کارگاه ارتباط موثر و سر فصل های ارتباط موثر شرکت کنترل فرایند

سر فصل های کارگاه ارتباط موثر

ارتباطات موثر
ارتباط موثر

بهترین هدیه یک مدرس با ۳ دهه فعالیت شغلی و آموزشی دادن یک هدیه بسیار کاربردی است و این دوره یک هدیه فوق العاده استثنایی و

کاربردی است  که در آن دکترمیر تمام تجربیات خود را در یک کلاس یا یک کارگاه به افراد مختلف هدیه می نماید #آموزش_بدون_پاورپوینت

اکثر متخصصان ارتباطات مسئولیت ارتباط موثر را بر عهده‌ی یک یا دو طرف ارتباط محول می کنند.

در این سلسله کارگاه های اموزشی ما به شما موهبت جذب و اقناع هر فردی را اهداء می کنیم  این کارگاه ها فقط بصورت ۷ نفره اجرا می شود

و با شما به دنیای درون و برون شما سفر خواهیم کرد تا به دنیای آگاهانه ها ونا آگاهانه های خویش نقبی بزنیم.این کلاسها بدون هیچگونه

نمایش پاورپوینتی وبدون شیوه های سنتی آموزش خواهد بود.

یبا شما از خطاهای فاحش NLP  و یا قدرت شگفت انگیز ارتباطات کلامی و غیر کلامی سخن بگویم از چهره شناسی و شخصیت شناسی و

تکنیکهایی برای جذب و اقناع مخاطب و تکنیکهای mbti و تکنیکهای مدیریتی و تفکر سیستمی ودر سایه F,S  و….. سرانجام به شما بیاموزم …..

سرفصل های دوره ارتباط موثر

 
  • مفاهیم پایه برای ارتباطات
  • موفقیت از دیدگاه ارتباط موثر و هوشمند
  • ارتباطات کلامی و غیر کلامی
  • معرفی تکنیکها و تاکتیکها از واقعیت تا دروغ
  • تشخیص روشهای حرفه ای برای تاثیرگذاری و ماندگاری
  • تفاوت های فاحش در برقراری ارتباط  و برقراری ارتباط موثر
  • اجزای دقیق ارتباطموثر و ارتباط هدفمند
  • حقایقی پیرامون تفکر و نگرش
  • مدلها و انواع نگاه
  • لحن ریتم اوا و زبان بدن
  • اصل گمشده و اهداف پنهانی در ارتباطات موثر
  • چه عواملی باعث بن بست در ارتباط می گردد
  • اصول حرفه ای  یک بیان خوب و حرفه ای
  • مانند حرفه ای ها جلب اعتماد کنید
  • زمان بندی در ارتباط موثر
  •  شیوه  های صحیح ارتباط
  • نقش لایه پنهان زبان بدن در ارتباط موثر  Body language

خلاصه کارگاه ارتباط موثر

• ضرورت ارتباط اثر بخش را بفهمید درک کنیم
• فرآیند ارتباط را از شروع تا خاتمه به بهترین وجه ممکن طراحی نمائیم
• اهمیت و ویژگی های  استراتژیک ارتباط کلامی و غیر کلامی را کاملا درک کنیم
• نشانه‌های مثبت و منفی را در مذاکرات و زبان بدن کاملا بفهمیم
• ارتباط سازمانی رسمی و غیر رسمی و الگوهای حرفه ای گری را بتوانیم ترسیم کنیم

