
پیشگوییای که به قیمت یک نظام تمام شد
تاریخ تکرار میشود؛ «پیشگوییای که به قیمت یک نظام تمام شد» و امروز فضای مجازی همان “پژوهش” است
چند دهه پیش، یک طرح تحقیقاتی گسترده تلاش کرد تصویری واقعی از جامعه ایران ارائه دهد. نتیجه اش، هشداری در مورد شکاف عمیق بین حاکمیت و مردم، رشد گرایشهای مذهبیِ نادیده گرفته شده، و بیاعتمادی فراگیر بود. اما آن گزارش، نه تنها شنیده نشد، که با اتهام “غربزدگی” به بایگانی سپرده شد. تاریخ نشان داد که نادیده گرفتن آن “دادهها” به چه قیمتی تمام شد.
امروز، فضای مجازی ایران تبدیل به همان “پروژه تحقیقاتی” شده است؛ با این تفاوت که این بار دادهها در لحظه تولید میشوند و نمونه آماری آن، تمام مردم ایران است.
۱. تصویر متفاوت از جامعه (امروز):
در دهه ۵۰، آمار نشان میداد که جامعه از داشتههای رسمی فاصله دارد. امروز، فضای مجازی همین نقش را بازی میکند. در شرایطی که محافل رسمی از رضایت و آرامش میگویند، فضای مجازی تصویری کاملاً متفاوت نشان میدهد:
• نیمی از مردم در شبکههای اجتماعی، تصویری از نابرابری و فشار اقتصادی را به اشتراک میگذارند.
• بخش قابل توجهی از خانوادهها از “امنیت شغلی” محروم اند و این را در پستهایشان فریاد میزنند.
• بسیاری از مردم به رسانه رسمی بیاعتمادند و خبر را اول از کانالهای مجازی چک میکنند.
• اکثریت قاطع مردم در نظرسنجیهای اینترنتی، خواستار تغییر در ساختارهای موجود هستند.
۲. مذهب و ارزشها در بوته آزمایش شبکههای اجتماعی:
دهه ۵۰، افزایش شمار مساجد و فروش کتابهای مذهبی نشاندهنده یک گرایش بود. امروز، فضای مجازی نه فقط محل گرایش، که میدان “اجبار و اختیار” است. جایی که کاربر با انبوهی از محتواهای متناقض روبرو میشود.
• اگر دیروز بیتوجهی به ارزشهای دینی مردم، یک هشدار بود؛ امروز، تحمیل اجباری یک سبک زندگی و برخورد گزینشی با دین در فضای مجازی (از فیلترینگ تا مسدودسازی) دارد همان شکاف تاریخی را عمیقتر میکند.
• جایی که نسل جدید در اینستاگرام و تلگرام، نه فقط با هنر مدرن، که با پرسشهای بیپاسخ درباره نابرابری و آزادی روبرو میشود و اگر پاسخی نیابد، از کل سیستم فاصله میگیرد.
۳. فاصله عمیق با سیاست؛ این بار در قالب “اغتشاش” یا “کودتا”؟
پژوهش آن زمان نشان داد که مردم از سیاست بیگانه هستند و به سیاستمداران اعتماد ندارند. امروز، این بیگانگی به نقطه جوش رسیده است.
• تنها اقلیتی از مردم در انتخابات اخیر شرکت کردند (مصداق عینی آن پژوهش).
• بسیاری از پاسخدهندگان (کاربران مجازی) دیگر مشکلات اصلی را “تحریم” یا “دشمن خارجی” نمیدانند، بلکه نابرابری، بیعدالتی و فقدان آزادی را بزرگترین معضل میخوانند.
• این بار، برخلاف دهه ۵۰، فضای مجازی نقش “مسجد” و “منبر” را بازی کرده است؛ هم محل اطلاعرسانی شده، هم محل هماهنگی.
۴. هشدارهای بینتیجه؛ تکرار تاریخ در عصر اینترنت
دیروز، به پژوهشگر میگفتند “غربزده”. امروز، به فعال مجازی میگویند “عامل کودتا” یا “مزدور اغتشاشات”.
• دیروز، مدیر میانی که از رشد گرایشهای مذهبی میگفت، طرد شد. امروز، کارشناسی که از معیشت مردم و انسداد سیاسی میگوید، با اتهام “نفوذی” به حاشیه رانده میشود.
• دیروز، بالاترین مقام اجرایی، هشدار اقتصادی را تمسخر کرد. امروز، به دادههای هوش مصنوعی و تحلیل شبکههای اجتماعی که از انفجار نارضایتی خبر میدهند، توجه نمیشود و به جای تحلیل محتوا، به فکر فیلتر کردن پلتفرمها هستند.
درس تاریخی برای امروز:
جامعه ایران در آستانه انقلاب، هم خواستار پیشرفت بود، هم به سنتها پایبند، هم از ساختارهای سیاسی فاصله گرفته بود و هم کانالی برای ابراز وجود نداشت.
امروز، جامعه ایران هم خواستار رفاه و آزادی است، هم به هویت خود پایبند، هم از ساختارهای موجود ناامید شده، اما این بار کانال ابراز وجود را در فضای مجازی پیدا کرده است.
نادیده گرفتن این “پژوهش زنده” که هر روز در شبکههای اجتماعی تکرار میشود، و برخورد امنیتی صِرف با آن (تحت عناوینی مثل اغتشاش یا کودتا)، دقیقاً تکرار همان اشتباه تاریخی است.
شاید اگر آن صداهای دهه ۵۰ شنیده میشد، تاریخ مسیر دیگری پیدا میکرد. شاید اگر امروز صدای فضای مجازی را نه با فیلتر، که با گوش جان بشنویم، بتوانیم از یک “پیشگوییِ به قیمت یک نظام تمامشده” جلوگیری کنیم.
تکرار تاریخ فقط یک شعار نیست؛ هشداری است درباره اینکه اگر نشانهها را نادیده بگیریم، سرنوشت گذشته منتظر ماست.

