مرجع معتبر
بیش از ۳۰ سال تجربه علمی و میدانی مستند مشاور مورد اعتماد نمایندگان مجلس و مدیران ارشد منتور بیش از ۱۰۰۰ کسب‌وکار ایرانی مرجع تخصصی زبان بدن و فنون مذاکره ایران
سخنرانی کارزار انتخاباتی امیر مسعود خبازی

سخنرانی کارزار انتخاباتی اصناف

تهیه و تنظیم دکتر سید مازیارمیر مشاور عالی انتخابات

 

 

سلام رفقا!

سلام اهل صنعت!

سلام بر مردان و زنانی که از پیش از اذان صبح تا نیمه‌شب، با دستانِ خودشان چرخ‌های اقتصاد این شهر و این سرزمین را می‌گردانند. خسته نباشید؛ و چه زیباست که امشب کنارِ هم ایستاده‌ایم، نه روبه‌رویِ هم.

من امیرمسعود خبازیان هستم؛ فرزندِ بازار و نوه‌ی کاسبانی خوش‌نام که نام‌شان با نانِ حلال گره خورده بود؛ همان نام‌هایی که شما سال‌ها با چشمِ اعتماد روی ویترین همین بازار دیده‌اید. ما سه نسل است که کاسبی کرده‌ایم و این بازار را از نزدیک لمس کرده‌ایم. عشقِ بازار، صدای کاسبی و بوی نانِ حلال را با شیرِ مادر مکیده‌ایم؛ با عطر چای و ادویه بزرگ شده‌ام، با صدای زنگِ ترازو شعر حفظ کرده‌ام و اعتماد مشتری را، همان‌طور که پدرانم آموختند، گران‌بهاتر از طلا نگه داشته‌ام. بازار برای من فقط محلِ کسب نیست؛ خانه‌ی پدری است. و امشب برای خانه‌ی پدری‌ام سخن می‌گویم.

حقیقتی که باید صادقانه بگوییم

اما رفقا، اجازه بدهید امشب با خودمان روراست باشیم؛ چون میان خودمان هستیم و بینِ رفقا، تملق جایی ندارد. حقیقت این است: دنیا تغییر کرده؛ مشتری تغییر کرده و شرایط سخت‌تر شده است. مشتری با گوشی هوشمند در جیبش دیگر آن مشتری دیروز نیست. رقیبِ ما دیگر پشت دیوار مغازه‌ی کناری نمی‌ایستد؛ از قاره‌های دور و با چند کلیک می‌آید. راهکارهای قدیمی دیگر پاسخ‌گوی نیاز امروز نیستند و هیچ بازار بزرگی با ابزارهای دیروز، فردای روشنی نمی‌سازد. این جملات، سخنِ ترس نیست؛ سخنِ بیداری است. ما نمی‌توانیم فقط با شیوه‌های پدربزرگ‌ها در این بازار پررقابت دوام بیاوریم؛ و بدانید اگر پدربزرگ‌های ما امروز اینجا بودند، اولین کسانی بودند که می‌گفتند: خودتان را به‌روز کنید!

پس ما فقط دو راه داریم. یا این حقیقت را می‌پذیریم، بلند می‌شویم و خودمان را برای بازیِ امروز آماده می‌کنیم؛ یا دست روی دست می‌گذاریم و می‌بینیم که بازار، بی‌ما جلو می‌رود. من امشب برای راهِ اول ایستاده‌ام؛ من برای بلند شدن آمده‌ام، نه برای نشستن.

پنج قدم روشن برای بازار تبریز

برنامه‌ی من برای اتاق اصناف تبریز بر همین اندیشه بنا شده است: دوران رکود و روش‌های تکراری را تمام کنیم و به جای شیوه‌های فرسوده، راهکارِ نو بنشانیم. این برنامه پنج قدم روشن دارد؛ پنج قدم که هر کدام برای دردی از دردهای امروزِ شما طراحی شده است؛ قدم‌هایی که شعار نیستند، تعهدند.

قدم اول؛ آموزش: اولویت اصلی من آموزش و مشاوره‌ی واقعی، در متریال کلاسِ جهانی است. ما شعار نمی‌دهیم؛ کارگاه برگزار می‌کنیم؛ کارگاه‌هایی نزدیک به استانداردهای روزِ دنیا که مخصوص همه‌ی ۷۱ صنف محترم است؛ از قصاب و بقال تا فروشندگان پارچه و طلا؛ همه‌ی عزیزان باید بهره‌مند شوند. از مباحث پایه شروع می‌کنیم و تا هوش مصنوعی و روزآمدترین درس‌های مدیریت و فروش کنار شما هستیم. باید بیاموزیم از تکنولوژی نه برای سرگرمی، بلکه برای پر کردن جیب‌مان و رونق کسب‌وکارمان استفاده کنیم. دنیای امروز دنیای هوشمند است و ما باید هوشمندانه قدم برداریم؛ مسیرِ یادگیری، مسیرِ سود است.

قدم دوم؛ سرمایه: اما رفقا، آموزش بدون پول، پیکری است بدون جان. من کاملاً واضح می‌گویم: هر کسب‌وکاری برای نوسازی و پیشرفت به نقدینگی نیاز دارد. به همین خاطر یکی از دغدغه‌های اصلی من جذب سرمایه و تسهیلات بانکی است؛ با فشار و تعامل با بانک‌ها و نهادهای مالی دنبال این هستم که وام‌های راحت‌تر، با سود کمتر و شرایط درست‌تر برای شما فراهم شود. پول، موتور محرکه‌ی بازار است و من وظیفه می‌دانم سوختِ این موتور را تأمین کنم تا چرخ‌های کسب‌وکار شما با قدرت بچرخد.

قدم سوم؛ دیده شدن: در اتاق اصناف یک حماسه‌ی دیگر هم خواهیم داشت و آن حمایت تبلیغاتی و رسانه‌ای از اصناف است. اجناسِ ما خوب است، اما باید دیده شود. من صدای شما را به گوش مشتریان می‌رسانم و کاری می‌کنم همه بدانند در بازار تبریز چه گنجینه‌هایی نهفته است؛ نام و نشانِ شما باید بربالد، از رسانه‌ها تا فضای مجازی؛ تا مشتری پیش از آنکه سراغ ویترین‌های دور برود، راهِ همین بازار را در پیش بگیرد.

قدم چهارم؛ آرامش و حمایت حقوقی: بخش بسیار مهم دیگری هم هست و آن امنیت و آرامش شماست. دیگر نباید شاهد باشیم که یک کاسب زحمتکش به خاطر یک بدهی یا اختلاف ساده، پای چرخ دادرسی بماند و کاسه‌ی آبرو برود. من قول می‌دهم تیم حقوقی قوی و دلسوزی برای مشاوره و پیگیری امور شما در اتاق اصناف مستقر کنم تا هیچ‌کس به سادگی محکوم نشود و پرونده‌ها با سرعت و دقت حل شوند. کاسبِ آسوده‌خاطر، بازارِ آباد می‌سازد.

قدم پنجم؛ نظم و انصاف: و درباره‌ی دستفروشان و معضلات همسایگی مغازه‌ها: ما نظم را برقرار می‌کنیم. کسی که مالیات می‌دهد، اجاره می‌دهد و هزینه‌های سنگین می‌پردازد، حق ندارد رقیبی ناعادلانه داشته باشد که هیچ‌کدام از این وظایف را بر دوش نمی‌کشد. ما برخورد قهری نمی‌کنیم؛ اما نظم را جدی می‌گیریم تا حق کاسب صاحب‌مجوز ضایع نشود. انصاف یعنی همین؛ یعنی هر کس به اندازه‌ی مسئولیتش پای بازار ایستاده باشد.

فردا صبح، پای صندوق رأی

بازارِ تبریز فقط چند راسته و چند مغازه نیست؛ شناسنامه‌ی این شهر است؛ میراثی که نسل به نسل به ما رسید و ما امانت‌دارِ امروزِ آن هستیم. اگر یک روز بازارِ ما خوابیده باشد، حتی اگر دیوارهای شهر سالم باشند، شهر بیدار نمی‌ماند. پس نگهبانی از این بازار، نگهبانی از سفره‌ی هزاران خانواده است؛ و من برای همین نگهبانی آمده‌ام.

رفقای عزیزم! من، امیرمسعود خبازیان، فرزندِ نسل سومِ بازار، آمده‌ام پل ارتباطی میان سنت و مدرنیته باشم. من درد شما را می‌فهمم، چون این درد، دردِ خودِ من هم هست؛ اما با نسخه‌های جدید درمان می‌کنم، چون زمانه جدید است. از شما می‌خواهم با هم تصمیم بگیریم که اتاق اصناف تبریز دیگر اتاقِ خاطرات نباشد؛ بلکه کارخانه‌ای باشد برای تولید ثروت و علم برای تمام اصناف.

فردا صبح وقتی پای صندوق رأی ایستادید، به دستی رأی بدهید که بازار را نه از روی اشنابازی و پول و یا کتاب‌ها، که از نزدیک با پوست و گوشت و خونش لمس کرده است؛ به نسلی رأی بدهید که هم زبان پدرانش را می‌فهمد و هم زبان امروز را. به امید رأی بدهید، به کار رأی بدهید، به آینده رأی بدهید. این رأی فقط یک نام را روی برگه نمی‌نویسد؛ آینده‌ی کسب‌وکارتان را امضا می‌کند.

کار را به کاردانِ از جنس خودمان بسپاریم!

 

تهیه و تنظیم دکتر سید مازیارمیر