زبان بدن دستها قسمت اول
دکتر مازیار میر
چرا این مقاله را نوشتم خانم معلمی برام نوشت همه بچه های کلاسهام عکساشون این مدلی دستها جلوی بدن و بصورت ضربدری
پوشونده این دلیل خاصی داره دکتر میر…
ابتدا پاسخ خودمو می نویسم بعنوان مقدمه بعد می رویم سراغ این مبحث جذاب و آموزنده و کاربردی راستی چرا ؟
خانم ….معلم عزیز و گرامی
پرسش بسیار خوبی مطرح کردید؛ چون یکی از اشتباهات رایج در زبان بدن این است که برای هر حرکت، یک معنی قطعی در نظر
بگیریم.
مثلاً وقتی چند نوجوان یا جوان را میبینیم که ایستادهاند و دستهایشان را جلوی بدن، به شکل ضربدری قرار دادهاند، خیلیها
سریع میگویند: «گارد گرفتهاند!» یا «راحت نیستند!» اما من در تحلیل زبان بدن هیچوقت فقط با دیدن یک حرکت چنین حکمی
نمیدهم.
یک خاطره کوچک همیشه برای توضیح این موضوع برایم جالب بوده است.
تصور کنید معلم وارد کلاس میشود و میبیند چند دانشآموز ایستادهاند، دستها جلوی بدن و به شکل ضربدری، نگاهها هم نسبتاً
ساکت و کنترلشده. اگر فقط دستها را ببینیم، شاید تصور کنیم بچهها مضطرب یا حتی مخالفاند.
اما کافی است چند دقیقه با آنها صحبت کنیم.
یکی از آنها میگوید: «خانم، ما منتظر بودیم کلاس شروع بشه.»
دیگری میخندد و میگوید: «من همیشه اینطوری میایستم!»
همینجا میبینیم که یک تفسیر عجولانه میتواند کاملاً ما را به اشتباه بیندازد.
از نظر علمی، قرار دادن دستها جلوی بدن میتواند با احساس امنیت، احتیاط، تمرکز، انتظار، احترام یا حتی صرفاً عادت حرکتی
همراه باشد. در بعضی موقعیتها هم اگر با نشانههایی مثل شانههای جمعشده، نگاهگریز، بیقراری، کاهش مشارکت و حالت
چهره مضطرب همراه شود، میتوان احتمال ناراحتی یا اضطراب اجتماعی را جدیتر بررسی کرد.
نکته مهمتر این است که اگر چند نوجوان در یک جمع، تقریباً همزمان همین حالت را دارند، ممکن است اصلاً مسئله فردی نباشد. آنها
میتوانند ناخودآگاه از یکدیگر الگو گرفته باشند یا صرفاً در یک «حالت انتظار و دریافت» قرار داشته باشند.
برای همین همیشه میگویم:
زبان بدن را نباید مثل فرهنگ لغت خواند؛ باید مثل یک داستان خواند.
یک حرکت، فقط یک جمله از آن داستان است؛ چهره، چشمها، پاها، فاصله، جهت بدن، موقعیت اجتماعی و مهمتر از همه «تغییر
رفتار در طول زمان» هستند که داستان را کامل میکنند.
بنابراین اگر دانشآموزی دستهایش را ضربدری کرده، قبل از اینکه بگوییم «گارد گرفته»، بهتر است چند سؤال دیگر از خودمان
بپرسیم:
آیا بدنش به سمت معلم است؟
آیا تماس چشمی دارد؟
آیا در بحث مشارکت میکند؟
چهرهاش آرام است؟
وقتی موضوع جذاب میشود، وضعیت بدنش تغییر میکند؟
اگر پاسخها مثبت باشد، احتمالاً آن دستهای ضربدری هیچ پیام منفی خاصی ندارند.
بهخصوص در مورد نوجوانان، من همیشه توصیه میکنم کمتر قضاوت کنیم و بیشتر مشاهده کنیم.
چون نوجوانی که دستهایش را جلوی بدن گذاشته، شاید نه عصبانی باشد، نه مخالف و نه مضطرب؛ شاید فقط هنوز نمیداند با
دستهایش چه کار کند!
با احترام
زبان بدن
وقتی دستها پیش از زبان حرف میزنند
گاهی آدمها حرف میزنند، اما بدنشان چیز دیگری میگوید.
گاهی لبخند میزنیم، اما چشمهایمان خستهاند.
میگوییم «خوشحالم که دیدمت»، اما بدنمان یک قدم عقب میرود.
میگوییم «نگران نیستم»، اما دستهایمان بیقرارند.
اینجاست که زبان بدن وارد داستان میشود؛ همان ارتباط خاموشی که گاهی پیش از اولین کلمه آغاز شده و تا مدتها بعد از آخرین جمله ادامه پیدا میکند.
انسان پیش از آنکه بتواند جمله بسازد، با بدنش ارتباط برقرار میکرد؛ با نگاه، فاصله، حرکت دست، حالت چهره، جهت بدن و حتی سکوت. آثار باقیمانده از زندگی انسانهای نخستین نیز نشان میدهد که تصویر، حرکت و نشانه، بخش مهمی از ارتباط انسانی بودهاند.
البته نباید زبان بدن را یک زبان رمزی و مکانیکی تصور کنیم؛ یعنی اینطور نیست که برای هر حرکت یک معنی ثابت وجود داشته باشد.
دست روی سینه همیشه یعنی مخالفت نیست.
نگاه نکردن همیشه یعنی دروغ نیست.
دستهای پنهان همیشه یعنی عدم اعتماد نیست.
رفتار انسان پیچیدهتر از این حرفهاست.
اگر بخواهیم زبان بدن را درست بفهمیم، باید به یک اصل ساده وفادار بمانیم:
یک حرکت را نبین؛ الگوی رفتار را ببین.
سن، جنسیت، فرهنگ، موقعیت، رابطه افراد، شخصیت، شرایط محیط و حتی دمای اتاق میتوانند روی رفتار بدن اثر بگذارند.
به همین دلیل در این سلسله مطالب، قرار نیست بدن آدمها را «ذهنخوانی» کنیم؛ قرار است بهتر ببینیم، بهتر سؤال بپرسیم و کمتر عجولانه قضاوت کنیم.
و در این قسمت، سراغ یکی از مهمترین بخشهای ارتباط غیرکلامی میرویم:
دستها؛ بیصداترین سخنگوی انسان
دستها تقریباً همیشه در ارتباط ما حضور دارند. حتی وقتی حرف نمیزنیم، دستها ممکن است آرام، بسته، باز، پنهان، درگیر، بیقرار یا مشغول لمس چیزی باشند.
اما چرا دستها اینقدر مهماند؟
چون دستها هم در ارتباط نقش دارند و هم در تنظیم وضعیت هیجانی و حرکتی ما.
وقتی هیجانزدهایم، ممکن است حرکات دست بیشتر شود. وقتی مضطربیم، ممکن است دستهایمان را به هم بفشاریم. وقتی راحتیم، ممکن است دستها آزادتر و طبیعیتر حرکت کنند.
اما هیچکدام از اینها به تنهایی تشخیص قطعی احساس درونی فرد نیست.
وقتی دستها لباس را مرتب میکنند
شاید برایتان پیش آمده باشد که فردی در یک جلسه، مدام یقه لباس، آستین، دکمه، روسری، ساعت یا بخشی از لباسش را مرتب کند.
اولین برداشت چیست؟
بعضیها فوراً میگویند: «طرف مضطرب است.»
اما همیشه اینطور نیست.
مرتب کردن لباس میتواند واقعاً از جنس آراستگی و مدیریت ظاهر باشد؛ یعنی فرد میخواهد مرتبتر، جدیتر یا جذابتر به نظر برسد.
گاهی هم این حرکت در شرایط اجتماعی، نوعی رفتار تنظیمکننده است؛ یعنی فرد با یک حرکت ساده و تکراری، تنش یا بیقراری خود را کاهش میدهد.
پس باید پرسید:
این رفتار از چه زمانی شروع شد؟
اگر فرد از همان ابتدا لباسش را مرتب میکرد، شاید صرفاً عادت یا توجه به ظاهر باشد.
اما اگر درست بعد از یک سؤال سخت، ورود یک فرد خاص یا قرار گرفتن در موقعیتی حساس، ناگهان این رفتار شروع شد، ارزش مشاهده بیشتری دارد.
این همان چیزی است که من همیشه به شاگردانم میگویم:
به خودِ حرکت نگاه نکن؛ به «تغییر» نگاه کن.
دستهای پنهان؛ وقتی دستها از صحنه خارج میشوند
گاهی فرد دستهایش را پشت بدن، داخل جیب یا زیر میز پنهان میکند.
آیا این یعنی نمیخواهد ارتباط برقرار کند؟
نه لزوماً.
ممکن است فرد سردش باشد، عادت داشته باشد دستهایش را در جیب بگذارد، در حال فکر کردن باشد یا صرفاً در آن لحظه احساس راحتی بیشتری داشته باشد.
اما اگر پنهان کردن دستها با رفتارهای دیگری همراه شود—مثلاً بدن از طرف مقابل دور شود، تماس چشمی کاهش یابد، پاسخها کوتاه شوند و مشارکت پایین بیاید—آن وقت مجموعه رفتارها میتواند نشانهای از کاهش درگیری یا راحتی کمتر در تعامل باشد.
یک مثال ساده:
معلم وارد کلاس میشود.
دانشآموز دستهایش را در جیب گذاشته است.
آیا باید نتیجه بگیریم که بیاحترام است؟
نه.
اما اگر همین دانشآموز هنگام صحبت معلم بدنش را برگرداند، به اطراف نگاه کند، پاسخ ندهد و از مشارکت فاصله بگیرد، تصویر کاملتری به دست میآید.
زبان بدن را باید در قاب کامل دید، نه در یک فریم.
دستهای لمسکننده
لمس یکی از قدرتمندترین کانالهای ارتباط انسانی است؛ اما یکی از حساسترین آنها نیز هست.
یک دست روی شانه، دست دادن، در آغوش گرفتن، نوازش کودک یا گرفتن دست یک فرد نزدیک، بسته به رابطه و فرهنگ میتواند پیام متفاوتی داشته باشد.
در یک رابطه صمیمی، لمس میتواند احساس حمایت، محبت و همراهی ایجاد کند.
در رابطه حرفهای، همین لمس ممکن است کاملاً نامناسب تلقی شود.
پس در زبان بدن، یک اصل بسیار مهم داریم:
هر لمس، بدون رضایت و بدون در نظر گرفتن مرزهای شخصی، الزاماً پیام مثبت ندارد.
مثلاً دست گذاشتن روی شانه ممکن است برای یک دوست قدیمی نشانه صمیمیت باشد، اما برای فردی که تازه با او آشنا شدهایم، میتواند ایجاد ناراحتی کند.
حتی یک حرکت ساده مثل دست زدن به بازوی فرد، بسته به موقعیت، رابطه و فرهنگ میتواند حمایت، توجه یا صرفاً یک حرکت لحظهای باشد.
پس در تحلیل لمس، چهار سؤال مهم داریم:
چه کسی؟
چه کسی را؟
کجا؟
در چه موقعیتی؟
و یک سؤال مهمتر:
آیا طرف مقابل با این تماس راحت است؟
دستهای گرهخورده؛ آرامش یا فشار؟
یکی از حرکات پرتکرار، گرفتن دستها در یکدیگر است.
گاهی فرد انگشتانش را آرام در هم قرار میدهد و دستها تقریباً شل هستند.
این حالت ممکن است صرفاً یک وضعیت راحت برای نشستن یا ایستادن باشد.
اما اگر انگشتان با فشار زیاد در هم قفل شوند، دستها منقبض باشند و این وضعیت با نشانههایی مثل بیقراری، تنفس متفاوت، سفتی شانهها یا تغییر حالت چهره همراه شود، میتوان احتمال افزایش تنش را جدیتر بررسی کرد.
باز هم تأکید میکنم:
فشار دادن دستها = اضطراب قطعی نیست.
ما فقط یک سرنخ داریم.
وقتی دستها مشت میشوند
مشت کردن دستها معمولاً نشانهای از افزایش انقباض و آمادگی حرکتی است، اما معنای آن به موقعیت وابسته است.
ممکن است فرد عصبانی باشد.
ممکن است در حال تلاش برای کنترل خشم خود باشد.
ممکن است از شدت هیجان، هیجان مثبت یا منفی، دستش را مشت کند.
ممکن است حتی در یک فعالیت ورزشی، بدون هیچ پیام اجتماعی خاصی، مشت خود را ببندد.
پس باز هم باید به «زمینه» نگاه کرد.
اگر فردی در جریان یک بحث جدی، مشتهای خود را محکم میکند، فک خود را میفشارد، شانههایش منقبض میشود و صدایش تغییر میکند، آن وقت مجموعه نشانهها ارزش تحلیلی بیشتری دارد.
دستهای باز؛ دعوت به ارتباط؟
دستهای باز معمولاً از نظر ارتباطی میتوانند فضای بازتری ایجاد کنند؛ بهخصوص وقتی حرکت دستها طبیعی، هماهنگ با گفتار و بدون تهدید باشد.
یک سخنران که هنگام توضیح دادن دستهایش را طبیعی و باز حرکت میدهد، معمولاً نسبت به سخنرانی که دستها را کاملاً بیحرکت و منقبض نگه داشته، ارتباط حرکتی بیشتری ایجاد میکند.
اما باز هم نباید از این موضوع نتیجه گرفت که:
دست باز = صداقت
یا
دست بسته = دروغ
این فرمولهای ساده برای تحلیل علمی رفتار قابل اتکا نیستند.
و اما یک سؤال مهم: دستهای ضربدری جلوی بدن
این همان سؤالی است که بسیاری از معلمان، مربیان و والدین درباره نوجوانان از من میپرسند.
چند نوجوان در یک مجلس ایستادهاند و دستهایشان را جلوی بدن، به شکل ضربدری قرار دادهاند.
آیا گارد گرفتهاند؟
ممکن است؛ اما الزاماً نه.
این حالت میتواند یک وضعیت راحت برای ایستادن باشد، نوعی احتیاط اجتماعی باشد یا در بعضی شرایط با کاهش احساس راحتی همراه شود.
حالا اگر در کنار آن ببینیم که:
- شانهها جمع شدهاند،
- تماس چشمی کم شده،
- بدن از گوینده فاصله گرفته،
- پاها مرتب جابهجا میشوند،
- فرد کمتر مشارکت میکند،
- و این تغییر دقیقاً بعد از یک موضوع خاص ایجاد شده،
آن وقت بهتر است با دقت بیشتری وضعیت را بررسی کنیم.
اما اگر نوجوان با همان دستهای ضربدری، لبخند میزند، سؤال میپرسد، به سخنران نگاه میکند و در بحث مشارکت دارد، شاید فقط…
دستهایش را جایی گذاشته که برای خودش راحتتر است!
این دقیقاً همان نقطهای است که زبان بدن از «فالگیری» جدا میشود و به مشاهده علمی نزدیک میشود.
یک تجربه ساده برای معلمان
اگر معلم هستید، دفعه بعد که وارد کلاس شدید، به جای اینکه بلافاصله رفتار دانشآموزان را تفسیر کنید، فقط سه دقیقه مشاهده کنید.
چه کسی دستهایش را پنهان کرده؟
چه کسی دستهایش را به هم گرفته؟
چه کسی آزادانه حرکت میکند؟
چه کسی با دیگران هماهنگ شده؟
و مهمتر از همه:
بعد از شروع یک فعالیت جذاب، چه چیزی تغییر میکند؟
ممکن است دانشآموزی که ابتدا کاملاً بسته به نظر میرسید، بعد از چند دقیقه تبدیل به فعالترین عضو کلاس شود.
پس شاید مشکل از «دانشآموز» نبود؛
فقط هنوز ارتباط برقرار نشده بود.
از زبان بدن چه چیزی یاد بگیریم؟
مهمترین درس زبان بدن برای من این نیست که بتوانیم بگوییم:
«این حرکت یعنی فلان.»
درس مهمتر این است که یاد بگیریم:
مشاهده کنیم، مقایسه کنیم، زمینه را بفهمیم و بعد نتیجهگیری کنیم.
سه مرحله را همیشه به خاطر بسپارید:
مشاهده
چه اتفاقی افتاد؟
مقایسه
آیا این رفتار برای این فرد معمول است یا تغییر کرده؟
تفسیر
با توجه به مجموعه نشانهها و شرایط، چه احتمالاتی مطرح است؟
و بعد…
سؤال بپرسید.
چون هیچ زبان بدنی جای گفتوگوی واقعی را نمیگیرد.
۱۲ چکلیست حرفهای برای تحلیل زبان بدن
چکلیست ۱ | قبل از تفسیر
□ فقط یک حرکت را مبنای قضاوت قرار ندهم.
□ ابتدا کل وضعیت بدن را ببینم.
□ زمینه و موقعیت را در نظر بگیرم.
چکلیست ۲ | دستها
□ دستها باز هستند یا بسته؟
□ آراماند یا منقبض؟
□ پنهان شدهاند یا آزادند؟
□ حرکتشان طبیعی است یا ناگهانی تغییر کرده؟
چکلیست ۳ | چهره
□ حالت صورت با رفتار دستها هماهنگ است؟
□ لبخند طبیعی است یا صرفاً اجتماعی؟
□ تنش در فک، ابرو یا صورت دیده میشود؟
چکلیست ۴ | چشمها
□ تماس چشمی وجود دارد؟
□ نگاه طبیعی است یا مرتب قطع میشود؟
□ تغییر نگاه همزمان با یک موضوع خاص اتفاق افتاده است؟
چکلیست ۵ | شانه و تنه
□ بدن رو به مخاطب است؟
□ شانهها آزادند یا جمع شدهاند؟
□ فرد به سمت تعامل میآید یا از آن فاصله میگیرد؟
چکلیست ۶ | پاها
□ پاها ثابتاند؟
□ بیقراری دیده میشود؟
□ جهت پاها با جهت بدن هماهنگ است؟
چکلیست ۷ | لمس
□ آیا لمس متناسب با رابطه است؟
□ آیا طرف مقابل راحت است؟
□ آیا مرز شخصی رعایت شده است؟
چکلیست ۸ | تغییر رفتار
□ این حرکت از ابتدا وجود داشته؟
□ یا بعد از یک سؤال، فرد یا اتفاق خاص ایجاد شده؟
□ قبل و بعد رفتار را مقایسه کردهام؟
چکلیست ۹ | نوجوانان
□ سن و مرحله رشد را در نظر گرفتهام؟
□ عادتهای رفتاری نوجوان را میشناسم؟
□ او را با بزرگسالان مقایسه نکردهام؟
چکلیست ۱۰ | فضای گروه
□ آیا چند نفر رفتار مشابه دارند؟
□ احتمال تقلید یا هماهنگی گروهی وجود دارد؟
□ رفتار فرد با رفتار جمع متفاوت است؟
چکلیست ۱۱ | خطاهای تحلیلی
□ نگفتهام «این حرکت قطعاً یعنی…»؟
□ زبان بدن را با ذهنخوانی اشتباه نگرفتهام؟
□ از یک حرکت برای تشخیص دروغ استفاده نکردهام؟
چکلیست ۱۲ | تصمیم نهایی
□ چند نشانه مستقل را کنار هم گذاشتهام؟
□ رفتار را با خط پایه فرد مقایسه کردهام؟
□ زمینه فرهنگی و اجتماعی را در نظر گرفتهام؟
□ آیا برای اطمینان، به جای حدس زدن، میتوانم سؤال مناسبی بپرسم؟
حرف آخر
زبان بدن قرار نیست به ما قدرت «خواندن ذهن دیگران» بدهد.
قرار است به ما کمک کند بهتر ببینیم.
گاهی یک دست مشتشده، داستان خشم است؛ گاهی داستان تمرکز.
گاهی دستهای پنهان، فاصله گرفتن است؛ گاهی فقط عادت.
گاهی دستهای ضربدری، احتیاط است؛ گاهی فقط یک حالت راحت برای ایستادن.
پس عجله نکنیم.
آدمها پیچیدهتر از حرکات دستهایشان هستند.
و شاید بهترین جمله برای پایان این بحث همان جملهای باشد که سالهاست در آموزش زبان بدن بر آن تأکید دارم:
هیچکس و هیچچیز دقیقاً آنگونه که به نظر میرسد نیست
هنر ما این است که پیش از قضاوت، دقیقتر ببینیم.دکترمازیار میر
مازیار میر مشاور و تحلیل گر
منابعی برای مطالعه بیشتر:
زبان بدن هیلاری کلینتون
زبان بدن دونالد ترامپ
زبان بدن داعش
زبان بدن ملانیاترامپ
زبان بدن چگوارا
زبان بدن برایان تریسی
زبان بدن
زبان بدن دستها قسمت چهارم