چکیده:
یکی از ویژگی هاي افراد موفق می توان مهارت و توانایی آنها دربرقراري ازتباط موثر با دیگران دانست. ارتباط موثر
رابطه اي است که در آن شخص به گونه اي عمل می کند که در آن علاوه بر اینکه خودش به خواسته هایش می
رسد، افراد مقابل نیز احساس رضایت دارند. انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛ آنها به عنوان
اعضاي خانواده، ساکنان یک محله یا شهر، اعضاي یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادي و یا مذهبی و قومی نیز به
عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند.
آنچه که مشخص کننده ویژگی گروههایی است که انسانها در آن زندگی میکنند، فرهنگ آنهاست. یافتههاي جدید
نشان میدهد کارکنانی که داراي وجدان کاري و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند، اما فاقد هوش هیجانی و
اجتماعی اند، در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد ضعیف تري دارند.
هوش هیجانی، اصطلاحِ فراگیري است که مجموعه گستردهاي از مهارتها و خصوصیات فردي را در برمی گیرد.
١
مقدمه:
هنگامیکه بتوانیـد ارتبـاط مـوثر برقـرار کنیـد، دیگـران بـه شـما احتـرام مـی گذارنـد و اعتمـاد دارنـد و اگـر در
برقــراري ارتبــاط چنــدان مــوثر عمــل نکنیــد، زنــدگی تــان را در یــک یــا چنــد بعــد نــاقص خواهیــد دیــد.
در حقیقــت، ارتبــاط مــوثر زنــدگی را ثمــربخش مــی کنــد، امــا بــه شــرطی کــه مهــارت هــاي ایــن ارتبــاط را
بیاموزیم، با شیوه هاي ارتباطی در مواجهـه بـا افـراد متفـاوت آشـنا شـویم و سـعی کنـیم خطاهـاي ارتبـاطی خـود
را اصـلاح کنیم.اولـین گـام در ایـن فراینـد شناسـایی احساسـات وعواطـف وتوانمنـدي خـود و سـپس گـروه یـا
جامعه اي است کـه در آن زنـدگی میکنـیم ویـا مایـل بـه برقـراري ارتبـاط بـا آن هسـتیم. از ایـن رو لازم اسـت
براي شروع فراگیري توانمنـدي ارتبـاط مـوثر بـا سـه پـارادایم ،جامعـه شناسـی و فرهنـگ بـراي شناسـایی گـروه
یا جامعه خود وهمچنین هوش هیجانی براي شناسایی خود آشنا شویم.
جامعه شناسی وفرهنگ:
انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛ آنها به عنوان اعضاي خانواده، ساکنان یک محله یا شهر،
اعضاي یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادي و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر
رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضاي یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می
کنند که دست کم بخشی از آنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراك و
نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههاي
گوناگون می باشند.
٢
آنچه که مشخص کننده ویژگی گروههایی است که انسانها در آن زندگی میکنند، فرهنگ آنهاست. فرهنگ
نظام مشترك باورها ،ارزشها ،رسم ها ،رفتارها است که اعضاء یک جامعه در تطبیق با جهان و در رابطه با یکدیگر
به کار می برند و از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .از مشخصات فرهنگ میتوان به موارد زیر
اشاره نمود:
• فرهنگ عام، ولی خاص است.
فرهنگ به عنوان یک معرفت بشري عام است یعنی هیچ فردي در جهان زندگی نمی کند که داراي فرهنگ نباشد.
ولی از طرف دیگر، فرهنگ هر جامعه میوه و ثمره تجارب خاص آن بوده، پس فرهنگ هر جامعه خاص آن جامعه
است مثل نوع معارفه یا سلام کردن متفاوت در کشورهاي مختلف.
٣
• فرهنگ متغیر، ولی ثابت است.
تغییر و تحول راز بقاي هستی و فرهنگ است .اما تغییرات فرهنگی به قدري کند و آرام است که محسوس و
قابل درك در دوره محدود نمی باشد. لذا فرهنگ تقریباً ثابت به نظر می رسد. مثلاً پوشش لباس و اعتقادات
مذهبی مردم این ماه نسبت به ماه گذشته تغییري نکرده است. اما پوشش لباس امروز با سالهاي قبل تغییر نموده
است.تغییرات بزرگ فرهنگی از نظر جامعه شناسان به دوره سی تا پنجاه ساله نیازمند بوده وتغییر فرهنگ در جوامع
کوچک مثل یک سازمان معمولاً بین سه سال تا پنج سال زمان میبرد.
• پذیرش فرهنگ اجباري، ولی اختیاري است.
فرهنگ الزاماً نظام حیات اجتماعی را در بر گرفته ولی به ندرت خود را بر افکار، معارف و اعمال مردم تحمیل
می کند .انسان با اجبار زبان، رفتار، آداب و غیره را از خانواده و جامعه فرا می گیرد اما کاربرد هوش، استعداد، مهارتها
و آموخته هاي دیگر افراد است که فرهنگ را به فضاي اختیار می کشاند.
هوش هیجانی
هوش توانایی ذهنی است و قابلیتهاي متنوعی همچون استدلال، برنامهریزي، حل مسئله، تفکر انتزاعی،
استفاده از زبان، و یادگیري را در بر میگیرد. هوش هیجانی (به انگلیسی: EQ | intelligence Emotional(
۴
بخش مهمی از «هوش» است که شامل توانایی شناخت، درك و تنظیم هیجانها (احساسات) و استفاده از آنها در
زندگی است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد، سه مؤلفه هیجانها را به طور موفقیت آمیزي با یکدیگر
تلفیق میکند: مؤلفه ٔ◌ شناختی، مؤلفه فیزیولوژیکی و مؤلفه رفتاري. یافتههاي جدید نشان میدهد کارکنانی که
داراي وجدان کاري و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند، اما فاقد هوش هیجانی و اجتماعی اند، در مقایسه با
کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد ضعیف تري دارند. از مقالات پژوهشی برخی
دانشمندان این اینگونه بر میآید که، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند میتوانند عواطف خود و دیگران را
کنترل کرده، بینِ پیامدهاي مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی براي راهنمایی فرایند تفکر و
اقدامات شخصی استفاده کنند.
هوش هیجانی، اصطلاحِ فراگیري است که مجموعه گستردهاي از مهارتها و خصوصیات فردي را در برگرفته و به
طور معمول به آن دسته مهارتهاي درون فردي و بین فردي گفته میشود که فراتر از دایره مشخصی از دانشهاي
پیشین، چون بهره هوشی و مهارتهاي فنی یا حرفهاي است.ارسطو میگوید:”عصبانی شدن آسان است؛ همه
میتوانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل
مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!”
هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل می شود:
خودآگاهی: توانایی شناسایی دقیق هیجان هاي خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید. خودآگاهی، کنترل تمایلات
خود درنحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نیز شامل می شود. فردي که از هوش هیجانی بالایی برخوردار
است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی واسطه و بدون وقفه دارد.
خود مدیریتی: یعنی اینکه بتوانید واکنش هاي هیجانی خود را در مقابل همه مردم و شرایط مختلف کنترل کنید.
آگاهی اجتماعی: توانایی در تشخیص دقیق هیجانات دیگران و درك اینکه دقیقاً چه اتفاقی در حال روي دادن
است. این موضوع اغلب به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درك می کنید، حتی زمانی که خودتان
همان احساسات یا تفکرات راندارید و این همان همدلی است.
مدیریت رابطه: توانایی در به کارگیري ((آگاهی از هیجانات دیگران)) به منظور موفقیت درکنترل و مدیریت
تعامل ها، همچنین این توانایی، ارتباط واضح با شرایط و کنترل موثر تعارض هاي دشوار را شامل می شود.
بخش عمدهاي از هنر برقراري ارتباط، مهارت کنترل عواطف در خود و در دیگران است.هوش هیجانی بالا
توانایی است که محبوبیت، رهبري و اثر بخشی بین فردي را تقویت وسبب ارتقاي اثر بخشی ارتباط می گردد.
افرادي که در این مهارتها توانایی زیادي دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز میگردد بخوبی
۵
عمل میکنند، آنان ستارههاي اجتماعی هستند.البته بعضی از ما ممکن است در کنار آمدن با اضطرابهاي خود به
طور کامل موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامیهاي دیگران چندان کار آمد نباشیم.
تعریف ارتباط :
ارسطو شاید اولین اندیشمندي باشد که 2200 سال پیش،در زمینه ارتباط سخن گفت. او در کتاب “ریطوریقا
“در تعریف ارتباط نوشت: ارتباط عبارت است از جستجو براي دست یافتن به کلیه وسایل وامکانات موجود براي
ترغیب و اقناع دیگران.ارتباط فرآیندي است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد به فرد دیگر منتقل می
شود ارتباط فرآیندي است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل
پیامهاي کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراك می شوند. بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام
از فرستنده به گیرنده به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد و بالعکس می باشد.
ارتباط
(خسروي 93( معتقد است برقراري ارتباط مؤثر ، یکی از ویژگیهاي بزرگ انسانهاي هوشمند ، خرد ورز و
عاقبت اندیش است . هرکس بتواند با دیگران ، اشیاء اطراف و حتی لحظه هاي زندگی خود ارتباط بهتر و مؤثر تري
برقرار کند ، احساس مؤفقیت بیشتري خواهد داشت .از این رو انسانهایی که باورهاي مناسبی دارند باید به روشها
ومهارت هاي ارتباطی مجهز گردند تا بتوانند ارتباط موثري با سایر افراد برقرار نمایند.
۶
همه ما در اجتماع از فرصتهاي یکسانی برخورداریم. اما افراد موفق کسانی هستند که به «مهارتهاي ارتباطی»
مجهز باشند. چنین افرادي، قدرت بیان خوبی دارند؛ خود را به درستی مطرح میکنند؛ در شرایط مختلف و یا افراد
مافوق، همتراز و زیردستی ارتباطی مناسب و مؤثر برقرار میکنند. بعضی چنان قدرتی در برقراري ارتباط دارند که
حتی میتوانند سرنوشت جوامع بشري را تحت الشعاع قرار دهند. رهبرانی چون گاندي ،نلسون ماندلا و… از این دست
افراد هستند.
هدف ارتباط
هدف اصلی هرارتباط انتقال صحیح وکامل معنی است. معنی یک مفهوم درونی است که در ذهن افراد
جاي دارد. عوامل متعدد فردي مانند فرهنگ، سطح تحصیلات، تجربیات، حالات عاطفی، توقعات وپیش فرض ها و
غیره برمعنی که از اطلاعات دریافتی در ذهن فرد شکل می گیرد اثر می گذارد. بنابراین مجموعه واحدي از
اطلاعات می تواند در ذهن افراد مختلف معانی متفاوتی ایجادکند. این مسئله اهمیت مسئولیت فرستنده و گیرنده را
افزایش می دهد چرا که آنها علاوه بر انتقال اطلاعات، مسئول انتقال صحیح وکامل معنی ازذهنی به ذهن دیگر
هستند و باید در این ارسال و دریافت هردو تلاش کنند. ارتباطی مناسب است که درذهن فرستنده وگیرنده معنی
مشابهی ازاطلاعات منتقل شده ایجادکند. هرچه این تشابه بیشتر باشد، ارتباط کامل تر و نتیجه آن به هدف نزدیکتر
است.
نقش ارتباط:
ارتباط در سازمان چهار نقش ایفا مینماید:
کنترل:ارتباط به چندین روش ، رفتار اعضا را کنترل می کند. سازمانها ، سلسله مراتب اختیارات و
دستورالعملهاي رسمی دارند که کارکنان و اعضا باید آن را رعایت کنند. ارتباطات غیر رسمی هم رفتار اعضاء را
کنترل می کند.
ایجاد انگیزه:تعیین هدف هاي خاص ، بازخور نمودن نتایج عملیات و دادن گزارش درباره میزان پیشرفت و
تقویت رفتار مطلوب مورد نظر، همه اینها، موجب ایجاد انگیزه و ارتباطات می شود.
ابراز احساسات: ابراز احساسات براي بسیاري از کارکنان و اعضاي سازمان ، مهترین منبع ارتباطات اجتماعی
وروابط متقابل یا تعامل است .ارتباطاتی که درون گروه صورت می گیرد نمایانگر ابراز نفرت ، درجه استیصال یا
رضایت فرد و نوع احساسات اوست. بنابراین، ارتباطات موجب تخلیه انسان از فشارهاي روانی می شود و در راه
تأمین نیازهاي اجتماعی به وي کمک می کند.
٧
اطلاعات: ارتباطات می تواند اطلاعاتی را ارائه کند که افراد وگروهها براي تصمیم گیري به آنها نیاز دارند .
ارتباط در سه سطح برقرار می شود که عبارتند از:
1 ـ ارتباط درون فردي communication Intrapersonal:
همان ارتباط با خود است و شامل فعالیت هایی مثل پرورش افکار ،تصمیم گیري، خودنگري و …. می شود.
2 ـ ارتباط بین فردي communication Interpersonal:
ارتباط بین دو یا چند نفر گفته می شود و فعالیت هایی مثل مصاحبه، مشاوره، تهیه نوشته یا مقاله را شامل می شود.
3 ـ ارتباط عمومی (جمعی ) communication) mass (public:
در این ارتباط پیام براي جمعی از مخاطبین ارسال می شود. این نوع ارتباط ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم
(رادیو، تلویزیون، مجله و … ) باشد.
اجزاءفرآیند ارتباط:
• پیام دهنده (منبع):برقرار کننده ارتباط
• پیام گیرنده(مخاطب):دریافت کننده ارتباط
• پیام :محتوي (آنچه که بخاطر آن ارتباط برقرار شده است)
• وسیله ارتباط:ابزاري که بوسیله آن ارتباط برقرار میشود
• باز خورد:عکس العمل به وجود آمده در گیرنده
انواع ارتباط:
ارتباطات غیر کلامی : فرایند رساندن بدون استفاده از کلام به ارتباط غیر کلامی شناخته میشود.
در ارتباط غیر کلامی ، ظاهر فیزیکی، زبان بدن(طرز قرار گرفتن، ژست، تماس چشمی، حالت چهره)صدا،زمان وفضا
نقش دارند. مطالعات نشان میدهد بیشتر مردم به شواهد غیرکلامی، بیشتر از کلام اعتماد دارند .بیشتر محققان
معتقدند که ارتباط شامل 55 ٪زبان بدن ،38 ٪تن صدا،7٪محتواي کلمات،”به اصطلاح”قانون 7٪ـ38٪ـ55″٪
٨
میباشد. در میان همهي اعضاي بدن، چهره، یگانهترین کارکرد بیان عاطفه را دارد بهطوري که از طریق تغییرهاي
سریع شکل پیشانی ، ابروها، پلکها، چانه، بینی و لبها، اطلاعات و پیامها مبادله میشود.پژوهشی که در قرن
نوزدهم توسط «چارلز داروین» ا نجام گرفت، نشان میدهد که مردم سراسر کرهي زمین، حالتهاي چهرهي
مشابهی براي بیان عواطف معینی در ارتباطات بهکار میبرند. «داروین» از این پژوهش نتیجه گرفت که حالتهاي
معینی از چهره، ذاتی و از نظر زیستی، جهانی هستند به عنوان مثال 90 در صد انسانها در زمان یاد آوري یک
موضوع که در گذشته اتفاق افتاده ، مردمک چشمهایشان به طرف بالا و سمت راست چشم می روند در حالیکه
براي مسائلی که در آینده به وجود خواهد آمد و تصورات ، مردمک ها به طرف سمت چپ متمایل می شوند.
ارتباط تصویري: انتقال نظرها و اطلاعات از طریق ایجاد نمایش هاي تصویري است
ارتباط کلامی:ارسطو گفته است ” : انسان ، چون ناطق است ، انسان است” . این ارتباط شامل بحث
وگفتگو، سخنرانی ها، نمایش ها، ارتباطات بین فردي و بسیاري از انواع دیگر است.ارتباط کلامی ، بیشترین ارتباط
روزانه بین انسانها را می سازد و اجازه می دهد بین انسانها ، ارتباطات عمیقی ایجاد شودکلام به ما امکان می
دهد که براي دیگران خوشبختی ، غم و یا وحشت خلق کنیم .به عبارت دیگر ارتباطات کلامی ، منبع مهمی
از احساسات مطلوب و نامطلوب ، خوشایند و یا ناخوشایند ما محسوب می شوند.
“ارتباط شامل ٪۵۵ زبان بدن،٪٣٨ تن صدا،٪٧محتوای
کلمات،”بھ اصطلاح”قانون ٪٧ـ٪٣٨ـ٪۵۵”
٩
راههاي شناخته شده در ایجاد ارتباط
راههاي شناخته شده در ایجاد ارتباط که بیشتر متداولند از دو حیث در این مقاله بازگو میگردند .
از حیث ارائۀ بازخورد :که مبتنی بر دریافت وعدم دریافت بازخورد از گیرنده پیام است.
الف ) ارتباطات یک طرفه. اگر عکس العمل گیرنده نسبت به پیام ابراز نشود آن را ارتباط یک جانبه می گویند.
ب ) ارتباطات دو طرفه .چنانچه محیط استقرار به گونه اي باشد که گیرنده ، عکس العمل ها ونظرهاي خود را دربارة
محتواي پیام به اطلاع فرستنده برساند به این نوع ارتباط دو جانبه گویند.
از حیث مسیري که پیام طی می کند :مرتبط با مسیري است که پیام براي رسیدن به گیرنده طی مینماید
الف ) ارتباطات عمودي: ارتباطات عمودي شامل ارتباطات از بالا به پایین و از پایین به بالا است. در ارتباط از بالا به
پایین ارتباطات از مدیریت سطح بالا شروع و از طریق سطوح مدیریت به کارکنان منتهی می شود. هدف از این نوع
ارتباط ، راهنمایی، آگاه کردن، هدایت و شکل دادن و ارزیابی زیردستان است . در ارتباط از پایین به بالا، اطلاعات
به بالاترین سطح از سطوح پایین سازمان منتقل می شود.این نوع ارتباط شامل گزارش پیشرفت، پیشنهادات،
توضیحات، تقاضا براي کمک و تصمیم گیري است.
ب ) ارتباطات افقی: این نوع ارتباط معمولا به صورت الگوهاي جریان کار در یک سازمان بین اعضاي گروه کاري
،اعضاي بخشهاي مختلف برقرار است که ازنظر روانی موجب افزایش روحیه در بین اعضاي سازمان می گردد .
منظور از ارتباطات افقی ، آوردن کانالی براي هماهنگی و حل مسائل سازمانی است از این طریق اعضاي سازمان
موفق به برقراري ارتباط با همردیفان خود می گردند.
ج ) ارتباطات مورب :در ارتباطات مورب پیام در دو سطح مختلف از سلسله مراتب سازمانی و یا خارج از سلسله
مراتب اداري مبادله می شود این نوع ارتباط به منظور هماهنگی، یکی کردن و جامعیت ارتباطات افقی است. مانند
ارتباط بین صف و ستاد که چنین ماهیتی دارد.
مهارتهاي ارتباطی:
• یک سلام همراه با لبخند ارائه کنید. سلام همراه با لبخند علاوه بر اینکه پذیرش فرد مقابل ما
را برخواهد انگیخت موجب برانگیختگی اعتماد به نفس ما خواهد شد
• به ارتباط غیرکلامی بها بدهید .
١٠
• ابراز مشخص افکار و احساسات. مغز ما مقدار مشخصی اطلاعات را میتواند در یک زمان
دریافت کند. در هر ثانیه ما با بمبارانی از پیامها روبهرو هستیم و به همین دلیل پیامی که به دیگران
میرسانید باید مشخص و واضح باشد وبروشنی مشخص کننده افکار واحساساتمان باشد.
• بپرسید .پرسش و طرح سوال بخشی مهم و جدایی ناپذیر در برقراري ارتباط است و ذهن شما را
نسبت به موضوع روشن می کند.
• درك اصول ارتباطی.روند برقراري ارتباط عبارت است از: هدف، رمزگذاري پیام، انتقال پیام،
دریافت پیام، رمزگشایی یا درك پیام دریافتی، ارائه بازخورد یا واکنش نشان دادن به فرستنده پیام.
• مذاکره کنید .
• یادداشت برداري کنید.
• درجمع صحبت کنید.صحبت کردن در جمع به شما کمک می کند تا مهارت بیشتري در برقراري
ارتباط با دیگران پیدا کنید. این اقدام سبب افزایش اعتماد به نفس شما میگردد.
• از کنار بازخورد به آسانی نگذرید. بازخورد کلید برقراري ارتباط است. بازخورد به شما کمک
می کند تا ارتباط شما با گیرنده یا فرستنده پیام سازنده باشد
• بر کشمکش ها پیروز شوید.کشمکش و برخورد بخش جدایی ناپذیر ارتباط متقابل و روابط
کاریست. تلاش کنید در این کشمکش ها مودب و در عین حال محکم باشید.
• صداقت و همرنگی .
باید رابطهاي را ایجاد کنیم که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی آن باشد. باید جوي به وجود آوریم
که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد. این اطمینان را به مخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز
هیچ گاه بر ملاء نمیشود و اگر جایی هم بازگو شود با اجازه خود شماست
• همدلی، همدردي.
سعی کنیم با او همدردي کنیم، خودمان را جاي او بگذاریم و احساسش را درك کنیم با توجه به این
که احساس انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعی میتوانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم.
• دوري از پیش داوري در مورد وضعیت ظاهري، شخصیت ،موقعیت و… فرد مقابل خود قضاوت
نکرده وپیش داروري نکنیم.
• ایجاد شرایط مناسب براي مخاطب.این شرایط شامل شرایط زمانی ومکانی مناسب براي بر
قراري ارتباط می باشد.
١١
موانع ارتباط
عوامل متعددي میتواند راه برقراري ارتباط صحیح وموثررا سد کند یا در برقراري آن مانع ایجاد نماید.
• از آداب گفت وگو آن است که هر یک از طرفین، به دیگري اجازه سخن گفتن و اظهارنظر بدهد و با
پرگویی، وي را به سکوت وادار نکند. ارتباط یکسویه در فضاي گفت وگو از موانع ارتباطی است
• شروع از نقاط منفی( انتقاد گزنده). گفت وگو را نباید با شکایت، سرزنش و انتقاد آغاز کرد، چرا که
