هفتاد و یک صنف، یک صدا، یک تبریز

بزرگان بازار! پیشکسوتان! جوانان اصناف! روسای اتحادیهها!
امروز اینجا نیست که از چند صندلی حرف بزنیم.
امروز اینجا هستیم که یک سؤال بسوزانَدمان:
ما وارثان ستارخان و باقرخان، چرا پس هنوز صدایمان شنیده نمیشود؟
۷۱ صنف داریم. دهها هزار عضو. صدها هزار نفر پشت این بازار و یک خانواده بزرگ میلیونی پشتمان ایستادهاند.
این فقط یک مجموعه بزرگ اقتصادی نیست.
این یک قدرت بسیار بزرگ است.
اما قدرت در تعداد نیست.
قدرت وقتی متولد میشود که کنار هم بایستیم.
بازار دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد ما به مدیر پشت میز نشینی که از جنس مانیست نیاز نداریم ما به مدیر کارمند مسلک و باز
نشسته نیاز نداریم ما به مدیری از جنس اینده و برای بزرگی و اعتلای تبریز همیشه سرافراز نیاز داریم
هر روز هزینهها بالا میرود. ارز میلرزد. سرمایه در گردش خفه میشود. قدرت خرید فرو ریخته.
کاسب امروز برای جایگزین کردن کالای دیروز، باید چند برابر پول بدهد.
مسئله امروز فروش نیست. مسئله فقط بقا است.
اتاق اصناف دیگر نباید تماشاگر باشد.
باید در میدان باشد.
ما برنامه داریم. زمانبندی داریم. شاخص داریم و اینها از یک کارمند باز نشسته نسل قدیم بر نمی آید
شورای هماهنگی ۷۱ صنف. سامانه صدای صنف. کمیته مالیات. کمیته بیمه. طرح ساماندهی دستفروشان. اتاق داده و رصد بازار و
اشتی و دوستی بین صنوف و اطلاع و هم افزایی اصناف باید در این دوره صورت دهد یا برای همیشه ما نابود شویم….
میز واحد هوشمند پیگیری. گزارش عملکرد. مشارکت بزرگان و جوانان.
این حرف نیست. این یک نقشه راه کاملا حرفه ای است.
هیچ اتحادیهای نباید تنها بماند.
هیچ پروندهای نباید بیکد و بیمسئول بماند.
هیچ مسئله پرتکراری نباید بدون راهحل کارشناسی بماند.
اعتراض پراکنده را به مطالبه مستند تبدیل میکنیم.
۷۱ اتحادیه نباید ۷۱ جزیره باشند.
باید یک شبکه باشند. یک مشت. یک صدا نه مانند دوره قبل جدا افتاده از یکدیگر و دور از هم و بی خبر از هم بمانیم….
بزرگان تجربه دارند. جوانان انرژی و فناوری.
هر دو را میخواهیم
نه بزرگان را کنار میگذاریم، نه جوانان را پشت در نگه میداریم.
ارتباط با مجلس و دستگاهها باید نهادمند باشد. کارشناسی. مستند.
زبان ما این است:
این مشکل است. این تعداد صنف درگیرند. این آثار اقتصادی را دارد. و این راهحل ما است.
شفافیت یعنی تصمیمها روشن. مسئولیتها روشن. گزارشها منتشر.
اتاق باید برای اصناف دیده شود.
اما همه اینها بدون یک اصل ممکن نیست:
کنار هم بودن
اگر ۷۱ صنف هرکدام راه خودشان را بروند، مشکلات بزرگتر میشوند.
اگر کنار هم باشیم، اطلاعات داریم. تجربه داریم. کارشناس داریم. ظرفیت داریم.
و مهمتر از همه: یک صدای منسجم داریم
از روسای اتحادیهها میخواهم مسائل واقعی را روی میز بگذارند.
از پیشکسوتان میخواهم تجربهشان را وارد میدان کنند.
از جوانان میخواهم ایدههای تازه بیاورند.
و از همه میخواهم یک سؤال را جدی بگیرند:
اگر قرار است اصناف تبریز پنج سال دیگر قدرتمندترین و اثرگذارترین باشد، از امروز چه چیزی باید تغییر کند؟
بیایید مشکلات را پنهان نکنیم.
بیایید اختلافها را به گفتوگو تبدیل کنیم.
بیایید تجربه بزرگان را با انرژی جوانان ترکیب کنیم.
تبریز بازار دارد. اصناف دارد. تجربه دارد. سرمایه انسانی دارد. ۷۱ اتحادیه دارد.
مشکل ما کمبود ظرفیت نیست. مشکل ما پراکندگی ظرفیتها است.
و راهحل روشن است:
انسجام
انسجام برای تصمیمگیری. برای مذاکره. برای مطالبهگری. برای حل مسئله. برای ساختن آینده.
۷۱ صنف، ۷۱ جزیره نیستند.
۷۱ صنف، یک خانوادهاند.
و این خانواده وقتی قدرتمند میشود که کنار هم بایستد. با هم حرف بزند. با سند مطالبه کند. و نتیجه را از مدیرانش بخواهد.
قدرت واقعی اصناف، در اتحاد آگاهانه و سازمانیافته است.
اتاق قدرتمند با شعار ساخته نمیشود.
با برنامه. با شفافیت. با تخصص. با پیگیری. با پاسخگویی
این نقطه شروع است.
از پراکندگی به انسجام.
از گلایه به برنامه.
از برنامه به اقدام.
و از اقدام به پیروزی.
رأی شما، صدای شماست. صدای شما، قدرت بازار است.
بیایید این قدرت را به اتاق اصناف تبریز برگردانیم….
