زبان بدن بهرام افشار از از «حس» تا «عدد»
واکاوی زبان بدن بهرام افشاری با چارچوب FACS
نوشتهی دکتر مازیار میر، فلوشیپ زبان بدن
#زبان_بدن

.
بهرام افشاری متولد 1366بازیگر و کارگردان ایرانی است. وی دانشآموخته رشته بازیگری از دانشگاه آزاد تهران است. اولین حضور وی در تلویزیون با
مجموعه خانه اجارهای (۱۳۹۰) بود. او با حضور در فصل پنجم، ششم و هفتم مجموعه پایتخت به شهرت رسید و برنده جایزه حافظ بهترین بازیگر مرد
کمدی است.در ادامه به زبان بدن این بازیگر جوان و با استعداد کشورمان نگاهی گذرا خواهیم داشت
در کلاسهای پیشرفته بازیگری، همیشه این پرسش را از من میپرسند: «آقای دکتر میر ، میشود زبان بدن بهرام افشاری را در *فسیل* یا
*پایتخت* تحلیل کنید؟». پاسخ من، برخلاف تصورشان، نه یک تحلیل آماده، بلکه پیشنهاد یک مسیر علمی است.
میگویم: «به جای آنکه من برای شما از “حس” بهرام افشاری بگویم، بیایید با هم یاد بگیریم که چگونه میتوان حرکات او را به “واحدهای قابل اندازهگیری”
تبدیل کرد.» اینجا است که پای کدینگ زبان بدن یا (سیستم کدگذاری حرکات چهره) به میان میآید؛ دقیقترین ابزاری که بشر برای تحلیل چهره ساخته
است .
فصل نخست
مبانی نظری – چرا کدینگ زبان بدن یا (سیستم کدگذاری حرکات چهره)
این کدینگ که توسط پل اکمن و والاس فریزن بر پایهی کارهای کارل-هرمان هجورتسجو گسترش یافت، یک فرهنگ لغت جهانی برای حرکات صورت است .
این سیستم، هر حرکت صورت را به واحدهای حرکتی (AU) تجزیه میکند. برای مثال، به جای اینکه بگوییم «اخم کرد»، میگوییم AU4 (کشیدن
ابروها به پایین).
چرا این برای تحلیل بازیگری حیاتی است؟
اول
عینیت:
نظر شخصی را از تحلیل حذف میکند.
دوم
دقت:
تفاوت بین یک لبخند واقعی (AU6+AU12) و یک لبخند ساختگی (AU12 به تنهایی) را نشان میدهد .
سوم
آموزشپذیری:
پژوهشها نشان دادهاند که بازیگران با آموزش FACS میتوانند کنترل دقیقتری بر عضلات چهره خود پیدا کنند و بیان احساسی خود را به طرز چشمگیری
بهبود بخشند .
فصل دوم
روششناسی کاربردی
چکلیست مشاهده برای یادگیری و شناخت زبان بدن
پیش از آنکه سراغ مثالهای فرضی از بهرام افشاری برویم، باید ابزار مشاهده را استاندارد کنیم. برگهی زیر را در حین تماشای هر فیلمی پر کنید:
چکلیست مشاهده مبتنی بر FACS (مخصوص صحنههای کلیدی)
| مؤلفه | کد FACS | توصیف عینی آنچه میبینید | بسامد (چند بار در ۶۰ ثانیه) |
| *بالا بردن ابرو | AU1+2 |
| **پایین بردن ابرو (اخم) | AU4 |
| ***بالا بردن پلک بالا | AU5 |
| جمع کردن پلکها | AU6 |
| *کشیدن لبها به کنار | AU12 |
| **فشردن لبها | AU24 |
| ***باز کردن دهان | AU26/27 |
| ****موقعیت سر (کج شدن) | (کد فاقد AU) |
| حرکات دست (اشارهگر) | (کد فاقد AU) |
فصل سوم
تحلیل فرضیِ مبتنی بر روش (با تمرکز بر بهرام افشاری)
در این بخش، با فرض مشاهدهی رفتارهایی از بهرام افشاری در دو نقش متفاوت، به تحلیل میپردازیم. تأکید میکنم، اینها صرفاً **تمرین روششناختی**
هستند و ادعای واقعی نیستند.
سناریوی نخست
بهرام افشاری در نقش «بهتاش» (فیلم فسیل – فرض کنیم)
صحنهی فرضی:
بهتاش در حال توضیح دادن یک نقشه به دوستانش است. او بسیار پرانرژی صحبت میکند.
مشاهدهی خرد با FACS:
چهره:
ابروهای او به طور مکرر بالا و پایین میروند (AU1+2 و AU4 به صورت متناوب). این نشانهی تأکید کلامی و هیجان بالا است. گوشههای لبهایش مدام به
سمت بالا کشیده میشود (AU12).
دست:
حرکات دست او کِشتی (Deictic) و ریتمیک (Beat)است. مدام با انگشت اشاره به اشیاء خیالی اشاره میکند و با کف دست برای ایجاد ریتم در گفتارش
ضرب میگیرد.
تحلیل روششناختی (گام صفر):
آیا این حرکت بازیگر است یا شخصیت؟
اینجا با یک همپوشانی مواجهیم. پرانرژی بودن جزو عادت های حرکتی بهرام افشاری است (بازیگر)، اما شدت و جهتگیری این انرژی به سمت متقاعد
کردن دیگران، طراحی شخصیت “بهتاش” (نقش) است. به عبارت دیگر، بازیگر از پالت حرکتی خودش استفاده کرده، اما کارگردان آن را برای هدف
شخصیت، شکلدهی کرده است.
سناریوی دوم
بهرام افشاری در نقش «تقی»
صحنهی دوم
تقی در یک موقعیت بغرنج خانوادگی گیر افتاده و دارد با ناامیدی به حرفهای بزرگترها گوش میدهد.
مشاهدهی خرد با FACS:
چهره:
لبهایش را به هم فشار میدهد (AU24 – Lip Pressor). این واحد حرکتی، نشاندهندهی مهارِ کلامی و استرس است . ابروهایش در حالت AU4 (پایین)
قرار دارد. پلکهای پایینی او کمی منقبض است (AU7).
بدن:
شانههایش به سمت بالا جمع شده و سرش کمی به یک سمت خمیده است. نگاهش به جای صورت طرف مقابل، به نقطهای نامشخص در پایین خیره شده.
تحلیل روششناختی (یافتن الگو):
تغییرات را بیابید:* اگر در فیلم، شخصیت تقی در موقعیتهای استرسزا همیشه همین الگو را تکرار کند (فشردن لبها + نگاه به پایین)، ما با یک
اثر انگشت رفتاری (Behavioral Fingerprint)
برای این شخصیت مواجهیم. این نشان میدهد که بازیگر و کارگردان برای تقی یک “زبان بدنِ ثابت
طراحی کردهاند تا مخاطب، استرس او را حتی بدون دیالوگ هم درک کند.
فصل چهارم
سنجش تناقض – اوج بازیگری
قویترین لحظات بازی بهرام افشاری (در این تحلیل فرضی) زمانی است که بین واحدهای FACS تناقض ایجاد میکند.
✅ مثال ترکیبی (فرضی):
صحنهای که “بهتاش” با خنده (AU12) دارد یک ماجرای تلخ را تعریف میکند.
– مشاهده:
لبخند (AU12) روی لبهاست، اما ابروها (AU4) در هم کشیده شده و چشمها فاقد انقباض AU6 هستند.
– تحلیل:
اینجا تناقض (Incongruence) رخ داده است. چهرهی او یک داستان میگوید (شادی)، اما بخش دیگری از چهره (ابرو و چشم) داستان
واقعی را روایت میکند (غم). این پیچیدگی، مرز میان یک بازیگر خوب و یک بازیگر بزرگ است.
جمعبندی نهایی
به سوی یک نقد علمی و دانشگاهی
بهرام افشاری، چه در کمدی موقعیت «پایتخت» و چه در کمدی دیالوگمحور «فسیل»، یک منبع غنی برای مطالعه است. اما اگر بخواهیم به عنوان
پژوهشگر به او نگاه کنیم، باید از نگاه هوادارانه فاصله بگیریم و با چارت همگون FACS* ، * چکلیست مشاهده* و روششناسیِ تفکیک نقش از بازیگر
به سراغ کار او برویم.
شما به عنوان علاقمند به زبان بدن ، اگر این ابزارها را به کار بگیرید، دیگر صرفاً نمیگویید «بازی بهرام افشاری عالی بود». خواهید گفت: «بهرام افشاری در
این صحنه با استفاده از AU4 و AU24، تنش درونی شخصیت را در حالی که دیالوگهای طنز میگوید، به نمایش گذاشته است.» این تفاوت، همان تفاوتی
است که تحلیل علمی را از تفسیر احساسی و کیلویی کاملا جدا میکند.
فصل پنجم
آناتومی بیان
تأثیر ساختار استخوانی (مستطیلی-کشیده) بر میمیک بهرام افشاری
تا اینجا یادگرفتیم که با استفاده از FACS، تکتک عضلات چهره را کدگذاری کنیم. اما یک سؤال اساسی و مهم برای ما باقی میماند:
به راستی چرا یک حرکت عضلانی مشخص (مثلاً AU12) در چهرهی بازیگران مختلف، تأثیرات احساسی کاملاً متفاوت و متمایزی بر مخاطب میگذارند؟
پاسخ در مورفولوژی چهره (Facial Morphology) یا همان ساختار استخوانی نهفته است. صورت، تنها یک صفحهی نمایش برای عضلات نیست؛ بلکه یک
مجسمهی متحرک است که اسکلت آن، نحوهی سایهاندازی، کشیدهشدن و جمعشدن پوست را تعیین میکند. بهرام افشاری دارای **فرم صورت
مستطیلیِ کشیده (Oblong/Rectangular Face) است. این ساختار، قواعد بازی میمیک او را از پایه تغییر میدهد.
ویژگیهای آناتومیک صورت مستطیلی (با نگاه به چهرهی بهرام افشاری)
برای درک بهتر، بیایید ویژگیهای این فرم صورت را مرور کنیم. در چهرههای مستطیلی:
اول
طول:
طول صورت به طور قابل توجهی بیشتر از عرض آن است.
دوم
موازی بودن اضلاع:
پیشانی، استخوان گونه و خط فک، عرضی تقریباً یکسان دارند و اضلاعی موازی و عمودی ایجاد میکنند .
سوم
خط فک:
معمولاً زاویهدار و مشخص است.
این ساختار، یک بوم نقاشی کشیده در اختیار بازیگر قرار میدهد که کار با آن، هم چالش و هم فرصتهای منحصربهفردی دارد.
تحلیل رفتارهای میمیک بهرام افشاری بر اساس ساختار مستطیلی
در این بخش، با روشی که در فصلهای قبل آموختیم، به تحلیل فرضیِ تأثیر این ساختار بر بازی او میپردازیم.
✅سناریوی نخست
استفاده از AU12 (کشیدن لبها به کنار / لبخند)
فرض کنیم بهرام افشاری در نقش “بهتاش” یک لبخند ساده میزند.
تحلیل ساختاری:
در چهرههای کشیده، لبخند زدن (AU12) پوست را به سمت بالا و عقب میکشد. اما به دلیل سطح عمودیِ بیشتر صورت، این لبخند در مقایسه با یک
چهرهی گرد، فضای بیشتری برای “سفر” کردن روی گونهها دارد. نتیجه، ایجاد **خطوط اخم عمیقتر (Nasolabial Folds)* و برجستهتر شدن
استخوانهای گونه است. این ویژگی، لبخند را در نقشهای کمدی (مثل “فسیل”) **پرشور و گسترده** و در نقشهای جدیتر، **تلخ و معنادار** نشان
میدهد.
✅ سناریوی دوم
استفاده از AU4 (پایین بردن ابروها / اخم)
مشاهدات
فرض کنیم در سریال “پایتخت”، شخصیت “تقی” در موقعیتی عصبی، ابروهایش را پایین میکشد.
تحلیل ساختاری:
در چهره ی کشیده، فاصله عمودی بین ابروها و پلکها بیشتر است. وقتی AU4 فعال میشود (پایین رفتن ابروها)، این فاصله به
شدت کاهش مییابد. این تغییر ناگهانی در تناسبات عمودی، یک *حس تهدیدآمیزی یا فشار روانی شدید* را به مخاطب منتقل میکند. این میتواند
توضیحی برای آن صحنههای نفسگیری باشد که بهتاش در جدل با نقی (در تحلیلهای ما) از خود نشان میدهد .
✅ سناریوی فرضی سوم
تثبیت خط فک در لحظات کلیدی
مشاهده:
فرض کنیم در یک صحنهی دراماتیک، بهرام افشاری بیحرکت میایستد و فقط با چشمها بازی میکند.
تحلیل ساختاری:
خط فک مشخص و زاویهدار در فرم مستطیلی، مانند یک قاب طبیعی عمل میکند که توجه بیننده را به ناحیهی دهان و چشمها متمرکز میسازد. این
ساختار به او اجازه میدهد که با حداقل حرکت عضلانی (مثلاً فقط یک تکان خفیف در ماهیچههای فک)، بار عاطفی سنگینی را منتقل کند. این ویژگی در
بازی او، به اصطلاح وقار بصری ایجاد کرده و به او اجازه میدهد در سکوت هم دیالوگپردازی کند.
جدول تطبیقی:
چگونه ساختار مستطیلی، احساسات را روایت میکند؟
| حالت احساسی (فرضی) | واحد حرکتی FACS | تأثیر ساختار مستطیلی بر آن | نتیجهی بصری در بازی بهرام افشاری |
| شادی/هیجان
| AU6+12 | کشیده شدن پوست در سطح عمودی بلندتر | لبخندی گسترده و پرشور با تاکید بر خطوط خنده |
| خشم/تنش
| AU4+24 | کاهش شدید فاصله ابرو تا پلک | چهرهای تهدیدآمیز و مملو از فشار روانی |
| تفکر/شک
| AU1+2 | افزایش سطح پیشانی و تاکید بر خطوط افقی | نمایش دیالوگ درونی با استفاده از فضای بیشتر پیشانی |
| غم/ناامیدی
| AU15 | افتادگی گوشه لب در یک قاب عمودی | کشیدهتر شدن خطوط غم و ایجاد حس عمیقتر اندوه |
جمعبندی نهایی
معماری بدن، بوم بازیگری است
تحلیل علمی بازیگری، سفری است از سطح به عمق:نخست
سطح اول (FACS):
یاد گرفتیم که حرکات عضلانی را با کدهای دقیق ثبت کنیم (مثل AU4، AU12).
دوم
سطح دوم (مورفولوژی):
اکنون میدانیم که این حرکات روی چه *بستری* اجرا میشوند.
بهرام افشاری با ساختار صورت مستطیلیِ کشیدهاش، یک کیت حرفهای برای انتقال احساسات در اختیار دارد . آنچه از دید عموم، “بازی خاص و
جذاب” تعبیر میشود، از منظر علمی، نتیجهی تعامل هوشمندانهی یک بازیگر با آناتومی منحصربهفردش است. او یاد گرفته که چطور با استفاده از این بوم
کشیده، از یک لبخند ساده، یک حماسه بسازد و از یک اخم، یک فاجعه.

