
«تونی بن» (Tony Benn)، سیاستمدار انگلیسی کیست؟

«تونی بن» (Tony Benn
تونی بن سیاستمدار انگلیسی کیست؟
زندگینامه و پیشینه سیاسی
تونی بن (۱۹۲۵–۲۰۱۴) که با نام اصلی آنتونی نیل وِدگوود بِن متولد شد، یکی از برجستهترین و تاثیرگذارترین سیاستمداران چپگرای حزب کارگر بریتانیا در قرن بیستم بود. پدرش نیز یک سیاستمدار برجسته بود و تونی در محیطی آریستوکراتیک و سیاسی بزرگ شد. او در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد و در جوانی به نیروی هوایی سلطنتی پیوست.
پس از جنگ جهانی دوم، به طور جدی وارد عرصه سیاست شد و در سال ۱۹۵۰ به عنوان جوانترین عضو پارلمان بریتانیا در آن زمان انتخاب گردید. او در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در دولتهای کارگری هارولد ویلسون و جیمز کالاهان پستهای وزارتی مهمی از جمله وزیر پست، وزیر فناوری و وزیر انرژی را بر عهده داشت.
یک نقطه عطف مهم در زندگی سیاسی او، اصلاح قانون ارثبری اشرافی بود. بن به دلیل داشتن عنوان اشرافی “ورثه” (که از پدرش به او رسیده بود) نمیتوانست در مجلس عوام باقی بماند. او سالها برای کنار گذاشتن این عنوان و حفظ جایگاهش در مجلس عوام مبارزه کرد و در نهایت موفق شد قانون را تغییر دهد. این رویداد، نشاندهنده تعهد عمیق او به اصول دموکراتیک و ضد-اشرافی بود.
پس از شکست حزب کارگر در سال ۱۹۷۹ و به قدرت رسیدن مارگارت تاچر، بن به چهرهای محوری در جناح چپ حزب تبدیل شد و رهبری جنبش “چپ بدیل” را بر عهده گرفت. او تا پایان عمر یک منتقد سرسخت سرمایهداری، نئولیبرالیسم و جنگ بود و به عنوان “وجدان چپ” بریتانیا شناخته میشد.
کتابهای مهم
تونی بن نویسندهای پرکار بود. مهمترین اثر او خاطرات سیاسیاش است که در چندین جلد منتشر شده و منبعی غنی برای درک تاریخ سیاسی بریتانیا محسوب میشود:
· “دوران امید و ترس” (Years of Hope and Fear) – جلدهای خاطراتش که به تفصیل به رویدادهای سیاسی و مواضع او میپردازد.
· “بحثهای آزاد” (Arguments for Socialism) و “بحثهای برای دموکراسی” (Arguments for Democracy) – این دو کتاب به خوبی بیانگر مبانی فکری و ایدئولوژیک او هستند.
· “دشمنان دموکراسی” (The Enemies of Democracy) – که در آن به نهادهای غیرانتخابی و قدرتمند مانند رسانهها و شرکتهای بزرگ به عنوان تهدیدی برای دموکراسی میپردازد.
· “مسئله قدرت” (The Question of Power) – مجموعهای از سخنرانیها و مقالات او.
مهمترین تفکرات و ایدئولوژی
تفکر تونی بن بر چند محور اصلی استوار بود:
1. سوسیالیسم دموکراتیک:
بن یک سوسیالیست تمامعيار بود که به مالکیت عمومی صنایع بزرگ (ملیسازی)، عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت و رفاه همگانی اعتقاد راسخ داشت. او سرمایهداری را نظامی ذاتاً ناعادلانه و استثمارگر میدانست.
2. دموکراسی رادیکال:
او عمیقاً معتقد بود که قدرت باید از پایین به بالا جریان داشته باشد. او مخالف شدید هرگونه ساختار غیردموکراتیک و نخبهسالار بود، از جمله مجلس اعیان بریتانیا و نفوذ بیش از حد رسانههای خصوصی و لابیهای شرکتی در سیاست. شعار معروف او “پنج غول” بود که در کنار چهار غول بیماری، نادانی، سیهروزی و تنبلی، غول “بیقدرتی” را قرار میداد و مبارزه با آن را central میدانست.
3. ضدیت با جنگ و امپریالیسم:
بن یکی از مخالفان سرسخت جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود و آن را جنگی مبتنی بر “دروغ” میدانست. او به طور کلی مخالف مداخله نظامی بریتانیا و آمریکا در دیگر کشورها بود و آن را نشانهای از امپریالیسم مدرن میخواند.
4. ارادهگرایی سیاسی: او بر این باور بود که اراده سیاسی مردم و دولتها میتواند بر هر مانع اقتصادی و سیاسی غلبه کند. این نگاه، نقطه مقابل نگرش نئولیبرالی بود که بازار را سرنوشتساز میدانست.

جملات مشهور تونی بن
تونی بن استعداد بینظیری در بیان ایدههای پیچیده به زبانی ساده و تاثیرگذار داشت. بسیاری از جملات او به شعارهای جنبشهای چپ تبدیل شدهاند:
· “دایره سیاست فقط به این مربوط نیست که چه کاری میتوانیم بکنیم، بلکه به این مربوط است که چه کاری میخواهیم بکنیم.”
(این جمله هسته مرکزی تفکر ارادهگرایانه اوست).
· “در زندگی فقط دو نوع غم وجود دارد: یکی اینکه به چیزی که میخواهی نرسی، و دیگری اینکه به آن برسی.”
· “اگر تو سوار بر اسبی هستی که در جهت اشتباه میتازد، سرعتت اهمیتی ندارد؛ پیاده شو و جهت را عوض کن.”
(نقدی بر سیاستهای احزابی که به زعم او مسیر اصلی را رها کردهاند).
· “راه رسیدن به یک دموکراسی واقعی، پرسیدن یک سوال بسیار ساده از هر فرد قدرتمند است: ‘قدرت تو از کجا میآید؟ و تو در برابر اعمال آن در برابر چه کسی مسئولی؟'”
· در مورد جنگ عراق: “جنگ همیشه تصمیمی است برای کشتن آدمهای بیگناه. بنابراین غیراخلاقی است.”
· در مورد مارگارت تاچر: “تاچر موفق شد جنگ طبقاتی را دوباره آغاز کند، و البته که در آن پیروز هم شد.”
· در مورد رسانهها: “اگر رسانهها مال تو باشند، لازم نیست نگران آنچه دولت میکند باشی.”
—
نظرات موافقان و مخالفان
نظرات موافقان (ستایشها):
· بسیاری او را “وجدان اخلاقی” حزب کارگر و چپ بریتانیا میدانستند که هرگز اصول خود را برای کسب قدرت مصالحه نکرد.
· از او به عنوان یک دموکرات رادیکال و خستگیناپذیر یاد میشود که همیشه از مردم عادی و طبقه کارگر دفاع میکرد.
· مخالفت شجاعانه او با جنگ عراق، جایگاه او را به عنوان یک سیاستمدار پیشگو و اخلاقگرا در نزد مخالفان جنگ تثبیت کرد.
· هوادارانش به صداقت، شفافیت و مقاومت او در برابر فساد و نفوذ ثروت در سیاست احترام عمیقی قائل بودند.

نظرات مخالفان (انتقادها):
· منتقدان راستگرا و حتی بخشهای میانهروی حزب کارگر، او را یک ایدئولوگ خشکمغز و غیرعملی میدانستند که سیاستهایش در دنیای مدرن جواب نمیدهد.
· بسیاری شکستهای انتخاباتی حزب کارگر در دهه ۱۹۸۰ را به دلیل تسلط تفکر چپگرایانه افرادی مانند بن بر حزب میدانند و معتقدند این نگرش، حزب را از رای دهندگان معمولی دور کرد.
· مخالفان استدلال میکنند که دفاع سرسختانه او از ملیسازی و مخالفت با اصلاحات بازار، باعث رکود اقتصادی و تضعیف کارایی میشد.
· برخی در جناح راست، او را به پوپولیسم و ترویج سیاستهای شکافانداز طبقاتی متهم میکردند.
—
نتیجهگیری
تونی بن یک چهره منحصر به فرد در تاریخ سیاسی بریتانیا بود. او مسیری غیرمعمول را از یک پیشینه اشرافی به یک رهبر سوسیالیست رادیکال پیمود. اهمیت او نه در دستیابی به بالاترین مقام (رهبری حزب یا نخستوزیری)، بلکه در تاثیر ژرف ایدئولوژیک و ایفای نقش به عنوان یک ضمیر بیدار بود.
او در دورانی که نئولیبرالیسم در حال جهانیسازی بود، بیوقفه علیه آن سخن گفت و هشدار داد. میراث او امروزه در جنبشهای چپ رادیکال مانند جنبش “ژرمی کوربین” در بریتانیا به وضوح دیده میشود. تونی بن نماد مبارزه بیامان برای عدالت اجتماعی، دموکراسی مشارکتی و صلح بود؛ سیاستمداری که هرگز از بیان حقیقت آنگونه که میدید، هرچند ناخوشایند، هراس نداشت. او یک “سوسیالیست همیشه در حال مبارزه” بود که تا آخرین روزهای عمرش به آرمانهای جوانی خود وفادار ماند.

