بیایید قدرت و اقتدار را به اتاق اصناف تبریز برگردانیم
۷۱ صنف؛ یک خانواده بزرگ، یک صدای منسجم، یک برنامه اجرایی
وقتی بازار قدرت دارد، چرا صدای اصناف نباید شنیده شود؟

بزرگان بازار؛
پیشکسوتان و جوانان اصناف؛
روسای اتحادیهها و فعالان اقتصادی تبریز؛
امروز قرار نیست درباره چند عنوان و چند صندلی صحبت کنیم.
امروز باید درباره یک سؤال اساسی حرف بزنیم:
چرا ما وارثان ستارخان و باقرخان و مجموعهای با این عظمت، هنوز نتوانسته از ظرفیت واقعی خود برای حل مشکلاتش استفاده کند؟
ما ۷۱ صنف داریم.
دهها هزار عضو رسمی و صدها هزار عضو غیر رسمی و تعداد بسیار بیشتری فعال اقتصادی، کارمند، کارگر و خانوادههای وابسته به این جامعه بزرگ میلیونی،
یعنی اصناف تبریز فقط یک مجموعه اقتصادی نیست؛
یک قدرت بسیار بزرگ اجتماعی و اقتصادی وموثر است.
اما قدرت، فقط در تعداد نیست.
قدرت زمانی شکل میگیرد که انسجام، برنامه، تخصص، ارتباط و پیگیری کنار هم قرار بگیرند.
و دقیقاً همینجاست که باید تغییر را شروع کنیم.
بازار دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد
هر روز هزینهها افزایش پیدا میکند.
نوسان ارز، سرمایه در گردش را تحت فشار قرار داده است.
قدرت خرید کاهش پیدا کرده.
هزینه اجاره، نیروی انسانی، بیمه، مالیات، حملونقل و تأمین کالا افزایش یافته است.
کاسب امروز گاهی برای جایگزین کردن کالایی که دیروز فروخته، باید سرمایهای بسیار بیشتر از گذشته داشته باشد.
این یعنی یک واقعیت تلخ:
مسئله امروز اصناف فقط فروش نیست؛ مسئله، «بقا و استمرار کسبوکار» است.
در چنین شرایطی، اتاق اصناف نمیتواند صرفاً ناظر مشکلات باشد.
باید مرکز حل مسئله باشد.
برنامه ما باید از فردا قابل اندازهگیری باشد
اگر از مدیریت صحبت میکنیم، باید برنامه داشته باشیم.
اگر از تحول صحبت میکنیم، باید زمانبندی داشته باشیم.
اگر از حمایت از اصناف حرف میزنیم، باید مشخص کنیم:
چه کاری؟
توسط چه کسی؟
در چه زمانی؟
با چه شاخصی؟
و با چه نتیجهای؟
به همین دلیل، یک برنامه اجرایی روشن پیشنهاد میشود:
نخست
شورای هماهنگی ۷۱ صنف
یک ساختار منظم برای ارتباط مستمر اتحادیهها ایجاد شود.
جلسات دورهای برگزار شود.
مشکلات مشترک استخراج و اولویتبندی شود.
و مسائل مهم، بهصورت جمعی پیگیری شوند.
هدف: هیچ اتحادیهای در مواجهه با یک مشکل مشترک، تنها نماند.
دوم
سامانه «صدای صنف»
مشکلات اتحادیهها و اعضای آنها باید ثبت، دستهبندی و قابل پیگیری شود.
هر پرونده یک کد داشته باشد.
هر مسئله یک مسئول پیگیری داشته باشد.
و هر پرونده دارای وضعیت مشخص باشد:
سوم
کمیته تخصصی مالیات
موضوعات حقوقی و مالیات و اداره کار و …. باید از فضای احساسی خارج و وارد فضای کارشناسی شود.
یک تیم تخصصی برای بررسی مشکلات مالیاتی اصناف تشکیل شود.
مشکلات پرتکرار جمعآوری شود.
دستورالعملهای مسئلهساز شناسایی شود.
جلسات کارشناسی با مسئولان مربوطه برگزار شود.
و نتیجه مذاکرات بهصورت شفاف به اتحادیهها اعلام شود.
وعده مشخص:
هیچ مسئله پرتکرار مالیاتی نباید بدون پرونده کارشناسی و مسیر پیگیری باقی بماند.
چهارم
کمیته تخصصی بیمه
برای مشکلات بیمهای نیز همین مدل اجرا شود.
پروندههای مشترک شناسایی شود.
مشکلات اتحادیهها مستند شود.
جلسات تخصصی با دستگاههای مربوط برگزار شود.
و نتیجه مذاکرات به اتحادیهها گزارش شود.
اصل روشن:
اعتراض پراکنده را به مطالبهگری مستند تبدیل کنیم.
پنجم
طرح جامع ساماندهی دستفروشان
دستفروشی را نمیتوان فقط با برخورد مقطعی حل کرد.
از یک طرف، حقوق کسبه رسمی باید رعایت شود.
از طرف دیگر، مسئله معیشت دستفروشان نیز وجود دارد.
بنابراین باید یک طرح جامع تهیه شود:
مکانیابی؛
ساماندهی؛
ضابطهگذاری؛
تعیین محدوده؛
ایجاد مسیرهای قانونی؛
و هماهنگی با مدیریت شهری.
هدف:
هم حقوق کسبه حفظ شود و هم مسئله اجتماعی دستفروشی به شکل اصولی مدیریت شود.
شسم
احیای ظرفیت اجتماعی و خیریه اصناف
اصناف فقط بازار نیست.
یک خانواده بزرگ اجتماعی است.
هر ظرفیت خیریه، رفاهی یا حمایتی وابسته به اصناف باید شفاف بررسی شود:
منابع چیست؟
ساختار چگونه است؟
چه خدماتی ارائه میشود؟
و چه تعداد از اعضای خانواده اصناف میتوانند از آن استفاده کنند؟
اگر ظرفیت بلااستفادهای وجود دارد، باید برای فعالسازی آن برنامه داشت.
هدف:
تبدیل سرمایه اجتماعی اصناف به یک پشتوانه واقعی برای اعضای این خانواده.
هفتم
اتاق داده و رصد اقتصادی بازار
تصمیمگیری بدون اطلاعات، تصمیمگیری دقیق نیست.
اتاق باید بتواند اطلاعات واقعی و بهروز از وضعیت اصناف جمعآوری کند:
رکود؛
هزینهها؛
مشکلات تأمین؛
سرمایه در گردش؛
مالیات؛
بیمه؛
مجوزها؛
و سایر موانع کسبوکار.
سپس بر اساس این دادهها، گزارشهای کارشناسی تهیه شود.
یعنی
قبل از مطالبهگری، مسئله را دقیق اندازه بگیریم.
هشتم
میز واحد پیگیری مشکلات اصناف
کاسب نباید برای یک مشکل، ماهها بین چند دستگاه سرگردان باشد.
یک میز تخصصی باید مشکلات را دریافت و مسیر قانونی پیگیری را مشخص کند.
هدف این نیست که اتاق جای دستگاههای اجرایی را بگیرد.
هدف این است که اصناف در پیگیری مسائل خود سازمانیافتهتر عمل کنند.
نهم
اتاق باید گزارش عملکرد دورهای داشته باشد
یکی از مهمترین اصول مدیریت مدرن:
گزارش بدهیم چه وعدهای داده شد و چه اتفاقی افتاد.
هر دوره باید گزارش مشخص داشته باشد:
چه تعداد پرونده ثبت شد؟
چه تعداد پیگیری شد؟
چه تعداد به نتیجه رسید؟
چه تعداد همچنان باز است؟
مانع کجاست؟
مسئول پیگیری کیست؟
این همان چیزی است که اعتماد میسازد.
دهم
مشارکت بزرگان و نسل جدید
بزرگان بازار را نباید کنار گذاشت.
جوانان را هم نباید پشت در نگه داشت.
ما به هر دو نیاز داریم.
پیشکسوتان، تجربه دارند.
جوانان، انرژی، فناوری و نگاه تازه دارند.
بنابراین ساختار مشورتی باید بهگونهای باشد که تجربه و نوآوری در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
یازدهم
ارتباط پیوسته و مستقیم ۷۱ صنف
یکی از مهمترین کارها، بازسازی ارتباطات است.
نه ارتباطات مناسبتی.
نه فقط جلسههای رسمی.
بلکه ارتباط مستمر و پویا
هر اتحادیه باید بداند مشکلات اتحادیههای دیگر چیست.
باید بتواند تجربه خود را منتقل کند.
و از تجربه دیگران استفاده کند.
۷۱ اتحادیه نباید ۷۱ جزیره جدا از هم باشند.
باید یک شبکه بسیار بسیار قدرتمند باشند.
دوازدهم
ارتباط حرفهای با مجلس و دستگاههای تصمیمگیر
اصناف باید مسائل خود را از مسیر قانونی و حرفهای پیگیری کند.اما این ارتباط نباید شخصی و مقطعی باشد.
باید نهادمند، کارشناسی و مبتنی بر سند باشد.
اگر یک قانون مشکل ایجاد میکند، پیشنهاد اصلاح آن باید آماده شود.
اگر یک دستورالعمل مشکل دارد، باید مستند شود.
اگر یک مانع اداری وجود دارد، باید دقیقاً مشخص شود.
مطالبهگری قدرتمند یعنی:
«این مشکل وجود دارد؛
این تعداد صنف درگیر آن هستند؛
این آثار اقتصادی را ایجاد کرده؛
و این راهحل پیشنهادی ماست.»
این زبان، زبان حرفهای گفتوگو با تصمیمگیران است.
سیزدهم
پایان مدیریت جزیرهای
هیچ رئیس اتحادیهای نباید احساس کند مسائلش فقط مسئله خودش است.
وقتی یک مشکل در چند صنف تکرار میشود، باید تبدیل به پرونده مشترک اصناف شود.
وقتی یک قانون چندین صنف را تحت تأثیر قرار میدهد، باید پاسخ نیز جمعی باشد.
وقتی یک تصمیم شهری بر بازار اثر میگذارد، باید نظر اصناف نیز شنیده شود.
این یعنی انسجام.
چهاردهم
اتاق شفاف؛ اتاق پاسخگو
شفافیت فقط درباره پول نیست.
شفافیت یعنی:
تصمیمها مشخص باشند.
مسئولیتها مشخص باشند.
فرآیندها مشخص باشند.
گزارشها منتشر شوند.
و اعضا بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
اتاق اصناف باید برای اصناف قابل مشاهده باشد.
اما همه اینها بدون یک اصل، ممکن نیست:
«کنار هم بودن.»
اگر ۷۱ صنف هرکدام راه خودشان را بروند، مشکلات بزرگتر میشوند.
اگر کنار هم باشیم، اطلاعات داریم.
تجربه داریم.
کارشناس داریم.
ظرفیت اجتماعی داریم.
ظرفیت اقتصادی داریم.
و مهمتر از همه:
یک صدای منسجم داریم.
فراخوان خانواده بزرگ اصناف تبریز
امروز یک دعوت روشن دارم.
نه دعوت به شعار.
نه دعوت به اختلاف.
نه دعوت به حذف یکدیگر.
بلکه دعوت به ساختن دوباره ارتباط میان اصناف.
از همه روسای اتحادیهها میخواهم مسائل واقعی صنف خود را روی میز بگذارند.
از پیشکسوتان میخواهم تجربهشان را وارد میدان کنند.
از جوانان میخواهم ایدههای تازه بیاورند.
از کارشناسان اقتصادی، حقوقی و صنفی میخواهم راهحل ارائه کنند.
و از همه فعالان بازار میخواهم یک سؤال ساده را جدی بگیرند:
«اگر قرار باشد اصناف تبریز پنج سال دیگر قدرتمندترین، منسجمترین و اثرگذارترین باشد، از امروز چه چیزی باید تغییر کند؟»
این سؤال را باید به یک گفتوگوی عمومی صنفی تبدیل کنیم.
بیایید مشکلات را پنهان نکنیم.
بیایید اختلافنظرها را تبدیل به گفتوگو کنیم.
بیایید تجربه بزرگان را با انرژی جوانان ترکیب کنیم.
بیایید برای مالیات، بیمه، دستفروشان، سرمایه در گردش، افزایش درامدهای اتاق و اعتبار و قدرت اتاق و در نهایت مجوزها و سایر مشکلات،پرونده، برنامه و راهحل مشخص و هوشمندانه داشته باشیم.
و حرف آخر…
تبریز، بازار دارد.
اصناف دارد.
تجربه دارد.
سرمایه انسانی دارد.
۷۱ اتحادیه دارد.
هزاران کسبوکار دارد.
و پشت این مجموعه، خانوادههای بسیار زیادی ایستادهاند.
پس مشکل اصلی ما کمبود ظرفیت نیست.
مشکل، پراکندگی ظرفیتهاست.
و راهحل آن هم روشن است:
انسجام.
انسجام برای تصمیمگیری.
انسجام برای مذاکره.
انسجام برای مطالبهگری.
انسجام برای حل مسئله.
و انسجام برای ساختن آینده.
بیایید از امروز یک جمله را جدی بگیریم:
۷۱ صنف، ۷۱ جزیره نیستند.
۷۱ صنف، یک خانواده بزرگاند و رو به رشد و ترقی
و این خانواده زمانی قدرتمند میشود که کنار هم بایستد، با هم گفتوگو کند، با سند مطالبه کند و نتیجه کار را از مدیران خود بخواهد.
قدرت واقعی اصناف، در اتحاد آگاهانه و سازمانیافته آن است.
اتاق قدرتمند، با شعار ساخته نمیشود؛ با برنامه، شفافیت، تخصص، پیگیری و پاسخگویی ساخته میشود.
این نقطه شروع است.
از پراکندگی به انسجام و درآمد
از گلایه به برنامه ریزی اصولی
از برنامه به اقدام سریع و هوشمندانه
و از اقدام به نتیجه نهایی
