
تخریب خلاق در عصر دیجیتال
مطالعه موردی تحول صنایع خدمات شهری ایران از داروخانهها تا اسنپ
این مقاله به بررسی فرآیند «تخریب خلاق» (Creative Destruction) در اقتصاد ایران با تمرکز بر تحول صنایع خدمات شهری میپردازد. با مطالعه موردی سه
صنعت کلیدی—داروخانهها، تاکسی تلفنی و پلتفرمهای حملونقل دیجیتال (اسنپ و تپسی)—نشان میدهیم که سرعت و عمق تخریب خلاق تحت تأثیر
عوامل چندگانهای از جمله سطح مقررات دولتی، وابستگی به فناوریهای دیجیتال، کشش تجربه مشتری و انعطافپذیری نهادی قرار دارد. مقاله استدلال
میکند که در اقتصادهایی مانند ایران، تخریب خلاق لزوماً یک فرآیند خطی و یکسان نیست، بلکه در «سایه سنگین دولت» و «فشار فناوری جهانی» به
صورت انتخابی و گاه پارادوکسیکال عمل میکند. از طریق تحلیل تاریخی-مقایسهای و با استفاده از چارچوب نظری شومپیتر، نشان میدهیم که مقاومت در
برابر تخریب خلاق میتواند هم ناشی از مصالح عمومی (مانند ایمنی در داروخانهها) و هم از رانتهای نهادی (مانند لابیهای صنفی) باشد. در نهایت،
مقاله راهکارهایی برای «مدیریت هوشمند تخریب خلاق» در اقتصاد ایران ارائه میدهد.
کلیدواژهها:
تخریب خلاق، اقتصاد دیجیتال، مقرراتگذاری، نوآوری، ایران، اسنپ، داروخانه، تاکسی تلفنی
فهرست مطالب
1. مقدمه: جهان در حال تخریب و آفرینش
2. چارچوب نظری: از شومپیتر تا عصر دیجیتال
3. روششناسی: مطالعه موردی مقایسهای سه صنعت
4. تحلیل موردی اول: داروخانهها—قلعههای مقاوم در برابر طوفان دیجیتال
5. تحلیل موردی دوم: تاکسی تلفنی—سقوط یک صنعت میانی
6. تحلیل موردی سوم: اسنپ و تپسی—طلوع امپراتوریهای دیجیتال
7. مقایسه تطبیقی: چرا برخی صنایع میمیرند و برخی میمانند؟
8. ابعاد چندگانه تخریب خلاق در اقتصاد ایران
9. سیاستگذاری در میانه میدان: دولت میان سنت و نوآوری
10. آیندهپژوهی: موجهای بعدی تخریب خلاق در ایران
11. نتیجهگیری: به سوی مدیریت توامان خلاقیت و تخریب
12. منابع و مآخذ
مقدمه
مقدمه: جهانی در حال تخریب و آفرینش
در دهه ۱۹۴۰، یوزف شومپیتر، اقتصاددان اتریشی، اصطلاح «تخریب خلاق» (Creative Destruction) را ابداع کرد تا توصیف کند چگونه نوآوریهای بنیادین، ساختارهای اقتصادی قدیمی را از درون منهدم میکنند و به جای آنها ساختارهای جدیدی میآفرینند. به باور او، این فرآیند «موتور محرکه اساسی سرمایهداری» بود. اما شومپیتر نمیتوانست پیشبینی کند که در قرن بیستویکم، این موتور با سوخت فناوری دیجیتال با چه سرعتی خواهد چرخید.
اقتصاد ایران در دو دهه گذشته، آزمایشگاه زندهای از این فرآیند بوده است. در حالی که بخشهایی مانند رسانه (تحول از مطبوعات به فضای مجازی) یا تجارت (رشد بازارهای آنلاین) شاهد تغییرات شتابان بودهاند، این مقاله بر حوزه خدمات شهری متمرکز میشود. انتخاب این حوزه از آن روست که خدمات شهری همزمان در تماس مستقیم با زندگی روزمره مردم قرار دارند و تحت تأثیر مستقیم سیاستهای دولتی هستند. سه مورد انتخابی—داروخانهها، تاکسی تلفنی و پلتفرمهای حملونقل دیجیتال—نمایانگر سه الگوی متفاوت از تعامل میان فناوری، مقررات و بازار هستند.
سؤال اصلی مقاله این است: «چرا در اقتصاد ایران، برخی صنایع در برابر تخریب خلاق دیجیتال مقاومت میکنند، برخی به سرعت سقوط میکنند و برخی دیگر خود تبدیل به عامل تخریب میشوند؟»
فرضیه مقاله این است که تعامل پیچیده بین سه عامل «سطح مقررات دولتی»، «درجه دیجیتالشدگی خدمت» و «قدرت ذینفعان موجود» سرنوشت صنایع را در برابر تخریب خلاق تعیین میکند.
چارچوب نظری: از شومپیتر تا عصر دیجیتال
۲.۱. شومپیتر و مفهوم کلاسیک تخریب خلاق
شومپیتر در کتاب «سرمایهداری، سوسیالیسم و دموکراسی» (۱۹۴۲) تخریب خلاق را اینگونه تعریف میکند: «فرآیندی از تغییر صنعتی که بیوقفه ساختار اقتصادی قدیمی را ویران و ساختار جدیدی را جایگزین آن میکند. این فرآیند ضروری است و نمیتوان از آن گریخت.» از دید او، این فرآیند پنج شکل داشت:
۱. معرفی کالای جدید.
۲. معرفی روش تولید جدید.
۳. گشایش بازار جدید.
۴. دستیابی به منبع جدید مواد اولیه.
۵. ایجاد ساختار صنعتی جدید.
۲.۲. نسلهای تخریب خلاق
میتوان تخریب خلاق را در سه نسل بررسی کرد:
- نسل اول (عصر صنعتی): جایگزینی کارگاههای دستی با کارخانهها (قرون ۱۸ و ۱۹).
- نسل دوم (عصر اطلاعات): دیجیتالیشدن خدمات و تولید (قرن ۲۰).
- نسل سوم (عصر هوش مصنوعی): هوشمندسازی و اتوماسیون کامل (قرن ۲۱).
۲.۳. نظریههای تکمیلی
مقاله از نظریههای زیر نیز بهره میگیرد:
- نظریه وابستگی به مسیر (Path Dependency): تبیین میکند چرا برخی صنایع علیرغم ناکارآمدی باقی میمانند.
- اقتصاد نهادی جدید: نقش نهادهای رسمی و غیررسمی در تغییر اقتصادی را بررسی میکند.
- نظریه اختلال (Disruption Theory): تحلیل میکند چگونه نوآوریهای به ظاهر کوچک، صنایع بزرگ را متلاشی میکنند.
۳. روششناسی: مطالعه موردی مقایسهای سه صنعت
این مقاله از روش مطالعه موردی مقایسهای (Comparative Case Study) استفاده میکند. هر صنعت به عنوان یک «مورد» (Case) در نظر گرفته شده و بر اساس متغیرهای زیر مقایسه میشوند:
| متغیر مقایسهای | داروخانهها | تاکسی تلفنی | اسنپ/تپسی |
| سال شکلگیری | دهه ۱۳۰۰ شمسی | دهه ۱۳۴۰ شمسی | دهه ۱۳۹۰ شمسی |
| سطح مقررات | بسیار بالا | متوسط | پایین (در ابتدا) |
| وابستگی به فناوری | کم | متوسط | بسیار بالا |
| قدرت ذینفعان | بالا (نظام پزشکی، داروسازان) | متوسط (تاکسیرانی) | پایین (در ابتدا) |
| حساسیت ایمنی | بسیار بالا | متوسط | متوسط |
| تجربه مشتری | تخصصمحور | خدماتی | دیجیتالمحور |
دادهها از منابع ثانویه شامل گزارشهای دولتی، مقالات دانشگاهی، مصاحبههای رسانهای و تحلیلهای صنعتی گردآوری شدهاند.
۴. تحلیل موردی اول: داروخانهها—قلعههای مقاوم در برابر طوفان دیجیتال
۴.۱. تاریخچه و ساختار سنتی
داروخانهها در ایران از دهه ۱۳۰۰ با تصویب قوانین پزشکی و دارویی به عنوان بنگاههای دارای پروانه دولتی شکل گرفتند. ساختار این صنعت مبتنی بر چند رکن بود:
- انحصار قانونی: فقط داروسازان پروانهدار میتوانستند داروخانه تأسیس کنند.
- قیمتگذاری دولتی: قیمت داروها توسط دولت تعیین میشد.
- کنترل واردات و توزیع: دولت بر کل زنجیره نظارت داشت.
۴.۲. فشارهای دیجیتال و مقاومتها
از دهه ۱۳۹۰، چندین موج دیجیتال به این صنعت فشار آورد:
- وبسایتهای اطلاعات دارویی: مانند «دارویاب» یا «دکترسلام».
- اپلیکیشنهای مدیریت داروخانه: نرمافزارهای داخلی.
- فروش آنلاین محدود دارو: فقط برای داروهای بدون نسخه.
اما چرا داروخانهها سقوط نکردند؟
۴.۳. عوامل مقاومت
۱. حساسیت ایمنی-سلامتی: دارو کالایی با ریسک بالاست. دولت نمیتواند اجازه دهد بازار کاملاً باز شود.
۲. لابی قدرتمند صنفی: نظام پزشکی و انجمن داروسازان نفوذ سیاسی قابل توجهی دارند.
۳. مقررات سنگین: قوانین پیچیده ورود به بازار، از رقابت گسترده جلوگیری میکند.
۴. عدم امکان کامل دیجیتالشدن: تشخیص بیماری و تجویز دارو نیاز به حضور فیزیکی و تخصص انسانی دارد.
۴.۴. تحول تدریجی به جای تخریب کامل
داروخانهها نه سقوط کردند و نه کاملاً ایستادند، بلکه تکامل تدریجی را تجربه کردند:
- دیجیتالیشدن داخلی: استفاده از نرمافزارهای مدیریت موجودی و نسخهپیچی.
- خدمات ارزش افزوده: مشاوره تلفنی، ارسال پیامک برای یادآوری مصرف دارو.
- فروش آنلاین محدود: گسترش فروش آنلاین مکملها و لوازم بهداشتی.
در مورد داروخانهها، تخریب خلاق به «تخریب جزئی» و «تکامل تدریجی» تبدیل شده است.
۵. تحلیل موردی دوم: تاکسی تلفنی—سقوط یک صنعت میانی
۵.۱. عصر طلایی خدمات تلفنی
تاکسی تلفنی (با شمارههایی مانند ۱۳۳ یا ۱۸۲) در دهه ۱۳۴۰ به عنوان پلی بین تاکسیهای خیابانی و سرویسهای خصوصی شکل گرفت. مزایای آن در اوج عبارت بود از:
- کاهش زمان انتظارنسبت به ایستادن در خیابان.
- اطمینان نسبیاز آمدن تاکسی.
- سادهسازی پرداخت(گاهی به صورت کارتی).
۵.۲. نقاط ضعف ساختاری
اما این صنعت از نقاط ضعف مهلکی رنج میبرد:
۱. مدل عملیاتی پرهزینه: نیاز به مرکز تماس و اپراتورهای متعدد.
۲. عدم شفافیت: مسافر نمیدانست راننده کی میآید، چه ماشینی است، یا دقیقاً چه مسیری میرود.
۳. عدم وجود سیستم ارزیابی: نه راننده میتوانست مسافر را ارزیابی کند، نه برعکس.
۴. قیمتگذاری ثابت: بدون توجه به ترافیک یا تقاضا.
۵.۳. موج تخریب: ظهور اسنپ و تپسی
در دهه ۱۳۹۰، دو عامل همزمان شد:
- رشد سریع گوشیهای هوشمند: نفوذ از زیر ۱۰٪ به بالای ۶۰٪.
- ورود سرمایه خطرپذیر خارجی: استارتاپها توانستند سرمایه جذب کنند.
اسنپ (۱۳۹۳) و تپسی (۱۳۹۴) با ویژگیهایی وارد شدند که دقیقاً نقاط ضعف تاکسی تلفنی را هدف میگرفت:
- ردیابی زنده موقعیتروی نقشه.
- سیستم امتیازدهی دوطرفه.
- پرداخت الکترونیک یکپارچه.
- قیمتگذاری پویابر اساس عرضه و تقاضا.
۵.۴. سرعت سقوط
طبق آمار غیررسمی، حجم استفاده از تاکسی تلفنی در تهران بین سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ حدود ۸۰٪ کاهش یافت. این یکی از سریعترین سقوطهای صنعتی در تاریخ معاصر ایران بود.
درس کلیدی: صنایع میانی (بین سنتی و مدرن) اغلب آسیبپذیرترین هستند. آنها نه مزایای سنتی (مانند حمایت دولتی) را دارند و نه مزایای مدرن (مانند کارآیی دیجیتال) را.
۶. تحلیل موردی سوم: اسنپ و تپسی—طلوع امپراتوریهای دیجیتال
۶.۱. تولد در خلأ قانونی
جالب این که اسنپ و تپسی در ابتدا در خلأ قانونی رشد کردند. قوانین موجود برای تاکسیهای سنتی نوشته شده بود و پلتفرمهای دیجیتال در هیچ دستهبندی قرار نمیگرفتند. این به آنها فضای مانور داد.
۶.۲. مدل کسبوکار تخریبگر
این پلتفرمها از همان ابتدا بر تخریب ساختارهای قدیمی متمرکز بودند:
- حذف واسطههای فیزیکی: نیازی به مرکز تماس یا دفتر فیزیکی نبود.
- غیرمتمرکزسازی: هر کس با ماشین شخصی میتوانست راننده شود.
- اقتصاد مشارکتی (Sharing Economy): استفاده از داراییهای بلااستفاده (ماشینهای شخصی).
۶.۳. مقیاسپذیری نمایی
با جذب سرمایهگذاری خطرپذیر (حدود ۲۰۰ میلیون دلار برای اسنپ تا ۱۴۰۰)، این شرکتها توانستند:
- به ۵۰ شهر ایرانگسترش یابند.
- صدها هزار رانندهجذب کنند.
- دهها میلیون کاربرثبتنامشده داشته باشند.
۶.۴. چالشهای جدید: از عامل تخریب تا هدف تنظیمگر
اما خود اسنپ و تپسی نیز به زودی با چالشهایی مواجه شدند که نشان میدهد هیچ صنعتی از چرخه تخریب خلاق مصون نیست:
- اعتراضات رانندگانبه سهم کم از کرایه.
- فشار دولتبرای تنظیممقررات و اخذ مالیات.
- ورود رقبای جدیدمانند «آسانتاکسی» یا «دیجیکالا سوپر» (برای پیک موتوری).
- تغییر رفتار کاربرانبه سمت گزینههای جدید مانند دوچرخه و اسکوتر برقی اشتراکی.
۷. مقایسه تطبیقی: چرا برخی صنایع میمیرند و برخی میمانند؟
با مقایسه سه مورد، میتوان به یک مدل سهعاملی برای پیشبینی مقاومت صنایع در برابر تخریب خلاق رسید:
| عامل | تأثیر بر مقاومت | مثال بارز |
| ۱. سطح مقررات دولتی | رابطه مستقیم | داروخانهها (مقررات بالا = مقاومت بالا) |
| ۲. قابلیت دیجیتالشدن کامل خدمت | رابطه معکوس | تاکسی تلفنی (قابلیت بالا = مقاومت پایین) |
| ۳. قدرت ذینفعان موجود | رابطه مستقیم | داروخانهها (قدرت بالا = مقاومت بالا) |
۷.۱. ماتریس تخریب خلاق در اقتصاد ایران
میتوان صنایع را در یک ماتریس ۲×۲ بر اساس دو عامل کلیدی قرار داد:
| قابلیت دیجیتالشدن بالا | قابلیت دیجیتالشدن پایین | |
| مقررات بالا | تاکسی تلفنی (سقوط سریع) | داروخانهها (مقاومت بالا) |
| مقررات پایین | اسنپ/تپسی (تخریبگر) | صنایع دستی/سنتی (تغییر تدریجی) |
۷.۲. استثناها و پیچیدگیها
البته این مدل سادهشده است. عوامل دیگری نیز نقش دارند:
- شدت رقابت بینالمللی: صنایعی که در معرض رقابت جهانی هستند، سریعتر تخریب میشوند.
- سرمایهگذاری اولیه مورد نیاز: صنایع سرمایهبر دیرتر تغییر میکنند.
- فرهنگ مصرفکننده: میزان پذیرش نوآوری در جامعه.
۸. ابعاد چندگانه تخریب خلاق در اقتصاد ایران
۸.۱. بُعد اقتصادی
- رشد بخش غیررسمی: اقتصاد گیگ (Gig Economy) رانندگان اسنپ، خارج از چارچوب رسمی کار میکنند.
- تورم شغلی: از بین رفتن مشاغل ثابت و ظهور مشاغل موقت و پروژهای.
- بازتوزیع ثروت: انتقال درآمد از صاحبان تاکسیهای رسمی به صاحبان خودروهای شخصی.
۸.۲. بُعد اجتماعی
- شکاف دیجیتالی: شهرهای بزرگ سریعتر از شهرهای کوچک و روستاها تغییر میکنند.
- تغییر سبک زندگی: برنامهریزی سفرها بر اساس دسترسی به اپلیکیشنهای درخواست سرویس.
- اعتماد دیجیتال: رشد اعتماد به سیستمهای امتیازدهی و نظرات کاربران.
۸.۳. بُعد سیاسی-نهادی
- تقابل دولت-بازار: دولت بین حمایت از صنایع قدیمی و تشویق نوآوری در تنگناست.
- فشار بینالمللی: تحریمها هم مانع ورود فناوریهای جدید شدند و هم انگیزه برای نوآوری داخلی ایجاد کردند.
- ظهور لابیهای جدید: استارتاپهای موفق اکنون خود دارای نفوذ سیاسی هستند.
۸.۴. بُعد فضایی-جغرافیایی
- تمرکز در تهران: بیش از ۵۰٪ فعالیت اسنپ در تهران متمرکز است.
- شهرهای میانی: شهرهایی مانند اصفهان و مشهد پذیرش سریعی داشتند.
- حاشیه شهرها: مناطق محروم اغلب از مزایای این خدمات بیبهرهاند.
۹. سیاستگذاری در میانه میدان: دولت میان سنت و نوآوری
دولت در ایران در قبال تخریب خلاق موضعی دوگانه دارد.
۹.۱. رویکردهای متفاوت وزارتخانهها
- وزارت صنعت، معدن و تجارت: معمولاً مشوق نوآوری و استارتاپها.
- وزارت کشور و شهرداریها: نگران نظم شهری و درآمدهای محلی (مانند عوارض تاکسیرانی).
- وزارت بهداشت: محافظهکار و محتاط در حوزه سلامت.
- وزارت ارتباطات: مشوق فناوری ولی محدود شده توسط سیاستهای کلان.
۹.۲. ابزارهای سیاستی مورد استفاده
۱. مقرراتگذاری پسینی (Ex-post Regulation): ابتدا اجازه رشد داده، سپس تنظیممقررات میشود (مورد اسنپ).
۲. مقرراتگذاری پیشینی (Ex-ante Regulation): قوانین سختگیرانه قبل از ورود فناوری (مورد داروخانهها).
۳. یارانه به بازندگان: حمایت از صنایع در حال افول (مانند طرحهای حمایتی از تاکسیداران).
۴. تشویق نوآوری: اعطای معافیتهای مالیاتی یا تسهیلات برای استارتاپها.
۹.۳. پارادوکس سیاستگذاری ایرانی
دولت ایران همزمان سه هدف متناقض را دنبال میکند:
- حفظ اشتغال موجوددر صنایع سنتی.
- تشویق نوآوری و فناوریهای جدید.
- کنترل اجتماعی و سیاسی فضای اقتصادی.
این پارادوکس منجر به سیاستهای نوسانی میشود: گاه محدودیتهای شدید بر استارتاپها اعمال میکند و گاه حمایتهای گسترده از آنها مینماید.
۱۰. آیندهپژوهی: موجهای بعدی تخریب خلاق در ایران
۱۰.۱. صنایع در معرض خطر (۱۴۰۳-۱۴۱۰ شمسی)
۱. بانکداری سنتی: با رشد بانکداری دیجیتال و رمزارزها.
۲. بیمه سنتی: ظهور مدلهای بیمهای مبتنی بر داده (InsurTech).
۳. آموزش سنتی: رشد آموزش آنلاین و شخصیسازیشده.
۴. خردهفروزی فیزیکی: با تسلط روزافزون تجارت الکترونیک.
۱۰.۲. فناوریهای محرک تخریب آینده
- هوش مصنوعی و اتوماسیون: جایگزینی مشاغل خدماتی و اداری.
- اینترنت اشیا (IoT): تغییر در صنایع انرژی، آب و کشاورزی.
- بلاکچین: تحول در قراردادها، احراز هویت و اعتماد دیجیتال.
- وسایل نقلیه خودران: تهدیدی برای کل صنعت حملونقل شخصی و عمومی.
۱۰.۳. سناریوهای ممکن برای ایران
- سناریو ۱: تخریب سریع و بیثباتی(دولت نتواند مدیریت کند، بیکاری گسترده، اعتراضات اجتماعی).
- سناریو ۲: مقاومت شدید و عقبماندگی(دولت از صنایع قدیمی حمایت کند، ایران از فناوری جهانی عقب بماند، رشد اقتصادی کند شود).
- سناریو ۳: مدیریت توأمان و گذار آرام(دولت شبکه ایمنی اجتماعی ایجاد کند، بازآموزی شاغلین صنایع در حال افول، تشویق هدفمند نوآوریهای سازگار با شرایط ایران).
۱۱. نتیجهگیری: به سوی مدیریت توأمان خلاقیت و تخریب
تخریب خلاق در ایران—همانند همه جای جهان—اجتنابناپذیر است. اما تجربه سه صنعت مورد بررسی نشان میدهد که سرنوشت نهایی (سقوط سریع، مقاومت یا تحول تدریجی) تا حد زیادی قابل مدیریت است.
۱۱.۱. یافتههای کلیدی مقاله
۱. تخریب خلاق در ایران انتخابی و مدیریتشده است: تحت تأثیر مقررات دولتی و قدرت ذینفعان، برخی صنایع مصون میمانند.
۲. صنایع میانی آسیبپذیرترین هستند: نه کاملاً سنتیاند و نه کاملاً مدرن.
۳. دولت نقش پارادوکسیکال دارد: هم مانع تخریب است، هم مشوق آن.
۴. هیچ صنعتی مصون نیست: حتی اسنپ امروز ممکن است فردا توسط فناوری جدیدی تخریب شود.
۱۱.۲. راهکارهای سیاستی پیشنهادی
الف) در سطح کلان:
۱. تدوین «سند ملی گذار دیجیتال» که مسیر تحول صنایع را مشخص کند.
۲. ایجاد «صندوق گذار شغلی» برای بازآموزی و حمایت از شاغلین صنایع در حال افول.
۳. اصلاح نظام مقرراتگذاری به سمت «مقرراتگذاری چابک» (Agile Regulation).
ب) در سطح صنعت:
۴. تشکیل «کمیتههای مشترک صنعت-دولت» برای هر صنعت در معرض خطر.
۵. تشویق «نوآوریهای تدریجی» در صنایع سنتی به جای انتظار برای تخریب کامل.
۶. تسهیل «تحول درونزا» در صنایع سنتی با کمک فناوری.
ج) در سطح اجتماعی:
۷. تقریب دیجیتال ملی برای کاهش شکاف بین شهرها و مناطق مختلف.
۸. آموزش مهارتهای آینده از مدرسه تا دانشگاه.
۹. گفتوگوی اجتماعی مستمر درباره هزینهها و فواید تحول دیجیتال.
۱۱.۳. پیام نهایی
اقتصاد ایران در آستانه تحولات بزرگتری قرار دارد. هوش مصنوعی، انرژیهای نو و زیستفناوری، موجهای بعدی تخریب خلاق خواهند بود. چالش اصلی نه جلوگیری از تخریب، که مدیریت آن برای کاهش هزینههای انسانی و حداکثر کردن منافع جمعی است.
همانطور که شومپیتر میگفت: «تخریب خلاق، واقعیت اساسی سرمایهداری است.» اما امروز میتوان اضافه کرد: «مدیریت خردمندانه تخریب خلاق، واقعیت اساسی حکمرانی خوب در قرن بیستویکم است.»
ایران میتواند با درسگیری از تجربه صنایع گذشته—هم موفقیتهایی مانند اسنپ و هم مقاومتهایی مانند داروخانهها—مسیر بهتری برای آینده طراحی کند. مسیری که در آن، خلاقیت نه تنها مخرب که سازندهتر، و تخریب نه تنها خلاق که انسانیتر باشد.
منابع و مآخذ
۱. شومپیتر، یوزف (۱۹۴۲). سرمایهداری، سوسیالیسم و دموکراسی.
۲. Christensen, C. M. (1997). The Innovator’s Dilemma.
۳. منوچهر فرهنگ، «تحولات اقتصادی ایران در قرن بیست و یکم»، ۱۳۹۸.
۴. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، «روندهای تحول در صنعت حملونقل شهری»، ۱۳۹۹.
۵. مصاحبههای متعدد با مدیران اسنپ، تپسی و داروخانهها در رسانههای ایرانی.
۶. آمارهای منتشرشده توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت بهداشت.
۷. مقالات متعدد در مجلات علمی-پژوهشی داخلی و خارجی.
تاریخ نگارش: ششم بهمن ۱۴۰۲
تاریخ نگارش: ششم بهمن زمستان ۱۴۰۲
ایران تهران اندیشکده مدیای ایرانیان