این کار، می تواند شخصیت مخاطب را جریحه دار سازد و پذیرش انتقاد و ادامه ارتباط را نیز با مشکل
مواجه کند .بنابراین، حتی در صورتی که موضوع اصلی سخن، انتقاد از مخاطب باشد، نخست لازم است به
نقطه یا نقاط مثبتی اشاره شود
• ستایش افراطی مخاطب از موانع ارتباطی است.همان گونه که انتقاد گزنده ، مانع برقراري ارتباط
موثر است، ستایش افراطی مخاطب نیز گاه مشکل ساز است . چرا که مخاطب احساس می کند ستایش
فراتر از حد او، نوعی مجامله و چاپلوسی، یا ابزاري براي فریب و اغفال و در نتیجه وادار کردن وي به
پذیرش یک کار یا مطلب است. از این روي، بسیاري از افراد، در برابر ستایش خود، حالت تدافعی می گیرند
.
• گفت وگوي آمرانه و منفعلا نه نیز از موانع ارتباطی است. از نظر چگونگی برقراري ارتباط و گفت وگو
، افراد را می توان به سه گروه تقسیم کرد : نخست، انسانهاي « پرخاشگر » و متکبر که در سخنان خود ،
پیوسته از دستور، تهدید ، ارعاب و تحقیر ، وادار سازي از طریق استدلال ، سخنرانی یا بحث کردن استفاده
می کنند ، نیازها و تمایلات خود را همیشه حق و مهمتر از نیازها و خواسته هاي دیگران می دانند و براي
شخصیت مخاطب ، ارزشی قائل نیستند . افراد « منفعل اند » که شخصیت خویش را بی ارزش می
شمارند و خواسته ها و نیازهاي خود را از خواست و نیاز دیگران، بی اهمیت تر می پندارند . آنان معمولاً با
صدایی ملایم سخن می گویند و با تبسم هاي زیاد و انفعالی ، خودداري از تماس چشمی و عذرخواهی
فراوان از سخنان خود، بیشتر شنونده حرف هاي دیگرانند و در سخن خود نیز، متکی به راي آنان.گروه
سوم افراد قاطع اند که با احترام به حقوق دیگران، خواسته هاي خود رانیز با قاطعیت همراه با ارامش وادب
بیان می نمایند. بر اساس توضیحات داده شده جهت ارتباط موثر در گفتگوها ،نه امرانه ونه منفعلانه ،بلکه
باید با قاطعیت واحترام صحبت نمود.
• خودنمایی و فضل فروشی در سخن ، ارتباط موثر را غیرممکن می سازد ، زیرا براي مخاطب ، این
احساس را پدید می آورد که گوینده ، خود را از نظر سطح دانش و خرد یا پایگاه اجتماعی، در مقامی برتر
و مخاطب را فردي کم خرد و فرودست می داند و این، موجب رنجش وي میگردد.
١٢
• مجادله یاجروبحث هاي بی حاصل، از موانع مهم ارتباط گفتاري موثر است.این کار که غالبا ناشی
از خود بزرگ بینی و برتري جویی و به هدف محکوم کردن و شرمنده ساختن مخاطب است، وي را نیز
به جدال و لجبازي می کشاند و با سلب احترام متقابل، ادامه ارتباط را دچار مشکل می سازد.
• پرسشگري منفی یا استفاده از پرسشهایی نادرست ، غیرمفید یا به انگیزه هاي ناسالمی که
مطرح می شوند، فرآیند ارتباط را نیز، دشوار می سازند .
• قضاوت کردن یعنی آن که شما ارزشهاي ذهنی خود و باورها و عقایدتان را به طرف دیگر رابطه
تحمیل کنید. قضاوت کنیند که اقدام طرف مقابل خطا است وشما نظر درستی دارید ودر موقعیت مشابه
بهتر رفتار میکردید.
• قطع کردن صحبت دیگران و خود را غالب کردن، سبب دلخوري و دلسردي طرف مقابل رابطه می
شود. چرا که او احساس می کند نادیده گرفته شده است و به او بی احترامی شده است صحبت دیگران را
قطع نکنید حتی اگر احساس می کنید حرفشان کاملا بی ربط است بگذارید حرفشان را تمام کنند و یا
مکث کنند آن وقت نظرتان را بگویید.
• مسخره کردن طرف مقابل نه تنها سبب قطع رابطه بلکه می تواند سبب واکنشهاي تند و شدید شود.
فکر می کنم فقط افرادي که در رابطه کم می آورند و ضعف ارتباطی دارند شروع به تمسخر طرف مقابل
رابطه می کنند به خصوص در برابر جمع از مسخره کردن یکدیگر پرهیز کنید.
• مشکلات مربوط به زبان و لهجه در خود را با تمرین اصلاح نموده وسعی نمایید در صورت آنکه
مخاطب با زبان ولحجه با شما صحبت نمود، وي را قضاوت وپیش داوري نکنید.
• جالب نبودن بحث براي هر یک از طرفین سبب گوش ندادن به سخنان یکدیگر دیگر وقطع ارتباط
