کار را به کاردانی از جنس خودمان بسپاریم
نمونه سخنرانی کاندیداتوری اتاق اصناف تبریز
سلام رفقا و اهلصنیت، خسته نباشید. خدا را شاکرم که در جمع خوب شما حضور دارم.
من امیر مسعود خبازیان هستم، فرزند مرحوم… و مرحوم… که شما همه ایشان را به عنوان کاسبانی خوشنام میشناسید. ما سه
نسل است که کاسبی کردهایم و این بازار را از نزدیک لمس کردهایم. ما عشق بازار، صدای کاسبی و بوی نان حلال را با شیر مادر
مکیدهایم. اما امروز جلوی شما آمدهام تا یک حقیقت مهم را صادقانه بگویم. حقیقت این است که راهکارهای قدیمی دیگر پاسخگوی
نیاز امروز نیستند. دنیا تغییر کرده، مشتری تغییر کرده و شرایط سختتر شده است. ما دیگر نمیتوانیم با همان شیوههای
پدربزرگها، در این بازار پررقابت دوام بیاوریم. امروز ما به راهکار نو به یک آدم روزآمد و نسل جدیدی که زبان امروز را بفهمد، نیاز مبرم
داریم.
برنامه من برای اتاق اصناف تبریز، بر پایه همین تفکر بنا شده است. من میخواهم دوران رکود و روشهای تکراری را تمام کنم. اولویت
اصلی من در این راه، آموزش و مشاوره واقعی و در متریال کلاس جهانی است. ما قرار نیست فقط شعار بدهیم، بلکه میخواهیم
کارگاههایی برگزار کنیم که به استانداردهای روز دنیا نزدیک باشد. این آموزش مخصوص همه ۷۱ صنف محترم است. از قصاب و بقال تا
فروشندگان پارچه و طلا، همه عزیزان باید بهرهمند شوند. ما از مباحث پایه شروع میکنیم و تا رسیدن به هوش مصنوعی و موضوعات
روز مدیریت و فروش، کنار شما هستیم. باید بیاموزیم چطور از تکنولوژی نه برای سرگرمی، بلکه برای پر کردن جیبمان و رونق
کسبوکارمان استفاده کنیم. دنیای امروز دنیای هوشمند است و ما باید هوشمندانه قدم برداریم.
اما آموزش بدون پول و سرمایه معنا ندارد. من کاملا واضح میگویم که یک کسبوکار برای نوسازی و پیشرفت، نیاز به نقدینگی دارد.
به همین خاطر، یکی از دغدغههای اصلی من، موضوع جذب سرمایه و تسهیلات بانکی است. من با فشار و تعامل با بانکها و
نهادهای مالی دنبال این هستم که وامهای راحتتر با سود کمتر و شرایط درستتری را برای شما عزیزان فراهم کنم. پول موتور
محرکه بازار است و من وظیفه میدانم که سوخت این موتور را تامین کنم تا چرخهای کسبوکار شما با قدرت بچرخد.
علاوه بر این، ما در اتاق اصناف یک حماسه دیگر هم خواهیم داشت و آن حمایت تبلیغاتی و رسانهای برای اصناف است. اجناس ما
خوب است اما باید دیده شوند. من میخواهم صدای شما را به گوش مشتریان برسانم و کاری کنم که همه بدانند در بازار تبریز چه
گنجینههایی نهفته است.
بخش بسیار مهم دیگر هم بحث امنیت و آرامش شماست. ما دیگر نباید شاهد این باشیم که یک کاسب زحمتکش به خاطر یک
بدهی یا اختلاف ساده، پای چرخ دادرسی بروند و کاسه آبروی برود. من قول میدهم یک تیم حقوقی قوی و دلسوز برای مشاوره و
پیگیری امور شما در اتاق اصناف مستقر کنم تا هیچکس به سادگی محکوم نشود و پروندهها با سرعت و دقت حل شوند. همچنین در
بحث دستفروشان و معضلات همسایگی مغازهها، ما نظم را برقرار میکنیم. کسی که مالیات و اجاره و هزینههای سنگین میدهد،
حق ندارد که رقیب ناعادلانهای داشته باشد که هیچ کدام از این وظایف را انجام ندهد. ما برخورد قهری نمیکنیم اما نظم را جدی
میگیریم تا حق کاسب صاحبمجوز ضایع نشود.
من امیر مسعود خبازیان، به عنوان فرزند نسل سوم بازار، میخواهم پل ارتباطی بین سنت و مدرنیته باشم. من درد شما را
میفهمم اما با نسخههای جدید درمان میکنم. بیایید با هم تصمیم بگیریم که اتاق اصناف تبریز دیگر اتاقِ خاطرات نباشد، بلکه
کارخانهای برای تولید ثروت و علم برای تمام اصناف باشد. کار را به کاردانِ از جنس خودمان بسپاریم.
تهیه و تنظیم دکتر مازیارمیر مشاورعالی انتخابات