
مزدافر مومنی کیست و ایا می توان به حرفهایش اعتماد نمود
نگاهی به آموزه های مزدافر مومنی
ایا مزدافرمومنی صادقانه و علمی صحبت می کند….
رویه مزدافرها چگونه است…
#دکترمازیارمیر
با توجه به سوالات گسترده ایی که در مورد این شخص از ما پرسده شده است باید بگویم اول ما به دنبال تضادها و تعیین اعتبار علمی و عملی سخنان این فرد بوده ایم هیچ
نقطه نظر شخصی وجود نداشته و ندارد و ایشان از نظر من با ادب و مرد خوبی به نظر می رسد اما شاید در مورد اعتبار علمی سخنان ایشان و نظرات و ایده ها و مزدافرها
شخصیتهایی که این روزها با کم و کاستیهای عمیق و غیرقابل چشمپوشی علمی ظهورمی کنند و صد البته ما قصد توهین و تخریب نداشته و نداریم و صرفا بر اساس
سخنان و فیلمها و …. برداشت های شخصی مازیارمیر را مطالعه می فرمائید و هیچ نقطه نظر شخصی وجود نداشته و ندارد و انتخاب و قضاوت نهایی را به خوانندگان و
بینندگان عزیز محول می نمائیم.

مزدافرمومنی
کم و کاستیهای عمیق و غیرقابل چشمپوشی
مزدافر، شخصیتی که در فضای مجازی بهعنوان یک “متفکر”، “فیلسوف” یا حتی “رهبر معنوی” شناخته میشود، ادعا میکند که دارای دانشی فرازمینی و
جامع در حوزههای مختلف تقریبا در مورد همه چیز نظر می دهند. از جمله سلامت، روانشناسی، متافیزیک، علم و فلسفه است. با این حال، بررسی دقیق اظهارات او نشان
میدهد
که ادعاهای او نهتنها فاقد هیچ گونه پشتوانه علمی هستند، بلکه میتوانند اثرات بسیار وحشتناک و منفی و خطرناکی بر زندگی افراد داشته باشند. درادامه، بهصورت
تفصیلی به انتقاد از کم و کاستیهای مزدافر خواهیم پرداخت .
دکترمازیارمیر
دخالت در امور پزشکی به چه معناست؟
باید بدانید که چنانچه فردی بدون داشتن مجوز اشتغال به امور پزشکی و دارویی و بدون داشتن مدرک دانشگاهی در این رشته اقدام به انجام امور پزشکی و درمانی نماید،
در این صورت این فرد مرتکب عمل مجرمانه دخالت کردن در امور پزشکی شده است. نکتهای که باید به آن توجه داشته باشید این است که اگر فرد در انجام امور پزشکی
کاملاً متخصص و باتجربه باشد و مرتکب هیچ قصور و بیاحتیاطی در این زمینه هم نشود، اما باز هم اگر پروانه نظام پزشکی را نداشته باشد، عمل او دخالت کردن در امور
پزشکی محسوب میشود و پیگرد قانونی دارد. برای مثال امروزه در مراکز زیبایی بسیاری اقداماتی مانند بوتاکس، خالبرداری و سایر موارد اینچنینی انجام میشود بدون
اینکه کسی که این کارها را انجام میدهد مجوز پزشکی داشته باشد.با این توضیحات مزدافرمومنی در این عرصه گناهکار به نظر می رسد…..
ما در چند فصل سعی در آنالیز سخنان ایشان داشته و قضاوت را به شما واگذار می کنیم.
زنگ خطر برای من وقتی به صدا درآمد که ایشان با یک پیج اینستاگرامی کاملا فیک و برنامه ریزی شده دست به یک کار گسترده و هزینه بر تبلیغاتی زدند پیجهای هم عرض و فن پیج های متعدد با یک سری کاربر ثابت و متغییر و مردمی که به سهولت دانسته یا ندانسته فریب می خورند…..
در ادامه ما در چند فصل آتی سعی در آنالیز علمی و عملی سخنان ایشان داشته و قضاوت را کاملا به شما واگذار می کنیم.
فصل نخست
فقدان تحصیلات و تخصص علمی
مزدافر هیچ مدرک علمی یا تحصیلات رسمی در حوزههایی که درباره آنها صحبت میکند نداشته و ندارد. این موضوع یکی از بزرگترین نقاط ضعف اوست و
بهطور مستقیم اعتبار اظهاراتش را زیر سؤال میبرد.
