تکنیکهای پیشرفته تصمیم گیری و حل مسئله شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران

تکنیک های پیشرفته حل مسئله

 

تکنیهای حل مسئله بسیار زیاد است اما در این مقاله کوتاه شماری از این تکنیکها را با هم به صورت اجمالی مرور میکنیم در اینکارگاه اموزشی نگاهی کوتاه به حل مسئله خواهیم داشت که شاید راه گشا باشد . در طول سالها دوره حل مسئله و تکنیکهای خلاقیت به این مسئله پی بردم که  افرادی که دوره حل مسئله و خلاقیت را بگذرانند کارایی بیشتری خواهند داشت و بهره وری افراد بصورت مضاعفی افزوده خواهد شد.

در عصر ارتباطات سریع و بیوتکنولوژی، در این سیاره کوچک ما نسبت به کل هستی لایتناهی، چه تعدا و چقدر انواع مشکلات ما را احاطه نموده ؟ ایا راهکاری برای جوابگویی به مشکلات پیرامون خود داریم؟ چگونه ما به جواب برسیم آنهم در جهان و کشوری که هر روز در کسب و کار و زندگی با سوال و سطح جدیدی از اطلاعات روبرو هستیم و امکان پاسخگویی هم وجود نداد پس چه باید کرد؟ ایا با رسیدن به سطح محدودیت های طبیعی خود باید دست از تلاش برداشت؟

تصمیم گیری چیست؟

تصمیم گیری به فرایند های ذهنی (شناختی) گفته می شود که به انتخاب یک اقدام در میان اقدامات جایگزین می انجامند. تصمیم گیری در دو نوع تجویزی و توصیفی

تعریف می گردد.

دانیل کاهن من برنده نوبل در سال ۲۰۰۲ میلادی، در کتاب خود تحت عنوان Thinking, Fast and Slow به بررسی جنبه‌های توصیفی تصمیم‌گیری پرداخته است.

انواع تصمیم گیری

تصمیم گیری را بر اساس فاکتورهای گوناگونی می توان تقسیم بندی نمود، ولی به طور کلی می توان از سه دیدگاه زمان؛ پیچیدگی و میزان تفکر بر آن نگاه کرد که هر یک

از این سه دسته خود شامل موا ردی به شرح زیر می باشند:

بر اساس زمان

  • فوری
  • تأخیری
  • تقدیری

بر اساس پیچیدگی

  • ساده
  • پیچیده

بر اساس میزان تفکر

  • احساسی
  • منطقی
  • مشار کتی

الگوی کلاسیک بهترین طرز تصمیم گیری

  • تحلیل موقعیت یا مسئله
  • شناسایی چند راه حل مناسب
  • انتخاب راه حل مناسب
  • در میان گذاشتن راه حل مناسب با مخاطبان
  • تجزیه و تحلیل نتایج ناشی از راه حل

حل مسئله بخشی از تفکر است. حل مسئله که پیچیده‌ترین بخش هر عملیات فکری تصور می‌شود، به عنوان یک روند مهم شناختی تعریف می‌گردد که محتاج تلفیق و مهار یک سری مهارت‌های بنیادین و معمولی است. حلّ مسئله وقتی مطرح می‌شود که 

اول یک موجود زنده

دوم  یک سامانهٔ هوش مصنوعی

نداند که برای رفتن از یک موقعیت به موقعیت دیگر باید چه مسیری را بپیماید. این نیز خود بخشی از روند یک مسئلهٔ بزرگ‌تر است که یافتن مسئله و شکل‌دهی مسئله بخشی از آن می‌باشد.

گام‌های تخصصی برای حل مسئله

۱. فهم مسئله : 

دراین مرحله می‌باید درک کاملی از مسئله در ذهن خواننده به وجود آورید. این یعنی باید بفهمیم مسئله چه معلوماتی به ما داده‌است و چه مواردی را از ما خواسته‌است.

۲. انتخاب روش:

پدر این مرحله با استفاده از درکی که از مسئله در ذهن ما وجود دارد یکی از روش‌های حل مسئله مناسب با این مسئله را انتخاب می‌کنیم.

۳. اجرای روش: 

حال که روش مناسب را انتخاب کردیم آن را اجرا می‌کنیم.

۴. بازگشت به عقب:

 جواب‌های بدست آمده را با صورت مسئله مقایسه کرده و یکبار دیگر مراحل بالا را مرور می‌کنیم تا مطمئن شویم قسمتی از مسئله را اشتباه نرفته یا جا نینداخته باشیم.

یکی از روش‌هایی که ما را در مرحله فهم مسئله یاری می‌دهد و کمک می‌کند تا مسئله به خوبی و نگاه سیستمی تحلیل شود، تحلیل مسئله با رویکرد آیسبرگ است.

مازیار میر در کارگاههای اموزشی تصمیم گیری و حل مسئله سعی خواهد نمود یک راه موثر برای برخورد با مشکلاتی که به طور فزاینده ای در سطح شخصی و سازمانیی با ان روبرو هستیم برای ما خلق نماید.

باید اذعان نمایم که مشکلات ما متعلق به آینده است، اری نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک اما ابزار ما و حل آنها متعلق به آینده نیست و الزاما گذشته هم نیست بلکه باز می گردد به یک خلق رویه جدید آنهم امروز.

در این کتاب بصورت خلاصه و بعد از این مقدمه ما شمارا با تکنیک پی. ام.آی (P.M.I/Plus Minus Interesting) اشنا خواهیم نمود تکنیکی که نویسنده از آن بسیار استفاده نموده است.

یکی از برترین مزیت پی ام آی سیستم ارزش های این تکنیک این است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. اما شاید بد نباشد همین جا نام این تکنیک را موشکافی نموده و تشریح نمایم پی ام ای بر گرفته  ازحروف اول سه کلمه Plus به معنی افزودنی،Minus  به معنی کاستن وInteresting  به معنی جالب و یا مورد توجه می باشد.

اما بصورت بسیار خلاصه روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتاً به نکات جالب و تازه آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه موضوع اقدام می کند.

یکی از مهمترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم، نه مواردی که نسبت به آن دودلی داشته و یا مشکوک هستیم و ابهام موردی کلی و یا جزئی داریم.

به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک کارگشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی “چقدر جالب می شود اگر….. را در ذهن خودتان راهگشایی نموده و کامل فرمائید مانند چرای مقدس که در مقالات قبل نسبت به آن توضیحات کامل داده شد کتبی که مولف مقاله از آنها الهام گرفته به ترتیب در این مقاله هم گذاشته خواهد شد که برای مطالعات گسترده رفرنس علمی مناسب در اختیار داشته باشید.

تکنیک گروه اسمی

فن گروه اسمی جنبه های رأی دادن بدون بحث های محدود ترکیب می کند که توافق به دست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید.

چه موقع از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟

۱ با موضوعی بحث انگیز، حساس، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته مواجه هستید و تصور می کنید عقیده های ضد و نقیض و ده‌ها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد.

۲ می خواهید مشارکت مساوی همه‌ی اعضا را تضمین کنید.

۳ علت اساسی و ریشه ای یک مسئله را شناخته، ولی شناخت نحوه ی اقدام و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های بسیار مشکل است.

تکنیک سینکتیکس  –  Synectics

تکنیک سینکتیکس در سال ۱۹۷۶ توسط گوردون و پرینس معرفی گردید. واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصلsynetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدیگر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یا ساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی‌بهره نمی باشد این تکنیک روشی است برای برانگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می آیند.

به طور کلی فرآیند به کار گیری این روش عبارت است از:

۱٫ شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و شناخت جوهره‌ی آن
۲٫ ارتباط دادن جوهره‌ی به دست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه)
۳٫ کشف راه حل هایی برای موضوع مشابه (راه حل های مشابه)
۴٫ تلاش برای تبدیل راه حل های به دست آمده به راه حل های نهایی برای مشکل اصلی

شکل زیر بیانگر مراحل فوق بصورت شماتیک به منظور استفاده از روش سینکتیکس می باشد.

 

تکنیک فوق العاده چرا؟

تکنیک “چرا” دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم. سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم.

تکنیک توهم خلّاق

خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.

تکنیک  –  DOIT

نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردنIdentify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود. سپس ذهن را برای راه حل های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.

تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی

این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلوفر آبی می‌باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد.

تکنیک چه می شد اگر….؟

به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات “چه می شود اگر…؟” استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع به خصوصی استفاده کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

تکنیک اسکمپر  –   SCAMPER

در طول روز ایده های جدید زیادی در ذهن انسان موج می زند که بعضی از آن ها واقعا با ارزش و بعضی بی ارزشند. اما تا زمانی که آن ها را شکار نکنیم نمی توانیم بگوییم کدام ارزشمند است. چرا که فرآیند خلاقیت و نوآوری از تصور شروع می شود و پس از مهندسی، تصور تبدیل به ایده می گردد. برای رسیدن به یک ایده لازم است ابتدا اجازه دهیم تصورمان به آسمان صعود کند، سپس آن را به زمین آورده و مهندسی کنیم. یعنی آن را بررسی، ارزیابی، تجزیه، تحلیل، ترکیب، تکمیل و تصحیح نماییم تا به یک تصور مهار شده یعنی «ایده» دست یابیم و این ایده وقتی ارزش بررسی و تجزیه و تحلیل دارد که خواب را از شما گرفته باشد. اگر ایده ها مدیریت نشوند، این قدرت خلاقه به سرعت می تواند تبدیل به یک ضعف شود و کاری را که باید انجام دهیم ، کنترل و سازماندهی ایده هاست.

کاربرد اصلی این تکنیک بر پایه ایده‌یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و ابعاد مختلف و ضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوألات تیپ و ایده برانگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش، از خود سوأل می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژهSCAMPER  از ابتدای حروف واژه های سوأل برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو بسیار موثر است.

_ حرف S بر گرفته از کلمه Substitutie به معنی جانشین سازی است. اینکه

چه مواردی را می توان به جای موارد فعلی به کار برد؟

به جای او چه کسی را می‌توان به کار گمارد؟

از چه فرآیند دیگری می توانیم استفاده کنیم؟

_ حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است.  اینکه :

موقعیت و وضعیت فعلی با چه چیز دیگری می تواند مخلوط شود؟

مثال : اگر در زندگی روزمره به پیرامون خود دقت کنید به ایده برانگیز بودن این سوال پی خواهید برد. کالاهایی چون دستمال کاغذی با رایحه ی دل انگیز، کفش های کودکان که هنگام راه رفتن صدا می دهند، یا چراغی که در پاشنه ی کفش روشن می شود، همه حاصل این سوال است.

_ حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است. پاسخ به اینکه :

آن را شبیه چه چیزی می توانیم بسازیم؟

مثال : ایده ی نوشیدن نوشابه با نی ، یک ایده ی خلاق است که خمیده کردن و به صورت L در آوردن نی سبب راحتی و زیبایی بیشتر شده است.

_ حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy/Modify به معنی تغییر/بزرگ سازی است. اینکه :

اگر رنگ، سرعت، شکل و .. را تغییر دهیم چطور می شود؟

آیا باید بزرگ تر، قوی تر و با ارزش تر گردد؟

چرا آن را چند برابر نکنیم؟

برای مثال : چند مداد بزرگ و غول پیکر می تواند طرح بسیار زیبایی به ورودی یک دانشگاه بدهد، یا یک کپسول آنتی بیوتیک را می توان چند هزار برابر کرد و به عنوان تابلو یک داروخانه مورد استفاده قرار داد.

_ حرف P بر گرفته از کلمه Put to other purposes/Uses به معنی استفاده در سایر موارد است. پاسخ به اینکه :

چه استفاده ای از مواد زاید آن می توان کرد؟

با محصولات مردود شده یا ایده های شکست خورده چه می توان کرد؟

مثال: روزی نوجوانی این سوال را از خود پرسید که «چه استفاده ای می توانم از این ماشین چمن زنی خراب بکنم؟» سپس ماشین چمن زنی را به دوچرخه ی خود وصل کرد و بدین طریق اولین موتور گازی دنیا متولد شد. آن نوجوان “سویی شیرو هوندا” بود که اکنون یکی از بزرگ‌ترین خودروسازان جهان است.

_ حرف E بر گرفته از کلمه Eliminate به معنی حذف کردن است.

چگونه می توان آن را متراکم تر و فشرده تر کرد؟

چه می شود اگر کوچک تر شود؟

چه چیزی را می توان حذف کرد؟

آیا می توان این عمل را سریع تر انجام داد؟

مثال : حذف سیستم میکروفن سبب ساخت میکروفن های یقه ای و حذف سیم تلفن موجب ساخت گوشی های تلفن همراه شد.

_ حرف R بر گرفته از کلمه Reverse/Rearrenge به معنی بازآرایی/معکوس سازی است.

مثال : اگر به جای جمله ی “بعد از فروش پس گرفته نمی شود.” در مقابل مشتری ها  بنویسیم “بعد از فروش پس گرفته می شود” چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا مشتری با اطمینان بیشتری خرید نخواهد کرد؟ ‘

کشف قانون جاذبه توسط نیوتن نیز حاصل این سوال ساده بود “چرا وقتی سیب از درخت جدا شد، به طرف پایین آمد و بالا نرفت؟ “

در نظر داشته باشیم که در بعضی از کتاب های خلاقیت، حرف ابتدای کلمه ی rearrange برای R آمده است که به معنی چیدمان دوباره و تغییر در ترکیب است و سوالات زیر را می توان برای آن به کار برد:

به چه نحو دیگری می توان در ترتیب قرار گرفتن این ها تغییر ایجاد کرد؟

چه زمان دیگری برای آن کار بهتر است؟

به یاد داشته باشید که اگر دو روش برای انجام کاری وجود دارد، شما باید بدنبال روش سوم برای انجام آن بگردید!

تکنیک در هم شکستن مفروضات

یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که نا خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در همه جهات به حرکت در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در اصل همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آن ها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند یا بسیاری از آن ها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. اما مسئله این است که فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. از آنجائی که مفروضات مربوط به قسمت درونی ذهن می شوند و به عبارت دیگر چون آن ها امری درونی هستند نمی توانیم آن ها را به تنهایی فسخ یا از فکر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو که نمی تواند دسته اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک

تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که توسط فریتززویکی ابداع شد، فنی است که بر اساس آن پدیده ی مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. به این منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسایی و فهرست می کنیم. برای مثال اگر بخواهیم در مورد بازاریابی یک کالا راه های جدید و بدیعی بیابیم ابتدا باید ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهری، کاربردهای آن، خواص و فواید آن، وضعیت مشتریان و بازار کالا تبیین و تدوین نمائیم. در این مرحله بایستی سعی کرد ابعاد کالا را بیشتر مشخص کرد. برای اینکه بتوان ابعاد یک موضوع و اجزای متشکله (متغیرهای) آن را با یکدیگر مقایسه و مرتبط نمود، می توان ابعاد اصلی و اجزای آنها را بر روی دایره ای متحد المرکز نوشته و با چرخاندن دایره های مختلف، ابعاد و اجزای آن ها را با هم مقایسه و ارتباط آن ها را حدس زد.

تکنیک  – دلفی

این تکنیک در سال ۱۹۶۴ توسط نورمن دالکی، اولاف هلمر و نیکولاس رشر معرفی شد. این متد بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی شوند و در واقع رویارویی مستقیم رخ نمی دهد. اساس و فلسفه این تکنیک این است که افراد در تکنیک طوفان فکری به علت شرم و خجالت نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند، لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی شوند. بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده هایشان را به صورت کتبی (حتی می تواند بدون ذکر نام باشد) برای رئیس گروه ارسال می کنند. سپس رئیس گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آن ها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آن ها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت اتفاق آرا به دست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه ی قضاوت های بی نام چند نوبتی اعضا ی یک تیم در باره تصمیم یا مسئله می شود.

چه موقع از فن دلفی استفاده می شود ؟

۱٫ هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود.
۲٫ هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند.
۳٫ زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند.
۴٫ هنگامی که حضور چهره های بالادست و فشار همتایان بر تصمیم گیری اثر می گذارد.

تکنیک استخوان ماهی ( Fishbone Diagram / علت و معلول )

یکی از روش های بسیار سودمند برای شناسایی مسائل نمودار استخوان ماهی است. نمودار استخوان ماهی که گاهی به آن نمودار ایشیکاوا نیز می گویند توسط پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد. هدف اصلی این تکنیک، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده می‌باشد.

تکنیک بازگشت به مشتری

می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازاریابی، رابطه بین فعالیت های خود و مشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می کنیم.

برترین تکنیک حل مسئله طوفان ، ذهنی

طوفان ذهنی  برترین تکنیک حل مسئله  که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال ۱۹۳۸ توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود:اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.

تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلاقیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوب‌ تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم….

قطعا تکنیکهای حل مسئله و خلاقیت در اینجا پایان نمی یابد اما آشنایی با این تکنیکها قدرت شما را تضمین می کنم که دو چندان می نماید .

مطالعات بیشتر:

کارگاه آموزشی تکنیک های حل مسئلهProblem Solving

 

کارگاه آموزشی تکنیکهای خلاقانه برای حل مسئله ، مهندسی تریزواسکمپر

 

هفت تکنیک طلایی برای یک مذاکره حرفه ای

 

آموزش تکنیک‌های پیشرفته مذاکره

 

۷ تکنیک طلایی مردان عاشق

 

با این تکنیکها هرکسی را جذب کنید

 

مازیار میر مشاور و تحلیلگر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *