<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" 
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: آموزه‌های مزدافر مومنی	</title>
	<atom:link href="https://www.mazyarmir.com/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.mazyarmir.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/</link>
	<description>مرجع انتخابات، مذاکره و زبان بدن ایران</description>
	<lastBuildDate>Tue, 08 Sep 2026 07:34:43 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	
	<item>
		<title>
		توسط: دکتر مازیار میر		</title>
		<link>https://www.mazyarmir.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-3011</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر مازیار میر]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Oct 2025 08:55:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.mazyarmir.com/?p=155534#comment-3011</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;https://www.mazyarmir.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-3005&quot;&gt;دکتر مرتضوی&lt;/a&gt;.

سلام و درود 
..... و اما بعد .....در دفاع از علم، عقل و مسئولیت اخلاقی دانش
ممنونم از پیامتان اما من فکر می کنم که در دنیایی که اطلاعات به سرعت گسترش می‌یابد،ولی فهم عمیق کاهش می‌یابد، یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها، لباس‌پوشاندن رنگارنگ  شبه‌علم به لباس علم است. این کار نه‌تنها گمراه‌کننده بلکه خیانت است، به‌طور سیستماتیک، اعتماد عمومی به دانش واقعی را کاملا تخریب می‌کند. زمانی که مفاهیمی مانند «میدان انرژی ذهن»، «شعور سلولی» یا «ابعاد فراتر از فضا-زمان» بدون هیچ پشتوانه‌ی تجربی، ریاضی یا منطقی، به‌عنوان «دانش جدید» عرضه می‌شوند، ما نه‌تنها با یک اشتباه مواجهیم، بلکه با **سرقت از عقل عمومی... کاری که محمدعلی طاهری با عرفان نمود و الان فراری است و....
علم، برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، یک بازار آزاد برای هرگونه ادعای ذهنی نیست. علم، سیستمی بسیار سخت‌گیرانه است که بر سه ستون استوار است:  
۱. قابلیت آزمون‌پذیری دارد (Testability)  
۲. قابلیت ابطال‌پذیری دارد (Falsifiability)  
۳. تکرارپذیری نتایج داشته و دارد (Reproducibility)
هر ادعایی که از این سه معیار فاصله بگیرد—هرچقدر هم که با اصطلاحات فنی یا استعاره‌های شاعرانه بیان شود—در حوزه‌ی علم جایی ندارد. این، بهیچ وجه نه یک نظر شخصی، بلکه قانون بنیادین فلسفه‌ی علم است؛ قانونی که از کارل پوپر تا توماس کوهن و امروزه تا هر فیلسوف یا دانشمند معتبری، تأیید شده است.
نکته دوم : سوء برداشت از فیزیک کوانتوم: یک بیماری فکری مدرن و سرطان امروز افکار است
یکی از رایج‌ترین ترفند‌های شبه‌علم،استعاره‌برداری از فیزیک کوانتوم است. اما حقیقت این است:  
&#062;فیزیک کوانتوم، برای توصیف رفتار ذرات زیراتمی در شرایط بسیار خاص طراحی شده است—نه برای توجیه باورهای معنوی، توان ذهنی یا ارتباط با «جهان‌های دیگر».
استفاده از عباراتی مانند «ارتعاش کوانتومی ذهن» یا «همبستگی کوانتومی در روابط عاطفی»، نه‌تنها غلط علمی است، بلکه تحقیری از دانشمندانی است که عمر خود را روی این مباحث گذاشتند و سال‌ها در آزمایشگاه‌های سخت، با دقت میکروسکوپی، قوانین این جهان را کشف کرده‌اند. این نوع استعاره‌ها، شبیه به این است که بگوییم «قلب من مثل یک موتور جت است» و سپس ادعا کنیم که مهندسی هوافضا را درک می‌کنیم!
نکته سوم : 
روانشناسی زرد: وعده‌های پوچ و تو خالی به قیمت سلامت روان جامعه
روانشناسی علمی، بر پایه‌ی دهه‌ها پژوهش بالینی، آزمایش‌های کنترل‌شده و روش‌های مبتنی بر شواهد (Evidence-Based) بنا شده است. در مقابل، آنچه امروزه به‌عنوان «روانشناسی زرد» شناخته می‌شود، وعده‌های سریع، ساده‌گرا و غیرواقعی می‌دهد:  
- «فقط ذهن خود را تغییر بده، همه چیز عوض می‌شود.»  
- «سلول‌هایت از تو می‌شنوند.»  
- «با تمرین ذهنی، بیماری‌های جسمی را درمان کن.» دقیقا... کلام این فرد است توی اینستاگرام که دروغی بزرگ است
این گونه ادعاها نه‌تنها بی‌اساسند، بلکه مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی را تضعیف می‌کنند و می‌توانند منجر به تاخیر در درمان واقعی، افزایش رنج فردی و حتی فاجعه‌های سلامتی شوند. روانشناسی واقعی، درمان را با وعده‌های خیالی نمی‌فروشد؛ بلکه با درک پیچیدگی‌های ذهن انسان، راه‌های عملی و اثبات‌شده‌ای ارائه می‌دهد.
نکته چهارم : امان از چاکرا....
چاکرا، ابعاد پنجم و دیگر خیال‌پردازی‌های «علمی‌شده»تمام موارد بر اساس سخنرانی ها فیلمهای ایشان و شاگردانی که مثل شما به من تاختند و فیلمهاب ایشان سخنرانی های ایشان را برایم فرستادند و موجود است برداشت شده است.
آری مفاهیمی مانند چاکرا یا ابعاد معنوی، ممکن است در چارچوب‌های فلسفی، عرفانی یا دینی، جایگاهی داشته باشند. اما وقتی این مفاهیم را بدون هیچ شاهدی، به‌عنوان «علم جدید» به عموم مردم عرضه کنیم، دیگر دین یا فلسفه نیست—بلکه فریب است.
علم، هرگز تاکید می کنم هرگز ادعایی را بدون شواهد قبول نمی‌کند—حتی اگر آن ادعا «زیبا» یا «آرامش‌بخش» باشد. زیبایی یک ایده، معیاری برای درستی آن نیست. در واقع، تاریخ علم پر از ایده‌های زیبا ولی غلط است: زمین مرکز جهان، اتر نور، نیروی حیات... همه‌ی آن‌ها زیبا بودند—اما غلط.
نکته پنجم :
 مسئولیت اخلاقی در برابر دانش
اگر کسی واقعاً به دنبال «آگاهی» و «حقیقت» است، باید بپذیرد که:  - حقیقت، همیشه راحت نیست- دانش، همیشه سرگرم‌کننده نیست.- آگاهی واقعی، از طریق تردید، نقد و شک ساخته می‌شود—نه از طریق پذیرش کورکورانه‌ی ادعاهای جذاب.
هر کسی که بدون شواهد، بدون روش، بدون پاسخگویی، وعده‌ی «تحول ذهنی» یا «درک جهانی جدید» می‌دهد، نه مربی است، بلکه بازاریابِ نادانی است. و هر کسی که به جای آموزش تفکر انتقادی، به مردم می‌آموزد که «به ذهنشان اعتماد کنند» بدون اینکه بدانند ذهن چقدر فریب‌پذیر است، نه راهنمای است، بلکه راه‌گم‌کن.
فکر می کنم در پایان ذکر این مهم را هم واجب می دانم که :
علم، عشق به حقیقت است—نه به خودِ حقیقتِ خیالی و نه درامد سازی صددردصد...
علم، نه یک دین است، نه یک ایدئولوژی، و نه یک اعتقاد خشک و توخالی و نه حتی یک ابزار برای ثروت یا شهرت. علم، عشقی است به حقیقت—حتی اگر آن حقیقت، تلخ باشد. و این عشق، نیازمند صداقت، فروتنی و شجاعت است—نه نیازمند کاریزمای صحنه یا وعده‌های طلایی.
اگر ما به عنوان جامعه، اجازه دهیم که شبه‌علم جای علم را بگیرد، نه‌تنها پیشرفت را از دست می‌دهیم، بلکه آینده‌ی فرزندانمان را به خطر می‌اندازیم—آینده‌ای که باید بر پایه‌ی عقل، نه خیال، ساخته شود. اگر کسی واقعاً می‌خواهد «آزاد» باشد، اولین قدمش باید رهایی از اسارتِ ادعاهای بی‌اساس باشد. آزادی واقعی، در شناخت محدودیت‌های ذهن و جهان است—نه در فرار به دنیاهای خیالی که هیچ‌گاه وجود نداشته‌اند.جهل و نادانی را هرگز نمی توان با جهل درمان نمود یادمان باشدجهل را فقط با دانش درمان می‌کنند.کمترین بندگان خدا 

مازیارمیر 28 مهر 1404 ساعت 4.30 بامداد بماند به یادگار]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="https://www.mazyarmir.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-3005">دکتر مرتضوی</a>.</p>
<p>سلام و درود<br />
&#8230;.. و اما بعد &#8230;..در دفاع از علم، عقل و مسئولیت اخلاقی دانش<br />
ممنونم از پیامتان اما من فکر می کنم که در دنیایی که اطلاعات به سرعت گسترش می‌یابد،ولی فهم عمیق کاهش می‌یابد، یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها، لباس‌پوشاندن رنگارنگ  شبه‌علم به لباس علم است. این کار نه‌تنها گمراه‌کننده بلکه خیانت است، به‌طور سیستماتیک، اعتماد عمومی به دانش واقعی را کاملا تخریب می‌کند. زمانی که مفاهیمی مانند «میدان انرژی ذهن»، «شعور سلولی» یا «ابعاد فراتر از فضا-زمان» بدون هیچ پشتوانه‌ی تجربی، ریاضی یا منطقی، به‌عنوان «دانش جدید» عرضه می‌شوند، ما نه‌تنها با یک اشتباه مواجهیم، بلکه با **سرقت از عقل عمومی&#8230; کاری که محمدعلی طاهری با عرفان نمود و الان فراری است و&#8230;.<br />
علم، برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، یک بازار آزاد برای هرگونه ادعای ذهنی نیست. علم، سیستمی بسیار سخت‌گیرانه است که بر سه ستون استوار است:<br />
۱. قابلیت آزمون‌پذیری دارد (Testability)<br />
۲. قابلیت ابطال‌پذیری دارد (Falsifiability)<br />
۳. تکرارپذیری نتایج داشته و دارد (Reproducibility)<br />
هر ادعایی که از این سه معیار فاصله بگیرد—هرچقدر هم که با اصطلاحات فنی یا استعاره‌های شاعرانه بیان شود—در حوزه‌ی علم جایی ندارد. این، بهیچ وجه نه یک نظر شخصی، بلکه قانون بنیادین فلسفه‌ی علم است؛ قانونی که از کارل پوپر تا توماس کوهن و امروزه تا هر فیلسوف یا دانشمند معتبری، تأیید شده است.<br />
نکته دوم : سوء برداشت از فیزیک کوانتوم: یک بیماری فکری مدرن و سرطان امروز افکار است<br />
یکی از رایج‌ترین ترفند‌های شبه‌علم،استعاره‌برداری از فیزیک کوانتوم است. اما حقیقت این است:<br />
&gt;فیزیک کوانتوم، برای توصیف رفتار ذرات زیراتمی در شرایط بسیار خاص طراحی شده است—نه برای توجیه باورهای معنوی، توان ذهنی یا ارتباط با «جهان‌های دیگر».<br />
استفاده از عباراتی مانند «ارتعاش کوانتومی ذهن» یا «همبستگی کوانتومی در روابط عاطفی»، نه‌تنها غلط علمی است، بلکه تحقیری از دانشمندانی است که عمر خود را روی این مباحث گذاشتند و سال‌ها در آزمایشگاه‌های سخت، با دقت میکروسکوپی، قوانین این جهان را کشف کرده‌اند. این نوع استعاره‌ها، شبیه به این است که بگوییم «قلب من مثل یک موتور جت است» و سپس ادعا کنیم که مهندسی هوافضا را درک می‌کنیم!<br />
نکته سوم :<br />
روانشناسی زرد: وعده‌های پوچ و تو خالی به قیمت سلامت روان جامعه<br />
روانشناسی علمی، بر پایه‌ی دهه‌ها پژوهش بالینی، آزمایش‌های کنترل‌شده و روش‌های مبتنی بر شواهد (Evidence-Based) بنا شده است. در مقابل، آنچه امروزه به‌عنوان «روانشناسی زرد» شناخته می‌شود، وعده‌های سریع، ساده‌گرا و غیرواقعی می‌دهد:<br />
&#8211; «فقط ذهن خود را تغییر بده، همه چیز عوض می‌شود.»<br />
&#8211; «سلول‌هایت از تو می‌شنوند.»<br />
&#8211; «با تمرین ذهنی، بیماری‌های جسمی را درمان کن.» دقیقا&#8230; کلام این فرد است توی اینستاگرام که دروغی بزرگ است<br />
این گونه ادعاها نه‌تنها بی‌اساسند، بلکه مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی را تضعیف می‌کنند و می‌توانند منجر به تاخیر در درمان واقعی، افزایش رنج فردی و حتی فاجعه‌های سلامتی شوند. روانشناسی واقعی، درمان را با وعده‌های خیالی نمی‌فروشد؛ بلکه با درک پیچیدگی‌های ذهن انسان، راه‌های عملی و اثبات‌شده‌ای ارائه می‌دهد.<br />
نکته چهارم : امان از چاکرا&#8230;.<br />
چاکرا، ابعاد پنجم و دیگر خیال‌پردازی‌های «علمی‌شده»تمام موارد بر اساس سخنرانی ها فیلمهای ایشان و شاگردانی که مثل شما به من تاختند و فیلمهاب ایشان سخنرانی های ایشان را برایم فرستادند و موجود است برداشت شده است.<br />
آری مفاهیمی مانند چاکرا یا ابعاد معنوی، ممکن است در چارچوب‌های فلسفی، عرفانی یا دینی، جایگاهی داشته باشند. اما وقتی این مفاهیم را بدون هیچ شاهدی، به‌عنوان «علم جدید» به عموم مردم عرضه کنیم، دیگر دین یا فلسفه نیست—بلکه فریب است.<br />
علم، هرگز تاکید می کنم هرگز ادعایی را بدون شواهد قبول نمی‌کند—حتی اگر آن ادعا «زیبا» یا «آرامش‌بخش» باشد. زیبایی یک ایده، معیاری برای درستی آن نیست. در واقع، تاریخ علم پر از ایده‌های زیبا ولی غلط است: زمین مرکز جهان، اتر نور، نیروی حیات&#8230; همه‌ی آن‌ها زیبا بودند—اما غلط.<br />
نکته پنجم :<br />
 مسئولیت اخلاقی در برابر دانش<br />
اگر کسی واقعاً به دنبال «آگاهی» و «حقیقت» است، باید بپذیرد که:  &#8211; حقیقت، همیشه راحت نیست- دانش، همیشه سرگرم‌کننده نیست.- آگاهی واقعی، از طریق تردید، نقد و شک ساخته می‌شود—نه از طریق پذیرش کورکورانه‌ی ادعاهای جذاب.<br />
هر کسی که بدون شواهد، بدون روش، بدون پاسخگویی، وعده‌ی «تحول ذهنی» یا «درک جهانی جدید» می‌دهد، نه مربی است، بلکه بازاریابِ نادانی است. و هر کسی که به جای آموزش تفکر انتقادی، به مردم می‌آموزد که «به ذهنشان اعتماد کنند» بدون اینکه بدانند ذهن چقدر فریب‌پذیر است، نه راهنمای است، بلکه راه‌گم‌کن.<br />
فکر می کنم در پایان ذکر این مهم را هم واجب می دانم که :<br />
علم، عشق به حقیقت است—نه به خودِ حقیقتِ خیالی و نه درامد سازی صددردصد&#8230;<br />
علم، نه یک دین است، نه یک ایدئولوژی، و نه یک اعتقاد خشک و توخالی و نه حتی یک ابزار برای ثروت یا شهرت. علم، عشقی است به حقیقت—حتی اگر آن حقیقت، تلخ باشد. و این عشق، نیازمند صداقت، فروتنی و شجاعت است—نه نیازمند کاریزمای صحنه یا وعده‌های طلایی.<br />
اگر ما به عنوان جامعه، اجازه دهیم که شبه‌علم جای علم را بگیرد، نه‌تنها پیشرفت را از دست می‌دهیم، بلکه آینده‌ی فرزندانمان را به خطر می‌اندازیم—آینده‌ای که باید بر پایه‌ی عقل، نه خیال، ساخته شود. اگر کسی واقعاً می‌خواهد «آزاد» باشد، اولین قدمش باید رهایی از اسارتِ ادعاهای بی‌اساس باشد. آزادی واقعی، در شناخت محدودیت‌های ذهن و جهان است—نه در فرار به دنیاهای خیالی که هیچ‌گاه وجود نداشته‌اند.جهل و نادانی را هرگز نمی توان با جهل درمان نمود یادمان باشدجهل را فقط با دانش درمان می‌کنند.کمترین بندگان خدا </p>
<p>مازیارمیر 28 مهر 1404 ساعت 4.30 بامداد بماند به یادگار</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر مرتضوی		</title>
		<link>https://www.mazyarmir.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/#comment-3005</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر مرتضوی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Oct 2025 11:16:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.mazyarmir.com/?p=155534#comment-3005</guid>

					<description><![CDATA[دکتر شما سوابق پژوهی که در اینترنت قرار دادین خارج از مباحثی است که مورد بحث آقای مزدافر و سمینارهای ایشان هستش ، برای بالا رفتن سئو سایتتون نیازی نیست بدون سند و مدارک صرفا یه انسان و دانش و آگاهی که کسب کرده را تخریب کنید تا خودتون و سایتتون بالا بکشید
 دور از شأن فردی چون شما با سوابق ارزشمندتان است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دکتر شما سوابق پژوهی که در اینترنت قرار دادین خارج از مباحثی است که مورد بحث آقای مزدافر و سمینارهای ایشان هستش ، برای بالا رفتن سئو سایتتون نیازی نیست بدون سند و مدارک صرفا یه انسان و دانش و آگاهی که کسب کرده را تخریب کنید تا خودتون و سایتتون بالا بکشید<br />
 دور از شأن فردی چون شما با سوابق ارزشمندتان است.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
