نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی

نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی

نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی

از مدعیان عرفان به کوشش دکتر مازیارمیر  محقق و پژوهشگر
بعنوان یک محقق سالها است با مدعیان پر تعداد عرفان روبرو هستم اما پرونده علی اکبر خانجانی برایم دارای نقاط بسیار جالب توجه و جدیدی بود .
 مثلا مانند بسیاری از بهائیان و یا حتی عرفان حلقوی اسمی که من روی آن نهادم این فرد هم چندین دهه مشغول تدریس عرفان برای مردم
عادی، دانشگاهیان و حتی طلاب بوده و متاسفانه در فضای مجازی نیز کمابیش مطالب او ترویج شده ، این در حالی است که مانند و میم رام الله
و طاهری هرگز هیچ یک یک از متخصصان فرق و ادیان جلوی انحرافات گسترده این فرد سالوس و چرب زبان که مانند گرگی در لباس میش به میان
جوانان و عوام و حتی خواص رفته بود را نگرفته و برملا نکرده بود .
دکتر مازیار میر محقق و پژوهشگر به شدت معتقد است که شیوه میم رام الله و جمعیت آل یاسین و یا پیروان آشو و در پایین ترین سطح ممکن
دین ستیزی کاملا بیسواد که حتی در خواندن آیه های قرآن هم بسیار بصورت وحشتناکی ناتوان است  . این است که همگی مدعی هستند
شریعت و طریقت و عرفان و حتی اسماء الهی به همگی آنان الهام شده است .
آقای علی اکبر خانجانی در کتاب الممنوع بصورت کاملا تلویحی مدعی شده که همانگونه که امیرالمومنین  هزار نام از اسماء الهی را در قالب
دعای جوشن کبیر عرضه نموده است، او نیز در خواب و در یک رویای صادق  و در جریان ذکر قلبی و استغراق روحانی، اسمائی الهی را دریافت
نموده است.
فارغ از ادعای خانجانی که خود را در حد امام زمان قلمداد نموده و با پافشاری بر ادعای کذب خود و تمرکز روی ناحیه لمبیک مغز یه  ادعای خود
آنقدر اصرار دارد که کم کم خود نیز به این باور رسیده است .
نکته دیگر کلماتی که خانجانی استفاده می کند مانند محمدعلی طاهری که با شعور کیهانی و تشعشع زدایی و …. از عدم دانش و فهم و درک
مردم سو استفاده  می کند ادعای کاملا بی پایه و اساس و دروغ است .
به نظر می رسد که خانجانی  خود را هم رده و در جایگاه انشاء اسماء الهی که صد البته مختص معصومین ( ع) است قرار داده،.
  نکته جالب تر الگوی همه فرق دروغین عرفان های نوظهور پیروز می کنند .
شاید این شعار  نویسنده مقاله بعنوان یک محقق و پژوهشگر عرفان های نوظهور در تمامی موارد صدق می کند که عرفان های نوظهور راهی
هستند بسوی تباهی.
 به نظر می رسد کلماتی که خانجانی تحت عنوان اسماء الله ارائه نموده، بسیار موهن تر و عجیب تر از آن است که کسی به آن شک کند.
آلبرت انیشتین می گوید دروغ هرچه بزرگتر باور آن بسیار ساده تر و سهل تر است.
گاملا واضح است ارائه این کلمات موهن، عجیب و مضحک تحت عنوان اسماء الله فقط، اهانت به ذات اقدس الهی است ولاغیر و آیا این خود
مصداق شیطان پرستی نیست.
یکی از فاجعه بار ترین تاکیدات بسیار جنجالی خانجانی اهمیت آلت جنسی است.
آری او به شدت معتقد است آلت جنسی ریشه تمامی ادیان و مذاهب است دقیقا مثل دکتر زرگر که با این اعتقادات و تفکرات موهن بسیاری را
به فساد و نابودی و زنا سوق داد و در نهایت به دار اعدام محکوم شد
مازیار میر به شدت معتقد است خانجانی و خانجانی ها در تفکرات خود با تکیه بر شناخت علمی و عملی ناحیه لمبیک مغز و سوار شدن روی
لذت جنسی شکار خود را به دام می انداختند.
  خانجانی  در کتاب فلسفه وجودی مرد (کاوشی در ذات نرینه گی) در سکس و در بخشی از این کتاب  یا عنوان پرستش آلت جنسی، مردانه تا
جایی پیش رفته که مذهب و دین را اساسا آلت پرستی تفسیر می کند ولاغیر.
 عرفانی که خانجانی اختراع نموده  وحدت رویه ای است که همه این اعماق غرایز و فطرت بشر دانسته و معتقد است که سجده و بوسه مادر بر
آلت نوزاد خود نیز ناشی از همین غریزه و فطرت پاک انسانی و مادرانه  است.
آری خانجانی با همین استدلال های آبکی و یک طرفه، زنده به گور کردن دختران در زمان جاهلیت را نیز برگرفته از فطرت پاک علما دانسته و عملا
آن را شیک و مجلسی کاملا توجیه می نماید.
او تا آنجا در این توهم خود پیش می رود که ریشه تمامی ادیان و مذاهب را در آلت جنسی می داند.
خانجانی انقدر دچار توهم است که در سکس از کتابهایش نوشته یکی از مذاهب کهن در همه جای زمین هنوز هم گزارش می شود پرستش
آلت جنسی مردان بوده. این مذهب در اکثر فرهنگ های ملل جهان هنوز هم موجود است و به صورت پرستش و تبعیض نوزاد مذکر بر مونث متبلور
می گردد.
قبل از اسلام وضعیّت به جائی رسیده بود که وجود نوزادان دختر را جز برای تولید مثل نمی خواستند و مابقی را زنده به گور می کردند. این امر
نشان می دهد که چگونه مذاهب در طول تاریخ از اعماق غرایز و فطرت بشر پدید آماده و رشد کرده اند… پس آنچه که مرد سالاری نامیده می
شود درواقع ادامه طبیعی این مذهب غریزی بوده که هنوز هم کمابیش حاکمیّت دارد…
بدین لحاظ باید گفت که شریعت چیزی جز شریعت غریزۀ جنسی نیست و مابقی امور بر محور آن قرار دارد زیرا تا غریزۀ جنسی و ازدواج و خانواده
نباشد امور دیگر هم موجودیّت معنائی ندارند ….
پس واضح است که اندیشه گری مردانه و عواطف زنانه در کلّیه امور که خواه ناخواه مذهب را مدّ نظر دارد ریشه در غریزۀ جنسی بشر دارد و
برخاسته از آلت جنسی است . یعنی معنویّات و امور فلسفی و متافیزیکی و عشق و همه مقدّسات و ارزشهای بالاتنه ای بشر جملگی
آبشخوری جز پائین تنه ندارند و تا ابد متّصل به آلت جنسی می باشند و غریزه جنسی.

3 نظر برای “نقدی بر تفکرات علی اکبر خانجانی

  1. شما اگر یکم صادق بودید و با انصاف، می‌بایست عیوب خودتون رو بیشتر می‌دیدید تا حقایقی که به نظرتون موهومات هستند!
    «اگر قصد اصلاح مردم را داري، از خودت آغاز كن؛ زيرا پرداختن تو به كار اصلاح ديگران، در حالي كه خودت فاسد هستي، بزرگترين عيب است.»
    غرر الحكم، حدیث 3749

    1. سلام و درود بی پایان بسیار بسیار متشکرم دوست عزیز و گرامی کاش حداقل ادرس ایمیلت میزاشتی ….من الله توفیق

  2. سلام
    آیا دیگر آثار آقای خانجانی مورد نقد ۵ستند یا خیر چون درمیان آثار زیادی که ایشان آوردن به دو مورد اشاره شده و حدا از تعصب و افزایش آگاهی بنظر شما مطالعه آثار این فرد مورد تایید است یا خیر.
    ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *