نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی پیامبر یا شیطان

نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی پیامبر یا شیطان

نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی

نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی

از مدعیان عرفان نوین و….
به کوشش دکتر مازیارمیر  محقق و پژوهشگر
بعنوان یک محقق سالها است با مدعیان پر تعداد عرفان های نو ظهور روبرو هستم اما پرونده علی اکبر خانجانی برایم دارای نقاط بسیار جالب
توجه و جدیدی بود .لطفا این نکته را مد نظر قرار دهید که هیچ موضوع شخصی در این مقاله وجود ندارد .مطالب صرفا نظر
شخصی نویسنده است . نکته مهمتر هیچ سو گیری در این مقاله وجود ندارد و فارغ از هر جبه گیری این مطال نوشته شده
است.
نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی پیامبر یا شیطان
نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی پیامبر یا شیطان

نکته قابل توجه این است که این فرد چندین دهه مشغول تدریس عرفان برای مردم عادی، دانشگاهیان و

برخی طلاب بوده و متاسفانه در فضای مجازی نیز کمابیش مطالب وی ارائه و ترویج شده است. از طرفی

ظاهرا هیچ یک از متخصصان فرق و ادیان و رسانه ها در فضای مجازی به انحرافات وی نپرداخته و آگاهی

های لازم را به عموم مردم منتقل ننموده اند. لذا بر آن شدیم تا به ادامه مباحث قبلی پرداخته و رسالت

خویش را در این زمینه به انجام رسانیم.

متاسفانه در مراجعات بیشتر به مکتوبات وی، مطالب بسیار عجیب تری یافت شد که بدون مقدمه به آنها

اشاره می شود . اما شاید قبلا کمی به معنی و مفهوم نقد بپردازیم….

به نظر می رسد که نقد پژوهی یکی از نیازهای کاربردی جامعه علمی به حساب می آید؛ اما این حوزه پژوهشی پر اهمیت، امروزه با آسیب ها
و آفت-هایی تمرکز داشته و روبرو  است که از جمله آن، فرعی قلمداد کردن مسأله نقد و فقدان نگاه روشمند به مفهوم نقد علمی است. در این مقاله
پس از اشاره اجمالی به قلمرو  مباحث نقد ادبی و نقد هنری، از عدم طرح موضوع مؤلفه های نقد علمی در این پیشینه سخن به میان آمده  و سپس
با هدف ضرورت تمییز  شاخصه ه  و… به پیش خواهیم رفت.
شاید من باب مثال باید گفت بسیاری از بهائیان و یا حتی پیروان عرفان کهکشانی یا عرفان حلقه یا….. عرفان حلقوی اسمی که من روی آن نهادم این
فرد هم چندین دهه مشغول تدریس عرفان برای مردم عادی، دانشگاهیان و حتی طلاب بوده و متاسفانه در فضای مجازی نیز کمابیش مطالب او ترویج
شده ، این در حالی است که مانند … میم رام الله
و طاهری هرگز هیچ یک یک از متخصصان فرق و ادیان جلوی انحرافات گسترده این فرد که مانند گرگی در لباس میش به میان
جوانان و عوام و حتی خواص رفته بود را نگرفته و برملا نکرده بود .
مازیار میر محقق و پژوهشگر به شدت معتقد است که شیوه میم رام الله و جمعیت آل یاسین و یا پیروان آشو و در پایین ترین سطح ممکن
دین ستیزی که حتی در خواندن آیه های قرآن هم بسیار بصورت وحشتناکی ناتوان است  . این است که همگی مدعی هستند
شریعت و طریقت و عرفان و حتی اسماء الهی به همگی آنان الهام شده است .
آقای علی اکبر خانجانی در کتاب الممنوع بصورت کاملا تلویحی مدعی شده که همانگونه که امیرالمومنین  هزار نام از اسماء الهی را در قالب
دعای جوشن کبیر عرضه نموده است، او نیز در خواب و در یک رویای صادق  و در جریان ذکر قلبی و استغراق روحانی، اسمائی الهی را دریافت نموده است.
فارغ از ادعای خانجانی که خود را در حد امام زمان قلمداد نموده و با پافشاری بر ادعای کذب خود و تمرکز روی ناحیه لمبیک مغز یه  ادعای خود آنقدر
اصرار دارد که کم کم خود نیز به این باور رسیده است .
نکته دیگر کلماتی که خانجانی استفاده می کند مانند محمدعلی طاهری که با شعور کیهانی و تشعشع زدایی و …. از عدم
دانش و فهم و درک مردم سو استفاده  می کند ادعای کاملا بی پایه و اساس و دروغ است .
به نظر می رسد که خانجانی  خود را هم رده و در جایگاه انشاء اسماء الهی که صد البته مختص معصومین ( ع) است قرار
داده،….  نکته جالب تر الگوی است که همه فرق دروغین عرفان های نوظهور پیروز می کنند .
شاید این شعار  نویسنده مقاله بعنوان یک محقق و پژوهشگر عرفان های نوظهور در تمامی موارد صدق می کند که عرفان های
نوظهور راهی هستند بسوی تباهی.
 به نظر می رسد کلماتی که خانجانی تحت عنوان اسماء الله ارائه نموده، بسیار موهن تر و عجیب تر از آن است که کسی به آن
شک کند. آلبرت انیشتین می گوید دروغ هرچه بزرگتر باور آن بسیار ساده تر و سهل تر است.
گاملا واضح است ارائه این کلمات موهن، عجیب و مضحک تحت عنوان اسماء الله فقط، اهانت به ذات اقدس الهی است ولاغیر و
آیا این خود مصداق شیطان پرستی نیست.
یکی از فاجعه بار ترین تاکیدات بسیار جنجالی خانجانی اهمیت آلت جنسی است.
آری او به شدت معتقد است آلت جنسی ریشه تمامی ادیان و مذاهب است دقیقا مثل دکتر زرگر که با این اعتقادات و تفکرات
موهن بسیاری را به فساد و نابودی و زنا سوق داد و در نهایت به دار اعدام محکوم شد
مازیار میر به شدت معتقد است خانجانی و خانجانی ها در تفکرات خود با تکیه بر شناخت علمی و عملی ناحیه لمبیک مغز و
سوار شدن روی لذت جنسی شکار خود را به دام می انداختند.
  خانجانی  در کتاب فلسفه وجودی مرد (کاوشی در ذات نرینه گی) در سکس و در بخشی از این کتاب  یا عنوان پرستش آلت
جنسی، مردانه تا جایی پیش رفته که مذهب و دین را اساسا ……. پرستی تفسیر می کند ولاغیر.
 عرفانی که خانجانی ابداع و یا اختراع نموده  وحدت رویه ای است که همه این اعماق غرایز و فطرت بشر دانسته و معتقد است
که سجده و بوسه مادر بر ….. نوزاد خود نیز ناشی از همین غریزه و فطرت پاک انسانی و مادرانه  است.
آری خانجانی با همین استدلال های آبکی و یک طرفه، زنده به گور کردن دختران در زمان جاهلیت را نیز برگرفته از فطرت پاک
علما دانسته و عملا آن را شیک و مجلسی کاملا توجیه می نماید.
او تا آنجا در این توهم خود پیش می رود که ریشه تمامی ادیان و مذاهب را در آلت جنسی می داند.
خانجانی انقدر دچار توهم است که در سکس از کتابهایش نوشته یکی از مذاهب کهن در همه جای زمین هنوز هم گزارش می
شود پرستش ………. مردان بوده. این مذهب در اکثر فرهنگ های ملل جهان هنوز هم موجود است و به صورت پرستش و
تبعیض نوزاد مذکر بر مونث متبلور می گردد.
قبل از اسلام وضعیّت به جائی رسیده بود که وجود نوزادان دختر را جز برای تولید مثل نمی خواستند و مابقی را زنده به گور می
کردند. این امر نشان می دهد که چگونه مذاهب در طول تاریخ از اعماق غرایز و فطرت بشر پدید آماده و رشد کرده اند… پس
آنچه که مرد سالاری نامیده می شود درواقع ادامه طبیعی این مذهب غریزی بوده که هنوز هم کمابیش حاکمیّت دارد…
بدین لحاظ باید گفت که شریعت چیزی جز شریعت غریزۀ جنسی نیست و مابقی امور بر محور آن قرار دارد زیرا تا غریزۀ جنسی
و ازدواج و خانواده نباشد امور دیگر هم موجودیّت معنائی ندارند ….
پس واضح است که اندیشه گری مردانه و عواطف زنانه در کلّیه امور که خواه ناخواه مذهب را مدّ نظر دارد ریشه در غریزۀ
جنسی بشر دارد و برخاسته از آلت ….. است . یعنی معنویّات و امور فلسفی و متافیزیکی و عشق و همه مقدّسات و
ارزشهای بالاتنه ای بشر جملگی آبشخوری جز پائین تنه ندارند و تا ابد متّصل به آلت … می باشند و غریزه جنسی.

جانماز آب کشیدن و مقدس نمایی و کفر گویی و ادعای شفای بیماران

در اینجا نکاتی دیگر به نقل خانجانی منتقل می نمایم که شاید برایتان بسیار جالب باشد او می گوید:

…… خوابی که قبلاً دیده بودم و می دانستم که در آنجا وظیفۀ بزرگی بر گردن من است . در آغاز این سفرم برای زیارت حرم امام رضا داخل حرم شدم

ولی از فرط ازدحام حتی نتوانستم وارد یکی از صحن ها ی حرم امام رضا ع شوم .

به ناچار در فلکه آب رو بروی حرم ایستاده و از همانجا سلام کردم در حالی که تمام جانم با اندوه غربت امام محشور بود . بناگاه دیدم گنبد حضرت در

آسمان شکافته شد و آن حضرت به زانو نشسته و بر من سلام و سجده نمودند…..

 

هر که را اسرار حق آموختند                                  

مهر کردند و دهانش دوختند….

تنها این پیره زن بود که دست به دامن من شده بود تا خاندانش را از این دوزخ خارج کنم . در طی این مدّت در عین حال از طریق همین پیر زن صدها

بیمار لا علاج برای درمان می آمدند و شفا می یافتند و می رفتند

والله اعلم

به حیات رفتم تا شاهد کسوف باشم که بناگاه مواجه با آن «شاه ِ خورشید کُله » به زعم حافظ شدم و دانستم که همۀ افسانه های عرفانی ما

واقعیّت دارد . من شاهی را دیدم که پایش بر زمین و سرش بر آسمان می سائید و خورشید همچون تاجی بر سرش بود و من او را از نیم رخ می دیدم

که در دلم گفتم : پروردگارا بخاطر رنجی که در این چهل روز در این جهنّم کشیدم صورتش را به من نشان بده . و من به ناگاه صورتش را تمام رخ دیدم و

حیران ابد شدم . آیا می دانید من چه کسی را دیدم ؟ من کسی جز خود را ندیدم……

توهم یا….

فکر کنم خانجانی بیشتر دچار توهم شده است شاید بد نباشد که بدانیم توهم چیست؟

توهم به معنای درک نادرست و غیر واقعی از اتفاقات و رویدادهای پیرامونی است. کسانی که دچار توهم فکری می‌شوند در واقع مبتلا به یک اختلال

روان‌پریشی‌ هستند که به‌واسطه‌ی آن صداهای غیر واقعی می‌شنوند یا تصاویر غیر واقعی می‌بینند. افراد مبتلا به توهم حتی خود را در حال تجربه‌ی

یک اتفاق هم درک می‌کنند. اما واقعیت این است که هیچ‌کدام از اتفاقات روی نداده است و تمام این‌ها حاصل تخیلات فرد است…….

 

ادامه داستا تخیلی خانجانی….

 

نیمه شب شد و من از فرط ضعف و گرسنگی به ناگاه دچار احساس موت شدم و این پیرزن شاهد حال من بود . در حالتی بین مرگ و زندگی از او

خواستم که برایم کمی نمک بیاورد ، او رفت و من بر روی تخت افتادم و بیهوش شدم و در همین حال از شیشۀ پنجره ماه را دیدم که بر من فرود آمد و

من دیگر هیچ نفهمیدم .

وقتی بهوش آمدم دیدم پیرزن با نمکدانی در دست بر بالای سر من ایستاده است و چون باران اشک می ریزد و همچون بید

می لرزد . من از او پرسیدم که چه اتّفاقی افتاده است ؟

در جواب گفت : « آقا شما کی هستید ؟

» و من در پاسخ گفتم : من خانجانی هستم

که چهل شبانه روز مهمان شما هستم و همینک قصد رفتن دارم .

پیرزن گفت : نه شما خانجانی نیستید .

من پرسیدم : پس کیستم ؟

پیرزن گفت :

شاید مسیحی ، شاید هم یوسفی و شاید هم امام زمانی .

 

نه شما خدایی…..

 

بلافاصله از او پرسیدم : چرا چنین می گویی؟ پیرزن گفت : من چهل شبانه روز در دلم با  شما جنگیدم تا شما را باور نکنم تا اینکه چند لحظۀ پیش که

با نمک بازگشتم شما را بر روی تخت ندیدم بلکه ماه بر روی تخت افتاده بود که بناگاه از  همین پنجره به آسمان رفت و حجّت بر من تمام شد ……

ادامه دارد …..

11 نظر برای “نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی پیامبر یا شیطان

  1. شما اگر یکم صادق بودید و با انصاف، می‌بایست عیوب خودتون رو بیشتر می‌دیدید تا حقایقی که به نظرتون موهومات هستند!
    «اگر قصد اصلاح مردم را داري، از خودت آغاز كن؛ زيرا پرداختن تو به كار اصلاح ديگران، در حالي كه خودت فاسد هستي، بزرگترين عيب است.»
    غرر الحكم، حدیث 3749

    1. سلام و درود بی پایان بسیار بسیار متشکرم دوست عزیز و گرامی کاش حداقل ادرس ایمیلت میزاشتی ….من الله توفیق

  2. سلام
    آیا دیگر آثار آقای خانجانی مورد نقد ۵ستند یا خیر چون درمیان آثار زیادی که ایشان آوردن به دو مورد اشاره شده و حدا از تعصب و افزایش آگاهی بنظر شما مطالعه آثار این فرد مورد تایید است یا خیر.
    ممنون

  3. در جواب این اتهامات دروغینتان فقط توجه شما را به بندی از کتابهای بی نظیرشان که از لحاظ حجم و تنوع مطالب در قرن ما بی نظیر هستند جلب می کنم. خود شما تا حالا توانسته اید چند جلد کتاب به شیوایی روانی ایشان بنویسید؟ قرآن کریم هم می فرماید: اگر می توانید آیه ای مثل ما بیاورید. و می دانید که نمی توانید.

    (فاطمه شناسی) از کتاب انسان کامل جلد اول(سرگذشت علیین)

    ۲۷ – فاطمه، فاطمه نیست زیرا اگر کسی بود و موجودی بود نمی توانست غش و ضعف و بیهوشی بچه هایش را تاب آورد و به نظاره بنشیند و از پدر بچه ها طلب رزق نکند.

    ۲۸ – فاطمه اگر فاطمه بود على فرزندانش را « ای فرزند فاطمه » نمی نامید و بجای لقب خودش ، آنها را به لقب مادر نمی خواند. آنهم در قومی که دختران را زنده به گور می کردند و دختر داشتن ننگی مرگبار بود و ننگی بزرگتر از این در اعراب نبود . مسئله این بود که فاطمه از زنانت فرا رفته بود و نیز از مردانیت . و به بیان دیگر فاطمه ، زن حقیقی و کامل بود آنگونه که زن باید باشد . همانطور که علی را هم خداوند تنها مرد نامید: لا فتى الا علی لا سیف الا ذوالفقار : مردی جز على نیست و شمشیری جز ذوالفقار . يعني مابقی مردان فقط نرند و مابقی شمشيرها فقط آهن تیز.

    1. سلام
      درود بر انسانیت
      انسانیتی که شما بویی از ان نبرده اید….
      و اما بعد اتهامات دروغین ….
      دوست عزیز اتهام نیست من منتقدم و نقد نمودم
      نه تورا بچه جان می شناسم و نه علاقه ای دارم تو و امثال تورا بشناسم
      انچنان موضوع را شخصی نموده ای که حتی علاقه به پاسخ دادن هم ندارم
      انچه نوشته اید چه ربطی دارد به این بنده خدا و بعد چه ربطی دارد به تو و چه ربطی داشت به مقاله من …
      خداوند به شما شفا ی عاجل عنایت نماید.
      من الله توفیق

  4. این مقاله بود مثلا؟!!! این آقای مازیار میر یک محقق آکادمیک است ؟!!! آقای دکتر! مقاله را این طوری مینویسند؟ جالب اینجاست که منتقدان استاد خانجانی حتی زحمت به خودشان نمی دهند یک دور آثار ایشان را بخوانند بعد قضاوت کنند. آقای دکتر! وقتی که تسلط به تمام آراء ایشان ندارید، چگونه قضاوت می کنید. چه کسی این مأموریت الهی یا اجتماعی شتابزده را بر دوش شما گذاشته است؟

    1. سلام چه کسی به ما اجازه می دهد توهین کنیم اگر نان حلال خورده باشیم. حداقل رعایت ادب و متانت را خواهیم نمود
      به نظر می رسد که شرط عقل است کمی فکر کنیم …. البته ادبیات حضرتعالی نشان دهنده ان است که…..
      حتما اثار ایشان را خوانده و سخنرانی ایشان را شنیده ام که نظر خود را نوشتم به هیچ جایی نه وصلم و نه علاقه دارم وصل باشم دستور و وحی نبوده برای دانشجویانم تا فریب این ادمها را نخورند نوشتم مثل مولانا تا اشو تا محمدغلی اکبری و محمدعلی طاهری و میم رام الله و…. البته بعید می دانم که بشناسید …..
      نظر خود را صرفا ابراز نمودم و این وحی منزل نیست شما راهم توصیه می کنم در مورد چیزی که نه سوادی داری و نه تخصصی نظری هم نده

      1. آقای مازیار میر، شما در پاسخ به یکی از نظرات دوستان فرموده اید که: “شما راهم توصیه می کنم در مورد چیزی که نه سوادی داری و نه تخصصی نظری هم نده”
        این بیشتر شامل خودتان می شود. پس عمل کنید به آنچه که می گویید.
        و سعی به لجن مال کشیدن نویسنده ای را که به شخصه باعث شد من با ادیان الهی و دین اسلام و انسانیت و موضوعهای جامعه جهانی بیشتر آشنا شوم و عاشق محمد و آل محمد و دیگر پیامبرانش شوم، نکنید که خود رسوا و لجن مال می شوید. این رو واقعا میگویم که صبر خدا هم اندازه دارد و کفرش را در نیاورید.
        ممنون از اینکه این شهامت را دارید که نظرات مخالف خود را هم اجازه انتشار می دهید. امیدوارم این شهادمتتان، شما رو به درجه والای انسانیت برساند. و از این رحمت الهی که در اختیارتان قرار دارد و در صفحه مجازی امکانات دارید در جهت رشد و اعتلای جوانان مملکت و نوع انسانیت قدم بردارید. حق مطلب را ادا کنید و از اثار مثبت این آثار که حتی تا بین خود روحانیون (چه برسد به من نوعی و جوان عادی این مملکت) نفوذ کرده، مطلبی صادقانه به تحریر آورید که این امتحانی بزرگ برای شما هست در فردای قیامت که از آن سوال خواهید شد. و با بچه خواندن مخالفان نظر خود و با پاسخهای کودکانتان به نظرات همچون: ایشان به شما چه ربطی دارد و ….خود را سخیف و خوار نکنید. با آرزوی بهترینها برای شما.

        1. سلام و درود
          از معرفی دقیق خودتان و پدر مادرتان سپاسگذارم
          …واما بعد همان گونه که قبلا گفتم در مورد چیزی که اساسا سر رشته ندارید نظری ندهید. دوم این چه مدل حرف زدن با پدرو مادرت اینگونه سخن می گویی ماله و ماله کش کیست من…. پاسخ را به خودت وامی گذارم … دو دهه هستش در مورد عرفانهای نوظهور و افررادی که ادعای پیامبری و معصومیت و یاوصل دارند دارم تحقیق می کنم و مطلب مینویسم بهشت و جهنم مطالب و اثراتش به خودم باز می گردد و تورا و فرزندان مرا به جهنم نمی برند همانگونه که پیرامون فرقه بهایت و یا عرفان محمدعلی طاهری گفتم نوشتم و فریاد زدم به شدت خانجانی را متوهم و منحرف ارزیابی کرده و میکنم . در مورد ایبشان و پیروانش همین بس که بارها و بارها تهدید به مرگ شدم …. در مورد نظرات شما که کلا با ان مخالفم فقط توصیه میکنم بیشتر مطالعه کنی مخصوصا کتب تفکر چون شما در دایره سوگیری به شدت وامانده ای و هنوز پیرامون تفکر هیچ نمی دانید . من مطلبی نوشتم درست یا غلط نظر شخصی من است وحی منزل نیست به آن اعتقاد دارم نظرت و دلایلت بنویس وسفسطه نفرمائید کهجواب من نیست جملات صریح خانجانی و نقد این سخنان نوشتم جوابی دارید بفرمائید درخدمتم….

          1. چنین برداشت هایی از آثار استاد نشان دهنده عدم آگاهی شما از آثار ایشان هست و اجحاف در حق ایشان و مایه گمراهی هست. لطف کنید سمبلی مثل دیگر متخصصان مدیران جامعه ما کار نکنید اگر خود را محقق می دانید که مملکت ما ویران از این جور محققهای کیلویی ست. والسلام

          2. سلام و درود بی پایان
            این نظر شما است
            که مرید ایشان هستید و مرید به مراد خود نظر خوب و نیکویی دارد.
            به نظر می رسد که در سخنان شما به شدت سو گیری تایید و سو گیری مطلوبیت به چشم می خورد
            این خود باعث نگاهی اینچنین می شود
            شما را و خدای دو جهان خانجانی را به خدا می سپارم نرود میخ آهنی در سنگ….
            درود و دو صد بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پشتیبانی / مشاوره

شماره تماس: 09198718767