ما به کسب و کارهای نوپا کمک می کنیم تا حرفه ای شوند.

ما به کسب و کارهای نوپا کمک می کنیم تا حرفه ای شوند.

درباره بنیاد میر

ارائه خدمات مشاوره

بنیاد دکتر مازیار میر، همراه حرفه‌ای شما در مسیر مشاوره انتخاباتی، آموزش تخصصی املاک و برندسازی شخصی.

کارگاه تفکر خلاق و تصمیم گیری و حل مسئله برای مدیران ارشد بانک ملت1389

خانه » مقالات » کارگاه تفکر خلاق و تصمیم گیری و حل مسئله برای مدیران ارشد بانک ملت1389
کارگاه تفکر خلاق و تصمیم گیری و حل مسئله برای مدیران ارشد بانک ملت1389

کارگاه تفکر خلاق و تصمیم گیری و حل مسئله برای مدیران ارشد بانک ملت1389

کارگاه تفکر خلاق و تصمیم گیری

 

mazyarmir.com@gmail.com

https://www.aparat.com/mazyarmir

https://www.aparat.com/zabane_badan

https://t.me/Iranian_leadership_school

https://www.instagram.com/mazyare.mir

https://www.linkedin.com/in/mazyarmir

 

بعنوان یک منتور و کوچ ایرانی سالها است با مثل طلایی و استثنایی تفکر و تصمیم گیری و حل مسئله دست و

پنجه نرم می کنم و این در حالی است که فکر می کنم این سه بحث در مدیران ایران باید بسیار عملیاتی تر و

گسترده تر مورد بحث و انتقاد و …. قرار گیرد.

سه سوال طلایی.

تفکر در ساده ترین وضعیت چیست؟

مشتری در بهترین حالت ممکن کیست تعاریف آکادمیک و قدیمی ملاک نیست ۲۰۱۱.

و در نهایت سومین سوال پاسخ به یک معضل بزرگ در جامعه ما خواهد بود و آن این است گام نخست در هر خیانت چیست؟ساده ترین پاسخ ممکن فارغ از توضیحات رایج؟

آنچه مسلم است تفکر و حل مسئله و تصمیم گیری یکی از مهارتهای مهم مدیریتی و فردی است و همه‌ی ما علاقه مندیم این مهارتهای کلیدی و استراتژیک را بصورت حرفه ای بیاموزیم و یا در خود تقویت کنیم .

ما بصورت تخصصی نزد کاپیتان خلبان آلمانی mads sidergard مهارت های پیشرفته تفکر و حل مسئله و تصمیم گیری را آموزش دیده و در دوره های مختلف هوانوردی از جمله دوره  SIV آزمونهای سختی را پشت سر گذراندیم

این کارگاه با سه دیدگاه بنا نهاده شده و آرزو می کنم مدیران برترین بانک کشور بتوانند در زندگی شخصی و سازمانی حداکثر استفاده را از این آموزه های جدید بنمایند

دکترمازیار میر

آشنایی با مفاهیم تفکر حل مسئله و تصمیم گیری

مازیار میر همیشه معتقد است که

نوآوری و خلاقیت یعنی دو موجود را در کنار یکدیگر نهادن اما با روشی نو و تازه گویند

باید همیشه یادمان باشد که دانش باعث نوآوری و نوآوری هم باعث بهره وری

و بهره وری باعث  رشد کسب و کارها و اقتصاد است

تفکر

مرتب ساختن امور معلوم برای رسیدن به کشف مجهول. به عبارت دیگر فکر عبارت است از حرکت ذهن به سوی امور و مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن امور معلوم به سوی کشف مقصود. – تفکر عامل یا عوامل و ابزاری برای تحلیل و ارزیابی موضوعات مختلف از جمله (شرایط و رفتار) است که از این رو به عنوان نزدیک‎ترین عامل به محاسبات رفتاری و شرایطی و پایه ای ترین عامل انجام آنها نیز محسوب می‎شود . این وسیله که بسیار مشهور است و به کارگیری آن قبل از عرضه‎ی هر رفتاری توسط افراد عادی و اندیشمند توصیه می‌شود ، کارآیی‌ای مبتنی بر شرایط روحی و روانی داشته که به جهت متعلق بودن کامل به ما (از بدو تولد) ، قابلیت تحت اختیار داشتن و دسترسی مناسب ما را دارد .

 

تفکر سیستمی

 

تفکر سیستمی» نوعی نگاه به جهان هستی و پدیده های آن است. این شیوه تفکر، روش شناسی مؤثری را برای سیستم های اجتماعی فرهنگی در محیط آکنده از آشفتگی و۰۰ پیچیدگی ارائه می‌دهد. در تفکر سیستمی، صرفاً به اجزاء و جزئیات یک سیستم نگاه نمی‌شود بلکه چگونگی تعامل بین اجزاء و نیز بر هم کنش آنها و محیط، بررسی می‌شود.

تفکر سیستمی عبارت است از کل به جز و از جز به کل  و نگاهی به سیستمها و روابط آنها است

موانع و عواملی سبب می شود انسان‌ها از تفکر سیستمی دور شوند. تفکر سیستمی تفکری کل نگر است در حالی که تکیه صرف بر جزء نگری، امکان فهم الگوهای حاکم بر پدیده و سیستم را از بین می‌برد. تمرکز بر روی وقایع و بویژه وقایع ناگهانی، باعث می‌شود تا انسان الگوی تغییرات درازمدت را که در پشت رخدادها نهفته است، درک نکند. از این رو، منفی‌نگری و سرزنش کردن شرایط محیطی تشدید می‌شود و انسان خیال می‌کند چیزی در بیرون از سیستم سبب بروز مشکلات است، در حالی که تمامی اسباب و علل مسائل در درون سیستم نهفته است.

دام دیگر در این زمینه، تفکر دوگانه است که در آن، انسان با نوعی تحلیل ساده اندیشانه، به نگرش «صفر و یک» گرفتار می‌شود. این نگرش بر اساس پیش فرض‌ها و تصورات قبلی و قیود خودنهاده‌ای است که ذهن را در قالب‌های بسته نگه می‌دارد. این شرایط مستعد آن است که ذهن انسان به مسیر اشتباه رهنمون شود و به علائم، بیش از علل و یا به جای آن، توجه کند و به همبستگی ظاهری متغیرها استناد کند، در حالی که بین آنها هیچ گونه ارتباط علت و معلولی وجود ندارد. تفکر سیستمی، در قالب کلیت و تمامیت سیستم دیده می‌شود و به این ترتیب از سطح به عمق و از جزء به کل گذر می‌شود.

تفکر سیستمی مجموعه تکنیکهای حرفه ای برای مقابله با سخت ترین مسائل

در جامعه امروز جهانی و حتی ایرانی بسیاری از مسائل و مشکلاتی که امروزه گریبان‌گیر نسل بشر شده اند به عناصر پیچیده ای وابسته هستند و عناصر بسیار متعددی بصورت مستقیم و غیر مستقیم در آن نقش دارند.

معضل ترافیک امروز تهران و یا معضل آلودگی هوای امروز کلان شهرهای تهران نتیجه بسیار یاز اقدامات ریز و درشت شهرداری تهران و مدیریت شهری است اما نباید ساده از این مسئله گذشت که این مشکل به همه عوامل اجرائی و وزارتخانه ها بازمی گردد این مشکل یک روز و دوروزه بروز نکرده است و یک عقبه یک یا دو یا سه و حتی ۴ دهه را با خود بدنبال دارد اقدامات ضربتی در این خصوص کار را درست که نکرده است تازه کار را بدتر از بد نموده است و این در حالی است اقدامات بلند مدت هم راه به جایی نبرده است . اقدامات متوسط هم با شکست مواجه شده است و بسیاری از زحمات ریز و درشت دیگر را تحت تاثیر قرار داده است . اری تمامی اقدامات پیچیده و موردی و یا دامنه دار و همه و همه این رفتار و نتایج حاصل از راهکارهای مرسوم معمولا به قدری کوچک  ضعیف هستند که بر سر چشم‌انداز حل اثربخش مسئله مانع ایجاد می‌کنند. یکی از مزایای مهم تفکر سیستمی، توانایی مواجهه‌ی اثربخش با این سلسله مسائل و یا یک سری از  مسائل و ارتقای تفکرات به سطحی قابل قبول است که منجر به کسب نتایجی استثنایی و بسیار مطلوب حتی در شرایط پیچیده و بغرنج خواهد شد مانند حمله های پیچیده نظامی ایران در طی جنگ تحمیلی به دور ترین مناطق دور از دسترس عرhق h3 ….

 

.

خلاصه کتاب مجمع الجزایر گولاگ نوشته الکساندر سولژنستین

.

انواع روش‌های تفکری

اندیشیدن (تفکر) تحلیلی

اندیشیدن (تفکر) انتقادی

اندیشیدن (تفکر) اجرایی

اندیشیدن (تفکر) راهبردی

اندیشیدن (تفکر) جانبی

اندیشیدن (تفکر) خلاق

اندیشیدن (تفکر) سیستمی

 

حل مسئله

در واقع فرایند شناختی رفتاری که فرد آنرا هدایت نموده و سعی می کند با کمک آن راه حل های موثر یا سازگارانه ای برای مسائل زندگی و یا کار خودکشف نماید.به نظر می رسد که حل مسئله فرایند آگاهانه ، منطقی ، تلاش بر و کاملا هوشمند و هدفمند است.

مراحل  حل مسئله

۱. فهم مسئله : دراین مرحله می‌باید درک کاملی از مسئله در ذهن خواننده به وجود آورید. این یعنی باید بفهمیم مسئله چه معلوماتی به ما داده‌است و چه مواردی را از ما خواسته‌است.

۲. انتخاب روش: در این مرحله با استفاده از درکی که از مسئله در ذهن ما وجود دارد یکی از روش‌های حل مسئله مناسب با این مسئله را انتخاب می‌کنیم.

۳. اجرای روش: حال که روش مناسب را انتخاب کردیم آن را اجرا می‌کنیم.

۴. بازگشت به عقب: جواب‌های بدست آمده را با صورت مسئله مقایسه کرده و یکبار دیگر مراحل بالا را مرور می‌کنیم تا مطمئن شویم قسمتی از مسئله را اشتباه نرفته یا جا نینداخته باشیم.

یکی از روش‌هایی که ما را در مرحله فهم مسئله یاری می‌دهد و کمک می‌کند تا مسئله به خوبی و نگاه سیستمی تحلیل شود، تحلیل مسئله با رویکرد آیسبرگ است.

تصمیم گیری

تصمیم گیری به فرایند های ذهنی (شناختی) گفته می شود که به انتخاب یک اقدام در میان اقدامات جایگزین می انجامند. تصمیم گیری در دو نوع تجویزی و توصیفی تعریف می گردد.

دانیل کاهن کشف قانون جاذبه توسط نیوتن نیز حاصل این سوال ساده بود برنده جایزه نوبل علم اقتصاد در سال ۲۰۰۲ میلادی، در کتاب خود تحت عنوان Thinking, Fast and Slow[۲] به بررسی جنبه‌های توصیفی تصمیم‌گیری پرداخته است

انواع تصمیم گیری

تصمیم گیری را بر اساس فاکتورهای گوناگونی می توان تقسیم بندی نمود، ولی به طور کلی می توان از سه دیدگاه زمان؛ پیچیدگی و میزان تفکر بر آن نگاه کرد که هر یک از این سه دسته خود شامل موا ردی به شرح زیر می باشند:

بر اساس زمان

  • فوری
  • تأخیری
  • تقدیری

بر اساس پیچیدگی

  • ساده
  • پیچیده

بر اساس میزان تفکر

  • احساسی
  • منطقی
  • مشار کتی

مدل های کلاسیک برای طرز تصمیم گیری

  • تحلیل موقعیت یا مسئله
  • شناسایی چند راه حل مناسب
  • انتخاب راه حل مناسب
  • در میان گذاشتن راه حل مناسب با مخاطبان
  • تجزیه و تحلیل نتایج ناشی از راه حل        ====================================================================

 

تصمیم گیری (Decision-making) فرایند انتخاب یک شیوه عمل از میان اعمال متنوع است. این فرایند شامل استفاده از چیزهایی

است که در دست دارید برای رسیدن به آنچه که می خواهید. اگر شما تنها یک انتخاب ممکن در اختیار داشته باشید با فرایند تصمیم

گیری روبرو نیستند. البته حتی اگر در چنین شرایطی با دو گزینه عملی کردن یا نکردن یک راه حل مواجه باشید و باید یکی از آنها را

انتخاب کنید، در واقع در حال تصمیم گیری هستید. گرچه بسیاری از تصمیمات بر حسب عادت گرفته می شوند و عملاً فرد با مشکل

انتخاب از میان گزینه های متعدد روبرو نیست، اما در هر حال هر موقعیتی که شامل سنجش دو یا چند گزینه برای عمل و انتخاب

یکی از آنها باشد، نوعی تصمیم گیری به حساب می آید. برای حل هر مسئله ای معمولاً چندین راه حل و یا انتخاب وجود دارد. در

بسیاری از موارد منابع کافی، زمان لازم و. . . در اختیار ما نیست که بتوانیم از همه راه حلها استفاده کنیم. بنابراین ناچاریم آنها را

اولویت بندی کرده و یکی از آنها را انتخاب کنیم. هدف از تصمیم گیری عبارتست از: • اولویت بندی گزینه های موجود جهت انجام

برنامه ریزی و سیاست گذاری • انتخاب بهترین گزینه از میان گزینه های موجود، بطوریکه بیشترین انطباق را با اهداف مورد نظر

داشته باشد. صرف نظر از نوع تصمیمی که قرار است گرفته شود، همهی تصمیم گیری ها از الگوی مشابهی پیروی می کنند. مراحل

فرایند تصمیم گیری عبارت است از: ۱- تشخیص مشکل و تعیین موقعیت مستلزم تصمیم گیری: تصمیم گیری با این امر آغاز می شود

که فرد یا گروهی تشخیص دهند که مشکلی وجود دارد که باید برای حل آن تصمیم گیری نمود. در این مواقع، نیاز به تغییر در یک

موقعیت خاص احساس می گردد و فرد یا گروه باید برای بهبود بخشیدن به آن موقعیت، تمهیداتی فراهم کنند. وقتی مشکل به قدری

پیچیده و بزرگ باشد که به راحتی نتوان آن رابه صورت عینی تعریف کرد، باید آن را به چند مشکل کوچک تر تجزیه نمود و برای هر

یک چاره ای اندیشید و در نهایت همه را به سمت حل مشکل اصلی هدایت کرد. البته در این مواقع باید اهمیت مشکلات فرعی را نیز

در نظر گرفت و بر این اساس آنها را اولویت بندی و مورد رسیدگی قرار داد. ۲- جستجوی گزینه ها: در این مرحله باید به دنبال راه حل

ها و گزینه های موجود برای عمل باشید. سعی کنید تنها به موارد آشنا و مانوس بسنده نکنید و انتخاب های متنوع و فراوانی را درنظر

قرار دهید. در بیشتر موقعیت ها به علت محدود بودن زمان و امکانات، نمی توان تمام گزینه ها برای عمل را کشف کرد. تفکر خلاقانه،

مطالعه و مشورت با افراد آگاه می تواند امکانات بیشتری را در این زمینه در اختیارتان گذارد و در شناسایی گزینه های موجود به شما

کمک کند. ۳- انتخاب بهترین گزینه برای عمل: یکی از عناصر کلیدی فرایند تصمیم گیری آن است که از قبل بیندیشید که “اگر این کار را

انجام دهم چه چیزهایی ممکن است اتفاق بیافتد”. به عبارت دیگر پیامدهای مثبت و منفی هر یک از گزینه هایی را که در مرحله قبل

یادداشت کرده اید بررسی کنید. جمع آوری اطلاعات می تواند شما را در این پیش بینی یاری نماید.

محققان معتقدند کسانی که هوش هیجانی بالاتری دارند تصمیمات بهتری می‌گیرند، چرا که آن‌ها می‌توانند وجوه مختلف قضیه را از هم جدا کنند و نگرانی ها و اضطراب مربوط به مسائل دیگر را در تصمیمشان دخالت ندهند.

 

تعريف مهارت تصميم گيری:

تصمیم گیری یک فرایند ذهنی است و مهارت تصمیم گیری شامل انواع توانايی‌های فكری و داشتن اطلاعات در مورد تصميمی كه ميخواهيم بگيريم، می‌باشد.

 

در ساده‌ترین شکل، تصمیم گیری به معنی انتخاب کردن

بین دو یا چند مسئله مختلف است. در فرایند گسترده تر،

گرفتن یک تصمیم شامل انتخاب بین راه‌ حل‌ های ممکن

برای یک موضوع است. ممکن است تصمیم گیری با روندی

شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود.

برای رسیدن به عالی‌ترین مدل در تصمیم گیری و رسيدن به

سطح بالاتری از تفکر باید دو جدایی استراتژیک را جدی

گرفت.

اول

جدایی حال از گذشته

دوم

جدایی اعتقاد از هو یت

 

شهود و استدلال در تصمیم گیری

 

روند شهودی به معنی استفاده از شهود یا ندای درونی است. شهود ریشه در واقعیت ندارد بلکه بر اساس درک و برداشت شما است. شهود روش قابل قبولی برای تصمیم گیری است، اما عموما برای تصمیمات ساده یا سریع مناسب‌ تر است.

 

روند استدلالی یعنی از شواهد و جمع بندی اطلاعات و آمار موجود در زمینه مورد نظر استفاده شود. تصمیمات پیچیده‌ تر باید با روشی رسمی‌ تر و ساختار یافته‌ تر اتخاذ شوند، که معمولا شامل هر دو روش شهودی و استدلالی می‌شود.

 

مراحل تصميم گيری

 

تصميمگيری منطقی شامل هفت مرحله است:

 

مراحل اجرایی لازم برای تصمیم گیری درست

 

مرحله اول:

مواجه شدن با تصميم

براي مواجه شدن باتصميم و اجتناب نكردن ازتصميمگيری، وجود چند ويژگی زير ضروری است:

۱ .آگاه بودن از اطلاعات: بسياری از تصميمگيری‌ها را محيط برمی‌انگيزد.

برای مثال فرد در مورد خطرات مصرف سيگار چيزهايی را ياد می‌گيرد و سپس با ين تصميم مواجه می‌شود كه سيگار را ترك كند.

 

۲ .آگاه بودن از نيازهاي درونی: فرد تغييراتی را در خواسته‌ها و آرزوهای خود حس می‌كند و اين تغييرات درونی، وی را تحريك می‌كند تا برای بدست آوردن آنچه كه می‌خواهد، تصميم بگيرد.

 

۳.وضوح و تمركز بر موضوع:

تصميم‌ها بايد واضح و مشخص باشند.

برای مثال اين موضوع كه «من از وضعيت زندگی‌ام ناراضی هستم»، بسيار كلی است. در چنين مواردی بايد از يک جمله احساسی مبهم فراتر رفت و در يک جمله‌ی مشخص و واضح رسيد.

 

مرحله دوم:

ايجاد حق انتخاب‌ها و جمع‌آوری اطلاعات درباره آن‌ها 

در اكثر موارد، تصميم‌ها شامل انتخاب‌های سياه و سفيد هستند. رسيدن به انتخاب‌های مختلف مستلزم يك فرايند خلاق است. در اين مرحله، بارش فكری روش مؤثری است و می‌توانيم برای تحريک تفكر خلاق، قواعد بارش فكری، يعنی عدم انتقاد از ايده‌ها، خوش‌آمدگويی به هرايده‌ای و اهميت دادن به كميت و نه كيفيت را در مورد خود نيز به كار ببريم.

 

پس از پيدا كردن حق انتخاب‌های مختلف، شروع به جمع‌آوری اطلاعات در مورد آن‌ها می‌كنيم و گاهی از همين جمع‌آوری اطلاعات است كه انتخاب‌های ديگر نيز پديدار می‌شوند. هدف از جمع‌آوری اطلاعات، به دست آوردن اطلاعات لازم برای گرفتن يک تصميم موفق است و اين‌كار مستلزم يک رويكرد منظم جهت پيداكردن و بررسی منابع اطلاعات و آگاهی از زمان پايان دادن به اين كار است.

 

مرحله سوم: ارزيابی پيامدهای پيش‌بينی شده‌ی حق انتخاب‌ها 

تصميم‌گيری منطقی مستلزم ارزيابی حق انتخاب‌های موجود برای انتخاب بهترين تصميم است. ارزيابی انتخاب‌های مختلف براساس پيامدهای مثبت و منفی كوتاه مدت و بلند مدت برای خود و ديگران صورت ميگيرد.

 

پيامدهای مربوط به خود شامل هماهنگی با اهداف و ارزش‌ها، ميزان زمان وكوشش لازم، ميزان پاداش محسوس، هزينه يا پاداش هيجانی، تأييد و يا عدم تأييد ديگران و آسايش و راحتی فيزيكی می‌باشد.

 

مرحله چهارم: متعهد كردن خود به يک تصميم

در اين مرحله تصميم گرفته می‌شود و فرد متعهد می‌شود كه آن‌را انجام دهد. راه‌هايی كه می‌توانند تصميم‌گيری‌های سخت و متعهد شدن به آن‌ها را تقويت كنند، عبارتند از:

۱ .بررسی تطابق و هماهنگی تصميم‌ها با ارزش‌های اساسی

۲ .بيان واضح اهداف و فهرست كردن پاداش‌های اختصاصی حاصل ازتصميم‌گيری و رسيدن به اهداف موردنظر (برای خود و ديگران)

۳ .بررسی دوباره حق انتخاب‌ها، اطلاعات جمع‌آوری شده و فرايند ارزيابی آن‌ها

۴ .طراح‌ بهترين راه اجرای تصميم و چگونگی مقابله با موانع و واكنش‌های منفی ديگران

۵ .توجه و به خاطر سپردن پاداش‌های حاصل از گرفتن تصميم

 

مرحله پنجم: طرح ريزی برای چگونگی اجرای تصميم

وقتي تصميم خود را گرفتيم، بايد چگونگی اجرای آن را به بهترين نحو طراحی كنيم. مهارت‌های طرح‌ريزی شامل موارد زير است:

۱ .بيان واضح اهداف و اهداف فرعی و مشخص كردن يک چارچوب زمانی

۲ .ساده و كوچك كردن كارهايي كه بايد انجام گيرد.

۳ .درنظر گرفتن راههاي مختلف اجراي تصميم

۴ .پيش‌بينی مشكلات و موانع

۵ .تشخيص منابع حمايت كننده

 

۶ .نوشتن طرح عمل: اين طرح بايد ساختار واضحی داشته باشد كه نحوه رسيدن به هدف اصلی و خرده هدف‌های مربوط به آن را روشن كند. علاوه بر اين، در نوشتن طرح بايد جزييات نيز نوشته شود و در واقع يک نقشه دقيق و عملی از چگونگی رفتن ازنقطه الف به ب باشد.

مرحله ششم: اجراي تصميم 

در اجرای تصميم، توجه به موارد زير ضروری است:

۱ .زمانبندی: بايد بهترين زمان را براي اجراي تصميم انتخاب كرد.

۲ .نگراني های پس از تصميم : اين احساس نگرانی ممكن است دلايل زيادی داشته باشد.

 

علل نگرانی بعد از تصمیم

– ممكن است از ترک برخی عادات و يا دست كشيدن از بعضی مسائل غمگين باشيم.

– ممكن است اعتماد به نفس كافی برای اجرای تصميم نداشته باشيم.

– ممكن است نسبت به درستی تصميم خود ترديد داشته باشيم و بخواهيم دوباره آن را وارسی كنيم.

– و يا ممكن است ازتصور عملی‌ كردن تصميم خود مضطرب شويم و رفتار اجتنابی داشته باشيم.

 

در چنين مواقعی بايد به خاطر داشت كه معمولاً نگرانی‌های پس ازتصميم گيری، درهنگام آغاز اجرای تصميم زياد است، ولی وقتی روند كار را ادامه داده و نسبت به درستی تصميم خود اعتماد پيدا كنيم، اضطراب و نگرانب نيز كاهش می‌يابد.

 

۳ .عذر و بهانه نياوردن: اين مورد بر اهميت پذيرش مسئوليت برای اجراي تصميم تأكيد ميكند. وقتی در جريان اجرای تصميم خود با موانع روبرو ميشويم، بايد به جاي عذر و بهانه آوردن از خود سئوال كنيم: «در اين موقعيت چه كار می‌توانم انجام دهم».

 

۴ .پاداش دادن به خود: اجراي بعضی تصميم‌ها خود به خود پاداش دهنده است. در موارد ديگر ميتوانيم از پاداش‌هايی برای تقويت خود استفاده كنيم. می‌توانيم پاداش كلامی به خود بدهيم، برای مثال به خودمان بگوييم «اين كار را خيلی خوب انجام دادی»، و يا با خود قرارداد ببنديم كه در صورت رسيدن به پيشرفت خاصی، پاداش‌هايی برای خود درنظر بگيريم.

 

۵ .كنار آمدن با احساس ناميدی و درماندگی:

وقتی كارها طبق انتظار پيش نميرود، ممكن است احساس نوميدی و درماندگی انگيزه ما را تضعيف كند. در چنين مواردی بايد به خاطر داشته باشيم كه وقفه در جريان كار، بخشی از فرايند اجراي تصميم‌های دشوار و دست كشيدن از عادات مضر است. بايد به جای تسليم شدن، علت اين وقفه‌ها را پيدا كنيم و برنامه‌ريزی‌هايی برای اصلاح آن انجام دهيم.

 

مرحله هفتم:

ارزيابی پيامدهای واقعی اجرای تصميم

 

در اين مرحله هم چگونگی اجرای طرح عمل و هم پيامدهای دست يافتن و يا دست نيافتن به اهداف، مورد ارزيابی قرار ميگيرد. درمواردی كه به اهداف خود دست نيافته‌ايم، شايد لازم باشد تصميم اصلی خود را بررسی نماييم و دوباره از مرحله اول شروع كنيم.

تصميمات منطقی شامل ادراک دقيق بازخورد و عمل كردن براساس آن است. پردازش منطقی اطلاعات، به ما در تصميم گيری و ارزيابی آن كمک مي‌كند.

 

چرا گاهی احساس می کنیم نمی توانیم درست تصمیم بگیریم؟

گاهی افراد در شرایط سخت و حساس، احساس می کنند نمی‌ توانند به خوبی تصمیم بگیرند. زیرا در شرایط بحرانی اعتماد به نفس خود را از دست می دهند.

 

گاهی نیز به خاطر تصمیم های اشتباهی که در گذشته گرفته‌اند نمی‌توانند به خود اعتماد کنند. همین امر موجب شک و تردید فرد شده و فرد احساس می کند قدرت تصمیم گیری خود را از دست داده است.

مازیار میر در کارگاههای اموزشی تصمیم گیری و حل مسئله سعی خواهد نمود یک راه موثر برای برخورد با مشکلاتی که به طور فزاینده ای در سطح شخصی و سازمانیی با ان روبرو هستیم برای ما خلق نماید.

باید اذعان نمایم که مشکلات ما متعلق به آینده است، اری نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک اما ابزار ما و حل آنها متعلق به آینده نیست و الزاما گذشته هم نیست بلکه باز می گردد به یک خلق رویه جدید آنهم امروز.

در این کتاب بصورت خلاصه و بعد از این مقدمه ما شمارا با تکنیک پی. ام.آی (P.M.I/Plus Minus Interesting) اشنا خواهیم نمود تکنیکی که نویسنده از آن بسیار استفاده نموده است.

یکی از برترین مزیت پی ام آی سیستم ارزش های این تکنیک این است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. اما شاید بد نباشد همین جا نام این تکنیک را موشکافی نموده و تشریح نمایم پی ام ای بر گرفته  ازحروف اول سه کلمه Plus به معنی افزودنی،Minus  به معنی کاستن وInteresting  به معنی جالب و یا مورد توجه می باشد.

اما بصورت بسیار خلاصه روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتاً به نکات جالب و تازه آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه موضوع اقدام می کند.

یکی از مهمترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم، نه مواردی که نسبت به آن دودلی داشته و یا مشکوک هستیم و ابهام موردی کلی و یا جزئی داریم.

به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک کارگشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی “چقدر جالب می شود اگر….. را در ذهن خودتان راهگشایی نموده و کامل فرمائید مانند چرای مقدس که در مقالات قبل نسبت به آن توضیحات کامل داده شد کتبی که مولف مقاله از آنها الهام گرفته به ترتیب در این مقاله هم گذاشته خواهد شد که برای مطالعات گسترده رفرنس علمی مناسب در اختیار داشته باشید.

\"\"

تکنیک گروه اسمی

فن گروه اسمی جنبه های رأی دادن بدون بحث های محدود ترکیب می کند که توافق به دست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید.

چه موقع از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟

۱ با موضوعی بحث انگیز، حساس، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته مواجه هستید و تصور می کنید عقیده های ضد و نقیض و ده‌ها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد.

۲ می خواهید مشارکت مساوی همه‌ی اعضا را تضمین کنید.

۳ علت اساسی و ریشه ای یک مسئله را شناخته، ولی شناخت نحوه ی اقدام و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های بسیار مشکل است.

تکنیک سینکتیکس  –  Synectics

تکنیک سینکتیکس در سال ۱۹۷۶ توسط گوردون و پرینس معرفی گردید. واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصلsynetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدیگر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یا ساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی‌بهره نمی باشد این تکنیک روشی است برای برانگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می آیند.

به طور کلی فرآیند به کار گیری این روش عبارت است از:

۱٫ شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و شناخت جوهره‌ی آن
۲٫ ارتباط دادن جوهره‌ی به دست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه)
۳٫ کشف راه حل هایی برای موضوع مشابه (راه حل های مشابه)
۴٫ تلاش برای تبدیل راه حل های به دست آمده به راه حل های نهایی برای مشکل اصلی.

تکنیک فوق العاده چرا؟

 

تکنیک “چرا” دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم. سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم.

تکنیک توهم خلّاق

خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.

تکنیک  –  DOIT

نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردنIdentify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود. سپس ذهن را برای راه حل های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.\"\"

تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی

این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلوفر آبی می‌باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد.

تکنیک چه می شد اگر….؟

به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات “چه می شود اگر…؟” استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع به خصوصی استفاده کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

تکنیک اسکمپر  –   SCAMPER

در طول روز ایده های جدید زیادی در ذهن انسان موج می زند که بعضی از آن ها واقعا با ارزش و بعضی بی ارزشند. اما تا زمانی که آن ها را شکار نکنیم نمی توانیم بگوییم کدام ارزشمند است. چرا که فرآیند خلاقیت و نوآوری از تصور شروع می شود و پس از مهندسی، تصور تبدیل به ایده می گردد. برای رسیدن به یک ایده لازم است ابتدا اجازه دهیم تصورمان به آسمان صعود کند، سپس آن را به زمین آورده و مهندسی کنیم. یعنی آن را بررسی، ارزیابی، تجزیه، تحلیل، ترکیب، تکمیل و تصحیح نماییم تا به یک تصور مهار شده یعنی «ایده» دست یابیم و این ایده وقتی ارزش بررسی و تجزیه و تحلیل دارد که خواب را از شما گرفته باشد. اگر ایده ها مدیریت نشوند، این قدرت خلاقه به سرعت می تواند تبدیل به یک ضعف شود و کاری را که باید انجام دهیم ، کنترل و سازماندهی ایده هاست.

کاربرد اصلی این تکنیک بر پایه ایده‌یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و ابعاد مختلف و ضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوألات تیپ و ایده برانگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش، از خود سوأل می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژهSCAMPER  از ابتدای حروف واژه های سوأل برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو بسیار موثر است.\"\"

_ حرف S بر گرفته از کلمه Substitutie به معنی جانشین سازی است. اینکه

چه مواردی را می توان به جای موارد فعلی به کار برد؟

به جای او چه کسی را می‌توان به کار گمارد؟

از چه فرآیند دیگری می توانیم استفاده کنیم؟

_ حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است.  اینکه :

موقعیت و وضعیت فعلی با چه چیز دیگری می تواند مخلوط شود؟

مثال : اگر در زندگی روزمره به پیرامون خود دقت کنید به ایده برانگیز بودن این سوال پی خواهید برد. کالاهایی چون دستمال کاغذی با رایحه ی دل انگیز، کفش های کودکان که هنگام راه رفتن صدا می دهند، یا چراغی که در پاشنه ی کفش روشن می شود، همه حاصل این سوال است.

_ حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است. پاسخ به اینکه :

آن را شبیه چه چیزی می توانیم بسازیم؟

مثال : ایده ی نوشیدن نوشابه با نی ، یک ایده ی خلاق است که خمیده کردن و به صورت L در آوردن نی سبب راحتی و زیبایی بیشتر شده است.

_ حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy/Modify به معنی تغییر/بزرگ سازی است. اینکه :

اگر رنگ، سرعت، شکل و .. را تغییر دهیم چطور می شود؟

آیا باید بزرگ تر، قوی تر و با ارزش تر گردد؟

چرا آن را چند برابر نکنیم؟

برای مثال : چند مداد بزرگ و غول پیکر می تواند طرح بسیار زیبایی به ورودی یک دانشگاه بدهد، یا یک کپسول آنتی بیوتیک را می توان چند هزار برابر کرد و به عنوان تابلو یک داروخانه مورد استفاده قرار داد.

_ حرف P بر گرفته از کلمه Put to other purposes/Uses به معنی استفاده در سایر موارد است. پاسخ به اینکه :

چه استفاده ای از مواد زاید آن می توان کرد؟

با محصولات مردود شده یا ایده های شکست خورده چه می توان کرد؟

مثال: روزی نوجوانی این سوال را از خود پرسید که «چه استفاده ای می توانم از این ماشین چمن زنی خراب بکنم؟» سپس ماشین چمن زنی را به دوچرخه ی خود وصل کرد و بدین طریق اولین موتور گازی دنیا متولد شد. آن نوجوان “سویی شیرو هوندا” بود که اکنون یکی از بزرگ‌ترین خودروسازان جهان است.

_ حرف E بر گرفته از کلمه Eliminate به معنی حذف کردن است.

چگونه می توان آن را متراکم تر و فشرده تر کرد؟

چه می شود اگر کوچک تر شود؟

چه چیزی را می توان حذف کرد؟

آیا می توان این عمل را سریع تر انجام داد؟

مثال : حذف سیستم میکروفن سبب ساخت میکروفن های یقه ای و حذف سیم تلفن موجب ساخت گوشی های تلفن همراه شد.

_ حرف R بر گرفته از کلمه Reverse/Rearrenge به معنی بازآرایی/معکوس سازی است.

مثال : اگر به جای جمله ی “بعد از فروش پس گرفته نمی شود.” در مقابل مشتری ها  بنویسیم “بعد از فروش پس گرفته می شود” چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا مشتری با اطمینان بیشتری خرید نخواهد کرد؟ ‘

کشف قانون جاذبه توسط نیوتن نیز حاصل این سوال ساده بود “چرا وقتی سیب از درخت جدا شد، به طرف پایین آمد و بالا نرفت؟ “

در نظر داشته باشیم که در بعضی از کتاب های خلاقیت، حرف ابتدای کلمه ی rearrange برای R آمده است که به معنی چیدمان دوباره و تغییر در ترکیب است و سوالات زیر را می توان برای آن به کار برد:

به چه نحو دیگری می توان در ترتیب قرار گرفتن این ها تغییر ایجاد کرد؟

چه زمان دیگری برای آن کار بهتر است؟

به یاد داشته باشید که اگر دو روش برای انجام کاری وجود دارد، شما باید بدنبال روش سوم برای انجام آن بگردید!

تکنیک در هم شکستن مفروضات

یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که نا خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در همه جهات به حرکت در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در اصل همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آن ها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند یا بسیاری از آن ها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. اما مسئله این است که فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. از آنجائی که مفروضات مربوط به قسمت درونی ذهن می شوند و به عبارت دیگر چون آن ها امری درونی هستند نمی توانیم آن ها را به تنهایی فسخ یا از فکر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو که نمی تواند دسته اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک

تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که توسط فریتززویکی ابداع شد، فنی است که بر اساس آن پدیده ی مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. به این منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسایی و فهرست می کنیم. برای مثال اگر بخواهیم در مورد بازاریابی یک کالا راه های جدید و بدیعی بیابیم ابتدا باید ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهری، کاربردهای آن، خواص و فواید آن، وضعیت مشتریان و بازار کالا تبیین و تدوین نمائیم. در این مرحله بایستی سعی کرد ابعاد کالا را بیشتر مشخص کرد. برای اینکه بتوان ابعاد یک موضوع و اجزای متشکله (متغیرهای) آن را با یکدیگر مقایسه و مرتبط نمود، می توان ابعاد اصلی و اجزای آنها را بر روی دایره ای متحد المرکز نوشته و با چرخاندن دایره های مختلف، ابعاد و اجزای آن ها را با هم مقایسه و ارتباط آن ها را حدس زد.

تکنیک  – دلفی

این تکنیک در سال ۱۹۶۴ توسط نورمن دالکی، اولاف هلمر و نیکولاس رشر معرفی شد. این متد بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی شوند و در واقع رویارویی مستقیم رخ نمی دهد. اساس و فلسفه این تکنیک این است که افراد در تکنیک طوفان فکری به علت شرم و خجالت نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند، لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی شوند. بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده هایشان را به صورت کتبی (حتی می تواند بدون ذکر نام باشد) برای رئیس گروه ارسال می کنند. سپس رئیس گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آن ها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آن ها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت اتفاق آرا به دست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه ی قضاوت های بی نام چند نوبتی اعضا ی یک تیم در باره تصمیم یا مسئله می شود.

چه موقع از فن دلفی استفاده می شود ؟

۱٫ هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود.
۲٫ هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند.
۳٫ زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند.
۴٫ هنگامی که حضور چهره های بالادست و فشار همتایان بر تصمیم گیری اثر می گذارد.

تکنیک استخوان ماهی ( Fishbone Diagram / علت و معلول )

 

یک گریزی به کل موارد تکنیک حل مسئله

روش‌ها و تکنیک‌های حل مسئله و خلاقیت از ابتدای خلقت انسان تاکنون تکامل یافته‌اند و هر کدام با هدف مقابله با چالش‌های مختلف در

زمینه‌های زندگی، کار و هنر به وجود آمده‌اند. در اینجا فهرستی از تکنیک‌های مهم و مشهور حل مسئله و خلاقیت را به همراه توضیحات

مختصر هر یک ارائه می‌کنم:

 

۱. **تفکر غریزی و تجربی**

– **شرح:** در آغاز خلقت، انسان‌ها از تجربیات و غریزه‌های اولیه برای حل مشکلات استفاده می‌کردند.