میگردد.
• تسلط اندك هر یک از طرفین در پردازش و تجزیه و تحلیل مطالب که ناشی از توان اندك براي
اندیشیدن است.نیز از جمله سدهاي ارتباطی است.
• فقدان یا کمبود شدید انگیزه براي دنبال کردن بحث، در طرفین باعث می گردد که تلاش مناسبی
براي انتقال ودریافت پیام صورت نگیرد.
• ناتوانی یا کم توانی در قدرت بیان یا نگارش در خود را اصلاح نمایید چون در غیر این صورت
این عامل از قدرت شما در برقراري ارتباط میکاهد.
• حجب و حیا یا دخالت عواطف و هیجانها در کار نیز سبب میگردد که نتوانیم بدرستی ارتباط برقرار
کرده وپیام خود را انتقال دهیم.
١٣
• ترس ضمنی از یکدیگر به هر دلیل از جمله نداشتن وجوه اشتراك و همدلی ویا پیشرفت ارتباط به
شکل مناسب نیز سبب قطع ارتباط میگردد.
• نقش گروههاي غیر رسمی و اعمال نفوذ آنان از پشت صحنه سبب اخلال در برقراري وروند مناسب
ارتباطی میگردد..
• تجربه هاي قبلی افراد در خصوص موضوع مورد بحث از جمله عادات آنها به تعبیرهاي متفاوت از
موضوعات واحد منجر به داشتن احساس پیش داوري ویا پیش زمینه در افراد گردیده که مخل ارتباط موثر
است.
• ملاحظات سیاسی، مسلکی و عقیدتی گاهی سبب عدم برقراري ارتباط میگردد..
• از تعارض و تضاد اجتناب کرده وبراي ارتباط بدنبال ارامش باشید .
• تلقی بحث به عنوان صحنه اي سرشار از «برد و باخت» و ترس از شکست در این مبارزه سبب به
نتیجه نرسیدن ارتباط موثر میگردد.
• احساس فشار زمان یا نوعی فشار درونی یا خارجی مبنی بر اینکه باید هر چه زودتر گفتگو یا ارتباط به
پایان برسدنیز از موانع ارتباطی است.
• تفاوت پایگاه اجتماعی طرفیندرارتباط و مقاومتهاي مربوط به آن سبب میگردد که طرفین امکان
مساوي براي برقراري ارتباط را در نظر نگیرند وارتباط شکست بخورد..
• فقدان بازخورد سبب کندي وتوقف ارتباط ونرسیدن ارتباط به جایگاه مناسب میگردد..
• قضاوت ارزشی هر یک از طرفین از جمله ملاحظات هر کدام و انتظارات آنان از یکدیگر نیز از جمله
عواملی است که سبب قطع ارتباط موثر میگردد.
نتیجه گیري
براي آنکه فرد موفقی در ارتباط باشیم باید از نظر ظاهري واخلاقی خود را آماده نماییم .توصیه هاي زیر را بیاد
داشته باشید: ظاهري آراسته داشته باشید: با لبخند سلام کنید. بیشتر سکوت کنید. نرم وملایم سخن بگویید. فرد
محترمی باشید . زیاد شوخی نکنید ولی فرد متبسمی باشید . قاطعیت یعنی جذابیت پس از ان که خود را اماده
نمودید توجه نماییدکه نظام ارتبا طات همچون سلسۀ اعصاب تا ر و پودها سازمان را به هم پیوند می دهد . بهینه
بودن آن در سازمان بسیار مهم است اگر ارتباطات صحیحی در سازمان برقرار نباشد ، گردش امور مختل شده
وکارها آشفته می شود .
١۴
هماهنگی ، برنامه ریزي ، سازماندهی ، کنترل و سایر وظایف مدیر بدون وجود سیستم ارتباطی مؤثر قابل تحقق
نبوده و در غیاب چنین سیستمی امکان ادارة سازمان موجود نخواهد بود.از این رو مدیریت ها باید از کم و کیف
فرایند ارتباطی آگاه بوده و نحوة ارتباط مؤثر رابدانند.کارکنان نیز با بکارگیري فنون ومهارتهاي ارتباطی میتوانند به
عنوان عضوي از تیم با سایر اعضاي گروهها ،تعامل وتقابل مناسبی برقرار نموده وبه خود وسازمان در تحقق اهداف
فردي وسازمانی کمک نمایند.
نکات کلیدي:
– هدف اصلی هرارتباط انتقال صحیح وکامل معنی است.
– در ارتباط غیر کلامی، ظاهر فیزیکی، زبان بدن(طرز قرار گرفتن، ژست، تماس چشمی، حالت
چهره)صدا، زمان وفضا نقش دارند.
– ارتباط فرآیندي است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد به فرد دیگر منتقل می شود.
– بیشتر محققان معتقدند که ارتباط شامل 55 ٪زبان بدن ،38 ٪تن صدا،7٪محتواي کلمات،”به
اصطلاح”قانون 7٪ـ38٪ـ55 “٪میباشد.

کلینیک کسب و کار دکتر میر

مازیار میر مشاور و تحلیلگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *