ما به کسب و کارهای نوپا کمک می کنیم تا حرفه ای شوند.

ما به کسب و کارهای نوپا کمک می کنیم تا حرفه ای شوند.

درباره بنیاد میر

ارائه خدمات مشاوره

بنیاد دکتر مازیار میر، همراه حرفه‌ای شما در مسیر مشاوره انتخاباتی، آموزش تخصصی املاک و برندسازی شخصی.

خلاصه کتاب خلق برند داستانی

خانه » مقالات » خلاصه کتاب خلق برند داستانی
خلاصه کتاب خلق برند داستانی

خلاصه کتاب خلق برند داستانی

Building a StoryBrand: Clarify Your Message So Customersخلاصه کتاب خلق برند داستانی تلخیص و جمع آوری دکتر مازیارمیر بهترین مشاورکسب و کار
خلاصه کتاب خلق برند داستانی

 

 

 

 

 

مشاور کسب و کار دکترمازیارمیر

ایران تهران جماران اندیشکده مدیای ایرانیان

واپسین لحظات 13 اسفند 1398

 

 

 

 

کتاب “Building a StoryBrand: Clarify Your Message So Customers Will Listen” توسط دونالد میلر (Donald Miller) در سال ۲۰۱۷ منتشر شد.

میلر این کتاب را بر پایه‌ی تجربیات خود از مشاوره به هزاران کسب‌وکار و همچنین با الهام از الگوهای داستان‌پردازی کهن (مانند ساختار سفر قهرمان جوزف کمبل) نوشته

است. چارچوب SB7 که در کتاب معرفی شده، به سرعت به یکی از رویکردهای محبوب در بازاریابی داستانی (Storytelling Marketing) تبدیل شد و تا امروز به عنوان یک

مرجع کلیدی در حوزه‌ی برندسازی و ارتباطات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگر به تاریخ‌های دقیق‌تر یا نسخه‌های به‌روزرسانی شده علاقه دارید:

  • چاپ اول: اکتبر ۲۰۱۷ توسط انتشارات HarperCollins Leadership.

  • نسخه‌های بعدی: تاکنون چندین چاپ با اصلاحات جزئی منتشر شده‌اند

 

خلاصه کتاب

 

# خلق برند به مثابه اسطوره‌سازی

الگوی هفت‌گانه‌ی نفوذ به ناخودآگاه جمعی

 

پیش درآمد: پایان عصر داد و ستد، آغاز عصر معنا

انسان امروز دیگر نه برای خرید کالا، که برای خرید «تفسیرهای جدید از خویشتن» پول می‌پردازد. هر برند، خواه ناخواه، در حال روایت یک اسطوره است. دونالد میلر با درکی

نافذ از کهن‌الگوهای یونگی و ساختارهای روایی سفر قهرمان جوزف کمبل، کدهایی را شکسته است که پلی میان روان‌شناسی عمیق و عملگرایی بازار می‌زند. این متن نه

یک دستورالعمل، که یک نقشه برای سفر به اعماق ذهنیت مشتری است.

 


 

**بخش یکم: بنیان‌های متافیزیکی یک برند داستان‌بنیاد**

**فصل یک: بحران معنا در اقتصاد دیجیتال**

ما در اقیانوسی از اطلاعات شناوریم، اما از بی‌آبی معنایی می‮میریم. برندهایی که تنها به زبان «ویژگی‌ها» و «مزایا» سخن می‌گویند، در نهایت به نویز پس‌زمینه‌ی ذهن تبدیل می‌شوند. میلر به ما می‌آموزد که زبان ذهن ناخودآگاه، زبان روایت است. هر خریدی، یک فعل روایی است: قهرمان (مشتری) با ابزاری (کالا/خدمت) بر مانعی (مشکل) غلبه می‌کند تا به حالتی برتر (تحول) دست یابد.

> **بینش محوری:** ذهن انسان یک دستگاه داستان‌ساز است. اطلاعاتی که در قالب روایت دریافت نکند، یا حذف می‌شود یا تحریف. برند موفق، کارگردان این نمایش درونی است.

**فصل دو: از اسطوره‌های کهن تا مارک‌های نوین**

ساختار زیرین همه‌ی روایت‌های ماندگار بشری — از گیلگمش تا گودفادر — یکسان است: **کمبود → سفر → مواجهه → دگرگونی**. میلر این ساختار جهان‌شمول را از معابد و حماسه‌ها به بازارها و صفحات فرود آورده است. درک این حقیقت، اولین گام خروج از سطح‌نگاری تبلیغاتی و ورود به ژرف‌زنی اسطوره‌ای است.

 


 

**بخش دوم: تشریح هفت پرده‌ی نمایش دگرگونی برند**

**پرده‌ی یکم: شناسایی قهرمان — که نه مشتری، که وجودی در جستجوی تمامیت**

اینجا «مشتری» به موجودی تک‌بعدی و مصرف‌محور تقلیل نمی‌یابد، بلکه به **«جستجوگر»** ارتقا می‌یابد. این جستجوگر:
– **نقصانی** دارد (کمبودی در هستی‌اش)
– **ندایی** می‌شنود (فراخوانی به شدن چیزی فراتر)
– **ترسی** هستی‌شناختی را تجربه می‌کند (از گم کردن خویشتن حقیقی)

**تمرین ژرف:** سه لایه از هویت قهرمان را برشمارید:

۱. **شخصیت اجتماعی** (نقش‌ها: مادر، مدیر، هنرمند)
۲. **روان‌شناسی درونی** (ترس عمیق: «آیا به اندازه کافی خوب هستم؟»)
۳. **حکمت وجودی** (آرزوی نهایی: «می‌خواهم اثری از خود در جهان باقی بگذارم»)

**خطای مهلک:** صحبت از «بازار هدف» به جای «قهرمان سفر». بازار هدف منفعل است، قهرمان کنشگر.

**پرده‌ی دوم: صورتبندی اژدها — مشکل به مثابه موهبت پنهان**

مشکل، تنها مانع نیست؛ **ماده‌ی خام دگرگونی** است. میلر سه ساحت مشکل را از هم می‌گشاید:

۱. **اژدهای بیرونی (واقعیت عینی):**
*نماد:* آشفتگی، کمبود، تهدید ملموس.

۲. **اژدهای درونی (جنگل تاریک روان):**
*نماد:* شرم، تردید، احساس تقصیر، حس کوچکی.

۳. **اژدهای فلسفی (نبرد کیهانی):**
*نماد:* بی‌عدالتی ساختاری، ازخودبیگانگی، پوچی.

**بینش عملی:** اژدهای درونی قوی‌ترین محرک است. انسان‌ها برای فرار از درد درونی حاضرند هزینه‌های سنگین بیرونی بپردازند. برند شما باید نشان دهد که **نیزه‌ای

برای شکافتن قلب اژدهای درونی** است.

 

**پرده‌ی سوم: ظهور مرشد — از فروشنده تا دانای قصه**

اینجا یک جابجایی پارادایمی رخ می‌دهد: برند از جایگاه «فروشنده‌ی متظاهر» به مقام **«مرشد معتمد»** کوچ می‌کند. این مرشد دو بال دارد:

**بال چپ: همدلی (دریافت درد)**

– گفتار همدلانه: «ما می‌دانیم این جنگ چه حس دارد.»
– نه از موضع ترحم، که از جایگاه **همراهی که خود این مسیر را پیموده**.

**بال راست: صلاحیت (توانایی درمان)**
– صلاحیت را با **داستان** اثبات کنید، نه با لیست افتخارات.
– *روایت کنید* که چگونه دیگر قهرمانان را نجات داده‌اید.

**تمثیل اساطیری:** مرلین در برابر آرتور، یودا در برابر لوک، آلبوس دامبلدور در برابر هری پاتر. آن‌ها فریاد نمی‌زنند «من بزرگ‌ترین جادوگرم!»، بلکه با صبر و خرد، حضور یک

**امکان‌بخش** را ارائه می‌دهند.

**پرده‌ی چهارم: نقشه‌ی گنج — از پیچیدگی ویرانگر به سادگی رهایی‌بخش**

ذهن قهرمان در مواجهه با ناشناخته، فلج می‌شود. نقشه، این تاریکی را روشن می‌سازد. میلر دو گونه نقشه پیشنهاد می‌کند:

**الف) نقشه‌ی سفر (فرآیند گام‌به‌گام):**
این نقشه **آینده را قابل پیش‌بینی** می‌کند. بیش از ۴ ایستگاه اصلی نداشته باشد:
۱. آغاز هم‌سفر (تعهد سبک)
۲. عبور از نخستین آزمون (کسب اعتماد)
۳. رسیدن به مخفی‌گاه (دریافت جوهر خدمت)
۴. بازگشت با اکسیر (تحول و نتیجه)

**ب) پیمان نامه (قرارداد متقابل):**

این پیمان، **بنیان اعتماد** است. روشن می‌سازد چه می‌دهید و چه انتظاری دارید. مانند سوگند شوالیه‌ها به پادشاه، مقدس و شفاف است.

**پرده‌ی پنجم: ندای بوق — فراخوانی به بودنِ اصیل**

اقدام، نقطه‌ی عطف روایت است: گذار از **تفکر** به **سرنوشت**. دو نوع ندای بوق وجود دارد:

**ندای بلند (اقدام بی‌درنگ):**
برای قهرمانانی که آماده‌ی نبردند.
*ساختار:* فعلی + نتیجه‌ی ملموس + احساس پس از آن.
مثال: «همین‌الان بال پروازت را بساز» به جای «برای خبرنامه ثبت‌نام کن».

**ندای آهسته (عبور از آستانه):**

برای قهرمانان محتاط. یک **پل کم‌خطر** می‌سازد.

*جوهره:* «بیا اول ببین، بعد تصمیم بگیر.»

**قانون ناگفته:** هر صفحه فقط **یک ندای اصلی** داشته باشد. چندین دعوت، نشانه‌ی سردرگمی مرشد است و اعتماد را می‌شکند.

**پرده‌ی ششم: پرتگاه فراموشی — یادآوری تلخ آنچه در خطر است**

اگر قهرمان در آستانه درنگ کند، **تخیل شکست** باید چنان زنده باشد که مو بر تن راست کند. این بخش، از منطق ترس استفاده می‌کند، اما برای هدفی متعالی: نجات قهرمان از زندگی نیمه‌کاره.

**شیوه‌ی اجرا:** تصویری از **زندگی‌ای که خواهد ماند اگر امروز تغییر نکند** خلق کنید. نه با اغراق، بلکه با وضوحی دردناک.

– بیرونی: «همین آشفتگی تا پنج سال دیگر ادامه خواهد یافت.»
– درونی: «احساس درماندگی ریشه‌دار خواهد شد.»
– فلسفی: «فرصت مشارکت در چیزی بزرگ‌تر برای همیشه از دست می‌رود.»

 

پرده‌ی هفتم

بازگشت با اکسیر  نه محصول، که استحاله

پیروزی نهایی، تحویل کالا نیست؛ اعطای تجربه‌ی دگرگونی است. این اکسیر سه بخش دارد:

 

۱. اکسیر بیرونی (دستاورد مادی):
مشکل اولیه حل شده است.

۲. اکسیر درونی (دگرگونی روانی):
قهرمان کیفیت وجودی جدیدی به دست آورده: امنیت، غرور، آزادی، عشق.

۳. اکسیر فرافردی (اتحاد با کلیت)
قهرمان اکنون بخشی از یک جامعه‌ی معنادار یک «قبیله» بر اساس ارزش‌های مشترک است.

نکته‌ی نهایی:

اکسیر درونی و فرافردی، مایه‌ی اصلی وفاداری ابدی هستند.

مردم به حل‌ کننده‌ مشکلات وفادار نمی‌مانند، بلمه فقط به بخشی از

هویت خویش وفادار می‌مانند.


 

بخش سوم

تنسیق اسطوره در تاروپود سازمان

فصل نخست

آفرینش «کتاب مقدس برند»

 

یک سند زنده که هفت پرده را برای کل تیم روایت می‌کند. این کتاب شامل:
– **تکوین‌نامه:** داستان خاستگاه برند (چه نیازی در جهان ما را به وجود آورد؟).
– **گالری قهرمانان:** پرتره‌های عمیق از انواع قهرمانان ما.
– **دفترچه‌ی اژدهاها:** فهرست کامل دردهای بیرونی، درونی و فلسفی آنان.
– **عهدنامه‌ی مرشدی:** سوگندنامه‌ای که هر هم‌تیمی به نقش مرشد می‌خورد.
– **نقشه‌های سفر:** تمام مسیرهای ممکن تعامل.
– **گنجینه‌ی اکسیرها:** داستان‌های واقعی دگرگونی مشتریان.

فصل دوم

معماری تجربه‌ی یکپارچه

هر لمس‌point (تماس) با برند، باید پرده‌ای از همان اسطوره باشد:
– **وبسایت:** معبدی که در آن ندای بوق شنیده می‌شود.
– **شبکه‌های اجتماعی:** آتش‌کده‌ی قصه‌گویی قبیله.
– **فضای فیزیکی:** جغرافیای مقدسی که سفر در آن رخ می‌دهد.
– **بسته‌بندی:** صندوقچه‌ای حاوی نقشه و اکسیر.
– **پشتیبانی:** مجلس خرد مرشدان برای راهنمایی در میانه‌ی سفر.

فصل سوم

آیین‌های درون‌سازمانی

اسطوره تنها زمانی زنده می‌ماند که در **آیین‌ها** جاری شود:
– **مراسم پیوستن (روز اول کار):** نوآموز داستان خاستگاه را می‌شنود و سوگند مرشدی می‌خورد.
– **جشنواره‌های اکسیر:** هر فصل، داستان‌های دگرگونی مشتریان با شکوه روایت می‌شود.
– **شورای خرد:** جلسات استراتژی نه حول آمار، که حول این پرسش: «امروز چگونه می‌توانیم مرشد بهتری برای قهرمانانمان باشیم؟»

 


 

**بخش چهارم: نمونه‌های افسانه‌ای معاصر**

**افسانه‌ی نایک: رستگاری از طریق رنج ارادی**

– **قهرمان:** هر فرد با جسم فانی (ضعف، محدودیت، پیری).
– **اژدها:** رکود، تسلیم‌شدگی، زندگی متوسط.
– **مرشد:** نایک (نماد اراده‌ی تجاوز از خویش).
– **نقشه:** «فقط انجام‌ بده» — آیین روزانه‌ی تلاش.
– **اکسیر:** تبدیل شدن به اسطوره‌ی شخصی خویش، عضویت در کلیسای ورزش.

*افسانه‰ی پتگونیا: تقدس بخشیدن به مصرف

– **قهرمان:** انسان مدرن جداافتاده از طبیعت.
– **اژدها:** مصرف بی‌معنا، تخریب سیاره، ازخودبیگانگی.
– **مرشد:** پتگونیا (حکیم زیست‌محیطی).
– **نقشه:** خرید کمتر، تفحص بیشتر. تعمیر به جای جایگزینی.
– **اکسیر:** بازیابی تقدس رابطه با زمین، تبدیل خرید به یک عمل اخلاقی.

 


 

بخش پنجم

پرسش‌های بنیادین و ورطه‌های نابودی

 

پرسش نخست

اگر محصول ما «عادی» است؟

هیچ محصولی عادی نیست؛ تنها **روایت‌های عادی وجود دارند. حتی یک پیچ نیز می‌تواند قهرمانی را که می‌خواهد جهان را به هم متصل کند، یاری رساند. مشکل از جنس کالا نیست، از جنس تفسیر است.

پرسش دوم

سنجش موفقیت یک اسطوره؟

با معیارهای عرفی (نرخ تبدیل) و با معیارهای قدسی:
– آیا مشتریان **زبان اسطوره‌ی ما** را تکرار می‌کنند؟
– آیا خود را بخشی از **قبیله‌ی ما** می‌نامند؟
– آیا برای ما **هدیه‌ی اعتماد** (داستان‌های شخصی، پیشنهادهای بهبود) می‌آورند؟

ورطه‌های هفت‌گانه:

۱. **خودقهرمان‌پنداری:** وقتی برند خود را در مرکز می‌گذارد.
۲. **نادیده‌گیری اژدهای درونی:** صحبت تنها از ویژگی‌های فنی.
۳. **مرشد متکبر:** نمایش صلاحیت بدون همدلی.
۴. **نقشه‌ی پیچیده:** نیاز به تفسیرگر دارد.
۵. **ندای چندپهلو:** ده‌ها دکمه با ده‌ها دعوت مختلف.
۶. **تهدید پوچ:** ترس‌افکنی بی‌پشتوانه‌ی واقعی.
۷. **اکسیر سطحی:** قول دادن تنها به محصول، نه دگرگونی.

 


برند به مثابه آیین گذار

 

نبوغ میلر در این است که الگوی جهان‌شمول سفر قهرمان را از حیطه‌ی اساطیر و روانکاوی، به قلب بی‌رحم بازار آورده است. در نهایت، یک برند داستانی موفق، یک

آیین گذار دائمی است. مشتری وارد می‌شود (جدایی)، با مرشد همراه می‌شود (انقلاب درون)، و با اکسیر بازمی‌گردد (بازپیوستن در سطحی بالاتر).

کار شما فروش نیست. کار شما راهبری آیین‌های معنا در جهانی است که از بی‌معنایی رنج می‌برد. وقتی مشتری از شما خرید می‌کند، در واقع بلیطی برای یک

سفر قهرمانی می‌خرد — سفری که در آن، نه کالا، که خویشتن اصیل‌تر خویش را کشف می‌کند.

این، تنها راه ماندگاری در اقتصاد آینده است:

تبدیل شدن به بخشی ضروری از داستانی که انسان، درباره‌ی انسان بودنش، برای خود می‌گوید.

 

*«مردم محصولات بهتر نمی‌خرند. آن‌ها داستان‌های بهتری می‌خرند تا در آن‌ها زندگی کنند.»*
— روح حاکم بر اندیشه‌ی میلر

دکتر مازیار میر

نوشته های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید