مذاکره به شیوه سقراط نوشته دکتر مازیارمیر

مذاکره به شیوه سقراط نوشته دکتر مازیارمیر

 

مازیار میر مشاور و پژوهشگر

mazyarmir.com@gmail.com

https://www.aparat.com/mazyarmir

https://www.aparat.com/zabane_badan

https://www.instagram.com/maziyare_mir

 

تنها یك خیر وجود دارد كه نام آن، دانش است و تنها یك شر وجود دارد كه نام آن، نادانی است.

سقراط

تادیخ نگارش دوم خرداد ۱۳۸۹


لطفا فیلم اصول وفنون مذاکره(تکنیک ذهنیت سازی در مذاکرات) در آپارات https://www.aparat.com/v/sWv4T مشاهده فرمایید.


 

 مذاکره به روش سقراطی
اصول و فنون مذاکره به روش سقراطی

 

به روز رسانی ۱۴۰۰

بعنوان یک مدرس اصول و فنون مذاکره به شدت معتقد هستم، مفاهیم مقدماتی و مفهوم واقعی مذاکره و اصول و دانش مذاکره بزرگان از خود مذاکره می تواند بسیار بسیار مهمتر و با اهمیت تر باشد  انتظار می رود پس از مطالعه این مقاله 

با  قدرت و بسیار حرفه ای تر و با مدیریت زمان مذاکره را پیش برده و در هر مذاکره ای دریچه های جدیدی به روی شما گشوده شود.

اما مذاکره چبست؟

 مازیارمیر به شدت معتقد است که مذاکره یک چند وجهی است که بر اساس گفتگو میان دو یا چند نفر و یا گروه و یا شرکت برای رسیدن به محیط تفاهم و یا رسیدن به نقطه درک مشترک و رسیدن به سود و یا رفع اختلاف و یا نقطه اشتراک بکار برده می شود اما مذاکره یا (Negotiation) به روایت های دیگر:

گفتگویی میان دو یا چند فرد یا گروه است که با هدف دستیابی به یک درک مشترک، رفع نقاط اختلاف، یا رسیدن به منفعتی در نتیجهٔ آن گفتگو، ایجاد توافق در خصوص  دوره‌های اقدام، چانه زنی برای منفعت گروهی یا جمعی، یا حصول نتیجه‌ای رضایت بخش برای منفعت تمامی افراد یا گروه‌های درگیر در فرایند مذاکره، انجام می‌شود خوب حال که با معتی مذاکره آشنا شدیم بهتر است به سراغ افلاطون برویم….

لازمه قضاوت، شكیبایی به هنگام شنیدن، اندیشیدن به هنگام گفتن، بینش به هنگام رسیدگی و بی طرفی به هنگام نتیجه گیری و قضاوت است.سقراط

اما به راستی سقراط کیست؟

سقراط فیلسوفی بوده که حدود ۵ قرن پیش از میلاد در آتن متولد شد. پدرش مجسمه‌ ساز سرشناس و محترمی بود. و همین مهم باعث شد که از بهترین آموزش‌های آن زمان آتن، از حساب و هندسه و نجوم تا شعر و….. را بیاموزد.

سقراط مردی بسیار زشت‌رو بوده‌است. سر او طاس، صورت او پهن و گرد، و چشمان او فرورفته و بی‌حرکت بود و دماغی بزرگ و در عین حال کوفته ب یک لکه بزرگ روی ان بوده است، او یکی از سه فیلسوف بزرگ یونان یعنی :

سقراط، افلاطون و ارسطو است

سقراط در جوانی سرباز پیاده‌نظام بوده است و آلکیبیادس  می‌گوید: «تاب و توانش بسیار داشته، گاهی آذوقه نمی‌رسید و ما بی غذا می‌ماندیم. در چنین مواقعی، که به هنگام جنگ غالباً پیش می‌آید، سقراط نه تنها از من بلکه از همه بالاتر و برتر بود.…سقراط قدرتش در تحمل سرما نیز بسیار بسیار زیاد بود. یخبندان بسیار بسیار سخت و کشنده ای بود . در چنین هنگامی، سقراط با پاهای برهنه و پوشاک عادی خود بهتر از سربازان دیگر روی یخ قدم برمی‌داشت و سربازان از روی خشم و کینه به او نگاه نی کردند؛ زیرا چنان می‌نمود که سقراط آنان را تحقیر می‌کند.دوستان آشنایانش شجاعت و ایستادگی وی را در جریان محاصره و جنگ همیشه بسیار می ستودند. شجاعتی که در آن جنگ‌ها از خود نشان داد، از وی شخصیتی برجسته و ممتازی خلق کرد.فایدون یکی از مکالمات مشهور افلاطون است که به شرح واپسین لحظات حیات سقراط می‌پردازد. 
تابلوی مرگ سقراط، اثر ژاک لوئی داوید افسانه‌ای
تابلوی مرگ سقراط، اثر ژاک لوئی داوید افسانه‌ای
تابلوی مرگ سقراط
فردی كه در امری بزرگ جان می سپارد، مثل كسی است كه تازه زخم برداشته و در گرمی گیر و دار، جراحت خویشتن را احساس نمی كند. پس كسانی كه همت خود را وقف راه خیر می كنند از زحمت و آزار مرگ به دورند و شیرین ترین مرگها متعلق به كسانی است كه كارهای بزرگ از آنان سر زده و آرزوهای بزرگ آنان بر آورده شده است. سقراط
سقراط پس از توضیح راجع به علّت رد کردن پیشنهاد فرار، به شاگردان می‌گوید«دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت.افلاطون در مکالمهٔ فیدون می‌نویسد که پس از گفتن این جملات، سقراط برای استحمام به اتاق دیگری می‌رود. پس از استحمام نیز مدتی در همان اتاق می‌ماند تا اینکه نزدیک غروب آفتاب به نزد شاگردانش بازمی‌گردد. همین هنگام زندانبان می‌رسد و به سقراط می‌گوید که او را نجیب‌ترین و شریف‌ترین و بهترین کسانی می‌داند که به این زندان آمده‌اند.«من می‌دانم که حتی در این وضع تو به من خشم نخواهی گرفت و خشم تو متوجه جنایتکاران حقیقی خواهد بود که آن‌ها را می‌شناسی.» زندانبان سپس با اندوه خارج می‌شود.سقراط از زندانبان در نزد شاگردانش تمجید می‌کند و او را جوان‌مرد می‌خواند. سپس از کریتو می‌خواهد که جام زهر را برایش بیاورد. کریتو به سقراط می‌گوید که عجله نکند زیرا هنوز شعاع خورشید روی تپّه‌ّاست و سقراط همچنان مجال حیات دارد؛ افراد در موقعیت او، نخست خوب می‌خورند و میاشامند و حتّی بعضی به عشق‌بازی می‌پردازند.سقراط پاسخ می‌دهد که:«آن‌ها که چنین می‌کنند بی‌دلیل نیست؛ زیرا آن‌ها خیال می‌کنند که از این کار نفعی می‌برند… من در اینکه جام زهر را دیرتر بخورم نفعی نمی‌بینم. اگر اندکی دیرتر بخورم خودم را مسخره خواهد کرد؛ زیرا خود را به زندگی علاقه‌مند نشان خواهم داد و از آنچه در نظر من هیچ است، برای خود ذخیره خواهم ساخت.سقراط از خادمی در زندان می‌پرسد که چه باید بکند و او پاسخ می‌دهد که کاری ندارد جز اینکه زهر را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند.سقراط در میان هیاهوی فریاد و گریهٔ شاگردان چنین می‌کند، به تدریج بدنش رو به سرد و بی‌حس شدن پیش می‌رود. آخرین سخن او این بود که:ای کریتو ما باید خروسی به آسکلپیوس بدهیم؛ ادای دِین را فراموش نکنید.

توضیح آنکه مردم یونان قدیم چون از بیماری شفا می‌یافتند، خروسی نذر آسکلپیوس می‌کردند؛ و او از تب زندگی شفا یافته بود.

لحظه‌ای بعد سقراط تکانی می‌خورد و چشم‌هایش بی‌حرکت می‌ماند و چشم از این جهان فانی برای همیشه فرو می بندد. ﺧﺮدﻣﻨﺪ، کسیﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺤﻮه ی ارزﻳﺎبی و ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﺧﺎصی دارد.

لازمه قضاوت، شكیبایی به هنگام شنیدن، اندیشیدن به هنگام گفتن، بینش به هنگام رسیدگی و بیطرفی به هنگام قضاوت است.سقراط

بد نیست بگویم شوکران چیست؟

گیاهی است که تمامی اجزاء این گیاه شوکران سمی هستند. ماده سمی آن Coniine و از خانواده آلکالوئیدها است. پزشکان ایرانی و یونانی از این ماده در قدیم استفاده‌های داروئی بسیار می‌بردند. حتی کمتر از ۱۰۰ میلی‌گرم از این سم نیز برای یک انسان بالغ کشنده است. گیاه «نرسیده» و جوان سمی‌تر از گیاه «رسیده» و بالغ است. تأثیر سم مستقیماً بروی سیستم اعصاب بوده و پس از عوارضی چون حالت تهوع و لکنت زبان از طریق از کار افتادن سیستم تنفسی عامل مرگ می‌شود.شوکران در قدیم برای کشتن محکومین به اعدام مصرف می‌شده است. نوشیدن جام شوکران توسط سقراط قدیمی‌ترین مورد ثبت شده در این رابطه است. در یونان باستان، مجازات اعدام بوسیله خوراندن شوکران به طور معمول در مورد اشخاص ذی الحقوق، یعنی کسانی که واجد حقوق مدنی و اجتماعی بودند، به کار گرفته می‌شد، چراکه مقرر گردیده بود که اعدام این افراد در کمترین زمان ممکن و با کمترین میزان رنج و درد و عذاب صورت بپذیرد. به همین منظور، وقتی شوکران به فرد محکوم به مرگ خورانده می‌شد، بدن وی به تدریج کرخت و بی‌حس و می میرد…..

ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان به یک مذاکره کننده ﺧﺮدﻣﻨﺪ تبدیل ﺷﺪ؟

به نظر می رسد که شاید «ﻓﻠﺴﻔﻪ» اﻳﺠﺎد ﺷﺪ تا انسان خردمند و در نهایت مذاکره کننده خردمند هم متبلور شد.

شاید جالب ایت بدانید که ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳﻮﻧﺎنی ﺑﻪﻣﻌﻨﺎی «ﺟﻮﻳﺎیِ ﺧﺮد» اﺳﺖ. ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎن، ﺟﺴﺘو جوﮔﺮان و ﻣﻌﻠﻤﺎنی وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ در پی ﭘﺎﺳﺦدادن ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧشد..

. ﺳﻘﺮاط ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﭘﺎﻳﻪﻫﺎی ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ، «ﭘﺮﺳﺶﮔﺮی» اﺳﺖ. اﻧﺴﺎن ﺑﻪاﻧﺪازه‌ا‌ی ﻛﻪ ﭘﺮﺳﺶ، ﻧﻘﺪ و شک میﻛﻨﺪ، ﺧﺮدﻣﻨﺪ اﺳﺖ. ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، «ﺳﻘﺮاط» ﺑﺮای ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺮدن ﻣﺮدم، ﺑﻪ آﻧﺎن ﻳﺎد می‌داد ﻛﻪ ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻪﻫﺎی ﺧﻮد ﻳﺎ اﺧﺒﺎری ﻛﻪ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ آﻧﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ میﻛﻨﻨﺪ، ﺗﺮدﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪ و درستی آن را ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ﺑﻜﺸﻨﺪ.

0از ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮاط، ﻫﺮ ﺑﺎوری ﻛﻪ در ذﻫﻦ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ و آن را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ و از ﻏﺮﺑﺎل ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬراﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪای میﮔﺮدد ﺑﺮای زﻧﺪگی اﺑﻠﻬﺎﻧﻪ و ﻣﺎنعیﺳﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ زﻧﺪگی ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.

ﭼﻨﺪ ﻫﺰار ﺳﺎل ﺑﻌﺪ از ﺳﻘﺮاط، روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺰرگی ﻫﻢﭼﻮن «آﻟﺒﺮت اﻟﻴﺲ» و «آرون بک» ﻧﻴﺰ ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎری از ﺣﺎﻻت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ روانی، ﻧﺎشی از ﻃﺮز ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎدرﺳﺖ اﺳﺖ. آﻧﺎن ﻧﻴﺰ در روشﻫﺎی روان درﻣﺎنی ﺧﻮد از «روﻳﻜﺮد ﺳﻘﺮاطی» ﺳﻮد ﺑﺮدﻧﺪ و ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ و ﻧﻘﺪ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ.

 

«ﺳﻘﺮاط» ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ میﻛﺸﻴﺪ؟

 

ﺳﻘﺮاط در ﺷﻬﺮ راه می‌رﻓﺖ، در ﺑﺎزار میﮔﺸﺖ و ﺑﻪ ﺟﻠﺴﺎت

ﻣﺮدم آﻣﺪوﺷﺪ میﻛﺮد و ﻫﺮﮔﺎه می‌دﻳﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺑﺎ اﻃﻤﻴﻨﺎن

درﺑﺎره‌ی ﭼﻴﺰی ﺻﺤﺒﺖ میﻛﻨﻨﺪ، آﻧﺎن را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮار

می‌داد.ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ اﮔﺮ میﺷﻨﻴﺪ ﻛﻪ در ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮرای آﺗﻦ،

ﺳﺨﻨﻮری میﮔﻮﻳﺪ: «ﺷﺮاﻓﺖ ملی ﻣﺎ ﺣﻜﻢ میﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ

دﺷﻤﻦ ﺑﺠﻨﮕﻴﻢ» او را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮار می‌داد:

راستی «ﺷﺮاﻓﺖ» ﭼﻴﺴﺖ؟

اما به نظر شما ﻣﻼک ﺷﺮاﻓﺖ ﭼﻴﺴﺖ و اﻳﻦ ﻣﻼک را ﭼﻪ فرد یا افرادی ترسیم می کنند؟
ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮانی اﻓﺮاد ﺷﺮﻳﻒ را از اﻓﺮاد ﻓﺎﻗﺪ ﺷﺮاﻓﺖ تمییز داد؟

آﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ سلسه ﻣﻮﺿﻮعاتی اﺳﺖ ﻛﻪ «ﻳﺎ ﻫﺴﺖ و ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ»

ﻳﺎ اینکه ﺷﺮاﻓﺖ ﻫﻢ درﺟه یا درجاتی دارد و میﺗﻮان اﻓﺮاد را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی درﺟﻪی ﺷﺮافتش داشته ها و یا حتی نداشته هایش ردهﺑﻨﺪی ﻛﺮد
به نظر شما «ﺷﺮاﻓﺖ ایرانی» دقیقا ﭼﻴﺴﺖ؟
به نظر شما اﮔﺮ صداقت یا ﺷﺮاﻓﺖ، یک ﻣﻮﺿﻮعِ ﺑﺸﺮی و ﺟﻬﺎن ﺸﻤﻮل بوده ، میﺗﻮان ﻗﻴﺪ وطن و موطن انسانی را از ان حذف یا جمع نمود؟

به راستی دشمن چیست و کیست و آیا این تعریف می تواند با توجه به زمان و مکان دستخوش تحول شود؟

لزفا لختی بیاندیشیم که چرا ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﻣﺎ می اندﻳﺸﺪ، اساسا دﺷﻤﻦ اﺳﺖ ﻳﺎ خیر …. با همین محور تجاوز و تیکی و بدی را شرح دهید…..

آری خیانت را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ میﻛﻨﻴﺪو گام نخست در هر خیانتی از کجا آغاز می شود؟

به نظر می رسد که پیوسته «ﺳﻘﺮاط» ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺆال کوناه اﻛﺘﻔﺎ نمیﻛﺮد. او دهﻫﺎ و….. ﺳﺆال میﭘﺮﺳﻴﺪ و اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺗﺮدﻳﺪ و ﺗﺄﻣﻞ و تعمق رهنمون می کرد؟

آری او آنﭼﻨﺎن ﻛﻪ آﻧﺎن نمیﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی اﺣﺴﺎﺳﺎتﺷﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢﺑﮕﻴﺮﻧﺪ. درواﻗﻊ، آﻧﺎن را از «ﺗﻮﻫﻢ داﻧﺎیی» ﺑﻪ «ﺗﺤﻴﺮ و ﭘﺮﺳﺶﮔﺮی» می‌ﺑﺮد.

 

 

جمع اوری و تهیه و تنظیم دکتر مازیار میر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پشتیبانی / مشاوره

شماره تماس: 09198718767