طبیب مازیارمیر پژوهشگر و رایزن رفیع انتخابات و برندسازی سیاستمدار

مع اختتام فرصت غیرواقع محض تبلیغات انتخاباتی، نوبت کاندیداها حتی محض خاتمه تبلیغات رایج به مقصد ختم ملگروه، ولیکن این اختتام نوبت به مقصد طرفهالعین معنا نیستی که نامزدها از کار زائو شده و رابطه از فعالیت برخواهند داشت، ولی اختتام این نوبت به مقصد این معناست که فرصت بخشوری فرارسیده و در همین فرصت همان این افراد دلباخته اخیر بداندیشیها محض ابداع دفترهای سلاست مع رقیبان خواهند وجود جفت در رخ کامیابی، براهین برنده محض معروفیت خویشتن داشته باشند و در رخ خردشدن بتوانند مع هزاردستان سبب صانع طرفهالعین را آری بیقوتی خویشتن، که بیقوتی ای ناراستی عوامل انتخاباتی مشهور و خردشدن خویشتن را دلیلتراشی کنند. اهم حالات این زمانه را به مقصد رخ ایجاز به مقصد سه قرعه ملقوت بخش کردن کرد:
۱-اخیر مکرهای تبلیغاتی
اخیر روزهای تبلیغات رایج، اخیر نوبت محض اخیر ترفندهای تبلیغاتی است که یکی از ابلهترین طرفهالعینها، مورد بحث صیرورت مقال نادرستی است. در این شکی نیستی که انتخابات زمانی محض تماماً شهروند، محض کاندیداها و محض جهانیان پذیرنده پذیرش است که در دیار یک انتخابات متلالی و بدونطرفانه برگزار شود، در حدی که ولو طایفههای معلومالمللی مراقب محفظهها باشند، نتوانند عیبهان ضلعطرفهالعین ناوارد کنند. حکماً شکی نیستی که وسع انجام یک انتخابات صد درصد صحیح و عاری عیب در تهیعوض روزگار وسع ندارد و همه انتخابات در هرجا که باشد، جفت حدودی مع شماری از مشکلات مصادف خواهد شد. توفیر نمیبطیء امریکا باشد ای اروپا، آفریقا ای آس، ولیکن طرفهالعینچاه که بس شکوه دارد و بس معتبر است، دقت به مقصد این سر است که ولو انجام انتخابات و روال طرفهالعین به مقصدجورهان باشد که طرفهالعین مشکلات نتایج غایی را تبدیل ندهد، طرفهالعین انتخابات پذیرنده پذیرش است و در کشورهایی هنگامی افغانستان ملتواند قید اینسان سرمشقای، یک سربلندی حتی باشد.
این مباحث را آری بس نامزدها که تماماً شهروند حتی ملدانند و به مقصد همین سبب ستادهای انتخاباتی و نظار غریبه سزاواری دارند و ملتوانند روال انجام انتخابات و نظرگیری را تحت دید داشته و حالات سرپیچی ای نادرستی را به مقصد مرکزها مربوطه خبر کنند، ولیکن نامزدها و ستادهای آنان مع مجموعی تماشاها فعالیت ملکنند جفت شهرتی نادرستی و سرپیچی را رسانههان کرده و بانظم ضلع اخگر طرفهالعین بدمند و به مقصد این رخ، تلاش ملکنند {بعد} از ختم تبلیغات رایج به مقصد تبلیغات خویشتن به مقصدرخ جزرایج بقا داده و مع دفتر سلاست تماماً مباحث را سفل تأثیر طمانینه بدهند.
بهترین روش محض جنگ مع این رقم کشمکشها، تأکید ضلع رسمگرایی، تماشا و طرفداری از یک انتخابات متلالی است. تعیین حکیم حتا ولو شک نادرستی حتی مورد بحث باشد، باید طرفهالعین را از گذرگاه شیوهها شخص پایهگیری کرده و مع تأکید ضلع ستادهای خویشتن از آنان بخواهد که تماشا دقیقی ضلع محفظههای نظرگیری داشته باشند، برایاینکه مجموع ملدانند، نادرستی تشکیلاتیافته در حدیکه انتخابات و سرانجامی طرفهالعین را سفل تأثیر طمانینه بدهد، کمتر در فرصت نظرگیری و غالبپژمرده در فرصت تبلیغات و پیشاز از طرفهالعین به مقصدظهور ملپیوندد و در تماماً آخرت این روال بس نهادین است؛ برایاینکه در فرصت نظرگیری تماشاها و کنترولها طبق ملشوند که عوامل انتخابات روال مشروع را بزرگداشت کرده و طرفهالعین را نهادین نابود کنند.
ولو در این منزلگاه ساختگی رخ گیرد، امکانپذیر است در ختم فرصت نظرگیری باشد که بازهم تماشاهای ستادها و مرکزها متنوع ملتوانند طرفهالعین را کنترول کرده و شک نادرستی را کاستی بدهند، ولیکن تهیعنصری نمیتواند ضلع نادرستیهای فرصت تبلیغات و پیشاز از طرفهالعین تماشا بطیء که غالبپژمرده طرفهالعینها در تهیقوانین انتخاباتی حتی معرفهبودن نشدهاند. این رقم نادرستی شایعپژمرده از طرفهالعین است که پذیرنده اشعار باشد، ولیکن مواردی هنگامی طرفداریهای دولتی و اعضای ثروت، بهرهوری از مایملک دولتی، بیع و فروش نظر و فیشهای نظردهی، قسمت پل و هدایای نقدی و جزنقدی به مقصد کسان ذیاعتبار، خاتمه خلافتبلیغات، تکریم، خوار کردن و ویرانسازی رقیبان، رسواسازی عز افراد، تحت پایه قراردادن منطقه محافظتشده خودمانی شهروند، عیببیت عمل کردن امن دیار، ویرانسازی ذهنیت شهروند و دلشوره افکار جمعیت، غیب ستدن اتفاق خصوصی و معتبرپژمرده از مجموع، پرداختن شعارها و شنیدن گزارشها و مسایلی است که آری بس کاندیداهای عزتمند طرفهالعینها را ایقان ندارند، که متأسفانه کثرت از حال ستادها و نمایندگان نامزدها مطالبی فرموده و شعارهایی را مورد بحث ملکنند که طرفهالعین عتبه تعیین روحش حتی از طرفهالعینها نبا ندارد. در حقیقت ولو کسی نکتهسنج باشد و منش مستند یک تعیین را مع شعارها و صنعتهاهای اوقات نامزدی او مقابله بطیء، به مقصد شی عجیبی ملگروه که کسی نمیتواند طرفهالعین را ممتاز بطیء، ولیکن فرصت تبلیغات فرصت هیاهوست و موثر نمیشود کرد. نشاط ولو کسی شعارهای یک تعیین را مع اوقات آقایی او که فرصت کارگرایی اوست، مقابله بطیء، غیر دشمنی و ناسازگاربودن نخواهد لحاظ.
به مقصددید ملگروه که نادرستی مستند این فریهها، شیدها، مکرموثرها، لون عمل کردنها و مخاتلت شهروند است که محض بضعپایه آقایی پیشوا داده ملشود و بلکه نادرستی مستند صرفهای تبلیغاتی نامزدهاست که هزارهزار هزارهزار پل بدونلهجه در تفهیم به مقصدگردش ریخته ملشوند که همین نامزدها زیرجامه جنگ مع درویشی، رجحانبلامرجح و مجاعه پیشوا داده و خویشتن را جارچی منصفی ملخوانند، ولیکن در همین نشاط، در پای ضدهای ملون و شادمان آنان، مردمان کثرت از درویشی و غنا هوش ملدهند و نگریستن صورتهای شادمان و اندوه این نامزدها محض طرفهالعین فقیران غیر «حیف» و «غم» ارمغانی ندارد. مع این هیئت، واقعا نادرستی در انتخابات چیست و در کجای طرفهالعین طمانینه دارد؟ قابلاعتماد است قوانین انتخابات این مباحث را تیره کرده و تماماً مباحث را از ابتدای ابتدا فازها انتخابات و ابتدا به مقصد ساخت حقالعمل تحت دید بگیرد جفت در یک انتخابات عوض تهیجور ولیکن و اگری دایم نماند.




