شهریار روایت اشکها و لبخندهای ایرانی
نوشته دکترمازیارمیرمنتقدتاتر وسینما
روایتی نو از «داستان شهریار»
حسهای جاودان از فیلم «اشکها و لبخندها» و تاترهای موزیکال بینوایان و رمئو و ژولیت موزیکال در قالب یک اپرای ایرانی
آغاز روایت:
در آخرین روزهای تابستان، هوا هنوز گرم است و خورشید به آرامی در حال غروب است. تالار وحدت تهران، با تمام وجودش، شاهد تولد یک اثر هنری
بینظیر است که مرزهای موسیقی، نمایش و حرکت را به چالش میکشد. نمایش «داستان شهریار»، با آهنگسازی علی قمصری و کارگردانی حرفه ای
سرکار خانم گلاب آدینه، زبانی تازه برای بیان احساسات و داستانهای انسانی پیدا کرده است. این اثر، با الهام از فیلم های مشهوری مانند «The Sound
of Music» ، تلاش میکند تا زیباییها و احساسات عمیق آن فیلم را در قالبی کاملاً ایرانی و بومی و با تکنولوژی بسیار بالایی بازآفرینی نماید.
صحنه هایی عالی و متفاوت و متمایز و صحنه ایی بسیار کاریزماتیک که در خلق این اثر ماندگار نقش کلیدی داشته اند و خانم گلاب آدینه در این کار فراتر از
یک کارگردان کار کرده و طی 3 ماه تمرین نفس گیر به خلق یک شاهکار رسیده که با تمام کارهای روز ایران و حتی خودشان یک سرو گردن فاصله دارد و
شاید این مسیری جدید برای اهالی سنتی تاتر ایران باشد که به کارهای تکنولوژیک و حدید با نیم نگاهی به لیلی و مجنون 1404 داشته باشند.
میزانسن عالی و فوق العاده که باعث شده بود مخاطب با عناصر بصری، داستان به شکلی عمیقتر و مؤثرتری هم آوایی کند و در نهایت کمک میکند تا
لایههای پنهان داستان را بهتر و راحتتر کشف کند و تجربهای غنیتر از شهریار داشته باشد.
شخصیتها و داستان:
مانند داستان تاترهای موزیکال عاشقانه مشهور در کلاس جهانی، شخصیت اصلی «داستان شهریار» یک موسیقیدان بسیار عاشقپیشه است که در
جستوجوی خود و معنا در زندگی، به یک مکتبخانه دعوت میشود. او، با شعر و موسیقی، به دنبال رهایی از سردرگمیهای درونیاش است. اما اینجا،
داستان عمیقتر و پیچیدهتر است؛ شهریار، شاعر بزرگ ایرانی، الهامبخش این نمایش است و اشعارش مانند یک روح جاودان در میان صحنهها و موسیقی
جریان مییابد.
مانند «ماریا» که با کودکان و موسیقی دوباره به زندگی بازمیگردد، موسیقیدان اصلی این داستان نیز با کمک دنیای کودکان، موسیقی و شعر، به دنبال
آرامش و پاسخ به سؤالات درونیاش است. این شباهتها، اما در قالبی کاملاً ایرانی، احساسات عمیقی را در مخاطب بیدار میکند.
موسیقی و نمایش و تکنولوزی:
علی قمصری، آهنگساز برجستهٔ این اثر، با استفاده از سازهای مختلف ایرانی مانند تار، کمانچه، عود و سازهای کوبهای، فضایی احساسی و الهامبخش
ایجاد کرده است. موسیقی، مانند یک روح جاودان، در میان حرکات نمایشی و صدای خوانندگان جریان مییابد. حسین پیرحیاتی، سهیل رجب، صبا
پاشایی و دیگر خوانندگان، با صدایی که گاه آرام و گاه شورانگیز است، داستان را به زبان موسیقی بازگو میکنند.
حرکات نمایشی، تحت سرپرستی بهادر فاضل، مهبد فیضی و دیگر هنرمندان، احساسات را به تصویر میکشد. کودکان و نوجوانان، که نقشهایشان را با
آموزش ریحانه احمدی ایفا میکنند، مانند یک نور در صحنه، موسیقی و نمایش را به هم پیوند میدهند. این شباهت به داستان «ماریا» و کودکان خانوادهٔ
کاپیتان فون تراپ، حسی از شادی و امید را در میان مخاطبان منتقل میکند. صدابرداری این کار واقعا فوق العاده و چشمگیر بود، مخصوصاً در صحنه گاز
زدن سیب که با عکسالعمل بسیار زیبای تماشاگران و ارتباط برقرار کردن حاضرین هم روبرو شد. سیبی که کنار گوشتان گاز گرفته می شود.
اثری که برایم تداعی کننده است
به نظر می رسد که «داستان شهریار» برای من تداعیکننده اثرهای جاودانهای مانند تاتر موزیکال «بینوایان» با آهنگهایی مانند «A Heart Full of Love»
یا «On My Own»، «شبح اپرا» با ترانه «All I Ask of You»، و «رومئو و ژولیت» با ترانهٔ «Tonight» است.
این اثرها، همگی داستانی از عشق، موسیقی و امید راروایت میکنند. در «داستان شهریار»، این احساسات در قالبی کاملاً ایرانی و با تأثیرات شعر و
موسیقی سنتی، بازتاب یافته و متبلور میشوند.
اینجا، موسیقی نه تنها ابزاری برای سرگرمی است، بلکه زبانی برای بیان دردها، امیدها و آرزوهای درونی است. مانند آنجا که «ماریا» با موسیقی و
عشقش، تغییری اساسی در زندگی کودکان و خانوادهٔ کاپیتان فون تراپ ایجاد میکند، در اینجا نیز موسیقیدان اصلی با شعر و موسیقی، تغییری عمیق
در دنیای اطرافش ایجاد میکند. این شباهتها، اما در قالبی کاملاً ایرانی، احساسات عمیقی را در مخاطب بیدار میکند.
رقص و حرکات نمایشی
رقص گاه و بیگاه کودکان در این اثر عالی بود. اولین آواز و شعر پسری که بنندگان را کاملاً به وحدت میرساند و با سن کمی که دارد، همگان را به کف زدن
وادار میکند و تحریر های فوق العاده و چهچه های دلنشینش ، یکی از نقاط اوج این نمایش است. رقصهای گاه و بیگاه دخترهای کوچک نیز فوقالعاده
بودند و خود خودشان را به نمایش میگذاشتند.
پیام اصلی این تاتر:
فکر می کنم که این اثر پیام امید و زیبایی را منتقل میکند. در دنیایی پر از سردرگمی و چالش، موسیقی و شعر میتوانند پناهگاهی برای روح انسانهای
آزاد باشند.
به نظر می رسد که در این کار هرکس برداشت خود را خواهد داشت و به ظرافت هرچه تمامتر گلاب آدینه این کار را انجام داده است اما این اثر، با تلفیق
موسیقی زنده، نمایش و حرکت، تجربهای نوین در هنر ایرانی ایجاد میکند. این تجربه، به گونهای است که حتی در بدترین شرایط، ساز باید
کوک بماند و صدایی که هرگز آری هرگز خاموش نشود نوازدنگان از جانمایی خوبی برخوردار نبودن و عمق میدان برای من که چشمهایم ضعیف بود ملموس
نبود اما گرافیکهای بکار رفته عالی بود خانمی که هورن می نواخت لاک انگشتهایش متفاوت با همه بود و فکر می کنم در این مورد و مخصوصا لباس دقت
نظر بیشتری میشد انجام داد که صد البته این کار بودجه بر و کاملا سلیقه ای است
تحلیل علمی و هنری:
نمایش «داستان شهریار» از نظر علمی و هنری نیز بسیار جذاب است. استفاده از پروکسمیک (فاصلهگیری) و هپتیک (لمس) به عنوان ابزار سلطه و
اعمال قدرت، و تحلیل حرکات نمادین و تماس چشمی، نشاندهندهٔ این است که این اثر فقط یک نمایش ساده نیست، بلکه یک تجربهی هنری و
روانشناختی بسیار عمیق است.
پایان روایت:
به نظر میرسد که با تمام وجود، «داستان شهریار» یک تجربهٔ هنری است که مرزهای موسیقی و تئاتر را در ایران کاملاً تغییر میدهد. این اثر، نه تنها بر
ای من به عنوان یک بیننده یادآور زیباییهای تاترهای موزیکال که در فرانسه دیده بودم و یا مخصوصاً فیلم «اشکها و لبخندها» است، بلکه شاید با الهام از
آن، هویتی تازه برای «اپرای ایرانی» شکل میدهد.
نمایش «داستان شهریار» در تالار وحدت اجرا میشود. علاقهمندان میتوانند از سایت «ایران کنسرت» بلیت تهیه کنند و در این سفر شاعرانه و موسیقایی جذاب و عاشقانه شرکت کنند.
درود
هر روز با مطالعه مطالب جذاب و علمی سایت شما روز را آغاز میکنم.
متن فوقالعادهای هست.
موفق باشید
سلام درود بر شما بینهایت سپاسگزارم