این روش به صورت مستقیم بر اساس آزمون و خطا بوده و منجر به یادگیری و تطبیق با محیط می‌شد.

 

۲. **روش آزمون و خطا (Trial and Error)**

– **شرح:** یکی از قدیمی‌ترین روش‌های حل مسئله است که در آن افراد با امتحان کردن راه‌های

مختلف، به نتیجه مطلوب می‌رسند. این روش همچنان در موقعیت‌هایی که گزینه‌های زیادی وجود دارد،

مفید است.

 

۳. **روش شهودی (Intuitive Problem Solving)**

– **شرح:** استفاده از الهام و شهود، که اغلب مبتنی بر احساسات یا دانش ناآگاهانه است. این روش بر

اساس تجربیات و حس درونی فرد بوده و در هنر و خلاقیت به‌ویژه مؤثر است.

 

۴. **روش قیاسی و استقرایی (Deductive and Inductive Reasoning)**

– **شرح:** در استدلال قیاسی از کلیات به جزئیات و در استدلال استقرایی از جزئیات به کلیات

می‌رسیم. این روش‌ها از اصول منطق برای رسیدن به نتیجه‌گیری استفاده می‌کنند.

 

۵. **طوفان فکری (Brainstorming)**

– **شرح:** تکنیکی برای جمع‌آوری ایده‌های مختلف با تمرکز بر تفکر خلاق و تولید انبوه ایده‌ها. در این

روش، افراد ایده‌های خود را بدون محدودیت و قضاوت ارائه می‌دهند.

 

۶. **تحلیل علت و معلول یا استخوان ماهی (Fishbone or Ishikawa Diagram)**

– **شرح:** روشی ساختاریافته برای شناسایی علل ریشه‌ای مشکلات با استفاده از دسته‌بندی‌های

مختلف، مانند انسان، روش‌ها، تجهیزات و محیط.

 

۷. **۵ چرا (5 Whys)**

– **شرح:** در این روش با پرسیدن “چرا” به تعداد پنج بار، به علت اصلی و ریشه‌ای یک مشکل

می‌رسیم. این تکنیک در تحلیل و حل مسائل پیچیده مفید است.

 

۸. **نقشه ذهنی (Mind Mapping)**

– **شرح:** استفاده از نقشه‌کشی ذهنی برای سازمان‌دهی افکار و ایده‌ها به‌صورت بصری. این روش به

افراد کمک می‌کند تا ایده‌ها و راه‌حل‌های خلاقانه را بهتر ببینند و به هم پیوند دهند.

 

۹. **تفکر جانبی (Lateral Thinking)**

– **شرح:** این روش بر شکستن الگوهای فکری مرسوم و دیدن مسئله از زوایای جدید تمرکز دارد.

ادوارد دوبونو از پیشگامان این روش است و آن را برای تفکر خلاق و حل مسئله ترویج داده است.

 

۱۰. **روش اسکمپر (SCAMPER)**

– **شرح:** تکنیکی برای تحریک خلاقیت که شامل تغییر یا اصلاح عناصر محصول یا فرآیند است. اسکمپر

مخفف جایگزینی (Substitute)، ترکیب (Combine)، انطباق (Adapt)، تغییر (Modify)، استفاده مجدد (Put

to another use)، حذف (Eliminate) و معکوس‌سازی (Reverse) است.

 

۱۱. **نقشه‌برداری تجربه (Empathy Mapping)**

– **شرح:** ابزاری برای درک نیازهای کاربران با تمرکز بر احساسات، انگیزه‌ها و موانع آن‌ها. این روش

به‌ویژه در طراحی خدمات و محصولات کاربرد دارد.

 

۱۲. **روش شش کلاه تفکر (Six Thinking Hats)**

– **شرح:** روشی که توسط ادوارد دوبونو معرفی شد و به افراد کمک می‌کند تا به‌صورت ساختاریافته

به یک مسئله از زوایای مختلف نگاه کنند، شامل شش حالت تفکر مختلف: کلاه سفید (واقعیت‌ها)، کلاه

قرمز (احساسات)، کلاه سیاه (نقاط ضعف)، کلاه زرد (نقاط قوت)، کلاه سبز (خلاقیت) و کلاه آبی (کنترل و

مدیریت).

 

۱۳. **تحلیل SWOT**

– **شرح:** روشی برای ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها. این تحلیل به سازمان‌ها کمک

می‌کند تا استراتژی‌های مؤثرتری را طراحی کنند.

 

۱۴. **روش A3**

– **شرح:** یک ابزار حل مسئله که به تیم‌ها کمک می‌کند تا از طریق تجزیه و تحلیل ساختاریافته به

راه‌حل‌های عملی برسند. این روش توسط شرکت تویوتا توسعه داده شد و شامل یک فرمت دو صفحه‌ای

A3 برای مستندسازی فرآیند حل مسئله است.

 

۱۵. **روش دیزاین تینکینگ (Design Thinking)**

– **شرح:** روشی کاربرمحور که شامل مراحل همدلی، تعریف مسئله، ایده‌پردازی، نمونه‌سازی و

آزمایش است. این روش به‌طور گسترده در طراحی محصولات و خدمات خلاقانه استفاده می‌شود.

 

۱۶. **الگوریتم‌های ژنتیک و هوش مصنوعی**

– **شرح:** تکنیک‌های مبتنی بر محاسبات که از اصول زیست‌شناسی مانند انتخاب طبیعی و یادگیری

ماشین برای یافتن راه‌حل‌های بهینه استفاده می‌کنند.

 

۱۷. **تحلیل شکاف (Gap Analysis)**

– **شرح:** روشی برای شناسایی شکاف بین وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب یک فرآیند یا محصول. این

روش به سازمان‌ها کمک می‌کند تا برای رسیدن به اهداف خود، برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشند.

 

۱۸. **تحلیل ارزش (Value Analysis)**

– **شرح:** تمرکز بر افزایش ارزش یک محصول یا خدمات از طریق بهبود کارایی و کاهش هزینه‌ها، بدون

تأثیر منفی بر کیفیت.

 

۱۹. **متد کارت‌های داستان‌پردازی (Storyboarding)**

– **شرح:** تکنیکی که در آن مراحل مختلف یک فرآیند یا داستان به صورت بصری نشان داده می‌شود.

این روش به‌ویژه در طراحی تجربه کاربری کاربرد دارد.

 

۲۰. **ماتریس تصمیم‌گیری (Decision Matrix)**

– **شرح:** استفاده از ماتریس برای ارزیابی و اولویت‌بندی گزینه‌ها بر اساس معیارهای مختلف. این

روش کمک می‌کند تا تصمیمات بهتر و دقیق‌تری اتخاذ شوند.

 

۲۱. **روش کایزن (Kaizen)**

– **شرح:** فلسفه‌ای ژاپنی برای بهبود مستمر که از تغییرات کوچک و مستمر در فرآیندها و فعالیت‌ها

برای دستیابی به کارایی بهتر استفاده می‌کند.

 

۲۲. **روش PDCA (Plan-Do-Check-Act)**

– **شرح:** چرخه‌ای برای حل مسئله و بهبود مستمر که شامل برنامه‌ریزی، اجرا، بررسی و اقدام

می‌شود. این روش توسط ادوارد دمینگ توسعه داده شد و در مدیریت کیفیت کاربرد زیادی دارد.

 

۲۳. **مدل DMAIC در شش سیگما**

– **شرح:** یک روش حل مسئله ساختاریافته در شش سیگما که شامل مراحل تعریف، اندازه‌گیری،

تحلیل، بهبود و کنترل است.

 

۲۴. **تحلیل ریشه‌ای (Root Cause Analysis – RCA)**

– **شرح:** روشی برای شناسایی علت ریشه‌ای یک مشکل با استفاده از ابزارهای مختلف مانند 5 چرا و

تحلیل فیشبون. این روش کمک می‌کند تا با از بین بردن علل ریشه‌ای، از تکرار مشکلات جلوگیری شود.

 

۲۵. **استفاده از فناوری‌های نوین (مثل تکنولوژی VR/AR) در حل مسئله و خلاقیت**

– **شرح:** استفاده از واقعیت مجازی و افزوده برای حل مشکلات پیچیده و شبیه‌سازی سناریوهای

مختلف، به‌ویژه در آموزش و طراحی.

 

این فهرست شامل برخی از مهم‌ترین و متداول‌ترین روش‌ها و تکنیک‌های حل مسئله و خلاقیت است. استفاده از این تکنیک‌ها بسته به نوع

مشکل و زمینه کاری می‌تواند به سازمان‌ها، افراد و تیم‌ها کمک کند تا به صورت مؤثری مشکلات خود را شناسایی و حل کنند.

 

 

تکنیک بازگشت به مشتری

می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازاریابی، رابطه بین فعالیت های خود و مشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می کنیم.

برترین تکنیک حل مسئله طوفان ، ذهنی

طوفان ذهنی  برترین تکنیک حل مسئله  که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال ۱۹۳۸ توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود:اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.

تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلاقیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوب‌ تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم….

قطعا تکنیکهای حل مسئله و خلاقیت در اینجا پایان نمی یابد اما آشنایی با این تکنیکها قدرت شما را تضمین می کنم که دو چندان می نماید .

 

شش کلاه تفکر چیست

شما با تکنیک شش کلاه تفکر آشنایی دارید؟
در سال ۱۹۸۵، ادوارد دو بونو کتابی تحت عنوان “شش کلاه تفکر” .
او یک پزشک، نویسنده و مشاور بود. وی طرفدار آموزش تفکر به عنوان یک موضوع در مدارس به شمار می‌رود.
همچنین عقیده داشت تفکر به افراد کمک می‌کند تا در تجارت و زندگی موفق­تر باشند.
ادوارد دو بونو تکنیک شش کلاه تفکر را به عنوان راهی برای برگزاری بهتر جلسات و تصمیم‌گیری بهتر برای شما معرفی کرد.

 

  • تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو
  • روش شش کلاه تفکر برای یک مسئله واقعی
  • انواع کلاه تفکر
  • مثال برای شش کلاه تفکر
  • نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

لطفا این مطلب را با دوستان علاقه‌مند خود به اشتراک بگذارید.

تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو

تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو به روش­‌های تقویت خلاقیت می­‌پردازد.
افراد به هنگام روبرو شدن با مشکلات رویکرد­های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.
برای بهبود عملکرد و حل مشکل باید از انعطاف پذیری برای توسعه و اصلاح ایده­‌ها استفاده کرد.
هر­کدام از این ایده­ها نقاط قوت و ضعف خود را دارند.
با استفاده از خلاقیت، می­‌توان ایده­‌های جدید و کارآمد ارائه داد و آنها را بهبود بخشید.

ادوارد دوبونو در روش شش کلاه تفکر هر کلاه را با رنگ‌های مختلف معرفی می­‌کند.
هر کدام از این رنگ‌ها یک زاویه دید برای حل مسئله ارائه می­دهند.
با پوشیدن هر کلاه، یاد می­گیرید که چگونه به روش‌های مختلف جوانب مشکلات را در نظر بگیرید و خود را برای تجزیه و تحلیل مسائل آماده کنید.
همچنین برای مطالعه عمیق‌تر، می‌توانید کتاب شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو را تهیه کنید.

کلاه تفکر سفید

روش شش کلاه تفکر برای یک مسئله واقعی در کلاه تفکر سفید به چشم می‌خورد.
کلاه تفکر سفید مانند کارآگاهی است که اطلاعات فعلی را جمع آوری می­‌کند.
سپس اطلاعات را سازماندهی می­‌کند و به تجزیه و تحلیل آن می­‌پردازد.
کارآگاهان سرنخ­‌ها و حقایق را مطالعه می­‌کنند و سعی می­کنند بدون تعصب به مسائل نگاه کنند و از قضاوت عجولانه بپرهیزند.
آن­‌ها سعی می­‌کنند تمام جوانب را بررسی کنند و از درستی اطلاعات اطمینان حاصل کنند.
بعد از این مرحله به موارد دیگر از جمله مشکلات و دلایلشان می­پردازند.
روش شش کلاه تفکر در این مسیر به شما کمک می‌کند.

به همین ترتیب، در حالی که کلاه سفید را بر سر دارید باید اطلاعات حقیقی را جمع آوری کرده و آن­ها را تجزیه و تحلیل کنید تا به راه حل­های مبتنی بر واقعیت برسید.
تجزیه و تحلیل داده­های جمع­آوری شده به شما کمک می­کند تا شکاف‌ها را پیدا کنید.
بنابراین می‌توانید به دنبال راه­‌هایی برای بر­طرف کردن آن­ها باشید یا حداقل آن­ها را یادداشت کنید؛
تا ایده­‌ها و راه­‌حل­‌های بهتری به ذهنتان برسد.

شما در این مرحله می­‌توانید سوال­‌های زیر را از خود بپرسید:

  • درباره­ این موضوع چه می­‌دانم؟
  •  درباره­ این موضوع چه چیزی نمی­‌دانم؟
  •  از این وضعیت چه چیزی می­‌توانم یاد بگیرم؟
  •  برای حل این مشکل به چه اطلاعاتی نیاز دارم؟
  •  آیا راه­‌حل­‌های بالقوه­‌ای وجود دارد که بتوانم از آن­‌ها برای حل این مشکل استفاده کنم؟

همچنین به همراه یک تیم به این سوال­‌ها پاسخ دهید.
تمام جوانب را بسنجید و ایده­‌ها و نظرات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

 

کلاه تفکر زرد

 

این کلاه نشان دهنده اشتیاق و خوش بینی است. این کلاه مانند یک روز آفتابی و روشن است و برای  ایجاد انرژی مثبت و امید در هر ایده استفاده می­شود. با پوشیدن کلاه زرد، به مزایا و ارزش هر ایده فکر می­کنید. محدودیت­ها و سختی­ها نباید مانع شما شوند. باید باور داشته باشید که تا وقتی اراده دارید، راهی نیز برای حل مشکل وجود دارد. وقتی کلاه زرد را به سر دارید، این سوالات را از خود بپرسید:

بهترین راه برای در نظر گرفتن یک مشکل چیست؟

برای اینکه راه حل ما جواب دهد لازم است چه کار­هایی انجام دهیم؟

چه مزایای طولانی مدتی در این کار وجود دارد؟

این سوالات فقط یک نقطه شروع است. همانطور که در حال انجام تکنیک­های شش کلاه تفکر هستید، ممکن است سوالات بیشتری در این مورد به ذهنتان خطور کند.

 

شش کلاه تفکر : کلاه تفکر سیاه

کلاه سیاه نقطه مقابل کلاه زرد است و نشان دهنده قضاوت است. کسانی که این کلاه را به سر دارد، عوامل خطا­ها را بررسی می­کنند و جوانب منفی را در نظر می­گیرند. از کلاه سیاه برای آشکار کردن نقص ……

 

 

===============================================================================

 

# نقشه راه جامع حل مسئله و خلق ایده‌های نوآورانه

## درآمد: مهارتی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم

در دنیای پرتلاطم امروز، توانایی حل مسائل پیچیده و خلق راه‌حل‌های نوآورانه به یکی از ارزشمندترین مهارت‌های فردی و سازمانی تبدیل شده است. چه یک کارآفرین باشید که به دنبال شکستن مرزهای بازار است، چه یک مدیر میانی که با چالش‌های روزمره دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، یا حتی فردی که در زندگی شخصی با تصمیم‌گیری‌های دشوار روبروست، داشتن یک فرآیند ساختاریافته می‌تواند مسیر شما را از سردرگمی به وضوح سوق دهد.

اما چرا با وجود دسترسی به اطلاعات بی‌پایان، هنوز بسیاری از ما در حل مسائل اساسی گیر می‌کنیم؟ پاسخ در فقدان یک چارچوب منظم است. مغز انسان ذاتاً در برابر آشفتگی مقاومت می‌کند، ولی وقتی با یک ساختار منطقی همراه شود، می‌تواند معجزه کند. این نوشتار دقیقاً همان چارچوب را در اختیار شما قرار می‌دهد.

## بخش اول: چرایی نیاز به فرآیند ساختاریافته

تصور کنید می‌خواهید یک نقشه گنج را دنبال کنید. بدون داشتن قطبنما، مقیاس و نشانه‌های واضح، تنها در مناطق ناشناخته سرگردان خواهید شد. حل مسئله هم دقیقاً همین‌گونه است. بدون نقشه راه، انرژی و منابع خود را تلف خواهید کرد، بدون آنکه به نتیجه مطلوب برسید.

دو مشکل عمده در رویکردهای غیرساختاریافته وجود دارد: اول، تمرکز بر نشانه‌ها به جای ریشه مشکلات، و دوم، محدود شدن به راه‌حل‌های آشنا و تکراری. فرآیندی که در ادامه می‌آید، شما را از این دو دام رهایی می‌بخشد.

## بخش دوم: فرآیند ۲۲ مرحله‌ای حل مسئله و خلاقیت

### فاز اول: درک عمیق مسئله (مراحل ۱ تا ۵)

**گام یکم: شناسایی و تعریف مسئله**
اولین و شاید مهمترین قدم این است که بدانید واقعاً با چه چیزی روبرو هستید. اغلب، آنچه به عنوان مسئله ظاهر می‌شود، تنها نشانه یک مشکل عمیق‌تر است. برای تعریف دقیق مسئله، سعی کنید آن را در یک جمله واضح بنویسید. به جای “فروش کم است” بگویید: “نرخ تبدیل بازدیدکنندگان سایت به خریدار در سه ماه گذشته ۴۰٪ کاهش یافته است.” هرچه مسئله را عینی‌تر تعریف کنید، راه‌حل نیز ملموس‌تر خواهد بود.

**گام دوم: تحلیل ذی‌نفعان**
هر تصمیمی بر افراد مختلف تأثیر می‌گذارد. فهرستی از تمام کسانی که از مسئله تأثیر می‌پذیرند یا بر آن تأثیر می‌گذارند تهیه کنید. برای هر گروه، انگیزه‌ها، نگرانی‌ها و معیارهای موفقیتشان را در نظر بگیرید. گاهی راه‌حلی که برای یک گروه عالی است، برای گروه دیگر فاجعه‌بار خواهد بود. درک این پویایی‌ها از برخوردهای بعدی جلوگیری می‌کند.

**گام سوم: جمع‌آوری داده‌های جامع**
در این مرحله باید مانند یک خبره تحقیق عمل کنید. داده‌های کمی (آمار، ارقام، نمودارها) و داده‌های کیفی (نظرات، تجربیات، احساسات) را جمع‌آوری کنید. به منابع مختلف مراجعه کنید – هم از داخل سازمان و هم از خارج. مهم است که تعصبات شخصی خود را کنار بگذارید و به دنبال حقایق ناخوشایند هم باشید. گاهی یک داده کوچک که نادیده گرفته‌اید، کلید حل مسئله خواهد بود.

**گام چهارم: تجزیه مسئله به اجزای کوچکتر**
مسائل پیچیده معمولاً از چندین مشکل کوچک‌تر تشکیل شده‌اند. مسئله اصلی خود را مانند یک پازل در نظر بگیرید که باید تکه‌تکه شود. هر تکه را جداگانه بررسی کنید. این کار نه تنها حل مسئله را ساده‌تر می‌کند، بلکه به شما کمک می‌کند اولویت‌ها را مشخص کنید. ممکن است متوجه شوید که برخی بخش‌ها اصلاً نیاز به توجه ندارند، درحالی که بخش‌های دیگر حیاتی هستند.

**گام پنجم: تعیین معیارهای ارزیابی**
قبل از اینکه به دنبال راه‌حل بگردید، باید بدانید راه‌حل ایده‌آل چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد. آیا هزینه مهم‌تر است یا زمان؟ آیا کیفیت مطلق لازم است یا مقرون‌به‌صرفگی؟ معیارهای خود را اولویت‌بندی کنید. این معیارها بعداً به عنوان فیلترهای انتخاب عمل خواهند کرد.

### فاز دوم: تولید ایده و راه‌حل (مراحل ۶ تا ۱۵)

**گام ششم: طوفان فکری آزاد**
اینجا جایی است که باید همه محدودیت‌ها را کنار بگذارید. در یک جلسه طوفان فکری مؤثر، هیچ ایده‌ای بد نیست. حتی ایده‌های به ظاهر احمقانه می‌توانند جرقه‌ای برای راه‌حل‌های درخشان باشند. قانون طلایی: در مرحله تولید ایده، قضاوت ممنوع است. هدف کمیت است، نه کیفیت. هرچه ایده‌های بیشتری تولید کنید، احتمال رسیدن به راه‌حل نوآورانه بیشتر است.

**گام هفتم: تکنیک SCAMPER**
این تکنیک یکی از ابزارهای قدرتمند تفکر خلاق است. SCAMPER مخفف هفت سؤال کلیدی است:
– جایگزینی (Substitute): چه بخش‌هایی را می‌توان جایگزین کرد؟
– ترکیب (Combine): چه چیزهایی را می‌توان با هم ترکیب کرد؟
– تطبیق (Adapt): چه ایده‌های دیگری را می‌توان تطبیق داد؟
– تغییر (Modify): چه چیزی را می‌توان بزرگ‌تر، کوچک‌تر یا تغییر شکل داد؟
– کاربردهای دیگر (Put to other uses): چه استفاده‌های دیگری می‌توان داشت؟
– حذف (Eliminate): چه چیزی را می‌توان حذف یا ساده کرد؟
– معکوس‌سازی (Reverse): چه می‌شود اگر ترتیب را تغییر دهیم؟

**گام هشتم: تفکر جانبی**
ادوارد دوبونو، پدر تفکر جانبی، معتقد است گاهی باید مسیر مستقیم تفکر را رها کرد و از راه‌های غیرمستقیم وارد شد. به جای پرسش “چگونه این مشکل را حل کنیم؟” بپرسید “چه چیزی اگر کاملاً برعکس باشد، این مشکل را تشدید می‌کند؟” یا “اگر منابع نامحدود داشتیم، چه می‌کردیم؟” این نوع سؤالات ذهن را از چارچوب‌های معمول رها می‌کند.

**گام نهم: شش کلاه تفکر**
این تکنیک نیز از ابداعات دوبونو است. هر کلاه نماد یک سبک تفکر است:
– کلاه سفید: داده‌ها و اطلاعات عینی
– کلاه قرمز: احساسات و شهود
– کلاه سیاه: احتیاط و خطرات
– کلاه زرد: مزایا و فرصت‌ها
– کلاه سبز: خلاقیت و ایده‌های جدید
– کلاه آبی: مدیریت فرآیند و جمع‌بندی

با قرار دادن هر کلاه (چه به صورت فردی و چه در گروه)، مسئله را از زوایای مختلف بررسی کنید.

**گام دهم: نقشه‌برداری ذهنی**
نقشه ذهنی ابزاری تصویری برای سازماندهی افکار است. موضوع اصلی را وسط صفحه بنویسید و شاخه‌های مربوطه را به آن وصل کنید. از رنگ‌ها، تصاویر و نمادها استفاده کنید. این روش به مغز کمک می‌کند ارتباطات غیرخطی را ببیند که در تفکر خطی معمول پنهان می‌مانند.

**گام یازدهم: تحلیل ریشه‌ای با “پنج چرا”**
وقتی با مشکلی روبرو می‌شوید، بپرسید “چرا این اتفاق افتاد؟” سپس از پاسخ خود دوباره بپرسید “چرا؟” این کار را پنج بار تکرار کنید. معمولاً در چراهای چهارم و پنجم به ریشه اصلی می‌رسید. این تکنیک ساده اما قدرتمند، شما را از درمان نشانه‌ها به درمان بیماری سوق می‌دهد.

**گام دوازدهم: ماتریس اولویت‌بندی**
حالا که ایده‌های زیادی دارید، زمان انتخاب فرارسیده است. ماتریسی با دو محور ایجاد کنید: مثلاً “سهولت اجرا” در مقابل “تأثیرگذاری”. هر ایده را در این ماتریس قرار دهید. ایده‌های با تأثیر بالا و اجرای آسان، اولویت اول هستند. ایده‌های با تأثیر بالا اما اجرای دشوار نیاز به بررسی دقیق‌تر دارند.

**گام سیزدهم: ایده‌پردازی معکوس**
گاهی مستقیم رفتن به سمت هدف دشوار است. در این تکنیک، از نقطه پایان شروع می‌کنید. تصور کنید راه‌حل ایده‌آل را پیدا کرده‌اید. حالا به عقب برگردید و ببینید برای رسیدن به این نقطه چه مراحلی را پشت سر گذاشته‌اید. این روش مسیرهای پنهان را آشکار می‌کند.

**گام چهاردهم: سناریوسازی**
برای هر راه‌حل منتخب، چند سناریوی مختلف در نظر بگیرید: بهترین حالت، بدترین حالت و حالت محتمل. برای هر سناریو، پیامدها و ریسک‌ها را بررسی کنید. این کار کمک می‌کند آمادگی لازم برای شرایط مختلف را داشته باشید.

**گام پانزدهم: تکنیک دلفی**
اگر با مسئله پیچیده‌ای روبرو هستید که نیاز به تخصص‌های مختلف دارد، این تکنیک مناسب است. نظرات چندین متخصص را به صورت ناشناس جمع‌آوری کنید، نتایج را ترکیب و بازخورد دهید، سپس دوباره نظرخواهی کنید. این فرآیند تکراری به اجماع منطقی منجر می‌شود.

### فاز سوم: آزمایش و اجرا (مراحل ۱۶ تا ۲۲)

**گام شانزدهم: ایجاد نمونه اولیه**
هیچ چیز مانند یک نمونه ملموس نمی‌تواند ایده‌ها را محک بزند. نمونه اولیه می‌تواند یک طرح، یک ماکت، یک فرآیند آزمایشی یا حتی یک نمایش شبیه‌سازی شده باشد. مهم این است که بتوانید ایده خود را در دنیای واقعی لمس و آزمایش کنید.

**گام هفدهم: آزمایش کنترل‌شده**
قبل از اجرای کامل، راه‌حل را در محیطی محدود و کنترل‌شده آزمایش کنید. این آزمایش باید شرایط واقعی را شبیه‌سازی کند، اما در مقیاسی که اگر شکست خورد، آسیب جدی وارد نشود. داده‌های حاصل از این آزمایش برای اصلاح راه‌حل ارزشمند هستند.

**گام هجدهم: تحلیل SWOT**
قبل از اجرای نهایی، نقاط قوت (Strengths)، ضعف (Weaknesses)، فرصت‌ها (Opportunities) و تهدیدها (Threats) راه‌حل خود را بررسی کنید. این تحلیل به شما کمک می‌کند از مزایای راه‌حل حداکثر بهره را ببرید و از تهدیدها جلوگیری کنید.

**گام نوزدهم: طراحی نقشه راه اجرا**
یک برنامه مرحله‌ای دقیق با زمان‌بندی مشخص، مسئولیت‌های تعیین‌شده و منابع لازم ایجاد کنید. نقشه راه باید انعطاف‌پذیر باشد تا در صورت نیاز قابل تنظیم باشد، اما به اندازه‌ای ساختاریافته که مسیر را مشخص کند.

**گام بیستم: تعیین شاخص‌های کلیدی عملکرد**
چگونه می‌فهمید راه‌حل شما کار می‌کند؟ با تعیین شاخص‌های قابل اندازه‌گیری. این شاخص‌ها باید SMART باشند: Specific (مشخص)، Measurable (قابل اندازه‌گیری)، Achievable (قابل دستیابی)، Relevant (مربوط) و Time-bound (محدود به زمان).

**گام بیست‌ویکم: ایجاد سیستم بازخورد**
هیچ راه‌حلی کامل نیست و شرایط همیشه تغییر می‌کند. سیستمی طراحی کنید که بازخورد مستمر از اجرا را جمع‌آوری کند. این سیستم باید امکان تعدیل مسیر را در صورت لزوم فراهم کند.

**گام بیست‌ودوم: مستندسازی و آموزش**
تجربیات خود را ثبت کنید. چه موفق شدید، چه شکست خوردید، درس‌های آموخته‌شده را مستندسازی کنید. سپس این دانش را در سازمان یا تیم خود منتشر کنید. این کار نه تنها از تکرار اشتباهات جلوگیری می‌کند، بلکه پایه‌ای برای نوآوری‌های بعدی می‌شود.

## بخش سوم: مطالعه موردی – چگونه اپل موسیقی را متحول کرد

### زمینه تاریخی
در آغاز هزاره جدید، بازار موسیقی در آشفتگی به سر می‌برد. فناوری MP3 امکان دانلود موسیقی را فراهم کرده بود، اما شرکت‌های ضبط با این پدیده مبارزه می‌کردند. دستگاه‌های پخش MP3 موجود پیچیده، زشت و با رابط کاربری ضعیف بودند. کاربران برای مدیریت فایل‌های موسیقی خود با مشکلات فنی زیادی روبرو بودند.

### رویکرد متعارف که شکست خورد
شرکت‌های دیگر بر بهبود فنی دستگاه‌ها تمرکز داشتند: حافظه بیشتر، باتری قوی‌تر، فرمت‌های پشتیبانی بیشتر. اما استیو جابز و تیمش در اپل سؤال متفاوتی پرسیدند: “تجربه گوش دادن به موسیقی چگونه باید باشد؟”

### فرآیند حل مسئله اپل

**۱. بازتعریف مسئله**
اپل مسئله را نه به عنوان “ساخت یک پخش‌کننده MP3 بهتر” بلکه به عنوان “خلق یک تجربه موسیقی شخصی بی‌دردسر” تعریف کرد. این تغییر视角 اساسی بود.

**۲. تمرکز بر تجربه کاربر**
تیم اپل ساعت‌ها به مشاهده افراد در حال گوش دادن به موسیقی پرداخت. آنها متوجه شدند مردم می‌خواهند:
– به کل مجموعه موسیقی خود دسترسی سریع داشته باشند
– بین آهنگ‌ها به راحتی حرکت کنند
– دستگاه را بدون نگاه کردن به آن کنترل کنند
– دستگاه با سبک زندگی آنها سازگار باشد

**۳. تفکر معکوس**
به جای شروع از فناوری، از نتیجه نهایی شروع کردند: کاربری که لذت می‌برد. سپس به عقب کار کردند تا ببینند برای ایجاد این لذت چه چیزی لازم است.

**۴. ساده‌سازی افراطی**
تیم اپل از تکنیک “حذف” در SCAMPER استفاده گسترده‌ای کرد. هر چیزی که ضروری نبود، حذف شد. دکمه‌ها به حداقل رسید. منوها ساده شدند. حتی دکمه روشن/خاموش در نسخه اولیه حذف شد.

**۵. ترکیب نوآورانه**
اپل سه عنصر را ترکیب کرد:
– سخت‌افزار زیبا و intuitive (آی‌پاد)
– نرم‌افزار ساده برای مدیریت موسیقی (آی‌تیونز)
– سرویس قانونی خرید موسیقی (آی‌تیونز استور)

این ترکیب بی‌سابقه بود. دیگران فقط روی سخت‌افزار تمرکز داشتند.

**۶. نمونه‌سازی وسواسی**
تیم طراحی اپل ده‌ها نمونه فیزیکی از آی‌پاد ساخت. آنها دستگاه‌ها را در جیب‌های مختلف قرار دادند، با یک دست کنترل کردند، در تاریکی آزمایش کردند. هر نمونه به اصلاح بعدی کمک کرد.

**۷. بازاریابی متفاوت**
وقتی آی‌پاد معرفی شد، تبلیغات روی مشخصات فنی تمرکز نکرد. بلکه روی احساس متمرکز شد: “هزاران آهنگ در جیب شما.” این شعار دقیقاً نیاز اصلی کاربران را هدف گرفته بود.

### نتایج و درس‌ها
آی‌پاد تنها یک محصول موفق نبود؛ صنعت موسیقی را متحول کرد. اپل نشان داد که حل مسئله واقعی نیاز به درک عمیق انسان‌ها دارد، نه فقط تسلط بر فناوری. درس کلیدی: گاهی باید مسئله را دوباره تعریف کرد تا راه‌حل انقلابی پیدا شود.

## بخش چهارم: چک‌لیست اجرایی ۷ مرحله‌ای برای استفاده روزمره

### مرحله ۱: آماده‌سازی – بستر موفقیت را فراهم کنید
– تیم مناسب تشکیل دهید: افرادی با مهارت‌های مکمل، نه شبیه
– منابع کافی اختصاص دهید: زمان، بودجه، اختیارات
– محدوده زمانی واقع‌بینانه تعیین کنید: نه آنقدر کوتاه که باعث عجله شود، نه آنقدر طولانی که انگیزه از بین برود
– محیط امن ایجاد کنید: جایی که افراد بتوانند ایده‌های غیرمعمول را مطرح کنند بدون ترس از تمسخر

### مرحله ۲: تعریف عملیاتی – مسئله را قاب کنید
– مسئله را به صورت عملیاتی بیان کنید: “چگونه می‌توانیم X را بهبود دهیم تا Y نتیجه حاصل شود؟”
– معیارهای موفقیت را مشخص کنید: چه شواهدی نشان می‌دهد مشکل حل شده است؟
– موانع را شناسایی کنید: چه محدودیت‌های واقعی وجود دارد؟
– تأیید نهایی بگیرید: مطمئن شوید همه ذی‌نفعان کلیدی با تعریف مسئله موافقند

### مرحله ۳: کاوش و ایده‌پردازی – گزینه‌ها را گسترش دهید
– جلسات خلاقیت متنوع برگزار کنید: طوفان فکری کلاسیک، نوشتن ناشناس، روش ۶۳۵
– از محرک‌های خلاقیت استفاده کنید: تصاویر، اشیاء، داستان‌ها
– همه ایده‌ها را ثبت کنید: حتی آنهایی که ابتدا احمقانه به نظر می‌رسند
– به ذهن استراحت دهید: بین جلسات فاصله بگذارید تا ایده‌ها در ناخودآگاه پردازش شوند

### مرحله ۴: ارزیابی و انتخاب – بهترین گزینه را برگزینید
– ایده‌ها را بر اساس معیارهای از پیش تعیین‌شده رتبه‌بندی کنید
– ریسک هر گزینه را واقع‌بینانه ارزیابی کنید
– ۲-۳ گزینه برتر را برای توسعه بیشتر انتخاب کنید
– بازخورد بگیرید: از افرادی که در جلسات خلاقیت حضور نداشتند هم نظر بخواهید

### مرحله ۵: توسعه و آزمایش – ایده را محک بزنید
– نمونه اولیه ایجاد کنید: هرچند ساده و ناقص
– آزمایش طراحی کنید: که شرایط واقعی را شبیه‌سازی کند
– داده جمع‌آوری کنید: هم کمی و هم کیفی
– بر اساس نتایج، اصلاحات لازم را انجام دهید

### مرحله ۶: اجرا و نظارت – راه‌حل را عملی کنید
– برنامه اجرایی دقیق تنظیم کنید: چه کاری، توسط چه کسی، تا چه زمانی
– تیم اجرا را آموزش دهید: آنها باید راه‌حل را درک و باور کنند
– سیستم نظارتی ایجاد کنید: که پیشرفت را نسبت به شاخص‌های کلیدی نشان دهد
– مکانیزم تنظیم مسیر داشته باشید: اگر انحراف دیدید، بتوانید اصلاح کنید

### مرحله ۷: بازنگری و نهادینه‌سازی – یادگیری را حفظ کنید
– نتایج نهایی را ارزیابی کنید: در مقایسه با معیارهای اولیه
– فرآیند را مستند کنید: چه کار کردید، چه شد، چه آموختید
– درس‌های کلیدی را استخراج کنید: برای پروژه‌های بعدی
– دانش را منتشر کنید: در کل سازمان پخش کنید

## بخش پنجم: نکات کلیدی برای اثربخشی ماندگار

### ۱. چرخه‌های تکراری، نه خط مستقیم
فرآیند حل مسئله مانند یک مارپیچ است، نه یک خط راست. ممکن است نیاز باشد به مراحل قبلی بازگردید. این بازگشت نشانه شکست نیست، بلکه نشانه یادگیری است.

### ۲. تنوع را گرامی بدارید
تیم‌های همگن راه‌حل‌های معمولی تولید می‌کنند. افرادی با پیشینه‌های مختلف، تحصیلات متفاوت، سنین مختلف و حتی شخصیت‌های متضاد، با هم ترکیب بهتری ایجاد می‌کنند.

### ۳. شکست‌های کوچک را بپذیرید
اگر در آزمایش‌های اولیه شکست نمی‌خورید، احتمالاً به اندازه کافی جسارت ندارید. شکست‌های کنترل‌شده و کوچک، از شکست‌های بزرگ و پرخطر جلوگیری می‌کنند.

### ۴. بین تحلیل و خلاقیت تعادل برقرار کنید
تفکر تحلیلی بدون خلاقیت، خشک و محدود است. خلاقیت بدون تحلیل، شاعرانه اما غیرعملی است. هر دو را در کنار هم پرورش دهید.

### ۵. برای تفکر عمیق زمان اختصاص دهید
در دنیای سریع امروز، وسوسه می‌شویم که فوراً تصمیم بگیریم. اما مسائل پیچیده نیاز به تفکر عمیق دارند. زمانی را برای تأمل، بدون حواس‌پرتی، در نظر بگیرید.

## جمع‌بندی: هنر و علم حل مسئله

حل مسئله مؤثر ترکیبی است از علم (فرآیندهای ساختاریافته، روش‌های تحلیلی، معیارهای عینی) و هنر (شهود، خلاقیت، همدلی). چک‌لیست‌های ارائه شده در اینجا علم بخش را پوشش می‌دهند، اما هنر بخش به شما بستگی دارد.

به یاد داشته باشید که بهترین فرآیندها هم جایگزین قضاوت انسانی نمی‌شوند. این ابزارها باید خدمتگزار شما باشند، نه ارباب. با تجربه بیشتر، خواهید آموخت که چگونه این چارچوب را با موقعیت‌های خاص تطبیق دهید.

در نهایت، حل مسئله مهارتی است مانند عضله که با تمرین قوی می‌شود. هر چالشی که امروز با آن روبرو می‌شوید، فرصتی است برای تقویت این عضله. با این چارچوب‌ها مسلح شده‌اید، حالا نوبت اقدام است. اولین مشکل پیچیده‌ای که با آن مواجه می‌شوید را انتخاب کنید و این فرآیند را آغاز کنید. ممکن است ابتدا کند به نظر برسد، اما با تسلط بر آن، سریع‌تر و مؤثرتر از همیشه عمل خواهید کرد.

مسائل دنیا منتظر راه‌حل‌های نوآورانه هستند. شما اکنون نقشه راه را دارید. سفر حل مسئله خود را آغاز کنید.

دکتر مازیار میر

نوشته های مرتبط