اندیشکدههای ایرانی؛ کارخانه فکرهایی که به خط تولید تصمیم وصل نیستند
نوشته دکتر مازیارمیر محقق و پژوهشگر
سالهاست اندیشکدههای ایرانی با عشق، انرژی و دانش فراوان، فکر تولید میکنند؛اما…..
اما مشکل بزرگ و پنهانی وجود دارد که اجازه نمیدهد این فکرها **به سیاست، قانون، یا تصمیم اجرایی واقعی تبدیل شوند**.
بزرگترین ضعف از نگاه حکمرانی نوین این است که اندیشکدههای ما **در یک مدار بسته کار میکنند**؛
آنها مینویسند، تحلیل میکنند و گزارش میسازند،
اما این خروجیها خیلی وقتها هرگز وارد «اکوسیستم تصمیمسازی کشور» نمیشود.
در جهان امروز، اندیشکده فقط یک مرکز پژوهش نیست؛
یک **موتور تصمیمسازی متصل به دولت، بخش خصوصی، رسانه، جامعه و دادههای زنده** است.
اما اندیشکدههای ایرانی هنوز در «جزیره پژوهش» گرفتارند، نه در «شبکه حکمرانی».
به زبان ساده:
«مسئله این نیست که اندیشکدههای ما فکر ندارند؛
مسئله این است که فکرهایشان در سیستم گردش نمیکند.»
حکمرانی نوین از ما میخواهد اندیشکدهها را از «اتاق پژوهش» به «اتاق فرمان آینده» منتقل کنیم؛
و تا این اتصال برقرار نشود، هیچ اندیشکدهای—even بهترینش—اثر واقعی در سیاست و مدیریت کشور نخواهد داشت.

