند.

همچنین، خون از پوست و احشا به ماهیچه ها و مغز جاری شده، باعث سردی دست ها و پاهامی شود، و بدن برای تهاجم یا حمله یا فرار به

صورت آماده در می آید.این مرحله ممکن است از چند دقیقه تا ٢۴ ساعت به طول انجامد.

 

۲- مرحله ی مقاومت :

طی این مرحله که ممکن است ازچند ساعت تا چند روز طول بکشد، بدن عملاً برای مبارزه با عامل فشار بسیج است. به همین دلیل به مصرف

انرژی فراوان نیازمند است.

بعد از واکنش و دفع یا حل عامل فشار، بدن احساس خستگی می کند. پس از مدتی استراحت، متابولیسم (سوخت و ساز) بدن به حالت عادی

بر می گردد. معمولاً دو مرحله ی اول برای بدن مفیدند، چون از طرفی باعث می شوند تا بدن قوای خود را بسیج کند و در آن شرایط واکنش

نشان دهد، و از طرفی دیگر، با تحریک غدد و فعال شدن هورمون ها، تعادل هورمون ها و دیگر مواد در خون دوباره بر قرار می شود.

 

۳- مرحله ی فرسودگی:

در صورتی که شرایط استرس زا بیش از حد طولانی شود، یا به طور مکرر رخ دهد، یا این که سیستم عصبی بدن نتواند به مرحله ی مقاومت

خاتمه دهد و بدن مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند(به خصوص در کسانی که اضطراب دارند)، ذخایر آن به تدریج تمام می شود و بدن در

برابر بیماری ها آسیب پذیر می شود.

آنگاه است که فرد دچار مشکلات روانی، نظیر اضطراب، افسردگی، خستگی، عصبانیت، وسواس، پیری زودرس و … و نیز بیماری هایی جسمی

همچون سرماخوردگی، آنفولانزا، کم اشتهایی، اختلال در هضم، سردرد، فشار خون بالا، سکته ی قلبی، روماتیسم، میگرن، سرطان، … می

شود.

 

اضطراب

اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم ترس (هراس) و دلواپسی، با منشاء ناشناخته که به فرد دست می دهد و

شامل عدم اطمینان، درماندگی و بر انگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت هایی که قبلاً استرس زا بوده اند یا طی آن ها به فرد آسیب

رسیده است باعث اضطراب در افراد می شود.

همه ی انسان ها در زندگی خود دچار اضطراب می شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیر عادی و مشکل ساز است. تحقیقات و بررسی ها

نشان می دهند که اضطراب در خانم ها، طبقات کم در آمد و افراد میان سال و سال خورده بیش تر دیده می شود.

 

علایم شایع اضطراب

– احساس خستگی – عصبی بودن و بی قراری – ترس و نگرانی – بی خوابی یا بد خوابی – تپش قلب و تنفس نامنظم و سریع – عرق کردن –

سردرد و سرگیجه – مشکل در تمرکز و حافظه – لرزش یا پرش عضلات – تکرر ادرار

 

علل اضطراب

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زیر بر می گردد:

 

– عوامل زیست شناختی و جسمانی:

در افراد مضطرب، میزان بعضی از هورمون های موجود در خون غیر عادی است. بنابراین هر آن چه که باعث اختلال در سیستم هورمونی شود،

برای بدن خطر محسوب می شود. بارداری، کم کاری یا پر کاری تیروئید، پایین بودن قند خون، وجود غده ای در غدد فوق کلیوی که هورمون

اپینفرین تولید می کند و بی نظمی ضربان های قلب از این عوامل هستند.

 

– عوامل محیطی و اجتماعی:

عوامل اجتماعی و ارتباطی بسیاری باعث به وجود آمدن اضطراب در افراد می شود، مانند مشکلات خانوادگی، احساس جدایی و طرد شدگی،

… از عوامل محیطی می توان تغییرات ناگهانی و غیر منتظره را، همچون زلزله، بیماری، مرگ یکی از نزدیکان، … نام برد.

 

– عوامل ژنتیکی و ارثی:

یکی از مهم ترین عوامل اضطراب ژنتیک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسیار بالا است.

البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و یادگیری و تکرار کار های آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی)، ولی تحقیقات و

بررسی های انجام شده بر روی حیوانات و دو قلو هایی که با هم یا جدا از هم زندگی می کنند و از والدین مضطرب به دنیا آمده اند، نشان می

دهند که عوامل ژنتیکی نیز بسیار مؤثر اند. با این وجود باور نمی رود که ژن به خصوصی در این مورد نقش داشته باشد، بلکه ترکیب بعضی از ژن

ها چنین پیامدی را به دنبال دارد.

طبق آخرین تحقیقات به نظر می رسد که عوامل ژنتیکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مکان های باز نقش زیادی دارد.

 

مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس
مهارتهای کلیدی کنترل خشم و استرس

 

 

عوامل جانبی مؤثر در ابتلا به اضطراب

– طبق گفته های بعضی از متخصصان، تغذیه ی نادرست نیز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. کمبود بعضی از اسید های آمینه ، منیزیم، اسید فولیک و ویتامین B۱۲، باعث تسریع در ابتلا به آن می شوند.

– استفاده از مواد مخدر و دارو های روان گردان

– برخی از ضایعه های مغزی ( که باعث ایجاد علایمی شبیه به علایم اختلال وسواس می شوند.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *