
یادگیری دستبهدست بین هم تیمیها
چرا باید جدیاش بگیریم؟
نوشته: دکتر مازیار میر
۱۳ خرداد ۱۳۹۹ تهران اندیشکده مدیای ایرانیان

راستی تا حالا شده تیمتون بخواد یه مهارت جدید یاد بگیره؟
اول کجا میرید؟
شاید سرچ تو گوگل؟
شاید هم جستجو در ویدیوهای یوتیوب؟
یا شاید هم در دورههای آموزشی شرکت؟
بذارید یه چیزی بگم که شاید تعجب کنید. توی یه تحقیقی که خودمون تو شرکت “……” انجام دادیم، دیدیم ۵۵ درصد آدمها اول از همه میرن سراغ همکاران خودشون! یعنی قبل از رئیس، قبل از اینترنت، قبل از هر چیز، مینشینن با یه همرده حرف میزنن. و رئیس فقط میشه گزینه دوم.
به این میگن یادگیری همتا به همتا؛ یه روش فوقالعاده برای رشد که کلی موانع یادگیری رو از سر راه برمیداره. ولی جالبه بدونید خیلی از شرکتها هنوز براش ساختار درستی ندارن. توی یه تحقیق دیگه از مکنزی دیدیم که با اینکه الان آموزش توی کلاس یا یادگیری حین کار خیلی معمول شده، اما کمتر از نصف سازمانها یه سیستم رسمی برای این مدل یادگیری دارن.
چرا مدیرها استقبال نمیکنن؟
یه دلیلش اینه که فکر میکنن اگه یکی از بیرون شرکت بیاد آموزش بده، بهتر از متخصصای خودمونه! ولی واقعیت چیز دیگهایه.
نخست
توی شرکت خودمون کلی آدم باهوش داریم که هر کدوم یه چیزایی بلدن. اگه اینا دانششون رو با هم به اشتراک بذارن، چی میشه؟
یه دنیا ایده و مهارت جدید که میتونه شرکت رو متحول کنه.
دوم
این روش با ذات یادگیری ما آدما سازگاره. ما وقتی یه چیزی رو خوب یاد میگیریم که چهار تا مرحله رو طی کنیم:
۱. دانش رو بگیریم،
۲. تمرینش کنیم،
۳. بازخورد بگیریم،
۴. و بهش فکر کنیم.
یادگیری همتا به همتا همه اینا رو یه جا داره.
سوم
تو این فضا آدم راحتتر اشتباه میکنه، سوال میپرسه، نگرانیهاش رو میگه. چون رئیسی نیست که داره ارزیابیت میکنه. با یه همرده راحتتر میشه صادق بود.
چهارم
این روش برخلاف سخنرانی یا آموزش آنلاین، یه فرصت ساختاریافته برای گفتوگوهای واقعی ایجاد میکنه. دیگه خبری از سلسلهمراتب نیست.
حالا چطور اجراش کنیم؟
میشه آنلاین، حضوری، جفتجفتی، گروهی، یا حتی جلسات
هفتگی که آدما بیان و بگن این هفته چی یاد گرفتن.
چند تا نکته طلایی برای موفقیت:
· یه نفر رو بهعنوان هماهنگکننده بذارید که مدیر نباشه و
بیطرفانه برنامه رو جلو ببره.
· یه فضای امن درست کنید که همه بتونن راحت حرف بزنن،
بازخورد بدن، همدلی کنن و هیچکس مسخره نشه.
سه تا سوال طلایی که قبل از رفتن پیش مشتری باید از
خودت بپرسی
تصور کن رفتی خواستگاری، ولی هیچ چیزی از خودت
نمیگی! مشتری هم همینطوره. باید آماده باشی.
اول
مشتری از ما چی میخره؟
نه منظورم محصول نیست. یعنی چه ارزشی براش خلق
میکنیم؟
چی به زندگیش اضافه میکنیم؟
دوم
چی ما رو از بقیه جدا میکنه؟
چه کاری میکنیم که رقبا نمیکنن؟
چه چیز خاصی داریم؟
سوم
اگه قیمتمون پایینتر نیست، چرا باید ما رو انتخاب کنن؟
اینجا باید بهشون نشون بدیم که ارزش کارمون از قیمت بیشتره.
دوازده تا علامت که میگه همکارت سمیه یا نه؟!؟!
همکار سمی کسیه که با رفتاراش محیط کار رو به هم میریزه، بقیه رو درگیر میکنه، خودش هم کاری نمیکنه. اینا مثل ترمز دستی میمونن؛ هر چقدر ماشین تند بره، اونا جلوش رو میگیرن.
اینا چندتا از خصوصیاتشونه:
▪️ انتقادپذیر نیستن
▪️ کار بقیه رو میدزدن به اسم خودشون
▪️ تیمی کار نمیکنن
▪️ اهل غیبت و شایعهان
▪️ تو کار بقیه فضولی میکنن
▪️ مدام درگیرن و همیشه خودشونو حق میدونن
▪️ بیانگیزهان و بقیه رو هم بیانگیزه میکنن
▪️ کارشون رو میاندازن گردن دیگران
▪️ با رفتاراشون بقیه رو معذب میکنن
▪️ بهجای نقد سازنده، توهین میکنن
▪️ همیشه در حال غر زدن
▪️ بعضیهاشون انقدر مثبتاند که سمی میشن! مثلاً اگه یکی
حالش بده، میان میگن: “انرژی منفی نده، مثبت فکر کن!”
مراقب خودتون و تیمتون باشید. گاهی یه همکار سمی
میتونه حال کل تیم رو بگیره…..
دکتر مازیار میر محقق و پژوهشگر مدیریت
