
تحلیل فیلم PLATOON

تحلیل فیلم جوخه (Platoon): چرا این اثر الیور استون همچنان یک شاهکار ماندگار است؟
**فیلم سینمایی جوخه (Platoon)** به کارگردانی و نویسندگی **الیور استون**، یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای ضد جنگ و بدون
شک مهمترین فیلم درباره جنگ ویتنام محسوب میشود . این فیلم که با بودجه ۶ میلیون دلاری ساخته شد، تاکنون بیش از ۴۰ میلیون دلار فروش داشته و
توانست از ۷ نامزدی اسکار، ۴ جایزه شامل **بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین صدا و بهترین تدوین** را از آن خود کند . استون که خود سرباز جنگ
ویتنام بود، با این فیلم سبک نوینی در سینمای آمریکا ایجاد کرد و بهعنوان کارگردانی منتقد سیاستهای جنگطلبانه دولت آمریکا شناخته شد .
**داستان فیلم و ساختار روایی ماندگار آن**
داستان جوخه روایت شخصی استون از جنگ ویتنام از نگاه سرباز جوانی به نام کریس تیلور (با بازی **چارلی شین**) است که بهعنوان دانشجوی
ترکتحصیلکرده داوطلب حضور در جنگ میشود . فیلم بیپروا صحنههای جنگ را به تصویر میکشد و با خشونت بیپردهای که به نمایش میگذارد،
انتقادی سختگیرانه به ماهیت جنگ وارد میکند . در نیمه اول فیلم، سربازان فقط یک هدف دارند: کشتن ویتکنگهای بیشتر برای فرار سریعتر از این
جهنم. اما از میانه فیلم، خشونت افراطی گروهبان **باب بارنز** که منجر به قتل یک زن ویتنامی بیگناه میشود، باعث تفرقه در جوخه شده و مسیر
داستانی دیگری را به روایت اصلی اضافه میکند .
**تحلیل زبان بدن بازیگران: روایت خاموش جنگ**
یکی از مهمترین دلایل موفقیت جوخه، **بازیهای فوقالعاده و زبان بدن تأثیرگذار بازیگران** است که با کمک یک دوره آموزشی سختگیرانه دو هفتهای
در شرایط شبیهسازیشده جنگ به دست آمد .
* **چارلی شین (کریس تیلور)**: زبان بدن او تحولی تدریجی را نشان میدهد. از حالت پُست و رفتار ساده و مهربان در ابتدا، به مرور به قاتلی خونسرد
تبدیل میشود. شین با تغییر زبان بدن خود – از طرز ایستادن، خشونت صدا و نگاههای جستجوگر – این دگردیسی را بهخوبی منتقل میکند .
* **تام برنگر (گروهبان باب بارنز)**: بارنز نماد خشونت محض و بقا بدون احساسات است. زبان بدن او خشک، محاسبهگر و بدون هیچ نرمشی است.
جای زخم روی صورتش نه فقط یک گریم، بلکه بخشی از زبان بدن خشن اوست. برنگر بارنز را نه بهعنوان یک شرور، بلکه بهعنوان مردی بازی میکند که
برای بقا در جهنم جنگ، بیش از حد سازگار شده است .
* **ویلم دفو (گروهبان الیاس)**: در مقابل، الیاس نماد انسانیت گمشده در جنگ است. زبان بدن او نرم، حساس و تقریباً معنوی است. در صحنههای
آغازین،当他 بهصورت لمیده در بانوج دراز کشیده و موز میخورد، با دست تکان دادن به کریس خوشآمد میگوید – زبانی بدنی که او را از خشونت خشن
بارنز متمایز میکند . صحنه مرگ بهیادماندنی او با دستهای باز، به نمادی از سینمای جنگ تبدیل شده است .
**تصویری که تا ابد در اذهان ماندگار شد**
**زبان بدن در صحنه پایانی الیاس** آنقدر تأثیرگذار بود که با گذشت چندین دهه از ساخت فیلم، هنوز هم دستمایه منتقدان و فیلمسازان است. تصویر
الیاس که با دستهای باز در حالی که گلوله خورده، بهآرامی فرو میریزد، نهتنها شکست و مرگ، بلکه در لایههای پنهان، **جسارت، قدرت و شهامت الیور
استون** را در به تصویر کشیدن واقعیتهای جنگ به بیننده تداعی میکند. همانطور که ضربالمثل معروف میگوید: “اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.”
**دلایل موفقیت ماندگار فیلم جوخه**
1. **اتوبیوگرافیک بودن فیلم**: استون تجربیات شخصی خود را در فیلم گنجاند و شخصیتها بر اساس افرادی ساخته شدند که او با آنها خدمت کرده بود
. این اصالت در تکتک فریمها احساس میشود.
2. **بازیگران گمنامی که بعداً مشهور شدند**: بسیاری از بازیگران این فیلم مانند **جانی دپ، فارست ویتاکر و کوین دیلون** بعدها به شهرت جهانی
رسیدند . حضور آنها در این فیلم، بدون شهرت قبلی، به باورپذیری اثر کمک کرد.
3. **آموزش نظامی سخت قبل از فیلمبرداری**: بازیگران به مدت دو هفته تحت训练 طاقتفرسای نظامی قرار گرفتند تا از نظر جسمی و روحی به مرز
خستگی مطلق برسند. این خستگی واقعی در زبان بدن آنها کاملاً مشهود است .
4. **فیلمبرداری نوآورانه**: رابرت ریچاردسون با دوربین روی دست و استفاده از نور طبیعی (شعلههای آتش) در صحنههای شب، حس مستندگونه و
باورپذیری بینظیری خلق کرد .
5. **موسیقی تأثیرگذار**: موسیقی متن فیلم با قطعه “Adagio for Strings” اثر ساموئل باربر، نقش اساسی در انتقال فضای مغموم و گرفته جنگ دارد .
**جمعبندی نهایی از نگاه مازیار میر**
ارتش ایالات متحده حاضر به کمک در ساخت فیلم نشد، چون به قول استون، “تغییری که آنها میخواستند، تقریباً این بود؛ کل فیلمنامه باید بازنویسی و
تغییر داده شود!” . استون سهگانه ویتنامی خود را با جوخه آغاز کرد و هرگز ویتنام را فراموش ننمود. **جوخه داستان قهرمانانی نیست که یکتنه به قلب
دشمن میزنند، بلکه داستان انسانهای ساده و معمولی است که فقط میخواهند از این جهنم زنده بیرون بروند** . انسانیتی که فقط فرشتگانی مانند
گروهبان الیاس از آن پاسداری میکنند. شاید روزگاری بارنز هم انسان متمدنی بود، اما جنگ از او هیولایی ساخت که دیگر نتوانست از آن جدا شود. این
فیلم را حتماً ببینید، چون سینما در خالصترین و تأثیرگذارترین شکل خود است…..
دکتر مازیارمیر محقق و پژوهشگر
توصیه میشود مطالب زیر را مطالعه نمایید:
تحلیل فیلم پنجره مخفی (Secret Window)
تحلیل زبان بدن فیلم mission impossible
تحلیل زبان بدن فیلم لوسیLucy
تحلیل فیلم PLATOON
تحلیل فیلم WALK OF SHAME
تحلیل بازگشته (The Revenant)
زبان بدن داود رشیدی
توصیه میشود مطالب زیر را مطالعه نمایید:
