100 نکته مهم مدیریتی مجموعه درسهای دکترمازیارمیر
🔹 ۱. گوش کن، سپس صحبت کن
فکر کن: آیا من بیشتر گوش میدهم یا حرف میزنم؟
ببین: در جلسات بعدی، زمان صحبت خود را ثبت کنید.
انجام بده: قبل از پاسخ دادن، ۳ ثانیه صبر کنید و بپرسید: «آیا چیز دیگری میخواهید بگویید؟»
داستان: مدیری در گوگل، با این روش، نوآوری تیم را ۳۰٪ افزایش داد.
🔹 ۲. تصمیم خارج از جلسه، اجرا در جلسه
فکر کن: آیا جلسات من برای تصمیمگیری یا تأیید است؟
ببین: دستور جلسات قبلی را بررسی کنید.
انجام بده: قبل از جلسه با اعضای کلیدی صحبت کنید و در جلسه فقط نتیجه را اعلام کنید.
داستان: یک مدیر در تسلا، زمان جلسات را از ۲ ساعت به ۲۰ دقیقه کاهش داد.
🔹 ۳. بحران را بپذیر، نه بترس
فکر کن: آیا بحران را فرصت میدانم یا تهدید؟
ببین: آخرین بحران تیم را تحلیل کنید.
انجام بده: در اولین بحران بعدی، یک جلسه «یادگیری سریع» برگزار کنید.
داستان: استیو جابز با بازگشت به اپل در بحران ۱۹۹۷، ۷۰٪ محصولات را حذف کرد و شرکت را نجات داد.
🔹 ۴. بگو: نه
فکر کن: آیا من از ترس از از دست دادن فرصت، «بله» میگویم؟
ببین: لیست تعهدات جاری خود را بررسی کنید.
انجام بده: یک پروژه غیرضروری را لغو کنید و منابع را به پروژه کلیدی منتقل کنید.
داستان: مدیری در آمازون، با لغو یک پروژه عظیم، سود ۴۰٪ افزایش یافت.
🔹 ۵. تکرار، قدرتمندترین ابزار تأثیرگذاری
فکر کن: آیا پیام اصلی من واضح و تکرارشده است؟
ببین: آخرین ایمیل یا ارائه خود را بررسی کنید.
انجام بده: در هر ارائه، پیام اصلی را سه بار بیان کنید: در ابتدا، وسط و پایان.
داستان: جابز در معرفی آیفون، سه بار گفت: «این یک تلفن است، این یک آیپاد است، این یک دستگاه ایمیل است» — و جهان را تغییر داد.
🔹 ۶. انعطافپذیر باش، نه سفتالخط
فکر کن: آیا من با شرایط تطبیق مییابم یا انتظار دارم شرایط با من تطبیق یابد؟
ببین: واکنش خود به تغییرات اخیر را بررسی کنید.
انجام بده: در اولین تغییر بعدی، از تیم بخواهید راهحل پیشنهاد دهند.
داستان: تیم کوک، فرهنگ اپل را از «دیکتاتوری نوآوری» به «رهبری توزیعی» تغییر داد — و ارزش شرکت را دو برابر کرد.
🔹 ۷. اعتماد را حفظ کن
فکر کن: آیا من اعتماد را آرام میسازم یا لحظهای از دست میدهم؟
ببین: آخرین باری که اعتماد تیم را از دست دادید چه بود؟
انجام بده: اگر اشتباهی کردید، بلافاصله و شفاف اعتراف کنید.
داستان: مدیری در مایکروسافت، پس از افشای یک اشتباه، بلافاصله آن را اعتراف کرد — و اعتماد تیم تقویت شد.
🔹 ۸. مثبت بمان، حتی وقتی اشتباه میکنی
فکر کن: آیا من در بحران، اطمینان میدهم یا تردید میکنم؟
ببین: واکنش خود به شکستهای اخیر را بررسی کنید.
انجام بده: پس از هر اشتباه، یک پیام مثبت و آیندهنگر ارسال کنید.
داستان: ایلان ماسک در معرفی تسلا سایبرتراک، از شکست دربها عذرخواهی کرد، اما روی چشمانداز بلند تمرکز کرد.
🔹 ۹. تعادل بین برونگرایی و درونگرایی
فکر کن: آیا محیط کار من برای همه شخصیتها مناسب است؟
ببین: فضای کاری فعلی را از دید کارکنان درونگرا بررسی کنید.
انجام بده: یک فضای ساکت و بدون مزاحمت برای تمرکز ایجاد کنید.
داستان: گوگل با طراحی فضای کاری «مختلط»، هم همکاری و هم تمرکز را تقویت کرد.
🔹 ۱۰. اصل ۸۰/۲۰ را اجرا کن
فکر کن: آیا من روی ۲۰٪ فعالیتهای کلیدی تمرکز میکنم؟
ببین: فعالیتهای هفته گذشته را تحلیل کنید.
انجام بده: ۸۰٪ زمان خود را به ۲۰٪ فعالیتهای با بیشترین تأثیر اختصاص دهید.
داستان: مدیری در نتفلیکس، ۸۰٪ بودجه تولید را به ۲۰٪ سریالهای پرفروش اختصاص داد — و سود ۵۰٪ افزایش یافت.
🔹 ۱۱. از اقیانوس قرمز فرار کن
فکر کن: آیا من در رقابت خونین هستم یا بازار جدید میسازم؟
ببین: موقعیت رقابتی شرکت خود را تحلیل کنید.
انجام بده: یک محصول یا خدمت را طراحی کنید که رقیب مستقیم نداشته باشد.
داستان: نتفلیکس با پخش آنلاین، اقیانوس آبی خلق کرد — در حالی که بلکاوت در اقیانوس قرمز غرق شد.
🔹 ۱۲. قانون مورفی را جدی بگیر
فکر کن: آیا من تمام سناریوهای خرابی را پیشبینی میکنم؟
ببین: آخرین باری که چیزی خراب شد چه اتفاقی افتاد؟
انجام بده: یک جلسه «شبیهسازی شکست» برگزار کنید و راهحل داشته باشید.
داستان: آمازون قبل از هر راهاندازی، تمام احتمالات خرابی را تست میکند — از هک تا قطعی سرور.
🔹 ۱۳. اثر رژ لب را درک کن
فکر کن: آیا من رفتار مصرفی را فقط از دید اقتصادی میبینم؟
ببین: واکنش مشتریان در بحرانهای گذشته را بررسی کنید.
انجام بده: در بحران، محصولات کوچک و نمادین را تقویت کنید.
داستان: اِستی لودر در بحران ۲۰۰۸، فروش رژ لب را ۲۳٪ افزایش داد، در حالی که فروش محصولات بزرگ کاهش یافت.
🔹 ۱۴. چشمانداز، نه محصول، را بفروش
فکر کن: آیا من محصول میفروشم یا چشمانداز؟
ببین: پیامهای بازاریابی فعلی خود را بررسی کنید.
انجام بده: در هر ارائه، چشمانداز را قبل از ویژگیها بیان کنید.
داستان: اپل در معرفی آیفون، نگفت «تلفن هوشمند»، گفت: «این تغییر دهنده دنیاست».
🔹 ۱۵. رهبری توزیعی داشته باش
فکر کن: آیا من همه تصمیمات را میگیرم یا به تیم اعتماد میکنم؟
ببین: درصد تصمیمات تیمی در تیم خود را تخمین بزنید.
انجام بده: یک تصمیم مهم را به یک عضو تیم بسپارید.
داستان: اتیسیا، شرکت فرانسوی، بدون مدیر! همه کارکنان مالک هستند و تصمیم میگیرند.
🔹 ۱۶. از دادهها برای پیشبینی استفاده کن
فکر کن: آیا من بر اساس حدس تصمیم میگیرم یا داده؟
ببین: آخرین تصمیم مهم خود را بررسی کنید.
انجام بده: قبل از هر تصمیم، حداقل یک داده کلیدی جمعآوری کنید.
داستان: نتفلیکس با تحلیل دادههای کاربران، سریال «خانه کاغذی» را ساخت — بدون تست بازار.
🔹 ۱۷. رهبری خدمتگرا داشته باش
فکر کن: آیا من برای تیم کار میکنم یا تیم برای من؟
ببین: آخرین باری که برای کمک به یک عضو تیم اقدام کردید چه بود؟
انجام بده: هر هفته، یک کار کوچک برای تسهیل کار یک عضو تیم انجام دهید.
داستان: هوارد شولتز، مدیر استارباکس، از کارکنان میپرسید: «چه کاری از دست من برمیآید؟»
🔹 ۱۸. اشکال کن اگر اشتباه کردی
فکر کن: آیا من از اعتراف به اشتباه میترسم؟
ببین: آخرین باری که اشتباهی را پنهان کردید چه بود؟
انجام بده: در اولین اشتباه بعدی، بلافاصله و عموماً اعتراف کنید.
داستان: مدیری در فیسبوک، پس از نشت دادهها، در یک پست عمومی عذرخواهی کرد — و اعتماد بازگشت.
🔹 ۱۹. از تغییر بترس، نه از ریسک
فکر کن: آیا من تغییر را مدیریت میکنم یا از آن میترسم؟
ببین: آخرین تغییر بزرگ شرکت را بررسی کنید.
انجام بده: یک تغییر کوچک اما معنادار را در تیم خود اجرا کنید.
داستان: مایکروسافت زیر رهبری ساتیا نادلا، از نرمافزار به ابری تغییر کرد — و ارزش شرکت ۴ برابر شد.
🔹 ۲۰. رهبری ترکیبی داشته باش
فکر کن: آیا من فقط یک سبک رهبری دارم؟
ببین: واکنش خود به شرایط مختلف را بررسی کنید.
انجام بده: در بحران از رهبری تحولی، و در روزمره از رهبری توزیعی استفاده کنید.
داستان: تیم کوک، در بحران، از رهبری تحولی است
🔹 ۱۳. اثر رژ لب را درک کن (ادامه)
فکر کن: آیا من رفتار مصرفی را فقط از دید اقتصادی میبینم؟ آیا میدانم که در بحران، مردم به دنبال حس کنترل و زیبایی هستند؟
ببین: واکنش مشتریان در بحرانهای گذشته را بررسی کنید. آیا فروش محصولات کوچک و نمادین افزایش یافت؟
انجام بده: در بحران، محصولات کوچک و نمادین را تقویت کنید. از تخفیفهای نمادین یا بستههای کوچک استفاده کنید.
داستان: اِستی لودر در بحران ۲۰۰۸، فروش رژ لب را ۲۳٪ افزایش داد، در حالی که فروش محصولات بزرگ کاهش یافت. مشتریان به دنبال «حس خوب» بودند، نه لوازم آرایش کامل.
🔹 ۱۴. چشمانداز، نه محصول، را بفروش
فکر کن: آیا من محصول میفروشم یا چشمانداز؟ آیا مشتری من فقط یک دستگاه میخرد یا بخشی از یک انقلاب؟
ببین: پیامهای بازاریابی فعلی خود را بررسی کنید. آیا بر ویژگیها یا بر احساسات تأکید دارید؟
انجام بده: در هر ارائه، چشمانداز را قبل از ویژگیها بیان کنید. بگویید: «ما داریم دنیایی را میسازیم که…»
داستان: اپل در معرفی آیفون، نگفت «تلفن هوشمند»، گفت: «این تغییر دهنده دنیاست». مشتریان یک گوشی نخریدند، یک بخش از انقلاب را خریدند.
🔹 ۱۵. رهبری توزیعی داشته باش
فکر کن: آیا من همه تصمیمات را میگیرم یا به تیم اعتماد میکنم؟ آیا من میخواهم مالک ایدهها باشم یا مالک محیطی که ایدهها در آن میرویند؟
ببین: درصد تصمیمات تیمی در تیم خود را تخمین بزنید. آیا تیم شما مالک ایدههاست؟
انجام بده: یک تصمیم مهم را به یک عضو تیم بسپارید. از جمله «این ایده شماست، اجرا هم شما انجام بدهید» استفاده کنید.
داستان: اتیسیا، شرکت فرانسوی، بدون مدیر! همه کارکنان مالک هستند و تصمیم میگیرند. این مدل، نوآوری و تعهد را به حداکثر رسانده است.
🔹 ۱۶. از دادهها برای پیشبینی استفاده کن
فکر کن: آیا من بر اساس حدس تصمیم میگیرم یا داده؟ آیا میدانم که داده، نور است در تاریکی تصمیمگیری؟
ببین: آخرین تصمیم مهم خود را بررسی کنید. آیا بر اساس داده بود یا شهود؟
انجام بده: قبل از هر تصمیم، حداقل یک داده کلیدی جمعآوری کنید. از داشبوردهای زنده استفاده کنید.
داستان: نتفلیکس با تحلیل دادههای کاربران، سریال «خانه کاغذی» را ساخت — بدون تست بازار. داده نشان داده بود که کاربران به داستانهای سیاسی با بازی کوین اسپیسی علاقه دارند.
🔹 ۱۷. رهبری خدمتگرا داشته باش
فکر کن: آیا من برای تیم کار میکنم یا تیم برای من؟ آیا من میخواهم ستاره باشم یا میخواهم تیم ستاره باشد؟
ببین: آخرین باری که برای کمک به یک عضو تیم اقدام کردید چه بود؟ آیا واقعاً کمک کردید یا فقط دستور دادید؟
انجام بده: هر هفته، یک کار کوچک برای تسهیل کار یک عضو تیم انجام دهید. بپرسید: «چه کاری از دست من برمیآید؟»
داستان: هوارد شولتز، مدیر استارباکس، از کارکنان میپرسید: «چه کاری از دست من برمیآید؟» این سادهترین سوال، فرهنگی از خدمتگری ایجاد کرد.
🔹 ۱۸. اشکال کن اگر اشتباه کردی
فکر کن: آیا من از اعتراف به اشتباه میترسم؟ آیا میدانم که اعتراف به اشتباه، نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه قدرت است؟
ببین: آخرین باری که اشتباهی را پنهان کردید چه بود؟ چه اتفاقی افتاد؟
انجام بده: در اولین اشتباه بعدی، بلافاصله و عموماً اعتراف کنید. بگویید: «من اشتباه کردم، مسئولیت آن را میپذیرم، و این کار را میکنم تا اصلاح شود.»
داستان: مدیری در فیسبوک، پس از نشت دادهها، در یک پست عمومی عذرخواهی کرد — و اعتماد بازگشت. شفافیت، اعتماد را بازسازی کرد.
🔹 ۱۹. از تغییر بترس، نه از ریسک
فکر کن: آیا من تغییر را مدیریت میکنم یا از آن میترسم؟ آیا میدانم که تغییر ضروری است، اما باید مدیریت شود؟
ببین: آخرین تغییر بزرگ شرکت را بررسی کنید. آیا به خوبی مدیریت شد؟
انجام بده: یک تغییر کوچک اما معنادار را در تیم خود اجرا کنید. از تکنیک «آزمایش کوچک، یادگیری سریع» استفاده کنید.
داستان: مایکروسافت زیر رهبری ساتیا نادلا، از نرمافزار به ابری تغییر کرد — و ارزش شرکت ۴ برابر شد. تغییر، نه ریسک، کلید بقا بود.
🔹 ۲۰. رهبری ترکیبی داشته باش
فکر کن: آیا من فقط یک سبک رهبری دارم؟ آیا میدانم که هر شرایطی نیاز به سبک رهبری متفاوتی دارد؟
ببین: واکنش خود به شرایط مختلف را بررسی کنید. آیا همیشه یک سبک را تکرار میکنید؟
انجام بده: در بحران از رهبری تحولی، در روزمره از رهبری توزیعی، و در بحران شخصی از رهبری خدمتگرا استفاده کنید.
داستان: تیم کوک، در بحران، از رهبری تحولی استفاده میکند، و در روزمره، از رهبری توزیعی. این ترکیب، اپل را به شرکتی پایدار تبدیل کرده است.
🔹 ۲۱. فرهنگ «چرا نه؟» را بساز
فکر کن: آیا من به ایدههای جدید میگویم «چطور ممکن است؟» یا «چرا نه؟»؟
ببین: آخرین ایده جدید تیم را بررسی کنید. چگونه پاسخ دادید؟
انجام بده: در اولین ایده بعدی، بگویید: «ایده جالبی است. چطور میتوانیم آن را امتحان کنیم؟»
داستان: گوگل با فرهنگ «۲۰٪ زمان»، به کارکنان اجازه داد ۲۰٪ وقت خود را به ایدههای شخصی اختصاص دهند — و محصولاتی مثل گوگل نئو و گوگل نیوز متولد شدند.
🔹 ۲۲. از «چرخه PDCA» استفاده کن
فکر کن: آیا من به جای حل مسئله، به دنبال بهبود مستمر هستم؟
ببین: آخرین پروژه را از دید چرخه PDCA (برنامهریزی، اجرا، بررسی، اقدام) بررسی کنید.
انجام بده: هر پروژه را با یک چرخه PDCA کوچک شروع کنید.
داستان: تویوتا با این چرخه، به بهترین تولیدکننده خودرو تبدیل شد. بهبود مستمر، نه کمال، هدف است.
🔹 ۲۳. «زمان ساکن» اختصاص بده
فکر کن: آیا من زمانی برای تفکر عمیق دارم یا فقط درگیر امور روزمره هستم؟
ببین: تقویم هفته گذشته خود را بررسی کنید. آیا زمانی برای تفکر داشتید؟
انجام بده: هر هفته ۲ ساعت «زمان ساکن» در تقویم خود رزرو کنید — بدون ایمیل، بدون تماس.
داستان: بیل گیتس هر سال یک «هفته تفکر» دارد — بدون مزاحمت — و این زمان، تصمیمات کلان مایکروسافت را شکل داده است.
🔹 ۲۴. «تیمهای دو نفره» برای نوآوری بساز
فکر کن: آیا تیمهای بزرگ، نوآوری را خفه میکنند؟
ببین: آخرین ایده نوآورانه را بررسی کنید. چه تیمی آن را ساخت؟
انجام بده: یک تیم دو نفره را برای یک پروژه نوآورانه تشکیل دهید.
داستان: اپل، آیفون را با یک تیم کوچک و محرمانه ساخت — نه با یک تیم بزرگ.
🔹 ۲۵. «فیلتر ارزش» اعمال کن
فکر کن: آیا هر فعالیت من ارزش ایجاد میکند؟
ببین: فعالیتهای روزانه خود را بررسی کنید. کدامیک ارزش ایجاد نمیکنند؟
انجام بده: هر فعالیت را از این سوال عبور دهید: «آیا این ارزش ایجاد میکند؟»
داستان: جف بزوس، هر فعالیت در آمازون را از «فیلتر مشتری» عبور میداد — اگر مشتری ارزش نمیدید، حذف میشد.
🔹 ۲۶. «آزمایشهای کوچک» قبل از اجرای بزرگ
فکر کن: آیا من قبل از اجرای یک ایده بزرگ، آن را تست میکنم؟ آیا میدانم که شکست در مقیاس کوچک، یادگیری است، اما شکست در مقیاس بزرگ، فاجعه است؟
ببین: آخرین پروژه بزرگ شرکت را بررسی کنید. آیا مرحله آزمایش کوچک داشت؟
انجام بده: قبل از هر اجرای بزرگ، یک نسخه آزمایشی (MVP) در مقیاس کوچک راهاندازی کنید. از بازخورد کاربران واقعی استفاده کنید.
داستان: اسپاتیفای ابتدا یک سرویس محدود در سوئد راهاندازی کرد. با تحلیل رفتار کاربران، مدل اشتراک خود را بهینه کرد — و بعد به جهانی تبدیل شد.
🔹 ۲۷. «زمان بدون دستگاه» داشته باش
فکر کن: آیا من به دستگاههایم وابستهام؟ آیا میتوانم بدون گوشی یا لپتاپ فکر عمیق کنم؟
ببین: آخرین باری که بدون دستگاه بودید چه بود؟ چه اتفاقی افتاد؟
انجام بده: هر هفته یک جلسه ۳۰ دقیقهای بدون دستگاه برگزار کنید. فقط گوش کنید، یادداشت برداری کنید، فکر کنید.
داستان: مدیران ارشد در اپل در جلسات استراتژیک، گوشی و لپتاپ را ممنوع کردهاند. این سادهترین حرکت، تمرکز و کیفیت تصمیمگیری را دو برابر کرد.
🔹 ۲۸. «تیمهای متقاطع» بساز
فکر کن: آیا تیم من از یک بخش تشکیل شده یا ترکیبی از تخصصهای مختلف است؟
ببین: آخرین پروژه موفق تیم را بررسی کنید. آیا از بخشهای مختلف بودند؟
انجام بده: یک تیم متشکل از یک فرد از فروش، یکی از فنی، یکی از بازاریابی و یکی از پشتیبانی مشتریان بسازید.
داستان: تسلا برای طراحی سایبرتراک، مهندسان، هنرمندان، و حتی متخصصان نظامی را گرد هم آورد — و یک خودرو منحصربهفرد ساخت.
🔹 ۲۹. «بازخورد هفتگی» را نهادینه کن
فکر کن: آیا من فقط در ارزیابی سالانه بازخورد میدهم؟ آیا میدانم که بازخورد دیرهنگام، بیفایده است؟
ببین: آخرین باری که به یک عضو تیم بازخورد دادید چه بود؟ چه اثری داشت؟
انجام بده: هر هفته ۱۰ دقیقه با هر عضو تیم جلسه بازخورد داشته باشید. از ساختار «چه چیزی خوب بود؟ چه چیزی میتواند بهتر باشد؟» استفاده کنید.
داستان: گوگل در مطالعه «پروژه آریستوتل» فهمید که تیمهایی که بازخورد منظم دارند، ۳۴٪ بهتر عمل میکنند.
🔹 ۳۰. «هدفهای کوتاهمدت» را تقویت کن
فکر کن: آیا من فقط به اهداف بلندمدت فکر میکنم؟ آیا میدانم که موفقیت در کوتاهمدت، انگیزه بلندمدت را میسازد؟
ببین: آخرین هدف کوتاهمدت تیم را بررسی کنید. آیا رسید؟ چه اثری داشت؟
انجام بده: هر ماه یک هدف کوچک و قابل اندازهگیری برای تیم تعیین کنید. آن را جشن بگیرید — حتی اگر کوچک باشد.
داستان: نتفلیکس هر سه ماه یک «هدف کوچک» برای تیم تولید تعیین میکند — مثل افزایش ۵٪ تمایل به تماشای یک سریال. این موفقیتهای کوچک، انگیزه را حفظ میکند.
🔹 ۳۱. «فرهنگ سوالپرسی» بساز
فکر کن: آیا من به دنبال پاسخ هستم یا سوال؟ آیا میدانم که بهترین رهبران، بهترین سوالها را میپرسند؟
ببین: آخرین جلسه تیم را بررسی کنید. چند سوال از شما شنیدید؟ چند سوال شما پرسیدید؟
انجام بده: در هر جلسه، حداقل سه سوال باز بپرسید: «چرا؟ چگونه؟ چه اگر؟»
داستان: استیو جابز در جلسات، بیشتر سوال میپرسید تا دستور بدهد. او میگفت: «من نمیدانم، پس بپرس.»
🔹 ۳۲. «خطای قابل قبول» را تعریف کن
فکر کن: آیا من به هر اشتباه واکنش منفی نشان میدهم؟ آیا میدانم که بدون اشتباه، نوآوری ممکن نیست؟
ببین: آخرین باری که یک عضو تیم به خاطر اشتباه تنبیه شد چه بود؟
انجام بده: یک دستورالعمل بنویسید: «اگر این شرایط برقرار باشد، اشتباه قابل قبول است» — مثلاً اگر از داده استفاده شده باشد یا آزمایش کوچک بوده باشد.
داستان: اتیسیا به کارکنان اجازه میدهد تا ۱۰٪ اشتباه کنند — اما فقط اگر از آن یاد بگیرند.
🔹 ۳۳. «زمان یادگیری» را در تقویم بگنجان
فکر کن: آیا من به یادگیری وقت اختصاص میدهم؟ آیا میدانم که در دنیای امروز، یادگیری، یک وظیفه است، نه یک انتخاب؟
ببین: آخرین باری که یک کتاب مدیریتی خواندید یا یک دوره گذراندید چه بود؟
انجام بده: هر هفته ۱ ساعت «زمان یادگیری» در تقویم خود رزرو کنید. فقط یاد بگیرید.
داستان: ساتیا نادلا، مدیر مایکروسافت، هر هفته یک ساعت را به خواندن و یادگیری اختصاص میدهد — و این عادت، فرهنگ یادگیری در مایکروسافت را تغییر داد.
🔹 ۳۴. «تیمهای بدون سلسله مراتب» برای پروژههای خاص بساز
فکر کن: آیا من همیشه به سلسله مراتب اهمیت میدهم؟ آیا میدانم که گاهی بهترین ایدهها از پایینترین سطح میآیند؟
ببین: آخرین ایده بزرگ تیم را بررسی کنید. از چه سطحی آمده بود؟
انجام بده: برای یک پروژه خاص، یک تیم بدون مدیر تشکیل دهید. همه برابر تصمیم میگیرند.
داستان: گوگل در پروژههای نوآورانه، تیمهایی بدون مدیر میسازد — و این باعث شده ایدههای جسورانه بیشتری ارائه شود.
🔹 ۳۵. «چارچوب اولویتبندی» داشته باش (مثل Eisenhower Matrix)
فکر کن: آیا من بین «فوری» و «مهم» تمایز میگذارم؟ آیا میدانم که بسیاری از کارهای فوری، مهم نیستند؟
ببین: لیست کارهای امروز خود را در چهارچوب آیزنهاور (فوری/مهم، فوری/غیرمهم، غیرفوری/مهم، غیرفوری/غیرمهم) قرار دهید.
انجام بده: هر روز، کارهای «غیرفوری و مهم» را اولویت دهید — مثل برنامهریزی، یادگیری، و توسعه تیم.
داستان: جف بزوس از این چارچوب استفاده میکند تا از «فریب فوریت» دور بماند و روی استراتژی تمرکز کند.
🔹 ۳۶. «جلسه بدون دستور جلسه» ممنوع
فکر کن: آیا من جلسه بدون هدف برگزار میکنم؟ آیا میدانم که جلسه بدون دستور، وقتسوز است؟
ببین: آخرین جلسه بدون دستور جلسه را بررسی کنید. چه نتیجهای داشت؟
انجام بده: هر جلسه باید دستور جلسه، زمان مشخص، و خروجی مورد انتظار داشته باشد. اگر ندارد، لغو شود.
داستان: اپل جلسات بدون دستور جلسه را منع کرده است. هر جلسه باید یک «مالک» و یک «خروجی» داشته باشد.
🔹 ۳۷. «تیمهای نماینده» برای تصمیمگیری سریع بساز
فکر کن: آیا من برای هر تصمیم، تمام تیم را جمع میکنم؟ آیا میدانم که گاهی سرعت مهمتر از جامعیت است؟
ببین: آخرین تصمیم سریع را بررسی کنید. چه کسی درگیر بود؟
انجام بده: یک تیم کوچک (۳-۵ نفر) را مسئول تصمیمگیریهای فوری کنید.
داستان: تسلا برای تصمیمگیریهای فوری در تولید، تیمهای نماینده دارد — و این باعث شده سرعت واکنش به مشکلات ۵۰٪ افزایش یابد.
🔹 ۳۸. «فرهنگ تشکر» را نهادینه کن
فکر کن: آیا من به کارکنانم تشکر میکنم؟ آیا میدانم که تشکر، ارزانترین و قدرتمندترین ابزار انگیزشی است؟
ببین: آخرین باری که به یک عضو تیم تشکر کردید چه بود؟ چه اثری داشت؟
انجام بده: هر روز به حداقل یک عضو تیم تشکر شخصی کنید — به صورت کتبی یا شفاهی.
داستان: استارباکس از سیستم «تشکر دیجیتال» استفاده میکند — و این باعث شده رضایت کارکنان ۲۸٪ افزایش یابد.
🔹 ۳۹. «بازنگری در فرآیندها» هر ۶ ماه یکبار
فکر کن: آیا من فرآیندهای قدیمی را بدون بررسی ادامه میدهم؟ آیا میدانم که بسیاری از فرآیندها منسوخ شدهاند؟
ببین: آخرین باری که یک فرآیند را بازبینی کردید چه بود؟
انجام بده: هر ۶ ماه، یک جلسه «حذف فرآیند» برگزار کنید. بپرسید: «آیا این هنوز لازم است؟»
داستان: مایکروسافت زیر رهبری نادلا، صدها فرآیند قدیمی را حذف کرد — و سرعت تصمیمگیری ۴۰٪ افزایش یافت.
🔹 ۴۰. «هدفهای شخصی» را با اهداف تیم ترکیب کن
فکر کن: آیا من به اهداف شخصی کارکنان توجه میکنم؟ آیا میدانم که کارکنان وقتی احساس میکنند رشد میکنند، وفادارتر میشوند؟
ببین: آخرین باری که از یک عضو تیم پرسیدید: «هدف شما چیست؟» چه بود؟
انجام بده: در هر جلسه یکبهیک، از کارمند بپرسید: «چه چیزی میخواهید یاد بگیرید؟» و آن را با پروژه ترکی