– **مثال:
درباره موضوعاتی مانند فیزیک کوانتوم، بیوشیمی، یا پزشکی، مزدافر بدون هیچ گونه پشتوانه علمی صحبت میکند. این امر نهتنها
نشاندهنده بیتجربگی اوست، بلکه میتواند باعث گمراهی عموم شود و با رفرنس های معیوب و گاها در کلاس جهانی مخدوش و مردود حرفهایش را رنگ و بوی علمی می پوشاند.
– **اثرات منفی:
وقتی یک فرد بدون تخصص در حوزههای علمی پیچیده اظهارنظر میکند، خطر انتشار اطلاعات نادرست و گمراهکننده بسیار بالا است. این رویکرد نهتنها از دیدگاه علمی قابل انتقاد است، بلکه میتواند بهعنوان یک نوع “کلاهبرداری فکری” تلقی شود.
نقدمازیارمیر:
مزدافر بهجای تلاش برای یادگیری و ارتقای دانش خود، از تبلیغات و لحن قاطع استفاده میکند تا اعتبار خود را افزایش دهد. این رویکرد نهتنها غیرحرفهای است، بلکه از اخلاق علمی هم کاملاً دور است ضمن اینکه در عالم علم هیچ قطعیتی اساسا وجود ندارد….

فصل دوم
استفاده از اصطلاحات به ظاهر علمی
مزدافرمومنی غالباً از اصطلاحات علمی و تخصصی استفاده میکند که برای بسیاری از مخاطبان غیرقابل درک هستند. این سوءاستفاده از اصطلاحات علمی نهتنها باعث سردرگمی مخاطبان میشود، بلکه میتواند بهعنوان یک ابزار برای تأیید ادعاهای نادرست به کار رود.
– یک مثال ساده:
ادعای او مبنی بر اینکه “جوش شیرین میتواند pH بدن را تنظیم کند” یک نمونه از سوءاستفاده از اصطلاحات علمی است. pH بدن توسط سیستمهای پیشرفته تنظیمکننده طبیعی (مانند کلیهها و ریهها و ….. ) کنترل میشود و مصرف جوش شیرین هیچ تأثیر اساس چه مستقیم و حتی غیر مستقیم بر آن ندارد با جوش شیرین به جنگ تولید دارو علم پزشکی و کم مانده به جنگ کل هستی برود……
– اثرات منفی:
این نوع اطلاعات میتواند باعث شود که افراد بهجای مراجعه به پزشکان متخصص، به روشهای نادرست و غیرعلمی روی بیاورند.
نقد مازیار میر
مزدافر با استفاده از اصطلاحات علمی بهصورت نادرست، بهراحتی اعتماد عمومی را به خود جلب میکند. این رویکرد نهتنها نامناسباست، بلکه میتواند
بهعنوان یک نوع تقلب فکری مطرح شود.

فصل سوم
تجاریسازی معنویت
مزدافر اغلب از ادعاهایش برای تجاریسازی استفاده میکند. او دورههای آموزشی، کتابها و محصولات مختلفی را به فروش
میرساند که ادعا میکند میتوانند به افراد کمک کنند تا به “آگاهی معنوی” یا “سلامت کامل” دست یابند. این دورهها و محصولات
غالباً قیمت بسیار بالایی دارند و بدون هیچ ضمانت علمی به فروش میرسند و بیشتر به نظر می رسد که فقط یک کاسبی سیاه
است و….
– مثال:
دورههای آموزشی او درباره “شفای انرژی” یا “تنظیم چاکرها” بدون هیچ پشتوانه تجربی یا علمی هستند، اما بهعنوان راهحلهای جادویی به مخاطبان فروخته میشوند.
– اثرات منفی:
این نوع تجاریسازی باعث شده است که بسیاری از افراد پول خود را صرف خرید محصولاتی کنند که هیچ ارزش واقعی ندارند.
نقد دکترمیر
مزدافر با تجاریسازی معنویت، بهراحتی از ناآگاهی مردم سوءاستفاده میکند. این رویکرد نهتنها از دیدگاه اخلاقی قابل انتقاد است، بلکه میتواند
بهعنوان یک نوع کلاهبرداری مالی تلقی شود و همچنین مداخله در امور پزشکی و ….

فصل چهارم
استفاده از ترس و احساسات
مزدافر اغلب از ترس و احساسات مخاطبان برای جلب توجه استفاده میکند. او ادعا میکند که جهان در حال فروپاشی است،
بیماریها بهسرعت در حال گسترش هستند و تنها راه نجات، پیروی از نظریات اوست. این رویکرد باعث میشود که افراد بهراحتی
تحت تأثیر قرار بگیرند و به دنبال راهحلهای او بروند.
– مثال:
ادعای او مبنی بر اینکه “بدون استفاده از روشهای او، انسانها نمیتوانند به سلامت واقعی دست یابند” یک نمونه از ترسزدگی است.
– اثرات منفی:
این نوع اطلاعات میتواند باعث ایجاد اضطراب و نگرانی در افراد شود و آنها را از روشهای علمی و معتبر دور کند.
نقد دکترمیر
استفاده از ترس و احساسات برای جلب توجه، یکی از بیاخلاقترین روشهای تبلیغات است. این رویکرد نهتنها نامناسب است، بلکه میتواند به سلامت
روان افراد آسیب های جدی و جبران ناپذیری وارد کند.
فصل پنجم
فقدان شفافیت و منابع
مزدافر اغلب از منابع علمی استفاده نمیکند و اظهارات او بدون هیچ ارجاعی به مطالعات یا تحقیقات معتبر ارائه میشود.منبع
انفرادی افرادی است که در عالم علم هیچ جایی نداشته اساسا منبع معتبری هم نیستند. این امر باعث شده است که ادعاهای او
قابل بررسی و ارزیابی نباشند.
– مثال:
به نظر شما ادعای مزدافر درباره تأثیر فستینگ بر طول عمر بدون ارجاع به هیچ مطالعه علمی یا تحقیق معتبر است ایا به سخن و حرف است
– اثرات منفی:
فقدان شفافیت باعث شده است که اظهارات او بهسادگی قابل رد یا تأیید نباشند و بهعنوان اطلاعات نادرست شناخته شوند.
نقد دکترمیر
عدم ارائه منابع معتبر و شفافیت در اظهارات، یکی از بزرگترین نقاط ضعف مزدافر است. این رویکرد نهتنها نامناسب است، بلکه میتواند بهعنوان یک نوع
تقلب فکری مطرح شود.
فصل ششم
عدم پذیرش هرگونه انتقادی
مزدافر هرگز انتقادات علمی یا منطقی را بهصورت علنی پذیرفته یا به آنها پاسخ نداده است. این موضوع نشاندهنده عدم احترام او
به علم و منطق است.گویی او وحی منزل را بیان می کند و علائمی دال بر خود شیفتگی مزمن را نشان می دهد.
– **مثال:
وقتی از او خواسته میشود که شواهد علمی برای ادعاهایش ارائه دهد، او بهجای پاسخ دادن، به استفاده از توهین یا نادیده گرفتن انتقادات میپردازد.
– **اثرات منفی:
این رویکرد باعث شده است که اعتبار او در میان افرادی که به دنبال اطلاعات معتبر هستند، کاملاً زیر سؤال برود.
**نقد دکتر میر
عدم پذیرش انتقاد نشاندهنده این است که مزدافر بهجای تلاش برای ارتقای دانش خود، به دفاع از ادعاهای نادرست خود میپردازد. این رویکرد نهتنها
غیرحرفهای است، بلکه از اخلاق علمی کاملاً دور است.
جمع بندی نهایی
مزدافر بهعنوان یک شخصیت محبوب در فضای مجازی، با ادعاهای بزرگ و جذاب و گاها دروغین و محیر العقول و زود بازده
و…..خود توانسته است بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، بررسی دقیق اظهارات او نشان میدهد که
ادعاهای او نهتنها فاقد هیچ پشتوانه علمی نیستند، بلکه میتوانند اثرات بسیار منفی و خطرناکی بر زندگی افراد و جامعه داشته
باشند. فکر می کنم که مزدافر فقط بهعنوان یک شخصیت مطرح در حوزه معنویت و سلامت، بیشتر بهعنوان یک “شومن” یا
“تبلیغکننده تجاری” شناخته میشود تا یک متفکر یا فیلسوف واقعی. پیشنهاد میشود که افراد قبل از پذیرش ادعاهای او، به
منابع علمی و معتبر مراجعه کنند….
مراقب باشید و اعتماد نکنید و فریب نخورید….


بسیاری از پزشکان با مدارک معتبر جهانی از پس درمان ساده بیماریها و تشخیص درست عاجزند . و گاهی با مطاعات بسیار و بدون مدارک دانشگاهی می توان به علم درست و پایدار دست یافت. با توسعه فضای مجازی و دسترسی آسان انسانها به منابع علمی ، بگذارید درست و غلط را خود مردم تشخیص دهند . نه اینکه با کلکسیون و قابهای مدارک و افتخار صرفا کاغذی ، افراد را زیر سوال ببرید . شما که دارای مدرک معتبر هستید سمینار بگذارید . فرصت دارید . مدرک دارید . مردم هر دو سمینار را شرکت میکنند و خودشان تشخیص میدهند کدام را دنبال کنند. این گوی و این میدان . در کنج خانه و مطب نشسته اید فقط انتقاد می کنید .
سلام
عرض ادب و احترام
این ادعا که “مطالعات غیرآکادمیک میتواند جایگزین آموزش ساختاریافته پزشکی شود” از نظر اپistemologically نادرست و از منظر عملی خطرناک است. پزشکی مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Medicine) تنها در چارچوب روششناسی علمی، بازبینی همتا و اعتبارسنجی سیستماتیک قابل تحقق است.
سه خطای معرفتشناختی اصلی این گزاره:
۱) مغالطه توسل به دموکراسی: حقیقت علمی با رایگیری تعیین نمیشود
۲) مغالطه false equivalence: برابری قائل شدن بین اطلاعات اعتبارسنجی شده و محتوای غیراستاندارد
۳) غفلت از مفهوم Dunning-Kruger: بیاطلاعی از محدودیتهای دانش شخصی
پیامدهای عملی این نگرش شامل افزایش تشخیصهای نادرست، تأخیر در درمان و ترویج شبهعلم است. شبکههای اجتماعی فاقد مکانیزمهای ضروری برای فیلتر کردن اطلاعات نادرست پزشکی هستند….
انشاالله همیشه موفق باشید
و البته پر واضح است که این نقدهایی که در این صفحه وجود دارد برای بالا بردن ویو و دیده شدن صفحه است . شما از نام استاد و انتقاد غلط بر ایشان سو استفاده میکنید تا نام ایشان در صفحه شما اعتبار صفحه را بالا ببرد .
سلام و درود بی پایان
بزرگترین بدبختی ما در این کشور این است که ما همه بدون مطالعه حرف می زنیم
لطفا این سایت زیر و رو کن و ببین با بیش از 4000 مقاله چیزی برای فروش پیدا کردی یا دیدن به ماهم بگو …
من در این سایت کوروش کمپانی را نقد و سپس به دادگاه رفتم ان روز هم مانند شما به من تاختند و مرا به دادگاه احضار نمودند و ….
. **تبلیغ روانشناسی زرد و فریب مردم**:
مزدافر مومنی با ترویج کتابها و مطالب روانشناسی زرد، به عمد مردم را گمراه میکند. این محتوای سطحی و غیرآکادمیک، تنها باعث ایجاد امیدهای واهی و تقویت جهل در جامعه میشود. چنین افرادی با استفاده از ضعفهای روانی مردم، به دنبال منافع شخصی هستند.
**شخصیتهای غیرآکادمیک و خطرناک**:
افرادی مانند مومنی، بدون هیچ پایه علمی معتبر، خود را به عنوان مرجع روانشناسی معرفی میکنند. این اقدام نه تنها حرفهای نیست، بلکه تهدیدی برای سلامت روان جامعه محسوب میشود. آنها با ارائه راهحلهای سریع و ساده، مردم را از پیگیری روشهای علمی و درمانهای واقعی دور میکنند.
اما برویم سراغ خدای ثانی شما مزدافر مومنی با سوءاستفاده از نام اساتید و ترویج روانشناسی زرد، به طور سازمانیافته مردم را ….. میدهند. ایشان با ارائه مطالب غیرآکادمیک و سطحی، نه تنها مشکلی را حل نمیکنند، بلکه بر مشکلات روانی جامعه دامن میزنند. این اقدامات غیراخلاقی و خطرناک باید هرچه سریعتر متوقف شود. من خود یکی از افرادی هستم که از این حرفهای پوچ و مزخرف به شدت اسیب دیده ام
همیشه سلامت باشید فکت علمی بیار کل این سایت پاک می کنم اسمم را هم عوض می کنم که بسیاری از مطالبی که من نقد کرده ام اشتباه است البته که برخی از حرفهای ایشان با کپی خارجی مو نمی زند و صحیح است همین….
پر واضحه که شما در حال مفت بری از این فرد هستید..انقدر هم وقت اضافه دارید که یه کامنت نیم خطی رو در ۲ صفحه جواب میدید!!!..
فاقد اهمیت👎
سلام
عرض ادب و احترام
قطع به یقین کتاب خاویر کلمنت برای شما مناسب است.
قطعا در این سایت مزدافر مومنی ها تا محمدعلی طاهری و یا محمدعلی اکبری و بابک آذر ….
به تفضیل مورد واکاوی قرار می گیرد تا مردم بفهمند با کی و چی طرف هستند
برای شما و کلیه افرادی هم که با ایمیل جعلی پیام می فرستند دارم
اگر دین ندارید آزاده باشید
من الله توفیق
بقول احمدی نژاد آب بریز اونجایی که میسوزه
سلام یحی جان
حداقل با ایمیل صحیح پیام ارسال می فرمودید….
اما در نهایت از معرفی پدر و مادر و تربیت خانوادگی…
دقیقتان برگرفته از شیپوه آموزشی و پیروان مزدافرها…
بینهایت سپاسگذارم
این تحلیل یک طرفه حتی ارزش دیدگاه گذاشتن هم نداشت افرادی مثل شما که یک واژه دکتر پشت اسمشون میزارن دچار توهم دانایی هستید و فکر می کنید می تونید هر کسی که ازش
خوشتون اومد تایید کنید و اگر به هر دلیلی نیومد رد کنید. محتوای بی پایه و
اساس و یکطرفه و استفاده از واژه مزدافرها و جمع بستن بسیار غیر علمی و غیر منطقی و ایجاد یک گروه بندی بی پابه و اساس نشان از نادانی نویسنده دارد.
سلام
عرض ادب و احترام ممنونم از بودنتان و متاسفم اری بسیار متاسفم که باعث رنجش شما شدم
… و اما بعد # تحلیل انتقادی: «مزدافرها»، شبه علم و روانشناسی زرد در ایران
هستهٔ انتقادی:
آنچه شما «جرئت نقدنکردن» مینامید، ریشه در یک *نظام سکوت ساختاریافته* دارد – سیستمی که به سه شکل عمل میکند:
اول
اقتصاد ترس در فضای دانش
«مزدافرها» (واژهای که خود نیاز به واکاوی بیشتری دارد) نه صرفاً افراد، که نماد یک صنعت شبه علمی و مالیخولیایی هستند که:
– در خلأ نقد سیستماتیک .
– با «دانشمندان و محققان و پژوهشگران و …..»های صوری، هالهای از اقتدار کاذب میسازند مانند مزدا فر و سخنانش فارغ از یک نام مشخص
– از آسیبپذیری عاطفی جامعه پسا-تحریم و پسا-کرونا تغذیه میکنند
دوم
مکانیزمهای سکوت:
– *سکوت نخبگانی*: دانشگاهیان رسمی یا میترسند یا انگیزهٔ ورود به جنگ با «سلبریتیهای دانش» را ندارند و یا دیگر انگیزه ایی ندارند….
– **سکوت رسانهای: رسانهها اغلب دنبال هیجان هستند، نه تفکیک علم از شبه علم و …
– **سکوت مردمی*: مخاطب خسته، بیشتر به «راهحل تند و سریع و اسان » تمایل دارد تا تحلیل عمیق
دوم
روانشناسی زرد به مثابه اُپیوم تودهها:
روانشناسی زرد ایرانی امروز:
– *سیاست بدن* را جایگزین *سیاست اجتماعی* کرده است
– *مسئولیت فردی مطلق* را بهجای تحلیل ساختاری مینشاند
– اضطراب سیستمیک را به «کمبود عزت نفس شخصی» تقلیل میدهد
خشم پنهان شما مشروع است:
این خشم، *خشم اپیستمیک* است – خشم علیه:
– سوءاستفاده از اعتماد عمومی
– تبدیل رنج واقعی به کالای مصرفی
– ایجاد «توهم خودیاری» در نظامی که خود مشکلات ساختاری تولید میکند
شبکه علمی و انتقادی مورد نیاز:
الف) نقد روششناختی:
۱. افشای اقتصاد سیاسی شبه علم: چه کسی از فروش «راهحلهای سریع» سود میبرد؟
۲. تبارشناسی دانشمندان و …. صوری: چگونه عناوین پر سرو صدا به کالای نمایشی تبدیل شده است؟
ب) مقاومت گفتمانی:
۱. ساختن واژگان انتقادی جدیدبهجای پذیرش اصطلاحات خودشان
۲. تبدیل «مزدافرها» از برچسب تحقیر به *مفهوم تحلیلی*
ج) عمل جمعی:
۱. ایجاد *شبکههای افشای شبه علم* بدون شخصیسازی
۲. تولید محتوای **علم-مردمی** به زبان ساده اما عمیق
پارادوکس مرکزی:
جامعهای که از بالا *به علم رسمی بیاعتماد* شده (به دلیل عملکرد نهادهای رسمی)، به شبه علم بازاری *اعتماد عاطفی* نشان میدهد.
نتیجهگیری مازیارمیر:
نقد «مزدافر» نباید به شخصکشی تقلیل درجه پیدا کند بلکه یاید:
– *نقد نظام دانشی* باشد که اجازهٔ رشد چنین پدیدهای را داده است
– نقد سرمایه داری عاطفی* باشد که رنج را به بازار تبدیل میکند
– *پروژهٔ بازسازی اعتماد عمومی* به خرد جمعی باشد
این نبرد، نبرد **حافظه در برابر فراموشی سیستماتیک* است – فراموشی اینکه علم واقعی همیشه متواضع، پیچیده و نیازمند تفکر انتقادی است، نه قطعیتهای نمایشی.
نقد شما نه یک اعتراض شخصی یا یک موضوع شخصی شده تنزل درجه یافته است اما هدف ما این بود که خواننده را به یک **فراخوان بیداری اپیستمیک** هدایت کنیم – و این دقیقاً همان جرئتی است که فضای عمومی جامعه ایرانی داخل و خارج از کشور و بهشدت هرچه تمامتر به ان نیازمند است. درود هزاران هزار بدرود
درود بر شما
اینکه میبینم جرئت انتقاد کردن دارید عالیه چون استاد نماها واقعا زیاد شدن و از درد و ناتوانی مردم سواستفاده میکنن
من قاضی نیستم و قضاوت نمیکنم اما اونچه مشاهده کردم رو مینویسم
یک سالی هست که مطالب اقای مومنی رو دنبال میکنم ایشون جز کمک در مسیر زندگی و شناخت ، چیزی برای من نداشتن
اول اینکه :بارها در سمینار خودشون گفتن که این مطالب از من نیست و رفرنس دادن
دوم:هیچ پکیجی برای فروش از ایشون وجود نداره که کسی خرید کنه تنها چند کتاب هست که ترجمه کردن
سوم:مطالبی که ایشون گفتن قابل اجرا هستند میشه استفاده کرد اگر عملی نبودن ردشون کرد
چهارم:بارها گفتن که من استاد نیستم هر چی میگم از من نیست من محقق هستم
(باز هم میگم قضاوت با شما)
پنجم:من ندیدم و نشنیدم ایشون بگن به دکتر مراجعه نکنید چون دکتر ها کلاهبردارند و دارو ها سمی هستن
بلکه عمده حرف ایشون اینه با زندگی سالم تغذیه سالم طرز تفکر و ذهنی سالم میشه بیماری ها رو کاهش داد.
دوباره از شما تشکر میکنم بابت نقدتون
درخواست دارم از بقیه افرادی که در فضای مجازی از مردم سو استفاده میکنن، بابت دوره هاشون مبلغ زیادی دریافت میکنند به قول شما روانشناسی زرد ، آموزش غلط و امید واهی به مردم میدن هم انتقاد کنید
نه فقط مزدافر مومنی.
سپاس🙏
سلام درود و سپاس فراوان از پیام محترمانه و متین شما. گفتگوی سازنده و بدون حاشیه، ارزشمندترین اتفاق در فضای فرهنگی است.اولین نفری هستیه توهین و فحاشی نفرمودید ….
با احترام کامل به دیدگاه شما و تجربه شخصیتان از مطالب آقای مومنی، نکاتی را که فرمودید تایید و مواردی را نیز به عنوان تکمیل بحث خدمتتان عرض میکنم:
اول.در خصوص نکات مثبتی که اشاره کردید:
· رفرنس دادن و عدم ادعای مالکیت مطلب، عملی ستودنی و لازم است.
· پرهیز از فروش پکیجهای گرانقیمت، نقطه مثبت مهمی در فضای کنونی است.
· تاکید بر سبک زندگی سالم و پیشگیری، بیشک اصل علمی و مفیدی است.همه وهمه را قبول دارم اما….
دوم.درباره محور اصلی نقد:
نقد اصلی من(و بسیاری دیگر) نه بر تکجملات، بلکه بر «کلیتِ روایت و بستهِ پیام» است. این کلیت میتواند اثراتی داشته باشد که گاهی فراتر از حسن نیت گوینده میرود.من باب مثال
· انتخاب گزینشی منابع: ارجاع به منابع، زمانی به معنای علمی بودن کل بسته نیست. اگر منابع، عمدتاً از یک جناح فکری خاص (مثلاً تنها از مکتب روانشناسی مثبتنگر افراطی یا منابع خودیاری بدون پشتوانه تجربی قوی) انتخاب شوند، «توهم علمیت» ایجاد میکنند. شنونده فکر میکند با علم مواجه است، در حالی که با یک جریان فکری منتخب مواجه است.از جودیسنزاتا اشو و حلت و هلاکو و آزمندیان تا انوشه و ….صدها نفر را به همین دلیل مورد نقد تندی قرار داده ام.
· تبدیل پیچیدگی به سادگی: بزرگترین خطر در روانشناسی زرد (صرف نظر از قصد گوینده)، ارائه «راهحلهای سریع» برای «مسائل عمیق و ریشهدار» است. اینکه «با تفکر مثبت و تغذیه سالم همه مشکلات حل میشود»، اگرچه بسیار خوب و امیدبخش است، اما میتواند برای فردی که با اختلالات اضطرابی جدی، افسردگی بالینی یا trauma دستوپنجه نرم میکند،بییار «مسموم» باشد و احساس گناه و ناتوانی در او ایجاد کند («چرا با این همه توصیه ساده، من خوب نمیشوم؟ حتما من مقصرم»).حتماااا و …
· ایجاد دوقطبی کاذب: حتی اگر مستقیم نگویند «به پزشک مراجعه نکنید»، وقتی مداوم از «سمی بودن داروها» یا «کلاهبرداری سیستم طب رایج» سخن میگویند، در ذهن مخاطب چه اتفاقی می افتد و یک «یا این/یا آن» خطرناک ایجاد میکنند: یا طب سنتی/مثبتاندیشی/تغذیه سالم، یا پزشکی مرسوم که مملو از سم و کلاهبرداری است. این نگاه، بیماران را در موقعیتی مخاطرهآمیز قرار میدهد.
سوم.تاکید بر درخواست اصلی شما:
شما به درستی و به حق فرمودید:«از بقیه افرادی که در فضای مجازی سوءاستفاده میکنند… هم انتقاد کنید.»
این قلب حرف شما و من است.من علیه «پدیده روانشناسی زردِ بازاری و پکیجمحور» موضع دارم، نه لزوماً علیه یک شخص خاص. اگر نامی خاص برده میشود، به عنوان «نمونهای از این جریان گستردهتر» است. متاسفانه این جریان آنقدر گسترده است که پرداختن به همه نامها در یک مقاله ممکن نیست. اما وعده میدهم که همانگونه که در گذشته به نقد صدها نفر و حتی کوروش کمپانی وفنگشویی و ماهان تیموری تا ….. بسیاری پرداختهام، در آینده نیز با استناد به شواهد، این مسیر را ادامه دهم. تمرکز بر «روش و محتوا» است، نه شخص و شخصیت….
جمعبندی و پیشنهاد:
بسیار خوشحالم که گفتگویی منطقی شکل گرفت.شما با استدلال دفاع کردید، من با استدلال نقد خود را شرح دادم. این همان چیزی است که فضای فرهنگی به آن نیاز دارد تبلور تفکر انتقادی است.
من به عنوان کسی که حدود چند سال مطالب آقای مومنی را دنبال کردهام، تجربه بسیار متفاوتی دارم…..
سپاس مجدد از شما که فضایی برای تفاهم و گفتگوی عمیقتر ایجاد کردید. چشمانداز شما برای نقد گستردهتر، کاملاً به جا و منطقی است و در مسیر فعالیتهای انتقادی اینجانب قرار دارد.
ممنونم که هستید
ممنون از دقت نظر شما. من از روز اولی که مطالب ایشان را شنیدم، تمام رفرنس ها را جستجو کردم، غالبا اشتباه بود. افرادی که معمولاً به آنها استناد می کند فاقد مدارک علمی میباشند و حتی برخی در کشور خود به دلیل دخالت در امور پزشکی و یک مورد قتل غیر عمد، محکوم شده اند. در مواردی که فرد مورد استناد ایشان دارای مدرک صحیح میباشد، مطلب نقل شده اشتباه است، مثلاً مزدافر مومنی با استناد به کتاب چرا ما میخوابیم ، نوشته ی دکتر متیو واکر ، میگوید که برای بدن در صورت مراقبه کمتر از دو ساعت خواب کافی است، در حالی که دکتر واکر هفت تا نه ساعت خواب را لازم، کمتر از شش ساعت را خطر ناک و سالم ماندن با چهار تا پنج ساعت را غیر ممکن میداند. دکتر واکر میگوید ، اگر کمتر از هفت ساعت می خوابید ، بدن و مغزتان در حال پرداخت بدهی زیستی است، حتی اگر خودتان احساسش نکنید.
در ادامه با تحقیق بیشتر متوجه شدم اسم واقعی ایشان مسلم مومنی است و از شاگردان طاهری بوده که به دلیل جمع کردن پول برای طاهری در زمان زندان ، از طرف عرفان حلقه اخراج شده. این مطلب را از خود آکادمی عرفان حلقه در کانادا سوال کردم و جواب دادند. شما نیز میتوانید ایمیل بزنید.
این شخص سلامت بسیاری را به خطر انداخته اما متأسفانه هیچ برخوردی با او نشده و از سوی برخی نهاد ها مورد حمایت میباشد که احتمالا بخاطر تراکنش بالای مالی است چون آخرین کنفرانس ایشان به قیمت نفری دوازده ملیون تومان ثبت نام شد.
…..
بعید میدونم شما پزشک باشید و نقد بی پایه و اساس میکنید 👌
سلام و درود بی پایان
ممنونم از ابراز نظراتتان زیبایتان
بر چه اساس بی پایه و اساس…
به راستی کجای این مطلب برایتان سخت و غیر قابل فهم بود که برچسب بی اساسی می زنید کدام سخن مزدا فر بر اساس ادله اثبات پذیر و علمی است که ما آنرا مردود اعلام کردیم….
کاش میفرمودید تا بیشتر راهنمایی کنم
درود و هزاران بدرود
وقتی ذات خراب باشد دکتر که سهله پرفسور هم باشد هیچ درمانی ندارد مثل من و خودت که تو مزادفر ها گفتی که ای کاش میتونستیم ی مو گندیده اون باشیم که نمیتونیم باشیم هم خودمو میگم هم تو رو دکتر
سلام
عرض ادب و احترام
…و اما بعد سلام هزینه ندارد ولی ادب و فرهنگ و شخصیت و …. را هویدا می کنند .
کاش ایمیل واقعی داشتید که پاسخی در شأن شما و کامل وافی برایتان بنویسم که آنهم نداشتید…
کلا حق با شمااست و هرکس بنابه به ذات خود سخن می گوید.
درود و هزار هزار بدرود
استدلالها همه غلط. حتی نمیتوانید درست نقد کنید. بی سوادیتان اشکار است
سلام و درود بر شما دانشمند فرهیخته و گرانقدر
کدام قسمت را خوانده آید که درک ننمودید
عجالتا یکبار دیگر مطالعه فرمایید
تمام مطالب از منابع علمی و معتبر دانشگاهی استخراج شده و بنده از خود حرفی نزده ام
البته از فردی که انقدر بی ادب و ترسو است که نه سلام و درودی شنیده و نه ایمیل واقعی خود را منتشر می کند بیش از این هم انتظاری نبوده و نیست
درود و هزاران هزار بدرود
نه شما نه امثال شما شبه متفکرین نمیتونید با استفاده از ترساندن مردم و خراب کردن آقای مزدافر محترم را خراب کنید و از نردبان اون بالا برین
سلام و درود بی پایان
تا زمانی که تمرکز روی مواضع خود دارید
باشما نمی توان بحث علمی کرد کل مطالب نه به ایشان که ایشان در سطح بینالمللی هرگز مطرح نبوده و نیست بلکه بر اساس رفرنس هایی که ارایه نموده بودند تحلیل شد و ارائه شد.
درود هزاران هزار بدرود